کران‌ به‌ کران، قرمز …

بازار امروز ما را یاد شعر محسن خان چاووشی می انداخت که فریاد میزد و رنگ‌ ها همگان قرمز و جهان؛ کران‌ به‌ کران، قرمز …  تم بازار امروز دقیقا تم ولنتاین بود قرمز و سرخ … دل اهالی بازار هم خون بود و سرخ و امروز یکی از تلخ ترین روزهای این بهمن خونین را پشت  سرگذاشتیم … چه ماه بد یمنی شده این بهمن برای بازار … اما ببنیم ابتدا که بازار چرا این چنین شد و چرا امروز این مقدار پنیک کرده بود … ببنید بی شک نامه خوراک یک بهانه برای شکسته شدن بغض بازار بود که این مدت حسابی خود را کنترل کرده بود و خوراک او را یاد مرثیه و شکست تلخ عشقی قبل انداخت و بغش ترکید …

بازاری که زیر بار سنگین ترین  ریسک های سیاسی قرار گرفته و از سوی دیگر امروز دلار توافقی هم  لبخند زنان در مسیر کاهش بود تا باردیگر به سهامداران و فعالان اقتصادی بگوید لابی کدام طرف قوی تراست . بازار این مدت  باید خبرهایی را می شنید و نشنید و این نشنیدن ها بغض او را بیشتر کرد  . موضوع خودرو  استخوان لای زخم مانده ، قرار بود اختلاف دلار نیما و آزاد کم شود ولی کسی این خبرو قرار را نشنیدو در نهایت بانک مرکزی سباقر دست صادرکننده محترم داد و وضع به روال قبل برگشت .

قرار بر تغییر نرخ پالایشی ها بود که نشد ، شنیده می شد فرمول پتروشیمی ها سقف ۱۳ و ۱۵ سنت را ندارند ولی نشد … قطعی برق و گاز حواله های سیاسی ترامپ و پزشک هم که هیچ ! بازار زیر شدیدترین این باید و نباید ها و شدن نشدن ها قرار داشت و با  رسیدن نامه خوراک بغض قدیمی او ترکید و تازه خبر پیش فروش سکه هم مزید برعلت شد تا خروج جریان پول از سوی برخی شدت  بگیرد …

اما انصافا بازار امروز بیش واکنشی را هم داشت و نباید این مقدار منفی میشد  …
امروز بعد از تعطیلاتی طولانی بازار را در حالی آغاز کردیم که سه چالش جدید همراه بازار بود و همچنان شرایط او را تحت تاثیر خود داشت اولین و مهم‌ترین چالش همچنان همان موضوع قدیمی ریسک‌های سیاسی است که با حرکت اخیر ترامپ در فشار حداکثری و اظهار نظرهای بعد از آن و همچنین واکنش‌های طرف ایرانی کار گره خورده و البته به تبع آن افزایش نرخ ارز نتوانسته فضای منطقی را برای بازار رقم بزند طی چند روز آتی در مورد این مسائل و این اتفاقات مفصل صحبت خواهیم کرد و سعی می‌کنیم با نگاهی واقع بینانه به ابعاد و اتفاقات در این مورد صحبت کنیم اما بر هیچکس پوشیده نیست که ریسک سیاسی هر روز و با روشن‌تر شدن ابعاد خبرها در حال افزایش است و واکنش بازار هم در این فضا کاملاً روشن و مشخص خواهد بود اما ریسک سیاسی کم بود عوامل داخلی بازار هم به آن اضافه شد و موضوع خودرو و از سوی دیگر نرخ خوراک  که یک بار سابقه تلخ و ذهنیت منفی را در بازار داشته دوباره سر وقت بازار آمده و این بار نیز با فشاری مضاعف اثرات منفی خود را در بازار نشان داد البته معتقدیم این بار آثار این موضوع در بازار آثار مالی قوی  نخواهد بود و ولی از نظر روانی می بینیم موثر بوده و امیدواریم کمی کوتاه مدت‌تر اثر گذاشته و خیلی زود شرش از سر بازار کم شود …

قبل از اینکه سراغ خبرهای  خوراک و اثرگذاری آن در بازاربرویم مطابق روال شنبه‌ها به مهم‌ترین رویدادها و تحولات سیاسی اقتصادی کدالی این هفته می‌پردازیم که به نظر واکنش‌ها به موضوع مذاکره و فشار حداکثری و همچنین چالش‌های آن همچنان یکی از مهم‌ترین موارد و عوامل موثر در بازار است از سوی دیگر در خبرهای اقتصادی چشم بازار به تحولات بورس کالا نرخ دلار توافقی و همین ماجرای نرخ گاز است که شاید تغییری را ایجاد کند و در نهایت یکی از مهمترین اتفاقات این هفته و هفته بعد آغاز آخرین مرحله گزارش‌های کدال است که امسال منتشر می‌شود و گزارش ماهانه بهمن را روایت می‌کند که از آخر هفته با آن مواجه خواهیم بود در هر صورت نشان می‌دهد هفته و یا بهتر بگوییم هفته‌های پرخبری در انتظار بازار است و همه منتظر آن برگشت و بهبود شرایط در بازار هستند…

دست خبرها خالی و دل بازار لرزان است و فقط یک  سلسله اتفاق همراه با اصلاح فعلی و ارزنده تر شدن قیمت ها به ان کمک میکند . برخی هم  معتقدند هر طور شده سرو شانه طور خواهیم ریخت و جایی بین  ۲۵۰۰ و ۲۶۰۰  بازار متوقف می شود  …

و اما به بازار برگردیم که امروز نرخ خوراک و ماجرای آن خاطرات تلخ گذشته را زنده کرد و بازار را زیر یک فشار فروش قرار داد بسیاری همچون مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید ترسیده این موضوع را بهانه جدیدی برای اصلاح بازار می‌دانند اما حقیقتاً شرایط با ۱۷ اردیبهشت کذایی فاصله بسیار زیادی دارد در آن مقطع بازار از نظر بنیادی در شرایط نرمال و مساعدی قرار نداشت اما در حال حاضر به خصوص بعد از افت اصلاحی اخیر که صورت گرفته بازار از نظر بنیادی آماده یک تغییر و تحول است و به نظر نرخ خوراک فعلی نیز نمی‌تواند خیلی آثار بسزایی در فضای بنیادی سهم ها و بازار داشته باشد ولی اثر روانی ان را امروز شاهد بودیم … 

البته این موضوع یک بار دیگر به ما اثبات کرد که فرمول تهیه شده برای نرخ خوراک فرمولی است که ایرادات فراوانی دارد و در واقع سهامداران و تولیدگران و صنعتگران می‌گوید که شما با هزینه انرژی معادل اروپا هزینه گاز را می‌پردازید و با کشورهای منطقه که یک سوم این عدد را به عنوان نرخ خوراک دارند رقابت می‌کنید دولت بی پول دست به هر کاری می‌زند و نشان می‌دهد خیلی تفاوت عجیبی نیست و بی پولی پدر همه دردهاست …  اما در هر صورت انتظار از منطقی شدن نرخ کماکان وجود دارد …

و اما بازار … چرا بازار امروز اینطور فروخت !

به نظر به بازار باید حق داد که چنین واکنشی را نسبت به موضوع نرخ خوراک داشته باشد دلیل ؟!!  تجربه … قبول کنید که شرایط سختی را در دفعات گذشته بازار متحمل شده که باعث می‌شود یک اثر کوتاه مدت منفی را در بازار شاهد باشیم این را همه قبول داریم ولی یکی از مهمترین تفاوت‌های بار قبل نرخ خوراک با شرایط فعلی این است که در دفعات گذشته همگان بر این موضوع اذعان داشتند که کاری غیرقانونی و غیرمنطقی صورت گرفته و هیچ منطقی پشت نرخ اعلامی وجود نداشت

اما این بار تقریباً همه نسبت به این موضوع اذعان و اعتراف داشتند که با توجه به نرخ اعلامی خوراک که از فرمول بیرون می‌آمد اثرات افزایش نرخ نیما باید جایی خود را نشان می‌داد و این طبیعی و منطقی بود که نرخ تسعیر در خوراک شرکت‌ها و سایر هزینه‌ها نیز به عدد نرخ دلار توافقی سوق پیدا کند البته همچنان بسیاری بر این عقیده‌اند فرمول لحاظ شده فرمول درستی نیست اما به هر حال فرمولیست که بسیاری از تحلیلگران در مورد آن اطلاع داشته و اتفاق غیر منتظره و عجیبی نبود.

نکته مهم دیگر در مورد نرخ خوراک و نامه اخیر این است که اختلاف آن با آنچه شرکت‌ها در صورت‌های مالی خود لحاظ کردند اختلاف بالایی نیست و منجر به تغییرات عجیبی در سود و زیان شرکت‌ها نمی‌شود البته اعداد زمستان این بخشنامه اعداد عجیبی است که به نظر عمده چالش منفی فعلی بازار نیز همین است یعنی بازار خیلی وزنی به گزارش‌های تا ۹ ماهه هم شاید ندهد و خیلی اثرات عجیبی در فضای سودسازی شرکت نداشته باشد اما برای سه ماهه پایانی سال دو نکته این بخشنامه مهم است:

نکته اول اینکه نشان می‌دهد فرمول سقف نداشته و اعداد بالایی لحاظ شده است و این حاشیه سود زمستان شرکت‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد و نکته اصلی دیگر این است که باید این موضوع را در ذهن داشته باشیم که گاز بسیاری از شرکت‌ها در این چند ماه قطع بوده و اثرات عجیب خاصی را نمی‌تواند داشته باشد اما در هر صورت انتظار بازار از اعداد پیش رو کمتر بود و همین موضوع یک چالش کوتاه مدت را برای بازار و به خصوص برای گروه پتروشیمی اوره  متانول رقم می‌زند این چالشی نیست که بازار را از پا در بیاورد و یک فضای سنگین طولانی مدت منفی را رقم بزند اما به هر حال سابقه ذهنی بد و فضای تلخ فعلی بازار آثار آن را جدی‌تر خواهد کرد که امروز بخشی از آن را دیدیم … 

یک پیشنهاد نیز در پایان مطرح می‌شود که به نظر منطقی است که بپذیریم نرخ دلار توافقی مبنای محاسبه و تسعیر اعداد است و هیچکس روی این موضوع هیچ بحث و حرفی ندارد نمی‌شود که نرخ فروش محصولات به نرخ دلار توافقی و نرخ محاسبه بهای تمام شده نرخ دیگری باشد پس نرخ تسعیر نرخ درستی است اما در مورد فرمول به نظر جای یک سقف دلاری و یا سنتی در نرخ گاز به چشم می‌خورد مدت‌ها پیش بود که از قول یکی از مدیران عامل پتروشیمی این موضوع را شنیدیم که سقف نرخ ۱۳ سنت برای ۶ ماه اول و ۱۵ سنت برای ۶ ماه دوم مورد اقبال و قبولی همه طرف‌ها بوده و حتی اعدادی فراتر از بودجه را برای دولت هم به ارمغان می‌آورد.

این اعدادی است که برای صنایع نیز اعداد منطقی و مناسبی است در هر صورت نشان می‌دهد می‌تواند فضای منطقی را پیش ببرد و این درخواست از سازمان بورس و نهادهای دیگر نظیر وزارت اقتصاد وجود دارد که با تلاش برای کمک به بازار و صنایع این موضوع را راهبری کرده این سقف در فرمول‌ها گنجانده شود که می‌تواند یک اتفاق مثبت دیگر برای بازار باشد …

قصد داشتیم در مورد اتفاقات بازار و سوالات بسیاری از عزیزان در مورد خروج از بازار و ماندن در آن و یا بازارهای رقیب و عوامل موثر در بازار صحبت کنیم اما سعی می‌کنیم در چنین روزهای تلخ و منفی کمتر بحث‌های این چنینی داشته باشیم و آن را به روزهای بعد موکول می‌کنیم امروز در مورد بحثی صحبت خواهیم کرد که بحث روز این روزهای جامعه است و آن هم فروش سکه توسط بانک مرکزی و تامین مالی ۶۰ تا ۷۰ همتی آنها از این جریان…

این موضوع چند پیام روشن برای بازارها و فعالان اقتصادی دارد اولین موضوع این است که به نظر می‌رسد بانک مرکزی از تامین مالی از طریق بازار سرمایه و یا فروش اوراق تا حدودی قطع امید کرده و برای آرامش بخشیدن به بازارهای موازی به خصوص نهیب زدن به بازار ارز و طلا این مدل و این کار را به عنوان بازی برنده در نظر گرفته است.  نکته بعد دیدیم که برخی عزیزان و تحلیلگران می‌نوشتند که این فروش طلا و ذخایر کشور است و از این ماجراها …

به نظر بهتر است کمی ساده به ماجرا نگاه کنید دولتی که تحریم بوده به جای دریافت پول نفت به واردات طلا به هر قیمتی روی آورد و حجم بالایی از طلا را وارد کشور کرده است و به نظر حالا با توجه به شرایط قاعدتاً زمانی باید آن را به فروش برسانند که مقطع فعلی می‌تواند مقطع خوبی برای فروش این ۸ تن طلای قابل عرضه باشد و نکته مهم اینکه اتفاقاً بد نیست این ماجرا به این شکل پیش برود چرا که تا حدودی از چاپ پول و رفتارهای غیر عقلانی و غیرمنطقی که دولت قبل داشت تا حدودی جلوگیری می‌شود . حداقل دست اندازی آنها در جیب شرکت ها کمتر می شود . 

البته این موضوع تبعات تلخی برای بازار ما خواهد داشت احتمالاً بحث خروج پول از بازار و رفتن به سمت ثبت نام سکه اتفاقی خواهد بود که ممکن است رخ بدهد اما نکات دیگر مهمی نیز در این موضوع وجود دارد از دید ما بزرگترین نکته و مهم‌ترین آن این است که دولت هیچ جا نرخ ارز را به شکل واقعی قبول ندارد این نرخ ها  را حباب می‌داند اما خود سکه را با دلار ۱۱۰ هزار تومانی پیش فروش می‌کند و از حباب ایجاد شده لذت می‌برد و سود می‌برد حرف این است که واقعاً مال صادر کننده و فعال اقتصادی این مملکت خار دارد ؟!

چرا باید برای سوبسید دادن به بخشی از وارد کنندگان که کالای خود را به همین شکل با نرخ دلار آزاد ثانیه به ثانیه حساب می‌کنند دلار با نرخ توافقی حساب شد و صادر کننده بیچاره آن را به فروش برساند به راستی دولت حاضر است خود با نرخ دلار توافقی سکه بفروشد ؟؟؟!

  عین این موضوع را برای دلار توافقی نیز باید لحاظ کرد و تمام حرف ما این است که فارغ از همه این اتفاقات و رویدادها این رفتار دوگانه دولت در نرخ ارز بیش از همه برای فعالان اقتصادی و بازار سرمایه غیرمنطقی و غیرمعقول است و پذیرفتنی نیست و نتایج ان را در بازار شاهدیم …

و الا می‌توان اذعان داشت که این روش یکی از روش‌های مرسوم و معمول تامین مالی در شرایط فعلی بوده که اتفاقاً قابلیت‌های خوبی برای کنترل بازارها و جلوگیری از چاپ پول دارد و در آخر برخی سوال می‌کنند آیا وارد این حوزه ثبت نام بشویم یا خیر که در پاسخ متاسفانه باید گفت اگر ماجرای سیاسی و عدم توافق را جدی می‌بینید ثبت نام این وضوع نیز می‌تواند مورد توجه بوده و سودآوری منطقی را به همراه داشته باشد دوست نداریم این چنین صحبت کنیم اما ناچار به بیان و گفتن حقایقی هستیم که پیش روی ماست و تجربه نشان داده این بازار امن ترو منطقی تر حرکت میکند و با این  ریسک های سیاسی بعیداست کاهشی باشد …

دوست نداریم چنین مواردی را اینقدر صریح بیان کنیم ولی چاره ای نیست …

بتا سهم

#گزارش_بازار

ریسک های سیاسی/ریسک های سیاسی/ریسک های سیاسی/ریسک های سیاسی/ریسک های سیاسی/ریسک های سیاسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *