سوار بربال کوچک ها !
امروز بازار خوب آغاز کرد و مثبت بود ولی هرچه پیشرفت شدت عرضه در بازار بیشتر شد و البته فشار فروش در بازار از سمت حقوقی هاهم کم نیست که با توجه به ماهیت شهریور و شرایط آن کمی طبیعی به نظر میرسد ولی در مجموع بازار کمی سواربر بال سهم های کوچک و هم وزن شده و این چرخش در بازار مشهودتراست البته در این سواری چیزی که مشخص است این بوده که در همین راستا نیز خیلی با اندازه شرکت ها کاری ندارد و وضعیت بنیادی و چشم انداز سودآوری آنها برای بازار مهم تراست .
در هرصورت بازار امروز را در حالی دنبال میکنیم که یک روز نسبتا مثبت و نه خیلی منفی دیگر بدون رئیس را پشت سر گذاشتیم و این خوش بینی فعلی بازار را نشان میدهد که البته بدون رئیس هم خیلی بد عمل نکرد .. درست شبیه کشور است که حتی بدون رئیس جمهور هم خوب پیش میرفت در هر صورت امروز بازار را در حالی پیش بردیم که مثبت نسبتاً خوبی را تجربه میکرد به خصوص در آغاز ولی عرضه ها نیز طبیعی بود .
شدت مثبت بازار امروز به مانند دیروز نبود اما همین مثبت نصف و نیمه به خصوص در خودرویی و بانکی نیز برای این روزهای خاص بازار اتفاق خوبیست . به نظر میرسد فضای بازار فضای متفاوتی شده و شرایط هم عجیبتر و خاصتر از روزهای قبل پیش میرود نگاه مثبت بازار به شرکتهای خودرویی باعث شد به طور کلی نگاه به سایر صنایع نیز تغییر کند و دوباره این گروه نبض بازار و لیدری بازار را در دست بگیرد. البته امروز بانکی ها را نیز کنار دست خود داشت .
نکتهای که این روزها در بازار جلب توجه میکند این است که…
لیدری حرکت بازار از صندوقهای اهرمی به سمت صنایع دیگر سوق پیدا کرده و آنها چند روزی هستند که پشت پای سایر صنایع گام برمیدارند .
این روزها به نظر رتبه اول اثرگذاری در بازار را اهرمی ها ابتدا به گروه خودرو و امروز هم به گروه بانک واگذار کرده و تا حدودی در رده سوم اثرگذاری در بین صنایع قرار گرفتند اگر به خاطر داشته باشید این موضوع را چند وقت قبل نوشتیم که بعد از انتخاب پزشکیان و در حالی که جریان پول قوی به بازار پمپاژ شده بود این پول جذب این صندوقها شدن اما نتوانستند عملکرد قوی را در آن مقطع ثبت کنند آن کنش واکنش نهاد ناظر را نیز در پی داشت و با محدود کردن دامنه نوسان آنها در حد سهام بخشی از جذابیت آنها را گرفت و بازار هم دیگر حاضر به پرداخت مبلغ بیشتر روی ان ای وی آنها نشد و حباب آنها نیز تخلیه شد .
همانطوری که در چند هفته قبل نیز بیان کردیم
این جذابیت برابری در دامنه نوسان اثر خود را گذاشت و باعث شد جریان پول به سمت سایر صنایع و شرکتها گرایش یافته و دی ترید ها و پولهایی که قبلتر در دل بازار میچرخید و حرکت میکرد و سراغ اهرمیها رفته بودند و آنها را به شاخص ترس و طمع و نبض و لیدر بازار تبدیل کرده بودبا یک چرخش و نرمش نرم مواجه بود و جریان پول را به دل بازار زد و حالا شاهد تحولات نسبتا خاصتری از آثار آن تصمیم گیریها هستیم که یکی از آنها حرکت همین جریان پول محدود بین سایر سهم ها و صنایع است .
همین که این جریان پول دی ترید که روندساز بازار است به دل تودلیها و خودرویی ها میزند یعنی بازار کم کم دارد از آن فاز صرفا اهرمی خریدن فاصله میگیرد این اتفاق و رویداد جالبیست که اگر با رشد وضعیت بنیادی شرکتها همراه شود میتواند حتی خود اهرمیها را نیز بالا کشیده و در مجموع نجات دهنده بازار باشد البته همچنان معتقدیم وجود صندوقهای متعدد سرمایهگذاری برای سلیقههای مختلف و متفاوت ابزاری است که دنیا مسیرش را رفته و پیش گرفته اما ما اینجا به شکل عرضی و بدون در نظر گرفتن عمق عملکرد این صندوقها آن را گسترش دادیم و باعث شد فضای کاریکاتوری از این صندوقها پیش روی سهامداران باشد ولی باید انصاف دادکه عملکرد همه آنها نیز بد نبوده و در مجموع انکار کردن انها نگاه سطحی به این ابزارهاست که البته در نحوه مدیریت دارایی برخی از این صندوق ها حرف و حدیث بسیار است .
در مورد این موضوع امروز کمی بیشتر صحبت میکنیم اما در هر صورت تحولات این چند وقت اخیر بازار باعث شد جریان پولی که در حال حاضر در بازار وجود دارد گرایش نسبی از صندوقهای اهرمی به سهام پیدا کرده ولی اینکه پول جدیدی وارد بازار شده؟!
خیر هنوز معتقدیم جریان پول قوی و جدید راهی بازار نشده است این چرخش پولهاست که نتایج این چنینی را رقم زده از همین رو در عین اینکه معتقدیم بازار ارزنده و چشم انداز روشن است ممکن است هنوز برای آغاز طول موجهای بلند کمی زود باشد …
اما در ارزندگی بازار و اینکه بازار میتواند همچنان بازدهی معقول و منطقی متناسب با ریسک را داشته باشد شکی نیست امروز یک نکته دیگر را نیز بیان میکنیم و آن هم بحث همیشگی پیشرو نبودن حقوقیها و صندوقها و معاملهگران بزرگ ما در بازار است یکی از چالشهای بزرگ این چند وقت این بود که فروشندگان بازار زیاد اما خریداری برای آن وجود نداشت حتی در پایینترین قیمتهای این چند وقت اخیر که همه فریاد کف بودن بازار را می زدند چه بسیار مدیرانی که ارزنده ترین دارایی را اوراق می دانستند ولی در همین مدت ۱ ماه اندازه ۶ ماهه آن اوراق سود داد …
در حال حاضر جریان پول بزرگ و بیرونی و درونی بازار حاضر به مشارکت در بازار نمیشود نمیدانیم این حس ترس از کجا نشات گرفته ولی قدیمترها این دسته از حقوقیها شجاعتر بودند اما آنها نیز این روزها دنبال رو و تابلوخوان و کوتاه مدتی و دی تررید شدند
به نظر رفتار این گروه چه آنها که رگ و ریشهای در دولت دارند و چه آنهایی که شرایط متفاوت خصوصی و شخصی دارند شبیه هم بود و این مدت عمدتا تماشاچی بازار شدند و پولها جای دیگر در صندوقها و بانکها خاک میخورد به نظر آنها یک مرحله از فرصت کف خریدن بازار را از دست دادند بی تعارف این گروه نتوانستند در این مدت در بازار موفق عمل کنند و همچنان دنباله رو و نگاه کننده سایر بازار هستند و حتی روزانه تصمیم میگیرند این عدم استراتژی و تحلیل به شدت کل بازار را ازار میدهد
چرا امروز این مطلب را نوشتیم
برای این است که از مهر و آبان کم کم واریز سود سهام شرکتها به حقوقیها و صندوقها آغاز میشود و جریان نقدینگی نسبتا خوبی از سمت شرکتها به سمت بازار و سهامداران وارد میشود به نظر فرصت خوب و مناسبی برای بسیاری از این سهامداران خرد و کلان است که به بازار نگاه کرده و در این زمین پر گزینه حرکت کنند کافیست کمی ترس و محافظه کاری را کنار گذاشته و به آینده وزن بیشتری بدهد قبول داریم که ابهامات و فضای پیش رو فضای مبهمی است.
اما همین دیروز و امروز دوباره وزیر اقتصاد صحبت کرد و از نرخ گذاری دستوری انتقاد کرده و پیشبینی پذیر بودن را راه حل جاری برای کمک به اقتصاد دانست وقتی کسی که فرمانده اقتصادی دولت است چنین نظری دارد قاعدتاً نمیتواند ۱۸۰ درجه خلاف آن را عمل کند البته که همه چیز از سیاستمداران ما برمیآید اما احتمالاً این بار کمی فرمان متفاوتتر میچرخد …
از همین روست که توصیه ما به این جریان پول این است که…
حقوقیها و سهامداران بزرگ که جریان نقدینگی و پول را در اختیار دارند حداقل چند گام پیش گذاشته و با سناریوهای مختلف و متفاوت این جریان را بررسی کند نمیگوییم چشم وگوش بسته خرید کنید خیر … حداقل به تجزیه و تحلیل بازار و گزینه های پیش رو پرداخته و کمی به خوش بینی و شراط آتی وزن بدهید .
باز هم تاکید میکنیم آنها یک مرحله خرید در بهترین نقاط و کفتترین نقاط بازار را از دست دادهاند حداقل سعی کنند در مراحل فعلی همراه بازار شوند و امیدواریم در میانهها و انتهای رشد از خواب بیدار نشوند و به فکر خرید در بازار باشند !! بازار به حقوقیهای هوشمند احتیاج مبرمی دارد و شاید یکی از مهمترین وظایف رئیس جدید سازمان این باشد که دوباره آن شیردلان و لیدرهای قوی برای کمک به بازار را گرد هم آورده و تجهیز کند و سر و سامانی بدهد تا بازار بتواند نظم و قدرت نوینی به خود بگیرد .











