خودکشی از ترس جنگ !
بازار امروز هم با بی عملی و بی رمقی تمام عیار در حالی که از ترس جنگ در جا خودکشی و فروش در صفوف فروش بود به کارخود پایان داد . حالا یک نکته واقعا برای ما سوال است ترامپ همه را بین زمین و اسمان نگه داشته و همه در تردید هستند! عزیزان و مسئولان و صندلی نشینان سازمان چرا دچار تردید شدند ؟! به واقع نکند انها چیزی می بینند و میدانند که بقیه نمیدانند ؟! این حجم بی عملی و بی عرضگی در مواجه با بازار از کجا می آید ؟! این بیعملی متولیان و تصمیمسازان و تصمیمگیرندگان در این روزهارا کجای دلمان بگذاریم ؟!
به قول یکی سهامدار بدبخت دست رو دست گذاشته و نگاه میکند !شما چرا کاری نمیکنید و فقط دست روی دست گذاشته و ما را نگاه میکنید؟! نقش صندوق های حمایتی کجاست ؟!پولشان تمام شده باید زودتر می جنبیدید واقعا فکر این بحران را نمیکردید اگر نمیکردید که به نظر نشستن روی این صندلی برای شما زیاد است نه فکر کنید روی صحبت فقط با سازمان بورس است خیر سایر حقوقی ها و دولتی ها هم همین شرایط را دارند … مملکت را به بن بست رسانده اید و حالا هم تماشاچی شرایط هستید …
از سوی دیگر امروزو این روزها بودجه نیز همان دردهمیشگی را یاداوری میکند امروز مفصل ترددر مورد این موضوع صحبت میکنیم ولی بازاری که بد بین شود هر عاملی را منفی بافی میکند و امروز از مالیات ها غول جدیدی برای کاهش ساخته است و از سوی دیگر هنوز ابهامات مختلف حتی در استانه مذاکرات فعلی ذهن بازار را تسخیر کرده است
بازاری سیاست زده شرایط این چنینی را به وجود می آورد و باعث شده تا ناامیدی در بین فعالان بازار افزایش یابد درد آنجاست که این ناامیدی در نقطهای بروز میکند که از نظر فضای بنیادی در یکی از بهترین تاریخیترین نقاط بنیادی بازار قرار داریم به واقع اگر جریان سودسازی و فروش شرکتها با همین شیب ادامه داشته باشد و این داستان های مالیات و … آزار دهنده پیش نرود پی بهای فوروارد بسیاری از شرکتها به زیر ۳ رسیده که در تاریخ بازار این اعداد بیسابقه بوده است ارزش دلاری بازار هم مدام در حال سوراخ کردن کف تاریخی خود است و همه آمار و ارقام حاکی از این دارد که بازار در نقاطی قرار گرفته که اگر عقل سلیم را کمی مبنا قرار دهیم فروش منطقی نیست اما این را هم فراموش نکنیم که وزنه سنگین سیاست به پای او بسته شده و هر روز صبح او را در بخش عمیق استخر می اندازد و اخر وقت بازار خسته و دست و پا زنان فقط تلاش میکند روی آب بماند تا نفس بکشد و دنیای سیاست او را پایین نکشد …
این حال و روز بازار ماست و امروز هم به واسطه این اتفاقات و رویدادها اعم از سیاسی و اقتصادی و مالیاتی و بودجه ای شرایط نسبتا پر عرضه ای را داشتیم و اصلاً به نظر مشکل بازار در حال حاضر این مازاد عرضه نیست مشکل این است که اصلاً تقاضایی ترغیب به خرید و حضور در بازار نمیشود.ابهامات بودجه ای هم نور علی نور در این فضای تاریک و کم نور شده است
بسیاری بر این عقیدهاند که شرایط فعلی ما با شرایط روزهای شهریور و مهر شبیه است و خیلی زود بازار درست همان رفتار را تکرار خواهد کرد اما چند نکته لازم است بیان کنیم
نکته اول جنس ریسکهای مقطع فعلی با آن مقطع متفاوت است اصلاً بهتر است بگوییم بازار در آن مقطع از ترس وقوع همین روزها !!، آن ریسکها را در قیمتها لحاظ میکرد و میفروخت که این روزها را نبیند و امروز شاهد آن هستیم !! پس به بازار حق بدهید که مقایسه این دو را با هم با کمی چاشنی بدبینی پیش ببرد ریسکهایی که در حال حاضر بازار را احاطه کرده اتفاقات کوچکی نیست جنگ تحریم فشار اقتصادی و انواع و اقسام رویدادها در یک قدمی بازار است و سایه آن هر روز روی سر سهامداران سنگینی میکند
.از همین رو بر این عقیدهایم کار به این راحتی و آسانیها نیست اما شباهتهای بسیار زیادی هم وجود دارد حرف امروز ما روی این مدل سازی و شبیه کردن نیست به هر حال بازار باید این بحران را مدیریت کند در حال حاضر بی تعارف آن چیزی که ما در چهره و رفتار عزیزان در نهادهای ناظر و سازمان و حقوقی ها میبینیم این است که وقتی بحران را می بینند معتقدند خب چکار کنیم ؟!!
خودش خشک میشود میافتد
یعنی درست به مانند قبل قیمتها به جایی میرسد که دیگر فروش ندارد فروشنده از فروش خسته شده اصلاح زمانی رخ میدهد و به هر حال بازار هم کم کم با روشنتر شدن ابعاد اتفاقات سیاسی گارد خرید میگیرد و درست میشود این فضا ممکن است یک ماه طول بکشد ممکن است یک هفته آنها همه چیز را به امید اتفاقات رها کردند و معتقدند آنچه بر اساس تحولات سیاسی آسیب دیده فقط و فقط با خبرهای سیاسی درست میشود . در واقع انها هم مثل بقیه تماشاچیان خوبی می شوند !! و با خود می گویند این یک فقره هم که دست ما نیست چه کار کنیم ؟! صیدی را بفرستیم با ترامپ صحبت کند ؟!! پس چارهای نداریم جز اینکه تماشاچی باشیم و دقیقاً این رفتار تماشاچی بودن به خریداران دیگر بازار نیز سرایت میکند این مسیریست که در حال حاضر پیش گرفتیم…
برخی هم معتقدند زمان همه چیز را درست میکند
استدلال جالبی است جواب هم میدهد اما انرژی و پولی که از سهامداران میرود را نگاه نمیکند اما در هر صورت بله گذر زمان میتواند همه چیز را درست کند یا به هر حال موضوع جایی خاتمه پیدا میکند و تکلیف روشن میشود و یا بازار میبیند که این بازی موش و گربه مذاکره و تهدید ادامه داشته و خیلی هم اتفاق خاصی رخ نمیدهد و درست در همین شرایط است که کم کم جریان پول وزن کشی بین ارزندگی قیمتها و خبرها را لحاظ میکند و اقدام به خرید میکند درست شبیه روزهای شهریور و مهر گذشته اما یک بخش سومی هم وجود دارد …
بخش سوم به ما میگوید که حداقل کمی دست بجنبانید و تحرکی داشته باشید تا امیدوار شویم در حال کار روی بازار هستید و به فکر هستید و معتقدیم مهمترین عمل طی این شرایط این است که حقوقیهایی که منابع لازم برای خرید دارند را پای کار بیاورید بی تعارف بازار اصلاً جای خطرناکی نیست قیمتها جایی است که میتواند جذاب باشد حجم صفوف فروش اعداد قوی نیست به جرات میتوان گفت کل این بازی اگر خبر منفی عجیب و غریبی نرسد با کمتر از ۲۰ همت جمع و جور میشود اما در این موضوع نیز به نظر انگیزههای لازم برای کمک به بازار دیده نمیشود و اصلاً درک درستی از بحران ایجاد شده توسط حاکمیت وجود ندارد .
به هر حال باید سریعتر مسیر روشن شود اما به عنوان کسی که هر روز بازار را نگاه میکند و با قیمتها و سودها سر کار دارد معتقدیم اگر چالش اقتصادی داخلی و بیرونی عجیبی رخ ندهد ما به نقاطی رسیدیم که کم کم باید شاهد واکنشهای برگشتی باشیم نمیگوییم بازار از اینجا یک رالی را آغاز کند خیر اما معتقدیم اگر چالشهای عجیبی نداشته باشیم میتوان به برگشت قریب الوقوع امیدوار بود این چالشهای عجیب شامل مواردی مانند تغییرات خاص در بودجه که به ضرر بازار تمام شود گزارشهای ماهانه ضعیف که در اسفند منتشر خواهد شد و یا تصمیمات عجیب تحریمی و محاصره اقتصادی و فشار بر ایران که کار را پر چالش خواهد کرد به هر حال باید پذیرفت که این بار کمی شرایط متفاوت است و رفتار بازار هم ممکن است متفاوت باشد
و در آخر این را هم بیان کنیم که معتقدیم نهاد ناظر و سیاستگذار یعنی دولت آنقدر غرق در مشکلات عجیب و غریب است که اصلاً بازار سرمایه کتف او هم حساب نمیشود حقیقت امر از رئیس سازمان و دستاندرکاران این انتظار را داریم که با مراجعه به وزیر اقتصادو رئیس کل بانک مرکزی که خود زیر و بم بازار را میداندموضوع را در میان گذاشته و شرایط را حداقل برای آنها توضیح دهند به نظر راه حل این موضوع میتواند با یک خرد جمعی بین این نهاده نمیگوییم حل شود حداقل عمق بحران را کمتر و سرعت حرکت به سمت حل آن را بیشتر کند
بگذریم و سراغ بخش دوم برویم که هرچه با خود فکر کردیم نتوانستیم بپذیریم که نباید آن را بیان کنیم طی این چند هفته اخیر بعد از جریان اعتراضات دوباره سراغ همان نظریه قدیمی رفتیم که ترس بازار از اعتراضات درست بوده به این واسطه که سیاستمداران نشان دادند که همیشه بعد از این جریانها مملکت را گران اداره خواهند کرد و این گرانی برای ما بورسیها تبعات زیادی دارد هنوز جمله خشک نشده بود که خبرهای مجلس آن را تایید کرد !!
گران اداره کردن مملکت یعنی چه یعنی آن صدا و سیمایی که در این همه مدت فریاد زده !!! بودجه میخواهد … آن کسی که در خیابان به اصطلاح خود نظم را برقرار کرده بودجه میخواهد !! آن کسی که قرار است از این پس شرایط را بهبود دهد بودجه میخواهد و تمام اینها در مقابل فضایی قرار دارد که نباید مردم را عصبانی کرد نباید تصمیمات غیر اقتصادی گرفت نباید به سمت اصلاحات اقتصادی رفت چون احتمال شورش وجود دارد و همه و همه را میتوان دیروز در جملات تاج گردون دید که گفت ناچاریم برای جبران هزینهها مالیاتها و عوارضها را تغییر دهیم و این سرآغاز زدن جیب شرکتها در بازار سرمایه است رفتاری که در سالهای گذشته نیز تکرار شده چرا چون دولت حاضر به خرج کردن منایع دیگر و صرفه جویی نیست …
و همین جا نسبت به این موضوع هشدار میدهیم موضوع مالیات یکی از آنها بود بحثهای انرژی و نهادههای تولید و عوارض و انواع و اقسام دریافتیهای دولت موارد دیگر خواهد بود دولتی که حاضر نیست ساختار غلط هزینه کرد را اصلاح کند دست در جیب تولید و اقتصاد خواهد کرد یک چرخه غلط را دوباره تکرار میکند نتیجه چه میشود نتیجه میشود که معافیتهای مالیاتی که تاکنون وجود داشت دوباره کاهش خواهد یافت انواع و اقسام عوارض جیب شرکتها را میزنند و خلاصه بازی قدیمی تکرار خواهد شد
این همان ترسی است که از آن صحبت میکنیم که گران اداره شدن مملکت بعد از اعتراضات دودش به چشم ما بورسیها میرود حالا شاید با توجه به عقلانیت تیم اقتصادی شرایط و فشار این کار کمتر باشد و سوزش چشم ما نسبت به قبل کمتر باشد اما بعید است دیگران رفتار عاقلانه قبل تکرار شود همین حالا نیز برخی اسکولهای متفکر اقتصادی اعتراضات اخیر را به واسطه یکسان سازی سیاستهای ارزی میدانند در حالی که این بزرگترین کار دولت طی این مدت بوده اما همین طرز فکر ما را به سمتی میرود و میبرد که دولت جرات اصلاحاتی که بتواند در نهایت به سود اقتصاد باشد را انجام ندهد
بی تعارف یک راه بیشتر وجود ندارد
و آن هم این است که به حرف کارشناسان تن بدهید و گوش بدهید بودجههای اضافی و مازاد را دور بریزید اصلاحات اقتصادی را حتی اگر از همین امروز آغاز کنید باز هم دیر است بعید است که دولت دست به چنین کاری بزند اما به نظر چالشهای این موضوع دیر یا زود گریبان همه را خواهد گرفت و اولین گروه بازار سرمایه است ایجاد کسری بودجههای متناوب و پر نکردن آن با اصلاحات اقتصادی یعنی فشار بر هزینه شرکتها و از سوی دیگر بالا ماندن نرخ بهره و تورم و … تازه این در حالی است که هنوز تصمیمات پوپولیستی باقی مانده احتمالاً شاهد این خواهیم بود که برخی درآمدها و حقوقها به شکل متفاوتی اجرا شود که صد البته حق همه مردم است اما نه از جیب تولید کننده و بخش واقعی اقتصاد …
این درآمد و افزایش سطح درآمد باید از محل صرفهجویی و کاهش هزینههای خرج اضافی دولت صرف شود و حاکمیت بپذیرد که این مسیر اشتباه است تا وقتی چنین راهی را میرویم سرنوشت اقتصاد همین خواهد بود البته به نظر در موقعیتی قرار داریم که همه این موارد را میدانند اما کسی جرات تصمیم گیری ندارد اما به هر حال به عنوان کسانی که در بازار فعالیت میکند باید نسبت به این موضوع دقت و محافظهکاری بیشتری به خرج داد دولت بعد از اعتراضات آن دولت قبل نخواهد شد بیشک احتمال اینکه تصمیمات غیر عقلایی و غیر اقتصادی را بگیرد زیاد است امیدواریم اینطور نباشد اما صحنه فعلی هیچ روزنهای از اصلاح و تغییر ریل نشان نمیدهد
بتا سهم
تصمیمسازان و تصمیمگیرندگان/تصمیمسازان و تصمیمگیرندگان /تصمیمسازان و تصمیمگیرندگان /تصمیمسازان و تصمیمگیرندگان /تصمیمسازان و تصمیمگیرندگان /تصمیمسازان و تصمیمگیرندگان











