آقای دکتر با توجه به اینکه در یک ماه گذشته کاهش ۴۹ درصدی شاخص بورس را شاهد بوده ایم؛ نظر شما در مورد شرایط فعلی و آینده بازارسهام چیست؟

در مقطع کنونی که قیمت بسیاری از نمادها به سطح بهار سال جاری رسیده اند، با توجه به وضعیت بازار و تجربیاتی که در این زمینه دارید، فکر میکنید مسیر پیشروی بازار به چه شکلی ترسیم خواهد شد؟

آشنایی قاطبه مردم با بازار سرمایه اتفاق بسیار خوبی است که در بازار سرمایه شاهد آن هستیم. تعداد افرادی که در ماه های اخیر کد بورسی گرفتهاند روز به روز افزایش پیدا کرده؛ اتفاقی که متاسفانه همسو با ارتقای سواد مالی رخ نداده و سبب شده منطقی خاص بر رفتار بازار سرمایه حاکم شود؛ به این معنی که بیشتر افراد سعی میکنند در زمان رشد بازار هر سهمی را که امکان خرید دارد، بخرند؛ بدون آنکه به تجزیه و تحلیل شرکتها توجه کنند. به همین دلیل و به علت آشنایی ناکافی سرمایه گذاران با ساز و کار بازار، در شرایطی که قیمت سهام نزولی است، مثل دوره فعلی، بازار دچار »بیش واکنشی« میشود؛ یعنی کوچکترین تغییری در روند موجود؛ به نوسان قابل توجه قیمت ها منتهی میشود.

نکته مهمی که در بررسی شرایط فعلی بازار سرمایه باید لحاظ شود؛ رشد قابلتوجه قیمتها در ماههای آغازین سال جاری است. به این معنا که به رغم افت قابل توجه قیمتها در یک ماه گذشته، روند صعودی بسیاری از نمادها در ماههای آغازین سال، از ریزشهای اخیر قدرتمندتر بوده است.

با این مقدمه آیا شما به تشکیل حباب در بورس باور دارید؟

اگر اندکی به عقب بازگردیم و به سالهای آغازین دولت آقای روحانی توجه کنیم، در مییابیم که ارزش بورس در آن زمان در محدوده ۹۲۲ میلیارد دالر بود. باید توجه داشت که از آن سال تاکنون تعداد زیادی از شرکتهای جدید به جمع نمادهای پذیرفته شده در بورس و فرابورس افزوده شده اند، از طرفی تعداد زیادی افزایش سرمایه هم رخ داده است.

به این دو عامل باید افزایش نرخ ارز، رشد سطح عمومی قیمتها و تاثیر آن بر قیمت محصولات کارخانه ها را نیز افزود. اما در مقابل با بررسی آمار جاری در مییابیم در این روزها ارزش بازار سهام، بر مبنای ارزش دالری آن، تقریبا مشابه ارزش جاری آن در سال نخست دولت آقای روحانی است؛ بنابراین بهرغم ادعاهایی که با اتکا به فرض ارزشگذاری نادرست سهام یا تشکیل حباب قیمت در بورس مطرح میشود، به این نتیجه میرسیم که بازار با تحلیلی متفاوت به مسائل نگاه میکند.

با این اوصاف روند بازار را چطور پیشبینی میکنید؟

فکر میکنم با در نظر گرفتن چشم اندازهای پیش رو، روند بازارسهام مثبت است. به اعتقاد من در حال حاضر فقط وجود برخی عدم قطعیت هاست که به نوسان بازارسهام منجر شده؛ البته اعمال یک شبه برخی سیاستها نیز کاهش میزان اطمینان و اعتماد سرمایه گذاران را به دنبال داشته؛ چنانکه وقتی به یکباره نسبت سرمایهگذاری در سهام برای صندوقهای با درآمد ثابت، کاهش یافت و همزمان میزان اعتباردهی کارگزاریها را محدود کردند، بازار دچار نوسان شد.

رفتار دولت را درقبال بازارسرمایه چگونه ارزیابی میکنید؟

به نظر من دولت از این فرصت به اندازه کافی برای عرضه شرکتهای جدید استفاده نکرد. به این معنی که؛ هم در حوزه پذیرش شرکتها، هم در سیاستگذاری خوب عمل نشد. مثال نحوه قیمت گذاری کالاها در بازارهایی مثل خودرو به گونه ای بود که سود را به جای تولید به جیب سوداگران ریخت و همین موضوع از دالیل کاهش اطمینان در بازارسهام، به ویژه کاهش اطمینان فعالن تازه وارد بود. در این میان مخالفتها و نامه هایی که با هدف ابراز نگرانی از آثار رشد بورس نگاشته شد، در کاهش اعتماد و اطمینان سرمایه گذاران چقدر نقش داشته است؟

در ماه های گذشته هجمه بسیاری علیه بازار سرمایه رخ داد؛ نامه های بسیاری نوشته شده که فقط برخی از آنها رسانهای شده و بسیاری از آنها به اطلاع عموم نرسیده است. معتقدم این نوع مواضع ذهن مسووالن و سرمایه گذاران را مشوش کرده است.

باتوجه به اینکه در یک ماه اخیر لطمه سنگینی به اعتماد عمومی در بازار سرمایه وارد شده، فکر میکنید چه کارهایی باید انجام شود تا بازار احیا شود؟

به نظر میرسد در ابتدا باید به بررسی مباحث مبنایی بپردازیم. فکر میکنم الزم است نخبگان کشور به یک چارچوب مشترک درخصوص محوریت تامین مالی در اقتصاد دست یابند. بستر تامین مالی ایران برای سالها بانک محور بوده؛ اگر قرار باشد در این میان سهم بازار سرمایه در جریان تامین مالی افزایش پیدا کند نیازمند آن هستیم که به تعریفی مشخص از کارکردهای این بازار برسیم، در نتیجه نیازمند اتفاقنظر درباره اهمیت نقش بورس در اقتصاد هستیم؛ در این صورت مداخله دولت در قیمت گذاری باید تغییر کند.

به لزوم ایجاد وفاق و اتفاقنظر اشاره کردید ولی به نظر میرسد برای دستیابی به این هدف باید پاسخ برخی شبهات را داد، از جمله اینکه برخی میگویند معامالت بازارثانویه ربطی به تولید ندارد، پاسخ شما چیست؟
برخالف این ادعا معتقدم بازارسهام مامنی برای سفته بازی، به معنای مخرب آن، نیست.

در پاسخ به این تصور که معاملات بازار سرمایه ارتباط چندانی به جریان تولید ندارد؛ میخواهم بگویم هر دادوستد کوچکی که در این بازار انجام میشود در جهت تجهیز منابع شرکتها کاربرد دارد. وقتی شرکتی تشکیل و سرمایه اندوخته آن از مردم جمعآوری میشود؛ فعالیتی شکل میگیرد که با پول های جمع آوری شده، به وقوع پیوسته است. در فرآیند عرضه اولیه نیز این حالت مصداق دارد. زمانی که یک شرکت به جمع نمادهای بازار سرمایه اضافه میشود مبلغ حاصل از عرضه اولیه آن مستقیم به شرکت بازمیگردد که میتواند در جهت نیل به مقاصد گوناگون تولیدی و تجاری بنگاه اقتصادی موردنظر مفید واقع شود.

نقش بازارسرمایه را در جبران کسری بودجه و کاهش آثار تورمی آن چگونه ارزیابی میکنید؟

از ابتدای سالجاری تاکنون دولت ۲۲ هزار میلیارد تومان اوراق فروخته که تمام مبالغ آن در جهت تامین کسری بودجه استفاده شده؛ این مساله در شرایطی که درآمدهای دولت به دالیل گوناگونی مانند تحریم با محدودیت مواجه شده از اهمیت بسیاری برخوردار است.

در ۲ ماه گذشته که صدای منتقدان بازار نسبت به موافقان بلندتر بوده؛ بسیاری سعی کرده اند سیاستگذاران را از صعود شاخصها در بازار سرمایه بترسانند، برای رفع این نگرانیها چه میتوان کرد؟
به نظرم باید مکانیزمهای خود بازار، اعم از ایجاد نهاد و ایجاد ابزار، به نحوی تقویت شود که بتواند جواب نگرانی ها را به صورت درونزا بدهد. به باور من ابزارهای بازار سرمایه میتوانند بسیاری از نیازهای کشور را برطرف کنند. قطعا اگر
دولت بخواهد صرفا از طریق بازار پول نقصان های موجود را برطرف کند هیچگاه نتیجه موردنظر حاصل نمیشود. به لزوم توسعه درونزای بورس اشاره کردید؛ اخیرا گفته شده بخشی از منابع صندوق توسعه ملی به بازار سرمایه تخصیص
خواهد یافت، نظرشما در اینباره چیست؟

هرچند این راهکار از گذشته در اساسنامه صندوق توسعه بازار دیده شده بود اما همانطور که گفتم به اعتقاد من بازارسرمایه باید نیازهای خود را به شکلی درونزا فراهم کند تا نیازمند تزریق منابع از بیرون نباشد؛ بر این اساس صندوقهای با درآمد ثابت میتوانند نقش مهمی در ایجاد ثبات در بازار ایفا کنند. این صندوق ها میتوانند از مسیر جذب منابع وضعیت بازار را بهبود ببخشند.

به نکته خوبی اشاره کردید؛ نقش این صندوقها در هوشمندسازی نقدینگی ورودی به بورس هم پررنگ است، درست است؟

بله، به طور کلی توسعه ابزارها و بازارها که اتفاقا کنترل آن نیز در دست سیاستگذار بازار است میتواند به بهبود وضعیت تامین مالی در بازار سرمایه کمک کند. در حالحاضر صندوقهای سرمایهگذاری از اهمیت بسیاری برخوردار هستند. این
صندوقها میتوانند افراد علاقه مند به سرمایه گذاری را به سمت کسب بازده بهتر با ریسک پایینتر سوق دهند زیرا هوشمندتر عمل میکنند و به ضوابط و پیشنیازهای سرمایه گذاری آگاه هستند. این صندوقها با پرسنلی که دارند میتوانند برای
سرمایه گذاران پرتفوی بهینه تری انتخاب کنند. اتفاقا میدانم دکتر قالیباف رئیس سازمان بورس اوراق بهادار جزو آن دسته از  مدیرانی هستند که اشراف و اعتقاد کامل به این مساله دارند و مسلما در صورت بروز مجال و حمایت کافی این ابزارها را توسعه خواهند داد.

ارزیابی شما از نقش بانک مرکزی در این حوزه چیست؟

فکر میکنم رویکرد بانک مرکزی نیز در شرایط فعلی بسیار نسبت به بازار سرمایه مثبت است و از این حیث امکان انجام فعالیتهایی در دوره جاری وجود دارد که پیشتر وجود نداشت. در گذشته اگر بانکها به کارگزاریها اعتبار میدادند برای
بانکها تخلف منظور میشد. شرکت های کارگزاری نیز چنین مجوزی نداشتند. البته این به آن معنا نبود که اعتباردهی به کارگزاریها قبال اتفاق نمیافتاد؛ این کار به شکلی زیرپوستی و غیررسمی انجام میشد. در حالحاضر این رویکرد اصالح شده
و اعتباردهی به کارگزاریها به شکل قانونی انجام میشود. فکر میکنم همگرایی میان بازار پول و بازار سرمایه دستاوردی بزرگ است. متاسفانه بعضا دیده میشود که به بازار سرمایه و بازار پول به شکل رقیب نگاه میشود؛ چنانکه برخی فکر
میکنند امور بازارسرمایه به وزارت اقتصاد مربوط است و این بازار هیچ ربطی به بازار پول ندارد که تفکری غلط است.

آیا تاسیس شورای ثبات مالی میتواند به هماهنگی بیشتر سیاستگذاریهای بازار پول و بازار سرمایه کمک کند؟

بله میتواند بسیار موثر باشد. البته بعضا این تصور اشتباه وجود دارد که شورای سیاستگذاری اقتصادی دولت در حالحاضر چنین وظیفه ای را انجام میدهد. با این حال من فکر میکنم که وجود یک نهاد تخصصی در این زمینه میتواند به حل درستتر مسائل کمک کند.
آیا تاسیس چنین شورایی به کمرنگتر شدن نقش دولت در بورس منجر میشود؟

اتفاق بدی که در بازار سرمایه رخ داده؛ دولتی شدن رویکردها نسبت به بازار است در حالی که در هیچجای دنیا نه رشد بازار سرمایه و نه کاهش آن را به پای دولت نمینویسند اما در کمال تعجب اینجا همهچیز را به دولت نسبت میدهند. البته باید توجه داشت که زمانی که بازار و اقتصاد خوب عمل کند آثار بهبود عملکرد اقتصادی در بازار سرمایه دیده میشود.

اما در هیچ کشوری نه بالا رفتن بازارسهام به دولت مربوط است و نه کاهش آن. اما اگر دولت با اعمال مصوبه، دستور و قوانین مختلف به تغییرات قیمتها در بازار سرمایه جهت بدهد، بعدا نیز باید درباره افزایش یا کاهش قیمتها در آن پاسخگو باشد، بنابراین بهتر است دولت کار خودش را انجام بدهد و از اظهارنظرهای نسنجیده پرهیز کند چون بازار باید با مکانیزمها و مقتضیات خودش به پیش برود. شاهد آن هستیم که بانک مرکزی بازار بدهی را تقویت میکند و هر هفته عرضه اوراق دولتی در آن جریان دارد. در حال حاضر این شائبه در حال تقویت شدن است که بازار بدهی به نوعی رقیب بازار سهام است. آیا شما با این گزاره موافق هستید؟

آیا تقویت بازار بدهی به تضعیف بازار سهام منجر میشود؟

معتقدم این تصور درست نیست. پاسخ این مساله از چند جهت قابل بررسی است. اگر بخواهیم به نخستین عامل آن اشاره کنیم وجود صندوق های با درآمد ثابت است. این صندوق ها تنها میتوانند در دارایی های کم ریسک سرمایه گذاری کنند. منابعی که برای خرید این اوراق در نظر گرفته میشود متفاوت از منابعی است که سهامداران و سرمایه گذاران بورس در نظر میگیرند. باید توجه داشت که در این میان اولویتهای سرمایهگذاری نیز سبب میشود تا مشتریان بازار بدهی با مشتریان بازار سهام متفاوت باشند. بنابراین تقویت بازار بدهی در کنار وجود بازار سهام سبب میشود تا بازار مالی دارای تنوع باشد و از این طریق خواهان بیشتری در میان اقشار مختلف مردم پیدا کنند. با توسعه این بازار کارکردهایی که از بازار سرمایه انتظار میرود بهتر محقق میشود.

در میان بخشی از مردم و حتی برخی کارشناسان، به دلیل وجود تجربه تلخ موسسه های مالی اعتباری، نسبت به بورس بدبینی وجود دارد؛ فکر میکنید این بدبینی تا چه حد میتواند صحیح باشد؟
منطقی نیست زیرا بازار سرمایه برخالف صندوقهای یادشده کامال قانونمند و شفاف است؛ به این معنی که هر کسی که به بازار وارد میشود یا از آن خارج میشود بر اساس مکانیزمی تعریف شده عمل کرده است. مضاف بر اینکه این بازارسرمایه ناظر دارد و بنابراین هیچ چیز از دید هیچکس پنهان نمیماند. با توجه به آنچه که گفته شد هیچ بازیگر غیرمجازی در این بازار وجود ندارد. بنابراین بازار سهام برخالف موسسات غیرمجاز ناامن نیست، لذا میتوان گفت این مقایسه از اساس درست نیست.

چطور میتوان ذهن مردم را از این نوع تصورات نادرست نسبت به بورس پاک کرد؟

مشکل فقط به عامه مردم مربوط نیست. من فکر میکنم به جز مردم، مسوولان نیز باید نسبت به گذشته درخصوص کارکردهای بازار سرمایه و فواید آن آشنایی بیشتری پیدا کنند. اگرچه نسبت به گذشته آشنایی با بازار سرمایه در میان مردم و حاکمیت بهتر شده است با این حال در مقایسه با ایده آل فاصله بسیاری وجود دارد.

دنیای اقتصاد

تحلیل شرکت های بورس اوراق بهادار را در گزارش بازار بخوانید.
کانال تلگرام: https://t.me/farabibourse
ما را در آپارات دنبال کنید: http://www.aparat.com/kargozari.org
خرید و فروش آنلاین سکه و طلا : https://kargozari.org/2018/05/25/gold

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *