گزارش بازار امروز یکشنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۳
قفل شیرین …
عجب روزگاری شده … نه به آن روزهای تلخ که ۸۰% بازار قفل صف فروش بوده و نه امروز که برعکس همه در صف خرید قفل شده بودند البته آن یکی قفل این یکی قفلی شیرینی است که لبخند رضایت را روی لب سهامداران می آورد ولی به هر حال یک باردیگر باید تکرار کنیم که هردو حالت این روایت تابلومحور و جو زدگی و صف پرستی اهالی بازار را تا حدودی تایید میکند …البته این مثبت حتی ضعیف ۲ درصدی حق سهامدار است …
آدم خود به خود به یاد ترانه معروف میافتد که میگفت اگه از در و دیوار می و مستی بباره !! حالا بعد از گذشت چند ماه سختی و تحمل عجیب و ریسکهای باورنکردنی برای بازار از در و دیوار اخبار خوب و قوی میرسد و او هم مسیر بهتری را در این روزها در پیش گرفته است اخباری که چند بخش تقسیم میشود.
در بخش بازار آن ،بحثهای کمک ۱۵ همتی جریان نقد بانکها و صندوقهای تثبیت و توسعه قرار دارد که البته جالب است بدانید هنوز یک گلوله هم از این قطار فشنگ نقدینگی شلیک نشده و باد موافق آن است که بازار را اینطور هوایی کرده است و این یک اتفاق خوب است که نشان میدهد وقتی دست بازار پرتر باشد احتمال تداوم این رشد نیز بیشتر میشود.
انتشار اوراق تبعی ، افزایش ضریب اعتبار ، تضمین مشارکت حقوقیها و صندوقهای درآمد ثابت و … فقط این میان هنوز تکلیف آن لاین اعتباری ۴۵ همتی مشخص نیست که باید ابعاد آن بیشتر بررسی شود ..
یکی دیگر از مهمترین دسته اخبار بحث خبرهای سیاسی است که هر روز که میگذریم سایه جنگ کمتر و تنش و درگیری آهستهتر و آرامتر پیش میرود البته این را هم بیان کنیم که این فضا هر لحظه ممکن است دوباره تغییر کند و تجربه چنین موضوعی را بارها و بارها داشته ایم پس به رویدادهای سیاسی دلخوش هستیم اما دل نمیبندیم کلا به چیزی که دل ندارد نباید دل بست ! و به نظر باید کمی دیگر زمان داد تا این موضوع به طور کامل سایهاش از سر بازار رفع شود اما دسته سوم اخباریست که این روزها به شکل جدیتری در لباس خبرهای مختلف همراه بازار شده و او را در مسیر فعلی همراهی میکند …
امروز صحبتهای همتی یکی از مهمترین آنها بود که در عین اینکه در موردکلیات صحبت شد از رونق اقتصادی و توجه به بازار سرمایه نیز حرفهای خوبی زده شد که بازار را به روند پیش رو امیدوار کرده است از قیمت گذاری دستوری ، موضوع ارز و بازگشت اعتماد سهامداران … نمیخواهیم از پیش قضاوت کنیم اما با اینکه دید بچههای بازار نسبت به همتی منفیست اما معتقدیم او قابلیت کمک به بازار را دارد و امیدواریم در مورد این قضاوت اشتباه نکرده باشیم …
و در آخر هم ورق برگشته و نیما کم کم سر و شکل دیگری به خود گرفته است از مدتها قبل دایم روی این موضوع تاکید میکردیم که رانت دلار نیما به جیب برخی وارد کنندهها رفته و هیچ منفعتی برای کشور ندارد و نداشته بعد از دولت سیزدهم که برای اقتصاد به واقع نقش یک ویرانگر را ایفا میکرد این تصمیمات هم کم کم در حال تغییر و یا فراموشی است و شاید اولین تغییر شگرف اقتصادی را بتوان از منطقی شدن نرخ دلار نیما دریافت کرد…
به دو موضوع در این مدت نگاه کنید ۱ اختلاف دلار نیما و آزاد طی این مدت روند کاهشی گرفته و به کمترین میزان خود طی ماه های گذشته رسیده است و از سوی دیگر شاهدیم که بانک مرکزی نیز در برخی تصمیمات تجدید نظر کرده و مثلاً دیروز صنعت فولاد را از عرضه دلار در نیما مستثنا کرد که این موضوع کم کم برای سایر صنایع نیز به وقوع خواهد پیوست و احتمالاً هم با افزایش نرخ و هم تغییر ردیف و قاعدهها اوضاع متفاوت خواهد بود چیزی که همتی هم به آن اشاره داشت .
مجموع این عوامل که در بالا عرض شد باعث شده است تا بازار از این فاز خبرهای مثبت استفاده کرده و شرایط این چنینی را داشته باشد و به واقع معتقدیم دسته آخر خبرها یعنی تحولات نیما و تحولات اقتصادی اگر شکل قویتر و آشکارتری به خود بگیرند اطمینان نسبی فعالان بازار به برگشت این جریان عقلانیت بیشتر شده و میتواند سرعت ورود پول به بازار را بیشتر کند و نکته آخر در جمعبندی بالا این است که چارتیستها نیز دیدگاههای جالبی دارند آنها معتقدند وقتی قرار بر برگشت بازار باشد بهانههای آن جور میشود و این رشد نیما و خبرهای جنگ و همه و همه بهانههای خوبی برای برگشت بازار خواهند بود…
اما هر روزی که از شرایط خوب بازار میگذرد تعداد کسانی که به این دامنه نوسان دو درصد اعتراض میکنند بیشتر میشود و البته از یک سو روزهای تلخ قبل را باید به یاد بیاورند و از سوی دیگر انصافا حق هم دارند آنها با سرعت ۱۲۰ کیلومتر سقوط کردند و حالا با سرعت ۳۰ کیلومتر در حال برگشت این مسیر هستند چند نکته در مورد سیاستهای جدید وجود دارد…
اول اینکه برخی برخلاف نظر اکثر افراد معتقدند صف و صف نشینی در پیکره روح و جان فرهنگ ایرانیها رخنه کرده و نفوذ دارد و این دامنه دو درصد همراه با صفوف خرید اتفاقاً شرایط معقولتری برای گذر از این دوران است کما اینکه بسیاری معتقدند اگر دامنه نوسان بیشتر بود همین حالا همه چیز متعادل و دوباره کف بازار ریخته شده بود .
نکته بعد در مورد دامنه نوسان محدود صندوقهای اهرمی است که به نظر میرسد این محدودیت و این شوک و این حرکت برای آنها لازم بود تا حداقل به راحتی نتوانند دوباره جریان نقدینگی را از بازار گرفته و نظارهگر بازار باشند البته صفوف خرید فعلی بازار نیز به خوبی نشان میدهد که جریان پول هم با وسواس بیشتری سراغ این صندوقها رفته است اما در نهایت به نظر دامنه نوسان باید در هفته آینده دوباره بازنگری شده و تغییر کند …
حقیقت امر این هفته نیز قرار بر دامنه نوسان سه درصد بود اما بروز برخی ریسکهای ناشناخته نظیر جنگ و یا عدم اعتماد به قول دولتمردان باعث شد ریسک نکرده و دامنه را در سطح ۲ نگه دارند برای هفته بعد این عدد میتواند به ۳رسیده و فعلاً در همین محدوده بماند و اتفاقاً معتقدیم همچنان هم صندوقها باید هم دامنه با سهمها باشند
نکته مهم این موضوع این است که اگر هم واقعاً ریسکی به وجود آمد به جای دامنه نوسان به نظر این بار بهتر است روی ابزار دیگری به نام حجم مبنا مانور شود یعنی دامنه نوسان سه درصد فعلاً باقی بماند و اگر اوضاع عجیب و غریب بحرانی بود دامنه نوسان فعلاً تغییری نکند و یا اگر خیلی حاد شد بازار تعطیل شود و یا حجم مبنای نمادها چندین برابر عدد فعلی گردد… پس میتوان این نگرانی که از سوی سیاستگذاران وجود دارد که ناگهان در شرایط عجیب در بازار مواجه شوند برطرف شود که با ابزار حجم مبنا میتوان آن را کنترل کرد …
و اتفاقاً معتقدیم باید این موضوع هم تست شود تا ترس به کارگیری این ابزار نیز ریخته شود و در مواقع بحران که ممکن است بارها و بارها به وقوع بپیوندد ترکیبی ازبرخی از این رفتارها را برای بهینه کردن مسیر بازار در پیش بگیریم به هر حال تجربه این مدت اخیر تجربه بسیار سخت و دردناکی بود که ما چشیدیم و لذت و شیرینی آن را آیندگان خواهند برد … امیدواریم البته …
و اما حرف آخرو دوباره لاتاری خودرو … اتفاقا امروز با حرف های همتی معتقدیم این موضوع بیشتر به چشم خواهد آمد …
دوست داریم در مورد موارد دیگر بیشتر حرف بزنیم اما غم و غصه این لاتاری لعنتی نمیگذارد حتی راحت فکر کنیم… کم و زیاد بیش و کم حداقل ۳۰۰ همت منابع مردم به واسطه شرکت در یک قرعه کشی که احتمال برنده شدن آن کمتر از یک درصد است بلوکه شده تا با برنده شدن در این ارمغان بهزیستی سود خوبی کند …
قبل از هر چیز یک بار دیگر بیان کنیم که این سیرک فعلی که میبینید نمایش مضحک و تهوع آوری از سیاستگذاریهای نظام اقتصادی کشور است که اتفاقاً قبل از هر چیز این را نشان میدهد که اعتماد به دولت و ساختار آن به ضعیفترین بخش آن رسیده و این نمایش فعلی نشان دهنده این است که دولت ها در موضوع اقتصاد همه چیز را باختند و باید از نو بسازند !
رفتار فعلی این جریان پول یعنی ؛ واکنش منطقی فعالان اقتصادی و مردم که جلوی چشم آنها تولید و کار درست اقتصادی وقتی قربانی میشود و سر بریده میشود دلال محوری و دلال پروری رونق میگیرد. اصلاً بحث ما این نیست که این پول وارد بازار سرمایه شود خیر حرف ما این است که در همه دنیا از نقدینگی مردم و جریان پول در اختیار آنها یا در اصطلاح اقتصادی پسانداز آنها مسیر درست سرمایهگذاری طراحی و صرف میشود و این پولهای اندک و کوچک با کمک ابزاری به نام بازارهای اولیه و ثانویه در مسیر درست تولید قرار میگیرد
یعنی فرض کنید دولت اعلام میکند میخواهد ۵ نیروگاه یا هر شرکت و پروژه دیگر را بسازد تضمین پول را هم میدهد و مردم و صندوقها و فعالان اقتصادی مشارکت میکنند و کار پیش میرود یه کار مولد مفید برای مملکت سودآور و خلاصه تعریف واقعی یک بازی برنده برنده که همه جای دنیا این چرخ را پیش بردند و این مسیر را رفتند حالا اینجا با چه چیزی مواجه ایم ؟!
بله قبل از هر چیز آنچه در اختیار داشتیم را با سرکوب قیمت گذاری و تصمیمات غلط از بین بردیم و جذابیت آن را به صفر رساندهایم بعد سراغ جریان پول رفتیم و با رفتار غلط خود در اقتصاد آنها را نیز به سیستم اقتصادی کشور بیاعتماد کردیم و سپس با فراهم کردن این نمایش مضحک آنها را به این لاتاری دعوت میکنیم و دلخوش به آنیم که این جریان پول سرگرم است در حالی که این حرکت یک نمایش واقعی از ضعف تمام عیار اقتصاد ماست که دماسنج حماقت تصمیمگیریهای اقتصادی گذشته را نشان میدهد و یر یا زود به دلار و سایر بازارهای دیگر می زند …
و در نهایت در چنین فضایی که نه جریان سرمایه مسیر خود را پیدا میکند و نه سرمایههای خرد در قالب پروژههای بزرگ شکل میگیرد هر روز ناترازیها بیشتر و کسریها قویتر میشود اما راه چاره چیست ؟!
راه چاره برگشت به عقلانیت است ۴ نفر از تصمیم گیران اقتصادی بروند و ببینند دنیا چه کرده در منطقه چه خبر است اصول اقتصادی چه میگوید از این شعارهای پوپولیستی و دم از مردم زدن دست بردارید کمی عاقلانه فکر کنید زمان برای دولت فعلی هم به سرعت سپری میشود و احتمالاً اگر قرار باشد با همین دست فرمان پیش برویم چیزی بهتر از دولت قبل نخواهد بود
امیدواریم یکی پیدا شود و به گوش این پادشاه که لخت است بخواند که آی دولت و آی تصمیم گیر اقتصادی لخت شدی و حالیت نیست ! لباسی بر تن نداری و در شهر میچرخی ! حواستان نیست … این لاتاری خودرو فریاد همان کودکی است که به مانند آن داستان معروف بلند فریاد کشید که پادشاه لخت است !
حال شما می مانید واین سیستم اقتصادی … یا این فریاد را میشنوید و تغییر فاز و ریل اقتصادی را پیش میگیرید و یا خود را به نشنیدن میزنید و ۴ سال بعد سیلیهای سخت جریان اقتصاد را روی تن لخت و صورت تکیده خود احساس خواهید کرد …
بتا سهم











