چِشا رو به اَبراس

چه روزی بود ! چه هیجانی ! بازار خوب و قوی آغاز کرد  سقف را شکست و خوشحال و خرامان پیش میرفت و ناگهان دوباره فشار فروش در بازار شکل گرفت ولی در هر صورت امروز سقفی که مدت ها برای بازار ترسیم شده بود شکسته شد و ازاین به بعد به قول شاعر چشا رو به ابراس که بالا و بالاترو اعداد قوی تری را ببیند ولی معاملات یک ساعت اخر بازار کمی همه را نگران کرده بود …

امروز چون لب مرز سقف هستیم نمیخواهیم و نمیتوانیم خیلی در مورد  سقف صحبت کنیم ولی این شکست را نبایددست کم گرفت و از بعد  روانی اتفاق مهمی برای بازاراست …اما سوال همه این است که خب چه میشود ؟! از سقف گذشتیم ؟!بازار دوباره برمیگردد ؟ مسیر جدیدی آغار شده ؟! سرعت چقدر است و چه خطرات و خبرهایی در پیش است …

قبل از هرچیز شاه کلید چندگزارش قبلی را که مدام تکرار میکنیم بازهم بگوییم تا کسی دچار اشتباه محاسباتی نشود .به این عقیده ایم که بازار ارزنده است و گزارش ها خوب و اگر اتفاقی رخ ندهد حتی یک اصلاح موقت ۷ الی۸ درصدی باعث خواهد شد دوباره سنگین بزنند و بازار را بخرند چرا که گزارش ها ارزندگی را نشان میدهند و این یعنی نباید خیلی نگران بود ولی ممکن است رفت و برگشت هایی را داشته باشیم …این جمله را جور دیگری هم می شود تفسیر کرد  شاید اگر بازار هر روز مثبت باشد هر روز یک حقوقی لگدی به بازار بزند یا برخی فروشنده باشند ولی اگر این روند حرکتی با اصلاح و دوباره رشد همراه شود جریان پول را با خود همراه میکند و نگرانی ها هم کمتر می شود

و اما بازار …

امروز بازار را در حالی آغاز کردیم که دوباره ترسان و لرزان پوتین‌ها را پا کرد و مسیر قله را تماشا کرد و دوباره در آن گام گذاشت حرکت خاص بازار دیروز و منفی به مثبت شدن‌ها و همچنین تحولات و اتفاقات رخ داده باعث بروز خوش بینی ها شده و امروز هیجانی پرچم را روی قله کوبید و بعد  با یک باد موقتا افتاد …

اما امروز می‌خواهیم به عوامل و اتفاقاتی که می‌تواند در فضای فعلی بازار اثرگذار بوده و در تغییر و تعیین مسیر او موثر واقع شود صحبت کنیم. ما در حال حاضر در نقاطی قرار داریم که یک بار دیگر لازم است تکرار کنیم نقاط ارزنده‌ای که یک ماه و دو ماه پیش بود نیست و بازار از آن ارزندگی بی‌بدیل فاصله گرفته نقطه‌ای که در انتهای شهریور قرار داشتیم و یا در روزهای ابتدای شهریور نقاط بی بدیل و تاریخی بود که حداقل تا انتهای سال چندین و چند بار دیگر این نقاط تاریخی را به تحلیلگران بازار یادآوری خواهیم کرد تا بدانند چه اشتباه مهلکی را مرتکب شدند اما در حال حاضر نقاط فعلی بازار آن ارزندگی آن مقطع را ندارد !دقت کنید میگوییم آن مقطع … ولی آیا بازار ارزنده نیست ؟!

اینطور نباید گفت روزهای قبل هم نوشتیم یکی از اتفاقاتی که باعث می‌شود ما با اطمینان بیشتر در مورد بازار صحبت کنیم این است که

گزارش‌های میان دوره‌ای و ماهانه این اطمینان نسبی را برای ما ایجاد کرده که بازار از نظر بنیادی در صورتی که اصلاح کند آنقدر جذاب هست که جریان‌های پولی را بتواند به خود جذب کرده و فضای متفاوتی را ایجاد کند پس ما از نظر اهرم ارزندگی آن نقاط تاریخی شهریور و مهر را نداریم اما خطرناک هم نیستیم و اینجاست که این موضوع را بار دیگر مطرح می‌کنیم وقتی صحبت از درجا زدن و حجم خوردن بازار می‌کنیم به همین دلیل است که چشم بازار به قیمت‌های فعلی عادت کرده و کم کم آنها را به عنوان کف کار بازار قبول کند.

نکته بعدی این است که جریان پول به شکل متفاوت‌تری این روزها در بازار حضور دارد و برخی معتقدند حقوقی‌ها و حقیقی‌ها به واسطه دریافت سود سهام و بهبود نسبی عملکرد جریان نقدینگی و همچنین رکود بازار طلا انگیزه‌های بیشتری برای حضور در بازار پیدا کرده‌اند و این با تکمیل عامل بالا باعث این می‌شود منفی‌های بازار خریداران خوب و پابه جفتی داشته باشد و مدام دست فروشنده‌ها را بسوزاند اگر پول اندک حاضر پول بچه‌های بازار بود اصلاح روز شنبه تا آخر هفته ادامه پیدا می‌کرد و آن رنجی که روز شنبه روی برخی نمادها کشیدند فضا را به طور کلی تغییر می‌داد اما این جریان پول به خوبی عطش و تقاضای خود را روی تابلوی بازار نشان می‌دهد. حتی امروز وقتی عرضه ها زیاد شد هم این جریان پول دیدن داشت ولی دقت کنید پول عجیب و غریب و دست پنهان و این موارد نیست …

از سوی دیگر جریان سوم یعنی خبرهای خوب هم مخابره می‌شود و تحولاتی نظیر اصلاح سیاست‌های ارزی اصلاح بودجه اخبار خوب صنایع مانند پتروشیمی فولاد پالایش خودرو گزارش‌های خوب میان دوره‌ای و ماهانه و همه و همه دست به دست هم داده تا این سه عامل در کنار هم مانع از افت جدی بازار شده و خوشبینی به روزهای پیش رو را بیشتر کند و تا به امروز هم وزنه این طرف برای بازار سنگین‌تر بوده است.

اما این تمام ماجرا نیست ترس‌ها و دلهره‌هایی در دل بازار وجود دارد که باعث شده در این نقاط احتیاط در دستور کار بازار قرار گیرد بخشی از این احتیاط از این موضوع می‌آید که بسیاری از کسانی که با عدد و رقم کار می‌کنند نرخ بهره را کنار پی به ای‌های فعلی بازار می‌گذارند معتقدند خیلی جای عجیبی نخواهیم رفت برخی هم همچنان ریسک‌های سیاسی را توی سر بازار می‌کوبند

اما اگر بخواهیم به طور خلاصه بیان کنیم این طرف هم سه دسته اتفاق و رویداد وجود دارد که تغییر هر یک بدون تعارف و بدون هیچ حرف پس و پیشی فضای سفت و سختی را برای بازار رقم می‌زند و باعث خواهد شد اصلاح تند و تیزتری نسبت به دفعات گذشته برای بازار رقم بخورد البته که هنوز روی حرف خود هستیم و معتقدیم اصلاح ۱۰ درصدی بسیاری از نمادها نه تنها خطرناک نیست بلکه جنبه حضور قوی‌تر جریان پول را رقم می‌زند اما مهم است که بدانیم جنس این خبرها چیست و چه تاثیری قرار است بگذارد …

این طرف  سه دسته خبر وجود دارد

که با وقوع آن ممکن است فضای بازار تغییر کند و ما شرایط متفاوتی را تجربه کنیم و گوش‌های بازار هم برای این خبرها تیز شده و چشم‌های بازار ثانیه به ثانیه این تحولات را دنبال می‌کنند.  به یک موضوع اعتقاد داریم که این دست خبرها می‌تواند انگیزه خرید را به شدت کاهش داده و فروشنده را برای شناسایی سود ترغیب کند از قضا بهانه نزدیک قله و سقف قبلی هم این موضوع را تشدید خواهد کرد این سه خبر را برای این بیان می‌کنیم که بدانیم و بشناسیم بازار در چه فضایی ممکن است قرار گیرد و چه واکنشی ممکن است داشته باشد تا غافلگیر نشویم .

اولین دسته خبرهای سیاسی است لبنان باشد یا عراق فرقی نمی‌کند وقتی بازار رشد کرده یک جرقه از یک جنگ و یک رویداد غیرمنتظره می‌تواند روند را متوقف کند و البته بسته به تبعات آن آثار بعدی را هم به همراه داشته باشد صد البته دوباره فشار خبرهای سیاسی و تحولات آن می‌تواند بر هم زننده نظم فعلی باشد و بر هیچکس پوشیده نیست که ما طی این مدت بخشی از این رشد بازار را مدیون آرامش سیاسی ایجاد شده در بازار هستیم و بی‌شک بر هم خوردن این آرامش این فضا را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد

عامل دوم رویدادی است که از چند هفته قبل در بازار آغاز شده و معتقدیم نقش مهمی در توجه جریان‌های پولی به خصوص بچه‌های بورسی به بازار داشته است

و آن هم خبرهایی از تحولات شرکت‌ها نظیر تخفیف نرخ خوراک و اخبار خوب صنایع بوده که چشم انداز این تحولات را برای بازار روشن‌تر و جذاب‌تر می‌کرد به نظر بازار روی این موضوع خیلی حسابی باز نکرده اما به هر حال در فضایی قرار داریم که تکذیب این جریان‌ها یک پالس کوتاه منفی را می‌تواند برای بازار ایجاد کند اما اینکه بخواهد آسیب جدی به بازار بزند معتقدیم چنین چیزی نیست …

اما معتقدیم عامل سوم و خبر سوم قدرت آسیب رساندن جدی به بازار را دارد آن هم بحث‌های مربوط به جریان نرخ ارز و بودجه و خبرهای این چنینی است که به خصوص در مورد تالار اول و دوم و تالار توافقی و رفتار بانک مرکزی با شرکت‌ها را شامل می‌شود معتقدیم این موضوع از شهریور تا به امروز محرک خوبی برای بازار بوده و از این پس هم خواهد بود  (حتی این را هم بگوییم از اول آذر تغییرات جدی تر میشود )

اما هر خبر منفی قابلیت اثرگذاری جدی منفی را در بازار دارد هرچند عقیده شخصی بر این است که کم کم باید با نرخ نیما هم خداحافظی کرده و شرکت‌ها احتمالاً از سال جدید و یا حتی ماه‌های پیش رو به تالار توافقی خواهند رفت و این افزایش نرخ تسعیر آنها از ۷۰ به ۹۵ رویداد بزرگی برای بازار حساب می‌شود و حتی برخی معتقدند آغاز رالی دور بعدی بازار خواهد بود به نظر اگر این خبر تکذیب نشود و حتی مسیر بهتری را پیش ببرد می‌تواند کاملاً اخبار منفی دیگر را نیز کاور کرده و پوشش دهد

اما هدف از گفتن این مسائل چه بود هدف باز کردن سیستم آسیب شناسی بازار بود تا بدانیم و بفهمیم چه اتفاقاتی می‌تواند بر هم زننده شرایط و نظم فعلی باشد و بیخود در بازار دنبال بهانه‌ها و رویدادهایی برای منفی شدن یا هیجانی شدن درخرید نگردیم از دید ما فضا در صورتی که در این سه دسته اخبار شرایط منفی را نداشته باشیم برای رشد شاخص و بازار و گذر از قله‌های قبلی و ترسیم قله های جدید  فراهم است و جریان پول حتی نرم نرم و آرام آرام بازار را پیش می‌برد اما وقوع یک تحول منفی در سه دسته خبر بالا کار را دشوار خواهد کرد .

و در پایان روزهای باقیمانده آبان که بودجه و تحولات نرخ ارز اتفاقات سیاسی به اوج خود می‌رسد روزهای حساسی برای ما سهامداران است که چنین فضایی را ایجاد کرده و می‌تواند در سرنوشت ما موثر باشد معتقدیم مادامی که اخبار ذکر شده منفی به بازار نرسد مسیر مثبت است و بهتر است از فروش‌های بیهوده دست خود را نسوزانید اما همچنان در هر حال مهم‌ترین توصیه این است که ریسک خود را در بازار بعد از این رشد اخیر کم کرده و سراغ هر گزینه‌ای نروید . زد وخورد قطعی و حتمی است و طبیعی ولی سهم خوب  بنیادی داشتن چه کوچک و چه  بزرگ  شما را در مسیر بیمه میکند …

و اما در بخش پایانی امروز به موضوعی می‌پردازیم که بارها و بارها مورد استفاده افراد و تحلیلگران در بازار قرار گرفته بسیاری بر این عقیده‌اند که در نظر گرفتن تورم و یا در نظر گرفتن دلار و ارزش دلاری شرکت‌ها و همچنین افت ها در سال‌هایی که اتفاق افتاده،  سهام به قیمت‌ترین و ارزان‌ترین دارایی‌ست و با توجه به نقد شوندگی بالا نباید در این نقاط قرار گیرد استدلالی که تا حدودی می‌تواند درست باشد

اما به نظر می‌رسد کمی بهتر است از دریچه واقع بینی هم به این شرایط نگاه کنیم ببینید هیچ شکی وجود ندارد که بازار سهام در فضای ارزنده‌ای قرار گرفته و می‌تواند و قابلیت این را دارد که بازدهی‌های قوی‌تر و بالاتری را هم ثبت کند

البته همچنان روی نظر خود هستیم که در صورت اصلاح سیاست‌های ارزی و کاهش کسری بودجه و به تبع آن کاهش فشار چاپ اوراق و کاهش نرخ بهره و همچنین سیاست‌های اصلاحی در بودجه بازار قابلیت یک رشد حتی بیش از ۱۰۰ درصدی را طی یک سال پیش رو خواهد داشت

اما به یک موضوع دقت کنید کلی پیش شرط برای این موضوع بیان کردیم تا به این نقطه برسیم و این دقیقاً همان موضوعی است که نباید سهامداران را گول بزند بله ما از نظر ارزش دلاری افت کردیم تورم از روی ما رد شده اما با خود سوال کرده‌اید چرا جریان پول هوشمند راهی بازار نمی‌شود ؟! چرا وضعیت چنین است ؟!

اگر جریان پول راهی بازار نمی‌شود بهتر است صورت مسئله را با واژه‌هایی نظیر سراب شاخص و مسائل این چنینی لاپوشانی نکنیم موضوع جای دیگریست ما در فضایی قرار داشتیم که از سال ۹۹ به این طرف و بعد از رشد بازار دولت به طور کلی نگاهش به اقتصاد و شرایط تغییر کرده تحریم‌ها آثار خود را گذاشته و تحولات امنیتی باعث جلوگیری از اصلاحات اقتصادی شده و دولت‌ها کسری بودجه خود را با زدن جیب شرکت‌ها و افزایش هزینه‌های آنها پر کردند و آنقدر پیش رفتن که دیگر کارد به استخوان رسیده و نمی‌توانند کاری بکنند

حاشیه سود شرکت‌ها به شدت افت کرده و این در حالیست که آن طرف ،در آمدها را نیز تحت فشار قرار می‌دهند یعنی دلار صادر کننده را دریافت می‌کند آن هم با قیمت ۳۰ تا ۴۰ درصد زیر ارزش بازار قیمت گذاری دستوری را روی محصولات او می‌گذارند و خلاصه به قول شاعر سنگ را بسته و سگ را رها کردند !

شرکت‌ها را در فروش با نرخ دستوری و دستورالعمل‌ها بسته و سگ هزینه‌ها را رها کرده‌اند بعد ما اینجا نشسته‌ایم از سراب شاخص و اعداد حرف می‌زنیم سراب قطعا  مغز تهی این تصمیم گیران است که این بلا را سر بازار آوردند و اگر امروز می‌بینیم جریان پول رغبتی ندارد تا دل به دریای بازار بزند به این دلیل است …

از همین رو بهتر است مطالب را با هم قاطی نکنید بازار با مشکلاتی طی این سال‌ها مواجه بوده بازیگر اول این چالش‌ها دولت بوده است که با سیاستگذاری‌های غلط بازار را به سمت اشتباه هدایت کرده است و حالا همین حالا هم اگر قرار باشد تغییری در سیاست‌های دولت رخ ندهد این مثبت موقت خواهد بود و حرف زدن از سراب و شاخص و همه این موارد کشک و پشم است.

تا بدین جای کار هم زمزمه‌های تغییر سیاست‌های دولت باعث چنین اتفاقی شده است و باز روی این موضوع تاکید می‌کنیم به خوبی روشن است که اگر قرار بر عدم تغییر سیاست‌ها باشد دوباره بازار خیلی زود در همین نقاط فعلی کمی جلوتر و عقب‌تر می ایستد و گرفتار شده و کار را پیش نخواهد برد تن نحیف بازار حریف سنگین وزن‌هایی نظیر نرخ بهره و سرکوب ارز و مشکلات ساختاری بودجه نمی‌شود و هر یک از آنها به تنهایی می‌توانند بازار را زمین بزنند چه برسد به اینکه سه تایی تیم شوند و بتازانند و پیش بروند به جان  بازار بیافتند … از همین روست که بر این عقیده ایم بازار با دیدن اتفاقات و تحولات بودجه و عزم دولت برای اصلاح ساختار کمی خوشبین شده و امیدواریم این موضوع ادامه داشته باشد …

بتا سهم

#گزارش_بازار

فشار فروش / فشار فروش / فشار فروش / فشار فروش / فشار فروش / فشار فروش / فشار فروش / فشار فروش / فشار فروش / فشار فروش / فشار فروش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *