دومین روز کاری هفته را در حالی آغاز می کنیم که انگیزه چندانی برای نوشتن و بررسی شرایط و تحلیل وضعیت پیش روی بازار نداریم . بازار در وضعیت بحرانی قرار دارد و اعتماد فعالان بازار به حداقل رسیده است.
عدم پذیرش بحران توسط دولت یکی از مشکلات اصلی است و باعث شده هیچ بسته نجاتی تعریف نشود. هر چند دیروز صحبت هایی از بیمه سهام اشخاص حقیقی به میان آمد، اما مگر سهامداری در بازار باقی مانده است که بخواهد سهامش را بیمه کند ؟
مدت زیادی است که فعالان بازار سرمایه یک شب آرام و لبخند واقعی را آرزو میکنند ولی هر هفته با یک ریسک جدید مواجه میشوند. بازار این هفته با توجه به اطلاعیههای کدال و رویدادهای سیاسی خاص، چالشهایی پیش رو دارد.
اخبار بودجه، نرخ دلار نیما و نرخ بهره نیز تأثیر مهمی بر بازار خواهند داشت. در حال حاضر دو محور اصلی تأثیرگذار بر بازار، نرخ دلار نیما و سیاستهای دولت است. نرخ دلار نیما با رشد ۲۰ درصدی به محدوده ۵۰ هزار تومان نزدیک تر شده و میتواند تأثیر مثبتی بر سودآوری شرکتها داشته باشد.
سایه سیاست و انتخابات آمریکا نیز بر بازار سنگینی میکند و باعث عدم توجه به تحولات بنیادین شده است. این وضعیت باعث شده بازار به اسارت سیاست درآید و نتواند تصمیمگیریهای منطقی انجام دهد. بحران فعلی نیازمند اقداماتی فراتر از نظارت معمول است تا بازار بهبود یابد و از وضعیت برزخی فعلی خارج شود.
با توجه به شرایط فعلی نمی توان انتظار خاصی از بازار امروز داشت . هیچ نشانه ای از کاهش تنش های سیاسی دیده نمی شود و حمله حزب الله به محل اقامت نتانیاهو و همسرش، بر دامنه تنش ها افزوده است .
حوالی ساعت ۱۳ دیروز جلسه شورای عالی بورس برگزار شد که تاکنون خبر رسمی و دقیقی از آن منتشر نشده است . به نظر می رسد مجددا موضوع بیمه سهام سهامداران خرد مطرح شده باشد . برداشت ما این است که اگر اقدام خاص و جامع و چند جانبه ای با پذیرش عمق بحران، صورت نگیرد، هر اقدام دیگری محکوم به شکست خواهد بود . این نکته را در مورد اصلاح ترکیب دارایی صندوق های درآمد ثابت نیز مطرح کردیم و مورد انتقاد دوستان و خوانندگان قرار گرفتیم .











