مثل پروانه ای در مشت !

روزهای تلخ یکی یکی میگذرندو البته امروز دوباره تلاش هایی برای بهبود بازار صورت گرفت ولی بی فایده بود . سیستم کمک رسانی به بازار هم با آرام ترین شکل ممکن پیش می رود تا اصلا کسی بازار سرمایه به کتف مبارکش هم نباشد و کسی به بحرانی بودن اوضاع واقف نیست و خبری از شوک درمانی و بسته های خاص هم نمی اید البته  همه به امید  زنده اند  به امید این که شاید فردا خبری برای بازار برسد بسته ای حرفی حدیثی ولی عملکر این ۴ ۵ روز به خوبی نشان میدهد بازار کجای اهمیت عزیزان است …

امروز سه شنبه بازار را در حالی پیش بردیم که بعد از ۱۲ درصد افت قیمت در اکثر سهم ها همچنان با فشار فروش و جو منفی مواجه ایم و بازار سرمایه همچون پروانه‌ای نحیف با بال‌هایی شکننده اما جذاب و زیبا در مشت تحولات سیاسی و جنگ همچون پروانه‌ای در مشت گرفتار شده و فرصت پرواز و حتی فکر کردن به پرواز را از دست داده است پروانه‌ای که می‌توانست این روزها با کمک گزارش‌ها و تحولات پیش رو فضای زیباتری را ترسیم کند اما آنچه نصیبش شده شرایطی است که در شیرین‌ترین و داغ‌ترین فصل سال یعنی فصل مجامع به چنین وضعیتی گرفتار شده …

باور کردنش سخت است که طی دو سه هفته آتی گزارش‌های سه ماهه خواهد رسید و مجامع اکثر شرکت‌ها برگزار می‌شود اما بازار در فضایی سراسر قرمز و منفی و صف  فروش قرار گرفته که البته سوغاتی سیاست برای بازار سرمایه و ارمغان این روزهای جنگی و نتیجه این شرایط است… 

امروز بعد از افت و اصلاح بیشتر و مشارکت قوی‌تر بازارساز ،تعداد نمادهای متعادل شده بازار بیشتر شد و از حجم صفوف فروش پشت خط نیز اندکی کاسته شده اما همچنان جو منفی و فشار فروش وجود دارد برخی هم معتقدند تا وقتی این پدافند روی سر بازار و آسمان شب‌ها خودنمایی می‌کند آرامش بازار آرامش قبل نخواهد بود اگر به خاطر داشته باشید بارها این جمله را تکرار کردیم که هیچ چیز به مانند قبل از شرایط جنگ نمی‌شود و به نظر ما باید کم کم خود را برای زندگی کردن با پدافند و خبرهای انفجار و مواردی از این دست آماده کنیم به قول یکی ممکن است در طول روز و شب فعالیت‌های عادی خود را انجام دهیم و پدافند هم روی سر ما بزند و فردا حتی بازار مثبت باشد.

این هم یکی از مواردی است که معتقدیم از نتایج آن اتفاق است که هیچ چیز مثل قبل نخواهد شد امروز ورود بازارساز و حمایت صندوق‌های تثبیت توسعه در بازار کمی بیشتر به چشم می‌آمد و البته عملکرد آنها بعد از افت چند روزه خیلی نمی‌تواند مورد توجه باشد چرا که به هر حال بخشی از کاهش فشار فروش ناشی از همین اصلاح قیمت است.  یک نکته را دیروز هم اشاره کردیم و بد نیست امروز هم به آن اشاره کنیم و اینکه آیا می‌شد شرایط بهتری را از دل این اتفاق بیرون کشید این موضوع را چند بار عرض کردیم یک بار دیگر هم بیان می‌کنیم از سال ۹۸ و بعد از ترور سردار سلیمانی تا به امروز در هیچ مقطعی تاکید می‌کنیم در هیچ مقطعی آن هماهنگی نهادها و حقوقی‌ها و ارکان مختلف بازار برای کمک به بازار سرمایه همراه و همدل و متحد نشده بود و تا به امروز همین اتفاق رخ نداده …

اگر عزیزان کمی به تاریخ آن روزها و آن اتفاقات مراجعه کنند به خوبی شاهد خواهند بود که در چه فضایی چنین اقدامی صورت گرفت . دقترکنید قبل از آن ماجرای ترور، قیمت‌ها در اوج بود بازار رشد کرده بود و حتی یک تلنگر کوچک هم برای یک ریزش کافی بود اما امروز شما نگاه کنید قیمت‌ها مدام از ابتدای سال تا به امروز در مسیر اصلاح بودند پی به‌ای حال حاضر پی به ای بسیار جذاب‌تری برای بازار است اما آنچه باعث شد آن بحران پشت سر گذاشته شود چیزی جز اتحاد همدلی حقوقی‌ها برای کمک به بازار نبود البته آن حقوقی‌ها در آن مقطع اگر سهمی در بازار خریدند چند ماه بعد نمی‌گوییم دو برابر اما با سود بسیار خوبی آن را در بازار به فروش رساندند یعنی یک بازی تماماً برنده برنده برای سیستم شکل گرفت …

بی تعارف در شرایط فعلی عدم برش و ناهماهنگی و و بی‌خیالی و بی تصمیمی سازمان بورس را در این موضوع به شدت دخیل می‌دانیم شما کافی بود به ترکیب افرادی که دور میز برای کمک به بازار انتخاب می‌شوند نگاه کنید هیچ یک جریان پول قوی را در دست نداشتند و فقط حرف زدند و وعده دادند … 

یک بار باز هم آن ماجرا را مرور می‌کنیم در زمانی که آن اتفاق ترور رخ داد یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌هایی که همه را دور میز جمع کرد و به تصمیم نهایی رساند این بود که نهادهای نظارتی و به خصوص در آن مقطع شورای عالی امنیت ملی ورود کرده و همه مجبور به پذیرش تصمیمات آن جلسه بودند مگر می‌شود یک رئیس یا مسئول در جلسه یک حرف بزند و دو ساعت بعد زیر آن بزند !

وقتی اهمیت و اجبار و فوریت روی سر او نباشد او چنین کاری خواهد کرد این مستقیماً ناشی از کم کاری سازمان بورس است که نتوانسته بحران اخیر را برای بالا دست توضیح دهد البته می‌پذیریم نهاد بالا دست نیز خود درگیر اتفاقات جنگ است اما به هر حال وظیفه سازمان بورس در چنین روزهایی نمود پیدا می‌کند وگرنه در روزهای صلح و خوشی که همه لبخند زنان پای کار هستند و مجوز صندوق میدهند …

در آن مقطع حرکت خوب دقیق و مناسب سازمان  بود که ترکیب افراد دور میز را جوری چیده بود که همانجا با یک تلفن اردرهای خرید چیده می‌شد و شخصی که در جلسه حاضر بود شخص تصمیم گیر بود نه موز خور که بیاید و بنشیند و برود و از سوی دیگر چیزی رسانه‌ای و عکس و فیلم هم نبود…

همه یک هدف داشتند کمک به بازار و جمع آوری این بحران و اینجاست که به این نقطه می‌رسیم که مهم‌ترین نقص دوستان و عزیزان این بود که در درک این موضوع به عنوان بحران مشکل داشتند و همین حالا نیز این موضوع را ذکر می‌کنیم اگر می‌خواهید به بازار سرمایه کمک کنید ابتدا باید بپذیرید که اینجا شرایط و فضا بحرانی است در فضای بحرانی تصمیمات متفاوت‌تری باید گرفته شود ولو بعضی از آنها با عقلانیت اقتصادی و منطقی نیز سازگار نباشد

تا وقتی چنین طرز فکر و تفکری به وجود نیاید کمک‌ها به بازار سرمایه صدقه طور و قطره چکانی و حمایت‌ها نیز به همین شکل یکی بود و یکی نبود و با شکلی غیر معقول رخ میدهد  که حتی خنثی کننده این فشار فروش هم نیست و کار را سخت ترمیکند … 

البته این را هم ذکر کنیم که پس ذهن برخی از افراد این نکته نیز وجود داشت که حمایت این مدلی یعنی تزریق بی محابای پول به بازار اشتباه است و مدلی که دوستان انتخاب کردند احتمالاً این است که قیمت‌ها آنقدر کم شوند و به نقاطی برسند که دیگر انگیزه برای فروش وجود نداشته باشد و در آن مقطع و در آن شرایط خرید بازار در دستور کار قرار گیرد که با اعداد خیلی بالایی هم نیاز نیست و می‌توان جمع و جور کرد رفتار فعلی بازار و بازارساز دقیقاً این سناریو را نشان می‌دهد و این حس هم به سهامدار منتقل شده و دلیل اینکه او مدام در صف فروش قرار می‌گیرد همین است چرا که در این سناریو شما هرچه زودتر بفروشید برنده‌تر خواهید بود …

در کنار موارد بالا یک پرسش مهم نیز مطرح می‌شود که بله ما به نقطه تعادل رسیدیم اصلاً فرض کنیم چهارشنبه بازار به نقطه تعادل قطعی رسید و اکثر سهم‌ها دیگر صف فروش نبودند انگیزه بعدی برای رشد چیست این سوالی است که اگر بتوانیم به آن درست پاسخ دهیم می‌توانیم آینده بازار را پیش‌بینی کنیم بی تعارف اگر شما به این موضوع فکر می‌کنید که بحران و تنش‌های سیاسی تمام نمی‌شود و ادامه خواهد داشته به قول برخی تابستان داغی در پیش است اصلاً برای چه قصد دارید در بازار بمانید تماشاچی بودن بازار در این فضا و در این شرایط منطقی‌ترین کاریست که می‌توانید داشته باشید

و البته این سناریو در حالی مطرح می‌شود که ریسک‌ها رو به افزایش باشد یعنی هرچه پیش برویم اوضاع بدتر شود بله دقیقاً در چنین شرایطی ما هر روز کف‌های جدیدتری را خواهیم دید و اصلاً فروشنده فکری برای ماندن در بازار نمی‌کند و به فکر شرایط بنیادی و پی به‌ای و این موارد نیست

اما اگر سناریوهای دیگر را در نظر داشته باشیم چند موضوع با ترکیب و تلفیق با هم می‌تواند فضای فعلی بازار را بهبود بخشد

اما همه این موارد در کنار هم فضای بازار را بهبود می‌بخشد یکی از مهمترین و تقریباً مهم‌ترین آن این است که ما هر چه جلوتر می‌رویم فضای جنگ را باید کمرنگ‌تر ببینیم وقتی حسن و تقی و نقی هر روز از ادامه جنگ صحبت می‌کنند آن یکی تاریخ زمان دقیق حمله را بیان می‌کند و خلاصه مارش نظامی همچنان به گوش می‌رسد قطعاً خر کله کسی را گاز نگرفته که وارد بازار شود پس وقتی می‌توان به بازار امیدوار بود که ناقوس جنگ آرام آرام صدایش کمتر شده و سهامدار این فکر برایش قطعی شود که رویداد جنگ یک بار و در همان ۱۲ روز بود و دیگر تکرار نخواهد شد

این بیس و بستر تمام مواردی است که وجود دارد و تا این اتفاق رخ ندهد بازار بازار قبل نخواهد شد البته بله اگر بازارساز بیش از ۱۰۰ همت پول به بازار تزریق کند می‌تواند به شکلی مصنوعی بازار را سر و شکل بدهد اما معتقدیم این موضوع نه امکان‌پذیر است و حتی اگر هم رخ بدهد موقتی خواهد بود و دوباره با کوچک‌ترین تنش فضا شعله ور می‌شود پس تعارف را کنار بگذاریم واقعیت‌ها را ببینیم در مسیر واقعیت باید به این سمت حرکت کنیم… سمتی که با کاهش فیتیله جنگ دوباره افراد سراغ بررسی نمادها و شرکت‌ها می‌روند

خاطره‌ای را هم همین جا ذکر کنیم در اوج بحران جنگ به دلیل حجم بالای فشارهای روحی و عصبی و برای اینکه خود را مشغول کاری کنیم به کدال پناه برده بودیم و سعی می‌کردیم گزارش و اطلاعات شرکت‌ها را همچنان و حتی با شدت و جدیت بیشتری گزارش کنیم این موضوع مایه تمسخر و طنز برخی دوستان بود که مگر در چنین شرایطی کسی کدال می‌خواند؟!  کاملا هم درست بود تا وقتی این طرز فکر برطرف نشود بازار هم تکان نخواهد خورد تا وقتی گزارش و اطلاعیه شرکت‌ها شرایط بنیادی خبرهای اقتصادی همه زیر سایه جنگ قرار می‌گیرد و فراموش می‌شود و شنیده نمی‌شود ما در بازار نمی‌توانیم به فکر بازدهی‌های بیشتر باشیم

پس اگر بخواهیم روراست و با واقعیت کار را پیش ببریم باید اذعان کرد که تا وقتی تنش و شیب جنگ صعودی و بر مدار رشد است بازار نمی‌تواند مسیر درستی را طی کند اما اگر این شیب رو به کاهش گذاشت طرفین این درگیری از آمریکا و اسرائیل گرفته تا ایران عقلانیت را در دستور کار قرار دادند پای میز نشستند اصلاحات اقتصادی و سیاسی آغاز شد بله در این شرایط می‌توان کم کم امیدوار بود که بازار جریان پول از دست رفته را دوباره بازیابی کرده و با توجه به قیمت‌های بسیار جذاب و فضای بنیادی منطقی و مناسب سراغ بازار بیاید

و حرف آخر را بیان کنیم

اگر کمی به وضعیت فروش ، صورت‌های سود و زیان، ترازنامه و به طور کلی جریان پول در گردش در شرکت‌ها توجه کنیم متوجه خواهیم شد که بحران بازار سرمایه حتی با فشار فروش ۵۰ همتی برای بسیاری از این شرکت ها نمی‌گوییم پول خرد اما عدد کوچکی است حرف ما این است که نمی‌توانیم در یک چرخه این موضوع را به شکل بلند مدت شاهد باشیم که مثلاً بازار سرمایه‌اش ویران شده و لگد خورده گوشه‌ای افتاده باشد اما جریان تامین مالی و یا بانک‌ها خوب پیش بروند به نظر این طرز فکر کاملاً اشتباه است.  این بحران زنجیروار به همه منتقل خواهد شد بحران بازار سرمایه بحران کوچکی نخواهد بود و مدیریت فعلی آن نه یک امر تزیینی که یک امر ضروری برای اقتصاد است

باز هم این موضوع را تکرار می‌کنیم که این وظیفه سازمان بورس است که بازیگران قدرتمند قوی و دست به جیب‌تری را دور یک میز بنشاند و از پتانسیل‌های آنها برای بهبود وضعیت کمک بگیرد و این نکته را نیز تکمیل کنیم وقتی از این ماجرا صحبت می‌کنیم پای بخش خصوصی در میان نیست خیر همه اینجا وصل به دولت هستند اگر هم بحثی می‌شود همه در نهایت از یک جیب قرض می‌گیرد منتها بحث این است که وقتی کمک به صنعت بانک و یا بانکداری مطرح می‌شود جیب‌ها باز،  لب‌ها خندان ذهن‌ها آماده است اما وقتی پای بازار سرمایه به میان می‌آید سر جیب‌ها بسته می‌شود اخم‌ها در هم می‌روند مغزهای زنگ زده آنها که همه چیز را سنتی نگاه می‌کرد ناگهان خود را با اقتصاد جهانی مقایسه می‌کند و خلاصه ژست روشنفکری برای بازار سرمایه می‌گیرند … همین‌ها وقتی میلیارد میلیارد پول از جیب خزانه به حساب بانک‌های ناتراز می‌ریختند کجا بودند ؟! چرا صدای کسی از حیف و میل بودجه و چاپ پول برای موارد دیگر حرف نمیزند ! فقط مال بورسی ها خاردارد چون بازار سرمایه نماد یک تفکر درست است و انها با همین طرز فکر منطقی مشکل دارند !

تاکید می‌کنیم اگر قرار باشد زیر بمباران و نوای جنگ زنده بمانیم و از این بحران عبور کنیم ۳ راه بیشتر نداریم یا بازار را ببندیم و برویم و خیال خودمون و همه را راحت کنیم یا بمانیم و باز باشیم و کاری نکنیم و تا می‌توانیم فحش بخوریم بحران هر روز عمیق‌تر قیمت‌ها هر روز کمتر فضا هر روز تلخ‌تر شود و یا کاری را بکنیم که در آن مقطع ترور سردار سلیمانی کردیم با نظم برنامه و حمایت همه جانبه بحران را بپذیریم و در پی حل آن باشیم ببینید این موضوع پذیرش بحران از همه چیز مهم‌تر است تا وقتی وزیر و رئیس بانک مرکزی و برخی افراد دیگر با تفکرات خوش خیالانه فکر می‌کردند که این هفته بازار مثبت است شما نمی‌توانید به جنگ با بحران بروید

این فکری که چنین برداشتی را دارد قطعاً نمی‌تواند تصمیمات ویژه و فورس ماژور برای بازار بگیرد…خود دانید …

بتا سهم

#گزارش_بازار

تلاش هایی برای بهبود بازار /تلاش هایی برای بهبود بازار/تلاش هایی برای بهبود بازار/تلاش هایی برای بهبود بازار/تلاش هایی برای بهبود بازار/تلاش هایی برای بهبود بازار/تلاش هایی برای بهبود بازار/تلاش هایی برای بهبود بازار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *