شراره های فروش !
امروز نمیدانیم این شراره های فروش از داغی بازار بود و به ادامه روند گرم شدن بازار کمک خواهد کرد یا از فردا همین شراره های دامن این خرمن را گرفته و کمی می سوزاند ولی هر چه بود یک حجم قوی و محکم را شاهد بودیم که نشان از دست به دست شدن و پویایی بازار داشت .
بازار نقطه نگران کننده ای نظر بنیادی ندارد ولی طبیعی است که هر چه جلوتر می رود برای تثبیت در این قیمت ها به اطلاعات و اتفاقات جدید تری احتیاج داشته باشد . عرضه های امروز در یک روند سالم و طبیعی بازار کاملا قابل پیش بینی بود و به نظر حتی اگر فردا هم شدت بگیرد اتفاق عجیبی رخ نداده است …
امروز بازار را در حالی آغاز کردیم که همچنان فضای مثبت ناشی از تورم و دلار یقه ریسکهای سیاسی را گرفته و او را رها نمیکند و مانع از افت و ریزش جدی بازار زیر فشار ریسک ها شده است البته در حوزه ریسکها نیز فعلاً همه چیز به حال خود رها شده این گوشه و کنار ایران موشک میزند اما طرف مقابل خیلی کار خاصی انجام نمیدهد البته همه معتقدند این شرایط انگار آتش زیر خاکستر است از سوی دیگر تحولات و اخبار دوگانهای در حوزه سیاسی منتشر شد که امروز آثار امیدوار کنندهای در بازار داشت یکی اخبار مربوط به عمان بود نشستی که قرار است فردا برگزار شود و دیگری میانجیگری چین برای مذاکره بین ایران و آمریکا …
البته ریسک ها هنوز سر جای خود باقی و اتفاق خاصی برای دنیای سیاست رخ نداده است . دلار هم اندکی کاهش یافت و تب آن برو برو ها سرد شد و البته بازار هم امروز آن جو هیجانی روز گذشته را نداشت و کمی شدت فشار فروش و عرضهها بیشتر بود .
یک نکته و یک سوال همیشه ذهن بسیاری از سهامداران را در این روزها درگیر کرده که اگر بر فرض دلار بازار و آزاد رو به کاهش بگذارد و یا متوقف شود بازار هم متوقف خواهد شد ؟!
قطعاً نمیشود به این گذاره پاسخ قطعی داد اگر توقف و یا کاهش نرخ ارز به واسطه کاهش ریسکهای سیاسی و رسیدن یک خبر مثبت باشد به نظر بازار مسیر خود را ادامه میدهد اما اگر صرفاً متوقف شدن و کاهش نرخ ارز بدون هیچ رویداد سیاسی رخ دهد بله ممکن است کمی انرژی بازار را کاهش دهد اما نکته مهم این است که از دید ما چشم بازار به دلار نیما خواهد بود و آنجا معتقدیم دولت از هر فرصتی برای کم کردن این فاصله استفاده خواهد کرد
پس ماجرای دلار بازار را اینطور باید دید که سرعت کاهش و متوقف شدن دلار قطعاً در بازار موثر خواهد بود اما در میان مدت بهترین و جذابترین سناریو برای بازار این است که اتفاقا دلار به واسطه کاهش ریسکهای سیاسی رشدش متوقف شده تورم انتظاری را کاهش دهد و دلار نیما فاصله خود را با دلار آزاد کم نماید اتفاقی که یک جهش سنگین سودآوری را در شرکتها رقم میزند اما به هر حال تا این نقطه به نظر فاصله زیادی داریم …
اما حال بازار بااین عرضه ها امروز کمی سردگم است و بهتر دیدیم در چنین فضایی دوباره ذهن را طبقه بندی کرده و به اقدامات در بازار بپردازیم …
امروز به بررسی یک سناریوی سه بخشی دیگر از دنیای سیاست و بازار میپردازیم که در آستانه پایان شهریور و وارد شدن به مهر و آبان میتواند سناریوی مهم حساس و حیاتی سهامداران باشد قبل از هر چیز بیان کنیم که معتقدیم مهر و آبان امسال یکی از پرخبرترین و پرحادثهترین ماههای سال خواهد بود که هم از بعد سیاسی و هم از بعد اقتصادی و هم بعد کدالی روزها و هفتههای پرخبری را نشان خواهد داد اتفاقی که احتمالاً با گزارشهای ماهانه آغاز شده با گزارشهای میان دورهای تمام میشود و دوباره ماهانه ماه مهر را در ابتدای آبان خواهیم دید و پس از آن هم در روزهای ابتدای آبان دو انتخابات مهم اسرائیل و آمریکا فضای سیاست را دستخوش تغییر خواهد کرد روزهای حساسی در پیش است و به نظر در نظر گرفتن سرنوشت بازار با این روزها میتواند فضای فکری ما را نیز مشخص کند
برای همین در قالب یک سناریوسازی سه بخشی به این موضوع پرداختیم تا سهامداران بتوانند با انتخاب ترکیب درستی از داراییها روزهای پیش رو را پیش ببرند . فراموش نکنید که این روزها که گذشته روزهای خوبی برای همه بوده و ما یک مرداد قوی و یک شهریور خوب را پشت سر گذاشتیم پس باید برای حفظ آن بجنگیم و برای بیشتر کردن بازدهی تلاش کنیم. روزهای قبل از اهمیت تغییر و ترکیب پرتفوی و صنایع نیز صحبت کرده بودیم .
این موارد چیزهایی نیست که قبلتر بیان نشده باشد اما حالا با فضای فعلی به اخبار جدیدتر میتوان به شکلی منطقیتر و مهمتری این مسائل را باز کرد
سناریوی اول تقریباً ادامه همین فضای فعلی است که ما آن را محتملترین سناریو تا انتهای مهر میبینیم یعنی تک و توک میزنیم که نفت گران بماند دست به اقدامات عجیب و غریب نمیزنیم مدام دعوت به مذاکره میکنیم اما طرف مقابل هم خیلی میلی برای مذاکره ندارد در این بین بازار هم با این رفتار غریبه نیست و خیلی به این موشکها و زد و خوردها توجهی نمیکند یا نهایت یکی دو روز نظرش را جلب کند اما در این بین روند حرکت دلار و گزارش شرکتها در کدال بازی را در دست گرفته و به همراه جریان پول شرایط پیش رو را رقم میزنند از دید ما این نزدیکترین و محتملترین سناریو برای روزهای پیش روست تا انتخابات آمریکا …
در این سناریو بعید است دلار آرام بگیرد و با توجه به محاصره اقتصادی فضا نرمال بشود اما احتمالاً در روزهای انتهای مهر بازار به واسطه انتخابات پیش رو کمی محافظهکارتر خواهد شد .
سناریو دوم سناریویی است که بسیار خوشبینانه به آن نگاه میکند و معتقدند تا قبل از انتخابات آمریکا طرفین مینشینند و یک صلح و تفاهم مجدد را با هم میبندند و این موتور محرک بازار و رفع محاصره خبر خوش اساسی بازار خواهد شد کمی این سناریو با توجه به اخبار و اتفاقات فعلی و گارد خبرها بعید است اما دنیای سیاست همه جور بالا و پایین در دل خود دارد و جالب است که در این حالت نیز بازار از رشد قیمتها منتفع خواهد شد و چه در سناریوی اول و چه سناریوی دوم رشد قیمتها محتملتر است که البته کم و کیف آن ممکن است متفاوت باشد اما سناریوی سوم …
سناریو سوم بر افزایش تنش و بالا رفتن طرفین از نردبان تنازع بنا نهاده شده و در این حالت به خصوص وقتی بازار رشد کرده باشد ناگهان ممکن است فضا با یک خبر و یک اتفاق تغییر کند از دید ما این سناریو شاید کمی بعید باشد اما به هر حال طرف مقابل ما اسرائیل و آمریکایی هستند که زخم خورده و حالا قبل از انتخابات خود میخواهند خودی نشان دهند به خصوص اسرائیل از همین رو این سناریو که در آن احتمالاً وزن سهام باید کم شود
و فشار فروش ممکن است برای روزها و هفتهها افزایش یابد را خیلی در دسترس نمیبینیم و معتقدیم وقوع آن کمی سخت است اما به هر حال هر چیزی ممکن است و نکته آخر اینکه همه این سناریوها تا قبل از انتخابات امریکا بیان شد یعنی تا قبل از نیمه آبان پس از آن ماجرا ممکن است کمی متفاوتتر پیش برود قاعدتاً بازار هم هرچه با آن روزها برسد محافظ کاری اش بیشتر خواهد شد . پس این برای یک بازه ۴۰ ۵۰ روزه است …
اینکه بازار چه میشود و چه واکنشی را در بین فعالان بازار خواهیم داشت و این سناریوها کدام به واقعیت نزدیکتر است با گذر زمان همه چیز را روشن خواهد کرد اما فقط بحث این است که تا وقتی تنشها بالا نگیرد و وارد سناریو سوم نشویم بازار میتواند با مسیر دلار و کدال این چهل پنجاه روز را هم پشت سر بگذارد اما پس از آن ماجرا ممکن است متفاوت باشد پس بهتر است در این روزها نیز با چشمانی باز از بررسی همه عوامل و شرایط کمی خوشبینانه به سناریوها نگاه کنیم و در عین نگاه احتیاطی در بازار پیش برویم بازار هنوز فرصتهایی برای خودنمایی دارد که شاید این موضوع با ارائه گزارشها و اطلاعات و اتفاقات بیشتر خود را نشان دهد
سعی میکنیم در روزهای بعد نیز با تکمیل شدن برخی اتفاقات در مورد این مسائل صحبت کنیم اما امروز در بخش دوم اختصاصاً به رویدادی اشاره خواهیم کرد که داغ دل سهامداران را تازه میکند آن هم موضوع فاسمین و کروی به عنوان نمونه یک رفتار از سمت سازمان بورس بوده که امروز آن را بیان میکنیم…
اینکه در این دو شرکت چه اتفاقی رخ داد و چه شده بماند اما نمیدانیم این چه تصمیمی است که سهامداری که به سیستم اعتماد کرده به بورس به حسابرس به نحوه خرید و فروش اعتماد کرده و سرمایه را وارد کرده اینطور باید جریمه شود و به نظر سهامدار عمده هم که باعث و بانی این ماجرا بوده راست راست میچرخد و به هیچ جایش نیست …
اینکه یکی پیدا میشود اینطور منافع سهامدار خرد را لگدمال میکند در روی سازمان میایستد و ته آن سازمان دوباره با توقف و انتقال نماد سهامدار خرد را جریمه میکند عجیب است بی تعارف به نظر ابزارهای سازمان برای این موضوع قدیمی شده و کارایی لازم را ندارد صد البته قانون هم ایراداتی دارد اما به هر حال سازمان به عنوان یک نهاد نظارتی باید بتواند در اینجور مواقع حامی سهامدار خرد باشد
به نظر این تلخترین و ضعیفترین کار ممکن بود که باز هم سهامدار جریمه شود و هم چوب و کتک توقف طولانی مدت را بخورد و هم اینطور به بازار پایه پرت شود نمیدانیم واقعاً تنبیه کسانی که این بلا را سر شرکت آوردهاند چیست احتمالاً هم از مواهب و منافع شرکت منفعت میبرند و هم این موارد و این ماجراها کتفشان نیست این رویهای بوده که سازمان سالهاست دنبال میکند و بیشترین جریمه نصیب سهامدار خردی میشود که به همین ساختار اعتماد کرده این موضوع بارها و بارها در نمادهای مختلف دیده شده و به نظر سازمان ابزار تنبیهی خود را باید تغییر دهد
توقف نمادها قطعاً یکی از راههای فشار به شرکت خواهد بود اما آخرین راه است چرا باید سهامدار خرد چوب این ندانم کاری مدیران را بخورد ماجرای فاسمین و کروی یک زنگ هشدار برای سازمان بورس است که ابزارهای تنبیهی و تشویقی خود را تغییر دهد این موضوع چه در مواجه با گزارش دهی شرکتها و چه در موارد این چنینی دیده شده و به نظر کارایی خود را از دست داده است و چون اتفاقاً کارایی لازم را ندارد ، شرکتها به راحتی تن به این ابزار میدهند و به ریش سهامدار میخندند
شاید یک دادگاه ویژه بورسی بتواند برای این ماجرا و این اتفاقات حکمهای قویتری صادر کند حکمی که حتی سایر دادگاهها نیز نتوانند آن را رد کنند و چه جالب میشود که تمام اتفاقات و داستانهای این نوع شرکتها در دادگاهی ویژه دادگاه بورس بررسی شود و این دادگاه درست به مانند ابزارهای نظارتی در همه جای دنیا قدرت اجرایی و بگیر و ببند محکم و قوی داشته باشد به نظر در این صورت است که سهامدار خیالش راحت میشود که یک قوه اجرایی بدون اغماض روی سر شرکتهاست که کوچکترین کج روی آنها را با خطکش قانون صاف خواهد کرد…
بتا سهم











