گزارش بازار امروز دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۴۰۴
بر بادرفته ای از یاد رفته !
بازار ما شده حکایت بر بادرفته ای از یاد رفته که روبرویش عشق بازی و طنازی طلا و ارز را به نظاره نشسته و آه میکشد! امروز هم بازار کار خود را در حالی تمام کرد که انگار جزیره ای فراموش شده در عرصه اقتصاد کشور است وکسی به فکر بازارنیست و البته به قول یکی مملکت انقدر سمن داره که یاسمن توش گمه!!بازار امروز هم در عین این که ازنظر حجم و ارزش شاید تلاش میکرد کمی بهترباشد ولی موفقت چشمگیری نداشت و در عین این که مثبت قوی را نداشت منفی سنگین و عجیبی را هم تجربه نمیکرد تا همگان باردیگر به این جمع بندی برسند که فشار فروش عجیب و غریبی در بازار نیست این خریداران هستند که حاضر به حضور قوی در بازار نیستند…
امروز بازار را در حالی آغاز کردیم که دوباره آن فاز تردید و ترس در چهره و چشم یک یک فعالان بازار دیده میشد. ترسی که ناشی از عدم وقوع اتفاقات و تحولات مثبت بوده و آن انتظاری که همه فکرش را میکردیم یا انتظارش را میکشیم محقق نمیشود و تازه تا فضا کمی آرام میشود دوباره اخبار مختلف از در و دیوار برای بازار میبارد که شرایط با ثبات فعلی را تحت تاثیر قرار میدهد.
مدتها قبل با دوستی بر سر این جمله مدام بحث میکردیم و سعی در اقناع و راضی کردن هم برای نقص آن بودیم او خیلی شفاف و روشن میگفت بعد از ترامپ و بدون توافق یعنی از همان روزهای آبان هر مثبت بورس فرصتی برای نوسان و فروش و دور بودن از این بازار است و هر منفی طلا هم فرصتی برای خرید … او از آن موقع تا الان روی همین استراتژی حرکت کرده البته در مقطعی از آبان تا دی سعی میکردیم مدام این جملات را به او یادآوری کنیم که دیدی اینطور هم نیست بازار میتواند سر و شکل خوبی بگیرد ولی بعد از آن به خصوص بعد از استیضاح همتی بازار دیگر بازار نشد و تقریباً همین استراتژی در بین اکثر اهالی بازار رواج یافته است …
همین موضوع باعث شده حس ترس در اکثر فعالان بازار تقویت شده و آنها انگیزه و قدرت خرید کافی و شجاعت دل به دریا زدن در این قیمتهای جذاب را نداشته باشند تقریباً همه اعتقاد دارند و متحد و منسجم به این جمعبندی رسیدهاند که قیمتهای فعلی چه از نظر سودآوری و چه ارزش دلاری یکی از خاصترین مقاطع بازار است و حتی برخی از نظر آماری معتقدند بازار از نظر آماری و ارزندگی در نیمه سال ۹۸ قرار دارد از نظر گزارشی بیش از ۲۵۰ شرکت پی به ای فوروارد زیر ۵ میگیرند که بی سابقه است …
اما برای حرکت و رفتن رو به جلو به یک انگیزه قوی احتیاج است که تا به امروز این انگیزه ایجاد نشده و نکته منفی دیگر این است که اگر به خاطر داشته باشید از ۴ محور و چهار چرخ یک ماشین برای حرکت در این جاده صحبت میکردیم که یک مورد و شاید مهمترین آن تحولات سیاسی بود سه مورد دیگر بحثهای اقتصادی و وضعیت شرکتها نرخ ارز و نرخ بهره بود
ما در حال حاضر نه تنها عامل سیاسی را به عنوان مهمترین عامل کنار خود نداریم و آرامشی را در این حوزه به دست نیاوردهایم بلکه در دو عامل دیگر یعنی نرخ بهرهور نرخ ارز نیز در گرفتاری و فشار هستیم در نرخ بهره بازار باید با نرخهای ۳۵ و ۳۶ و حتی ۴۰ دست و پنجه نرم کند که این کشتیگیر سبک وزن حریف این غول نخواهد شد
در مهمترین عامل دیگر نرخ نیما دوباره به مجسمه بلاهتی تبدیل شده که چوب آن را طبق معمول اهالی اقتصاد میخورند و منفعت آن را رانت خواران و دلالانی میبرند که برای دلار ۹۰ هزار تومانی یقه خود را پاره کرده و میکروفون بلعیدند و فریاد زدند و همتی را استیضاح کردند و امروز دلار در محدوده ۱۰۶ هزار تومان قرار دارد و آنها از این اختلاف آزاد و نیما دوباره لذت میبرند و به ریش مردم میخندند ببین چقدر آشور شده که قالیباف از تریبون مجلس هم بیان میکند که نباید با ارز دستوری و این چنین رفتار کرد …
بله در چنین فضایی در عین ارزندگی و در عین اینکه معتقدیم قیمتها در نقاط بسیار حساس مهم و بنیادی قرار دارند انگیزهها برای خرید کم میشود این عدم انگیزه منجر به سقوط قیمتها نخواهد شد چرا که عوامل بنیادی به مانند یک چتر نجات سرعت سقوط را میگیرد اما به هر حال ما زمان را از دست میدهیم و این را هم فراموش نکنید بازاری که بالا نرود محکوم به شکست خواهد بود و قیمتها آرام آرام مسیر کاهش را پیش میگیرند پس نتیجه این میشود که میبینیم که بازار در تلاطمهای مثبت و منفی حرکت میکند ما آن موج قوی برای صعود را نداشته و انگیزه لازم برای رشد را پیدا نمیکند.
اما در این فضای این چنینی همه از خود میپرسند که چه باید کرد و چه کنیم چه سناریوهایی پیش روی بازار است و چه استراتژی را باید داشته باشیم سوال بسیاری این روزها این است که نقد کنیم و از بازار دور بمانیم تا شرایط روشنتر شود ؟! برخی هم معتقدند بازار هر موقع در چنین شرایط خوب بنیادی بوده دیر یا زود رفتار مثبتی را از خود نشان داده . برخی هم با توجه به جمیع این اتفاقات و حوادث همچنان بر حضور در بازار طلا اصرار و تاکید میکنند . بسیاری از
چارتیستها نظرات متفاوتی دارند و معتقدند ممکن است تا پایان فروردین با این شرایط درگیر باشیم و احتمالاً اردیبهشت ماه بهتری برای بازار شود اما به نظر آنها هم روی این موضوع با قطعیت حرفی نمیزنند و همه چیز بر اساس حدس و گمان و شرایط غیرقابل پیشبینی است.
حقیقت امر برای حل این اتفاقات باید کمی فضای فعلی را به شکلی ساده برای خود مدل سازی کنیم و ببینیم در چه مسیری حرکت خواهیم کرد اگر همه چیز را در مسائل سیاسی خلاصه کنیم و به ماجرا به شکلی ساده و بدون روتوش نگاه کنیم ماجرا از این قرار است که ترامپ نامهای را به ایران نوشته ایران هم پاسخ نامه را داده و در پاسخ به مذاکرات مستقیم آمادگی خود را برای مذاکرات غیر مستقیم آن هم فقط برای موضوع هستهای اعلام کرده است حالا توپ در زمین ترامپ است و همه منتظر واکنش بعدی او هستند بازار و اهالی بازار سه سناریو را پیش روی خود میبینند
سناریو اول خوشبینانهترین سناریوست که ترامپ بگوید باشد بنشینیم غیر مستقیم مذاکره کنیم که در این حالت به نظر رشد بازار و اصلاح سایر بازارها نظیر سکه و ارز و دلار را خواهیم داشت.
در سناریو دوم ترامپ موضوع را نمیپذیرد اما واکنش تند و تیزی هم نخواهد داشت و در نهایت همه چیز محدود به ادامه تحریمها و مواردی از این دست میشود که در این حالت دلار بعید است کاهش پیدا کند اما بازار هم از آن فاز ترس کمی خارج میشود ولی رفتار هیجانی در خرید نخواهد داشت و همه چیز به اخبار دیگر گره میخورد که نرخ نیما و نرخ بهره و تحولات شرکتها مهم ترین انهاست و فضای دو تا زیر و سه تا رو خواهیم داشت و با صلابت و با قدرت گام برنمیداریم …
ترس ما و نه تنها ما همه از سناریو سوم است که البته در حال حاضر متاسفانه همه همین سناریو را میبینند و بازار چوب همین سناریو را میخورد و آن هم رویارویی نظامی است سناریوی تلخی که قطعاً هیچ برندهای نخواهد داشت حتی معتقدیم در شرایط حاد کسانی که صندوقهای طلا را نیز به عنوان گریز از ریسک میخرند گرفتار خواهند شد رویارویی نظامی در هیچ سمت و سویش خیر و خوبی وجود ندارد و بازار سرمایه و اقتصاد کشور اولین قربانیان آن هستند
حال تکلیف ما چیست ؟! تکلیف ما دقیقاً این است که بین این سناریوها بچرخیم و بگردیم و با اخبار و اتفاقات خود را تنظیم کنیم و به واقع اگر کسی فکر میکند سناریوی اول و دوم محقق میشود ماندن در بازار شاید منطقیتر باشد اما اگر کسی سناریو سوم را حتی با احتمال ۵۰-۵۰ قابل وقوع میبیند به نظر ماندن در بازار منطقی نیست
در داخل پرانتز یک نکته را نیز عرض کنیم که نظر خود ما روی سناریوی اول است و معتقدیم کشور در مرحله و نقطهای است که دیگر ظرفیت اشتباه و تصمیمات غلط را ندارد ما به نقطهای رسیدهایم که به واسطه تصمیمات اشتباه طی این چند سال چه در حوزه سیاسی و چه در حوزه اقتصادی قدرت انتخاب زیادی نداریم و گزینههای انتخابی هم گزینههای تلخی پیش روی ماست ظرفیت اقتصادی کشور نیز ظرفیت قوی نبود و فرصت اشتباه کردن نداریم از همین رو معتقدیم قوه عاقله تصمیم گیری در کشور مسیر و سناریوی اول را انتخاب کرده و هر طور شده به آن سمت خواهد رفت امیدواریم اینطور باشد …
اما بخش پایانی نکتهای است که بارها و بارها روی آن تاکید کرده و یک بار دیگر آن را بیان میکنیم
در کشوری که نزدیک به یک ماه است وزیر اقتصادی نداریم و سیاستها نامشخص پیش میرود یک سیاست به شکل قطعی و البته با اصرار برخی غلط ادامه داشته و آن هم سرکوب نرخ ارز است در دولت اسب زین شده این سیاست بارها و بارها تکرار شد و نتایج آن را به وضوح مشاهده کردیم در شعار و گفتمان اقتصادی دولت پزشکیان موضوع نرخ ارز شفاف و روشن بیان شده بود که ارز این چنینی باعث بروز فساد و عدم دسترسی به منابع ارزان و عدم موفقیت در کاهش تورم میشود.
در حال حاضر حاکمیت در دو سوی یک جریان قرار گرفته سیاست تثبیت نرخ ارز را به بهانه مهار تورم ادامه دهد که طبق تجربه شکست خورده قبل نه تورم کم میشود منابعی گیر دولت میآید و از آن سوراخی هم به راحتی از رانت این اختلاف استفاده میکنند سناریوی دوم این است که تن به بازار و سیاست بازار بدهند که این راه در عین عاقلانه بودن و منطقی بودن کمی دردناک هم خواهد بود
در حال حاضر معتقدیم رانتخواران و کسانی که دل و دین و سفره در ماندن این اختلاف نرخ ارز ترجیحی دارند دولت را مدیریت کرده و او را در این مسیر قرار دادند اما به نظر این ماجرا خیلی نمیتواند ادامه داشته باشد دولت باید مسیر خود را سریعا روشن کند به خصوص بعد از بحران اخیر جهانی و ریزش نفت حالا کار سختتر هم خواهد شد
شاید مهمترین و منطقیترین اتفاق این باشد که مابالتفاوت این جریان نرخ ارز را به دهکهای آسیب پذیر جامعه پرداخت کنیم و اجازه بدهیم بازار کار خود را بکند این عاقلانهترین تصمیمی است که در حال حاضر میتوان گرفت و البته همتی آمده بود تا با شتابی آرام این دو را به هم نزدیک کند اما آنها که منافع خود را در خطر میدیدند با بهانههای مختلف سد راه این موضوع شدند و حالا هرچه میگذرد کلاف پیچیده و سردرگمتر و حل آن سختتر میشود
حاکمیت باید تن به تصمیمات سخت بدهد و همچنان بر این عقیدهایم که موضوع نرخ ارز و موضوع ناترازیهای انرژی اعم از برق و بنزین و گازوئیل و موارد دیگر ابر چالشهای پیش روی کشور هستند که بدون حل آن هیچ بازار و صنعت و تولید و سرمایهگذاری پیش نمیرود برای همین است که جریان پول هوشمند فعلی در جامعه خود را به ارز و طلا چسبانده و جدا نمیشود
حقیقت امر فهمیدن این موارد خیلی سخت نیست و اتفاقاً معتقدیم دولت به خوبی از آن مطلع است اما شجاعتی برای تصمیمگیریها دیده نمیشود و انگار جامعه نیز تحمل و پذیرش این اتفاقات را ندارد این موارد را برای این نوشتیم که به اهالی بازار بگوییم در چه فضایی در حال کار کردن هستیم در عین ارزندگی بنیادی که امروز در قیمتها شاهد آن هستیم باید بپذیریم که با دولت مواجه ایم که نه قدرت اصلاحات درست اقتصادی را دارد و نه قدرت مذاکره … و دود این آتش قبل از همه طبق معمول به چشم فعالان اقتصادی و اهالی بازار سرمایه میرود و لذت این کباب را نیز سفته بازان و رانتخواران خواهند برد …
بتا سهم
طلا و ارز / طلا و ارز / طلا و ارز / طلا و ارز











