رنگ ترس و آهنگ سود !
امروز بازار را در حالی آغاز کردیم که در چهره خندان این چند روز و امروز او نگرانیهای دیده میشده امروز این نگرانی به اوج خود رسید و نمیتوانستیم در چهره بازار این درهم رفتگی و ترس از تحولات را نبینیم و همین شد که در بازار امروز که با جو خوبی آغاز شده بود صفوف خرید کمتر شد و عرضهها بیشتر و تعداد منفی بسیار بیشتر بود و بیشک ۲ عامل در این موضوع و عرضه های امروز موثر بود عامل اول ترس از اتفاقات و تحولات سیاسی بود که اعتراضهای روز گذشته آن را کمی تشدید میکرد و عامل دوم چهارشنبه بودن و تعطیلات پیش روست که بازار برای غافلگیر نشدن در هفته بعد ترجیح داد امروز یا سهامدار نشود یا تماشاچی باشد و یا حتی در دیدگاه بدبینانه برخی بفروشد و فکر آزادی داشته باشد .
در مورد تحولات مثبت رخ داده دیروز و روزهای قبل صحبت کردیم همین بس که اگر اکسل تحلیلی شرکتها را با دلار ۱۳۰ تا ۱۴۰ بزنیم پی به ای تحلیلی ۲ و ۳ برای بازار پدید میآید و این خود نشان دهنده ارزندگی بیش از ۱۰۰ نماد بازار در شرایط فعلی است اما ماجرا این روزها چیز دیگری است ماجرا این است که اهالی بازار و سهامداران در بدترین مقطع گرفتار این شرایط شدند یعنی در فضایی که بازار میتوانست با صفوف به هم فشرده خرید پیش برود این اتفاقات و تحولات سیاسی پیش آمد .
تحولات سیاسی در دو شکل روی سر بازار سایه افکنده و سایه آن احساس میشود شکل اول ریسکها و تهدیدات بیرونی و خارجی است و ریسک دوم اعتراضات و اتفاقات داخلی امروز به دلیل وسعت و اتفاقات رخ داده کمی در مورد این موضوع و اثرات احتمالی آن در بازار صحبت خواهیم کرد و البته بپذیرید که دیدگاه هر فرد نسبت به فرد دیگر ممکن است متفاوت باشد و باز هم تاکید میکنیم که ما تحلیلگر سیاسی نیستیم فقط هر آنچه فکر میکنیم در این حوزه درست است را بیان میکنیم نکته مهمتر از آن هم این است که همه ما نسبت به شرایط فعلی اعتراض داریم اما بیان دیدگاههای مرتبط با بازار سرمایه بخش دیگری از کار ماست و به آن جنبه مربوط نمیشود ما قرار نیست بیانیه سیاسی بنویسیم قرار است آثار این اعتراضات و اتفاقات را در بازار بسنجیم .
ببینید نزدیکترین تجربه اعتراضات این چنینی و اثرگذاری آن در بازار به جنبش مهسا برمیگشت واکنش بازار در آن مقطع کاملاً هیجانی نزولی و ناامیدانه بود انگیزههای بنیادی مثبتی هم وجود نداشت اما مقایسه اعتراضات فعلی با آن مقطع شاید خیلی درست نباشد چرا که معتقدیم به عقیده بسیاری از کارشناسان امنیتی دامنه اعتراضات فعلی به اندازه مقطع قبلی نیست و نوع و شکل آن ضعیفتر از اعتراضات قبل است (البته تا امروز ) اما گسترده شدن آن میتواند چالشهای ادامهداری را که در آن مقطع تجربه کردیم به همراه بیاورد تفاوت مقطع فعلی با آن مقطع این است که ما در حال حاضر از نظر بنیادی با تحولات بهتری مواجه ایم وضعیت آینده شرکتها با توجه به تغییرات و اصلاحات اقتصادی و ارزی وضعیت بهتری است
در واقع احساس میکنیم دامنه اعتراضات فعلی ممکن است کوتاهتر باشد و اثر آن در بازار کمتر و این را هم در داخل پرانتز بیان کنیم که اگر به هر دلیلی این اعتراضها دامنه غیرقابل پیشبینی را پیدا کند قطعاً آثار آن به شکل دیگری بروز میکند اما در حال حاضر معتقدیم این حالت وجود ندارد و ریسکی که بازار در حال محاسبه در قیمتهاست بزرگنمایی شده اما یک موضوع را به جد به آن اعتقاد داریم حتماً این جمله را به یاد دارید که نوشتیم بعد از جنبش مهسا مملکت گران اداره خواهد شد و این گران اداره شدن بخشی از جیب بازار سرمایه است بازار بعد از آن روزها آب خوش از گلویش پایین نرفت و اتفاقات تلخ و تندی را در بازار شاهد بودیم
حقیقت امر در آن مقطع پس از جنبش مهسا سرمایه اجتماعی به شدت افول کرد و قدرت اصلاحات اقتصادی را از دولت گرفت و در سمت دیگر شرایط اجتماعی کشور هم بعد از آن مقطع دیگر به روال عادی برنگشت این تنها بخش ماجراست که معتقدیم پس از این اعتراضات نیز ما شاهد تغییر رفتار حاکمیت در جنبه اقتصادی آن خواهیم بود اما این جنبه اقتصادی هم دو شکل دارد یک شکل عاقلانه در لباس عاقلانه و یک شکل احمقانه در لباس دلسوزانه اگر نگاه اول باشد حاکمیت شروع به اصلاح رویههای غلط خود خواهد کرد و معیشت مردم را به شکل واقعی تقویت میکند دست از هزینههای جانبی حکومت داری کشیده و این هزینهها را صرف مردم و رضایت مردم خواهد کرد جلوی فساد و اتفاقات را گرفته و در مجموع کشور را به سمت یک بستر آرام از اصلاحات اقتصادی به نفع مردم پیش میبرند این یک نگاه عاقلانه در لباس عاقلانه است
اما ترس همه ما از آن نگاه احمقانهای است که بارها و بارها طی این سالها تکرار شده اصلاً وضع فعلی زاییده همان نگاه است که بگیر و ببندهای قیمتی آغاز میشود دولت بدون اینکه یک سوزن به خود بزند سعی میکند جوالدوز خود را به تن صنایع و شرکتها و اقتصاد وارد کند با سیاستهای احمقانه اعم از قیمت گذاری دستوری ارز دستوری و مواردی از این دست تورم را کنترل کند کاری که نتیجه آن را در این چند سال در دولت اسب زین شده شاهد بودیم …
به واقع اگر پس از این اعتراضات ما به این شرایط برگردیم میتوان گفت مرگ مغزی بازار دوباره فرا خواهد رسید و باز هم بازارهای موازی نظیر سکه و طلا و دلار در کانون توجه خواهند بود اما اگر سیاستهای عاقلانه اقتصادی پیش گرفته شود که تاکنون این چنین بوده بسیار بسیار امیدواریم که تغییرات به سود مردم شکل بگیرد و البته معتقدیم این تغییرات تا وقتی از سیاست خارجی آغاز نشود راه به جایی نخواهد برد روی این نکته تاکید میکنیم که در هر دو رویداد متاسفانه کاهش سرمایههای اجتماعی مهمترین اتفاق ممکن است اگر بخواهیم جمعبندی کنیم باید گفت وزن زیادی به این ریسک سیاسی نمیدهیم اما از تبعات پس از این رویداد کمی واهمه داریم برخلاف بسیاری از اهالی بازار ریسک دوم ریسک عوامل بیرونی را ریسک قویتر و مهمتری میدانیم و معتقدیم تصمیمات ناگهانی که از بیرون به خصوص دشمنانی مانند آمریکا و اسرائیل گرفته میشود آثاری به مراتب چکشیتر خطرناکتر در بازار خواهد داشت و شکنندگی بازار به حدی است که هر جمله و توییت و خبری میتواند این اثر را در بازار نشان دهد در واقع ترس ما از این جنبه ماجراست نه جنبه اعتراضات که البته این دو در نهایت با هم گره خورده و تنیده پیش میروند اما بر این عقیدهایم تا وقتی این جنبه ماجرا حاد و بحرانی نیست ریسکهای سیاسی درجه اثرگذاری قوی را نمیتوانند در بازار داشته باشند
بسیار سخت و دشوار است که در لایهای از گفتمانی معقول این موارد را بیان کنیم اما به هر حال نشان میدهد از دو ریسکی که برشمردیم در حال حاضر ریسک تحولات داخلی سر و صدای زیادی دارد اما اثری کم و تحولات بیرونی و خارجی در حال حاضر سر و صدای زیادی از آن شنیده نمیشود اما در صورت بروز آثار عجیبی در بازار خواهد داشت .
بهترین سناریو بازار این است که هر دوی این رویدادها طی روزها و هفتههای آتی آرام شود و ما دوباره به روزهای آرام پاییز برگردیم و بدترین و تلخترین سناریو هم این است که تحولات داخلی اوج گرفته و همزمان با آن تهدیدات و اتفاقات بیرونی هم آغاز شود آنجاست که به نظر بازار نمیتواند زیر بار این فشار تصمیمات منطقی و نگاه تحلیلی داشته باشد حتی اگر در ارزندهترین حالت ممکن قرار بگیریم …
اما ماهیت رفتار بورسیها و سهامداران چه خواهد بود و چه شرایطی را دنبال میکنند ؟! به نظر شبیه این فضا را ما در روزهای پس از جنگ و روزهای شهریور شاهد بودیم ریسک جنگ و سایه تهدیدات روی سر بازار بود و سهامداران در اوج خروج پول از بازار قرار داشتند و کسی دل به دریای بازار نمیزد ترس تمام عیاری تمام وجود بازار را گرفته بود و همه از شرایط ناامید بودند و نکته جالب ماجرا این بود که همه هم نسبت به منطقی بودن قیمتها اذعان داشته و به آن باور داشتند یعنی همه متفق القول بودند که بازار در شرایط بنیادی و ارزندگی قرار دارد اما ریسکهای سیاسی مانع از رشد او میشود اما چه شد ورق چرخید و بخشی از جریان پول بیرونی و درونی بازار ریسک کرد و در آن مقطع راهی بازار شد و بازدهی بینظیری را نیز ثبت کرد بازدهی که آن پاییز طلایی را رقم زد …
و حالا هم تا حدودی در آن شکل و آن شرایط قرار داریم تردیدها یقه بازار را رها نمیکند صبح و شب سهامداران فکر کردن در مورد این تردیدها و ریسکهاست و از سوی دیگر حالا بعد از تغییرات جریان ارز شکل واقعیتر و منطقیتری از اتفاقات را پیش روی خود میبیند ارزندگی را به شکل قویتر و ملموستری لمس میکند و دقیقاً به نقطهای میرسیم که باید جمعبندی و نتیجهگیری کرد این بار سعی میکنیم بدون تعارف و بحث در مورد این موارد صحبت کنیم ببینید یا مثل شهریور ما ریسکها را مبنا قرار داده و از ترس بروز اتفاقات و سهامدار بودن در آن لحظه به نظاره بازار نشسته و در صندوقهای طلا حاضر میشویم که احتمالاً تبعات آن شب راحت خوابیدن و در به در دنبال خبر منفی گشتن و البته عذاب احتمالی هر روز مثبت خوردن بازار است و احتمال اشتباهات ما را هم بیشتر میکند که در نقاط هیجانی راهی بازار شویم اتفاقی که در همین مقطع اخیر رخ داد و بسیاری از جریانات پولی بازار در روزهای انتهای روند یعنی روزهای انتهای پاییز راهی بازار شدند که البته ضرر هم نکردند اما آن قیمتهای طلایی ارزنده را از دست دادند
در حال حاضر نیز شرایط شبیه همان است یا باید اینطور نگاه کنند و از بازار فاصله بگیرند و یا یک اصل را بپذیرند و در بازار حاضر باشند و آن اصل این است بله ریسکهای سیاسی وجود دارد از قبل وجود داشته و باز هم هست ریسک جنگ وجود دارد ریسک تحولات داخلی وجود دارد ریسک هر روز یک صحبت از سمت ترامپ و توییت زدن وجود دارد
اما یک اصل دیگر نیز کنار این ریسکها قرار گرفته و آن اصل ارزندگیست این اصل قوی و پر تکرار ما میگوید که هرگاه بازار در شرایط ارزندهای قرار گرفت نمیتواند خیلی در نقاط حداقلی باقی بماند و با هر دلیل و بهانهای رشد خود را آغاز خواهد کرد این موضوع به ما میگوید که اگر بازار در حال حاضر با سیاستهای ارزی و اتفاقات در نقاط ارزندهای قرار گرفته بیشک بخشی از جریان پول او را هدایت خواهد کرد و این بازار میتواند بازدهی خوبی بدهد پس یا شما به ارزندگی وزن میدهید و همراه بازار میمانید و یا به ریسکها بها میدهید تجربه چند بار گذشته به ما میگوید هرگاه بازار از نظر بنیادی در فضای ارزنده قرار گرفته پاداش صبر و تحمل خریداران را داده است .
نمیخوایم قضاوت کنیم هر کسی با ریسک پروفایل خودش باید تصمیم بگیرد اما فکر میکنیم در سایه این ریسکها و در وزن کشی بین ارزندگی و ریسکهای فعلی وزن بیشتر را به ارزندگی بازار میدهیم و معتقدیم این موضوعی است که میتواند فضای بازدهی منطقی را در بازار ایجاد نماید و از همین رو حضور در بازار و فعال بودن استراتژی پیشنهادی ماست با قید دو موضوع … موضوع اول همچنان ترکیبی از سهام و داراییهای نظیر طلا ترکیب بهینهای است اما این عدد از دید ما ۷۰ درصد سهام و ۳۰ درصد طلا میتواند باشد قید دوم این است که از مدتها قبل برای شما نوشتیم اوراق و ماندن در درآمد ثابت را توصیه نمیکنیم به نظر در شرایط حال حاضر همه متوجه این ماجرا شدهاند در فضای فعلی تورمی و این ریسکها به نظر چرخش بین این دو کلاس دارایی میتواند شما را مصون نگه دارد ماندن طولانی مدت در اوراق قطعاً شما را از کاهش متوالی ارزش پول ملی عقب خواهد انداخت و فضا را برای بازدهی سخت خواهد کرد
و حرف آخر هر کسی تاکید میکنیم هر کسی بسته به روحیات و درجه پذیرش ریسک بین کلاسهای دارایی و استراتژیهای ترسیم شده حرکت خواهد کرد ممکن است برای یکی تا خرخره اعتبار زدن و تا چانه زیر آب بودن مطلوبیت باشد و برای یکی دیگر ۱۰۰ درصد صندوق طلا داشتن و دور بودن از این ریسکها اما تجربه نشان داده اگر تکیه بر ارزندگی بازار باشد سهامدار بودن پاداش قویتر و شارپ تری را خواهد گرفت …
بتا سهم











