خسته از منفی ها !
خود بازار هم انگار از منفیها خسته شده از این وضعیت ازاین شرایط تلخ و امروز بدون اینکه تلاش خاصی صورت گیرد بازار منفی بود ولی با شدت کمتر البته انصافا تن بازار دیگر جای زخم نیست و بدن او جایی برای لطمه ها و ریزشهای جدید ندارد. بازار شبیه بوکسورهای کتک خورده و صورت زخمی روی رینک اصلا امروز از شدت له و لورده شدن نای بلند شدن را نداشت و نای این که دوباره برخیزد و کتک بخورد را نداشته و همین باعث شد فروشنده ها امروز امان بدهند و بازار کمی نفس بکشد البته نه نفسی که تازه شود و رشد را رقم بزند خیر نفسی که شاید فقط کمی کمتر منفی باشیم …کار ما به کجا کشیده صف فروش نبودن بازار و شدت منفی کمتر را پیروزی حساب میکنیم …
امروز بازار را در حالی پیش بردیم که یک تفاوت عمده نسبت به روزهای قبل داشت و آن همین بود که افت و اصلاح قیمتها چنان فشار دندان شکنی به بازار آورده بود که فشار فروش را کاهش و انگیزه برای جبران را افزایش میدهد از سوی دیگر حجم دراین دو روز کمی بیشتر وتحرکات صندوق های تثبیت و توسعه و حقوقی ها نیز افزایش داشت تا شاید کمی فقط کمی اوضاع بهتر شود …
شرایطی که فعلاً در آن قرار داریم به جایی رسیده که دیگر حتی بدون دخالت و حمایت هم دیگر افت عجیبی نداریم !!
اتفاقاً این یکی از مواردی بود که بسیاری از دوستان توصیه میکردند و آن همین بود که در بازار دخالت نکنید تا قیمتها به نقطهای برسد که اصلاً میل به فروش در کسی تقویت نشود البته فکر میکنیم با این نقاط هنوز فاصله داریم اما هرچه جلوتر میرویم این میل به فروش در قیمتهای این چنینی کمتر میشود و در واقع در سبک و سنگین کردن وزن کشی بین عوامل مختلف سهامدار دیگر دست و دلش به فروش جدی در این قیمتهای بازار نمیرود البته این به معنی این نیست که دستش بخرید برود خیر اما افت بیش از اندازه قیمتها رویداد تلخ و زهرآگینیست که در نبود تزریق مناسب برای جلوگیری از ریزش بازار کم کم فشار فروش را کم کرده و ثبات قیمتها را رقم میزند
ما در حال حاضر به این نقطه رسیدهایم و البته این نقطه یک مزیت دیگر را نیز دارد که با کوچکترین خبر امیدوار کننده و یا کوچکترین حمایت از سمت بازارساز به مرز تعادل رسیده شرایط بهتری را نسبت به روزهای قبل نشان میدهد هرچه جلوتر میرود پولی که برای حمایت میرسد اثرگذاری بیشتری خواهد داشت
البته این را هم در نظر بگیرید که این فضا یک ریسک دیگر را نیز دارد
و آن هم این است که دوباره با کوچکترین رویداد منفی همه چیز بر هم میریزد و شرایط تغییر میکند امروز دست نامرئی و شاید هم به اندازه کافی آشکار و مرئی در پی جمع و جور کردن دو گروه بود گروه اول گروه خودرو و گروه دوم اهرمیها به نظر میرسد مسیر کمک به بازار در متعادل شدن و رام کردن و متعادل کردن این دو گروه میگذرد. تا وقتی این دو گروه فشار فروش و صفهای فروش را داشته باشند حرکت در بازار سخت خواهد بود ببینید ما هم میدانیم اشتباه است و اصلاً این دو گروه چرا باید به کل بازار خط بدهند اما به هر حال اتفاقیست که در حال رخ دادن است نکته مهم این است که حالا بازارساز هم متوجه این حساسیت شده و به نظر باید گامهایی اساسی برای یکسره کردن بحران این دو گروه برداشته شود . در خودرو البته آستین ها بالاتر رفته و شنیده می شود منابع خوبی تجهیز شده و از سوی دیگر به زودی خبرهای خوبی دوباره از بورس کالای این دو و واگذاری میرسد که شاید جلوی ریزش آنها گرفته شود ولی درهصورت حال خوب آنها به کل بازار میتواند حس بهتری بدهد. البته اهرمی ها داستان کمی پیچیده تری دارند …
ولی در مجموع معتقدیم وقتی این دو بتوانند در بازار به یک ثبات نسبی برسند بقیه بازار با توجه به شرایط پی بهای و قیمتها مسیر خود را پیدا خواهند کرد و نکته دیگری که دوباره این روزها کمی بیشتر به چشم میخورد این است که دامنه حمایت از بازار گستردهتر شده و به بیش از ۲۰۰ نماد هم رسیده که این موضوع به تعادل رسیدن بازار را سریعتر میکند
اما همه و همه را اگر جمع کنیم و بخواهیم خلاصه به حال و روز بازار بپردازیم باید اذعان کرد که در نبود نقدینگی قوی و درشت که حالا برای همگان روشن شده و دست بازارساز را رو کرده طبیعی است که با حرکات و تک تیرهای پارتیزانی در بازار میتوانیم موقتا پیش برویم ولی شگ نکنید کمک به بازار دو مرحله دارد مرحله اول جلوگیری از افت و ریزش بیشتر است که ما هنوز در همین مرحله ماندهایم و بعد رشد بازار … بازهم میگوییم منابع میرسد ولی محدود و در گذری که زمان را قربانی میکند …
دوستان و عزیزان دلسوزان زیادی نظر میپرسند که چه باید کرد
به نظر روزهای قبل شفاف و روشن گفتهایم شما که توان و قدرت ایجاد خبرهای سیاسی را که ندارید نهایت تمرکز خود را باید روی دو موضوع قرار دهید موضوع اول تزریق بیوقفه منظم و قوی پول و موضوع دوم تزریق بی وقفه منظم و قوی جریان خبرهای مثبت است ما طی مدت در خبرها بد نبودیم هم اخبار گزارشها خوب بود و هم صنایع شاید خودرو و پالایش و پتروشیمی و … دوباره فعال تر باشند بهتر هم می شود اما شاید جریان پول به تنهایی بتواند جای اخبار را پر کند اما خبرها بدون پول راه به جایی نمیبرند پس هر چه میچرخیم بازهم به جریان پول میرسیم که ابتدا باید اعتماد آفرین باشد و بعد …
هنوز هم معتقدیم اگر نتوانیم در این دوران نقدینگی در بازار شارژ کنیم قیمتها کمتر و کمتر و کمتر میشود و به جایی میرسد که دیگر انگیزهای برای فروش وجود ندارد که البته معتقدیم با این نقطه خیلی فاصله نداریم ولی هنوز چند قدمی باقی مانده حتی برخی معاملات همین روزها و این هفتهها را نشانه همین شرایط میداند و یکی از مهمترین مزیتهای این دوره این است که سقوط بازار با سرعت کمتری پیش میرود و نمادها حاضر به افت بیشتر نیستند اما رشد آنچنانی را نیز نداشته و در به در به دنبال خبری برای بهانه رشد میگردد وچه عجیب که هرچه هر روز جلوتر میرویم این بهانه سیاسی نه تنها ایجاد نمیشود بلکه بدتر هم میشود تا دیروز به مذاکرات استانبول اروپا کمی امیدوارتر بودیم اما تقریباً از دیروز به بعد همگان به این نتیجه رسیدند به زودی مکانیسم ماشه فعال میشود و حرکت اخیر دلار هم دوباره جلوی بازار لوندی میکند … بیشک زیر سایه و آوار جنگ و در حالی که یکی دیگر هم ماشه داغی در دست گرفته و او را روی هوا میچرخاند و به ما نشان میدهد قاعدتاً بازار نمیتواند رشد مطمئنی داشته باشد به واقع همین که سقوط عجیبتر و تلختری را تجربه نکند دست به کار بزرگی زده …
و اما بخش دوم به یکی از مهم ترین اتفاقات و دغدغه های اهالی بازار میپردازد …
این روزها دوباره زمزمه فعال شدن مکانیزم ماشه و تحولات سیاسی باعث شده است تا دلار مسیر صعودی در پیش بگیرد ان قدیم و ندیمها رشد دلار با کمی تاخیر دست بازار را میگرفت و از فضای منفی نجات میداد اما در حال حاضر به نظر میرسد رشد دلار درست بر خلاف آنچه همه فکرش را میکنند در کوتاه مدت نمیتواند آثار قوی آنچنانی در بازار داشته باشد و نمیتوان به آن دل بست
اثر اول و مهم که مانع از رشد بازار میشود این است که این رشد به واسطه افزایش سنگین ریسکهای سیاسی بوده که این چنین شده و بازار را به این فضا کشانده است و چون ریسک سیاسی ریسک بزرگتر و خاصتر و ویژهتر و اثرگذاتری است همه چیز در زیر سایه این ریسک قرار گرفته … بارها و بارها به خاطر دارید که ما شاهد افزایش نرخ ارز بودیم اما چون این افزایش ماهیت سیاسی داشت بازار از آن استقبال نکرده و حتی روند معکوس در پیش گرفته است
نکته بعد این بوده که یکی از مهمترین دلایلی که با افزایش نرخ دلار آزاد بازار واکنش خاصی نشان نمیدهد این است که طی چند سال گذشته سیاست سرکوب ارزی در دستور کار دولت و بانک مرکزی بوده و خبری از افزایش نرخ دلار توافقی نیست و دولت روی گردن این نرخ نشسته و مانع از افزایش آن میشود
به درستی و غلطی این ماجرا که فعلاً کاری نداریم که البته شک نداریم تماماً غلط هستم و به هر حال عامل دومی که مانع از این افزایش میشود عدم رشد و منطقی شدن و همراه شدن دلار نیما با دلار تابلو است و سومین موضوع که جدیداً روی تابلو رقیب بازار شده صندوقهای طلا هستند
دیروز از ابتدای ۱۴۰۴ تاکنون رکورد ورود پول در صندوقهای طلا شکسته شده و ما شاهد ورود بخش سنگینی از جریان خارج شده از بازار به صندوقهای طلا هستیم اتفاقی که به نظر همچون دو کفه ترازو وزن بازار و فشار روی آن را بیشتر میکند و رقیب جدی برای بازار به شمار میرود رشد دلار این روزها بازار صندوقهای طلا را نیز داغ میکند و همچون دلبری با دامن کوتاه جلوی بازار و سهامداران زخم خورده رژه می رود و دلبری میکند و وسوسه رها شدن از قید بازار را یک بار دیگر تقویت مینماید …
این سه عامل عمدهترین عواملی هستند که باعث میشود وقتی مسیر دلار مسیر صعودی است ما نتوانیم با اطمینان از رشد بازار صحبت کنیم البته آثار رشد دلار در کوتاه مدت و بلند مدت خود را در دو شکل به نمایش خواهد گذاشت و فنر ارزندگی بازار را جمعتر میکند شکل اول این است که ما احتمالاً با رشد نرخ دلار تحولات و تحرکاتی در بورس کالا خواهیم داشت و کمی این حرکات آنجا اثرات قویتری خواهد گذاشت و اثر دوم که مدتهاست با آن درگیر هستیم موج مفت تر شدن و ارزنده تر شدت دارایی سهامدار است و به نوعی ارزش دلاری این داراییها را جان میبخشد و باعث میشود ما به این موضوع امیدوار شویم که اگر قاعده چرخش بازدهی و متناسب شدن بازدهی بازارها طی ۵ سال درست از آب در بیاید دیر یا زود نوبت بازار سرمایه است که این عقب افتادگی را جبران کند . دقت کنید ارزش دلاری کل بازار سهام ایران در پی ریزش های اخیر به مرز ۱۰۰میلیارد دلار کاهش یافته است. همچنین نسبت p.b بازار که در واقع ارزش بازار به خالص دارایی شرکت ها به بهای تمام شده تاریخی را نشان می دهد، در محدوده ۱٫۹ واحد قرار گرفته است. به عبارت بهتر ارزش بازار کل بورس تنها ۲ برابر بهای تمام شده تاریخی شرکت ها است! علی رغم تورم و قدمت دارایی شرکت ها! از بسیاری جهات اگر ارزش بازار سهام ایران را قیاس کنید، بسیار پایین تر از ارزش خود معامله می شود. تقریبا در پنج سال اخیر ارزش دلاری بازار سهام ۷۵درصد افت کرده است !!!! این عمق فاجعه ماست …
نمیدانیم چه بگوییم این یعنی امیدوار باشیم ؟!! ولی از قدیم گفتند این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار // کهآواز دهل شنیدن از دور خوش است
ما طی این سالها فقط به خودمان امیدواری و دلخوشی دادیم و وعده نسیه که بازار میتواند بالاخره بازدهی متناسب با سایر بازارها را رقم بزند ولی فعلا نسیه است و نقد سباقر در دست سهامداران …
در نهایت پرسشی اساسی پاسخ خواهیم داد که اصلاً مسیر دلار چگونه پیش میرود ؟!
اگر به خاطر داشته باشید در نوشتههای روزهای پس از جنگ به این موضوع اشاره کردیم که این جنگ باعث خواهد شد دولت آهسته تر و در اقدامات اصلاحی آرامتر حرکت کند و تازه جبران خسارتهای جنگ و تقویت سیستم دفاعی هم به آن اضافه میشود
وقتی این را کنار فعال شدن مکانیسم ماشه و چشم انداز کاهش فروش نفت میگذاریم بیشتر از یک چیز به ذهنمان نمیآید که ما در نیمه دوم سال احتمالاً کسری بودجه جدی و چالش برانگیزی را خواهیم داشت و موتور چاپ پول با سرعت و قدرت بالایی روشن میشود و طبیعی است که در چنین فضایی مسیر دلار نیز مسیری صعودی باشد پس با در نظر گرفتن تمام این موارد روزهای پیش رو را ترسیم کنید و صد البته این به منزله و پیشنهاد خاصی برای شما نیست ولی احساس میکنیم روزهای داغی برای بازار آغاز شده که تحولات این چنینی فضای متفاوتی را برای همه ما رقم میزند و جای اشتباه نمیگذارد …
بتا سهم
صف فروش نبودن بازار/صف فروش نبودن بازار /صف فروش نبودن بازار /صف فروش نبودن بازار /صف فروش نبودن بازار /صف فروش نبودن بازار /صف فروش نبودن بازار











