سبز بی تحریم !
چه بازاری بود چه هفته عجیبی !نوسان بازاردرس های زیادی برای سهامداران داشت و ۲ روز قبل صف فروش و امروز صف خرید و در هر صورت بازار امروز با کمک خبرهای رفع تحریمی و شرایط خوب کمی انرژی گرفته بود ولی دقت کنید خبرباید در نهایت خود را روی سود و زیان نشان دهد از همین رو این جو اثر روانی به زودی کمرنگ خواهد شد و ما میمانیم و تابلو نماد هایی که باید قیمتشان توجیه پذیر باشید . با یک مثبت فراموش نکنید که اوضاع تابستان ممکن است شبیه بهار نباشد .
و اما سراغ بازار امروز برویم که مثبت تمام عیاری را تجربه کرد …
امروز بازار را در حالی در یک هفته پرتلاطم و عجیب به پایان بردیم که تعطیلی پیش رو فضای کمی محتاطانهای را برای خریداران به وجود آورده بود اما شرایط روز قبل و آن حمایت تمام عیار و همه جانبه از بازار باعث شده بود با توجه به قیمتهای پایانی و آخرین معامله دیروز اکثر سهمها با صف خرید کار را آغاز کنند و ما این جو خوب مثبت را در بسیاری از سهمها شاهد بودیم البته این را هم دقت کنید که یک اتفاق خاص و ویژه نیز رخ داده بود و آن هم رفع تحریم از صنعت نفت و گاز و پتروشیمی و خلاصه به طور کلی لغو ۶۰ روزه تحریمها این رویدادی بود که بازار امروز تا حدودی آن را به عنوان یک اتفاق خوشبینانه لحاظ میکرد و البته شک نکنید اتفاق کوچکی نیست به خصوص برای بازار …
این هم حکایت عجیب بازار ماست که اینطور بین سهمها از صف خرید به صف فروش میرود یک نکته همین جا بیان کنیم و آن هم این است که وقتی صحبت از تغییر این چنینی فاز بازار میشود دو دلیل عمده برای آن ذکر میشود
دلیل اول دلیل تکنیکالی این شرایط است که وقتی دامنه نوسان ۳ درصد باشد و فاصله بالا تا پایین یک سهم ۶ درصد صرف ریسک برای افراد در جهت فروش سهم بیشتر میشود و این موضوع باعث بروز صفوف خرید یا به خصوص فروش با شرایطی که گفته شده است یعنی فرد با خود میگوید که امروز با پذیرش این ریسک و گذاشتن در صف فروش و فرار ریسک را کم کرده و دوباره وارد میشود صرف ریسک این ورود و خروجش قوی نیست.
و نکته دیگر همان بحث همیشگی علاقه بازار به صف خرید است باور کنید حقیقی و حقوقی هم ندارد همه به این موضوع به عنوان یک اتفاق و رویداد تحلیلی حتی نگاه میکنند و صف خرید را به عنوان یک ابزار تحلیلی در نظر دارند !!!! خدا به داد بازار ما برسد …
اما فارغ از مسائل و موارد بالا همچنان روی صحبت خود هستیم و معتقدیم که ما در فضایی قرار میگیریم که هیجان رفته رفته کاهش خواهد یافت و آنچه در بازار جولان خواهد داد و اهمیت خواهد داشت وضعیت عملیاتی و بنیادی شرکتهاست از گزارشهای ماهانه به عنوان یک عامل بسیار مهم باید کمک بگیریم و شک نکنید اگر بتوانید این موارد را در کنار هم جلو ببرید قطعاً بازدهی خوبی در بازار خواهید داشت .حرکت امروز مثلا فملی یا بانکی ها و … نشان میدهد بازار هوشیار تر شده است
اما در کنار تمام موارد بالا یک نکته مطرح میشود و سوالی است که بسیاری میپرسند و آن هم این است که خوب حالا فرض کنیم قرار است بر اساس تحلیل و منطق جلو برویم چه سهمهایی در اولویت خرید قرار دارد در این موضوع هر کس ممکن است روش و نظر خود را داشته باشد
مانیز سعی میکنیم هر آنچه فکر میکنیم درست است را به کار ببندیم و اولین موضوع این است که در دوره پیش رو صنعت محوری به حاشیه میرود دیگر همه گزینههای صنعت غذا سیمان دارو و یا زراعت نمیتوانند مورد توجه باشند و شما باید با توجه به گزارشها و شرایط قیمتی و شرکت سهم انتخاب کنید که حتی ممکن است در گروههای خاص بالا هم نباشند یا به معنی دقیقتر صنعت محور بودن جای خود را به سهم محور بودن میدهد و تک سهم ها در بازار میتوانند بازدهیهای قوی را تجربه کنند …
نکته بعد اینکه امروزه به واسطه گسترش فضای مجازی تحلیلی روی خیلی از سهمها انجام میشود به نظر با توجه به گزارشهای ماهانه تحلیلها یک دور به روز میشود با ذرهبین و با گوش شنوا به دنبال سودهای تحلیلی سال مالی جاری باشید تا ببینید فضا به چه شکل پیش میرود
و معتقدیم اگر پی به ای فوروارد برخی سهمها پس از کسر تقسیم سود هنوز زیر ۴ باشد میتواند گزینه خرید برای روزهای پیش رو قرار گیرد سعی کنید مدام در بین سهمهایی که تجزیه و تحلیل میکنید خط کشی قیمتی داشته باشید سهم به قیمت مشخص رسید شاید از قیمت خوب برای خرید بیافتد چرا این حرف را میزنیم چون ممکن است بازیگران متعددی در سهمها حاضر باشند که قیمت یاد شده تارگت فروش آنها شود
پس با دقت و با خط کشی معین و مشخص باید در بازار حاضر شد نکته دیگر اینکه به دو عامل به عنوان عوامل کناری در تجزیه و تحلیل بازار دقت کنید اولی بحث عدم رشد در بازار است و دومی مارکتهای دلاری و ریالی
اولی خیلی موضوع غریبی برای بازار نیست در بسیاری از اوقات بازار در همگام سازی بازدهی به دنبال سهمی میرود که حرکت قوی را در یک رالی نداشته و از بقیه عقب افتاده است این موضوع بسیار روشن و مشخص است و به نظر اگر سهمی فضای بنیادی نرمال را داشت و از بقیه بازار عقب است از بقیه همگروهیها عقبتر است میتواند در بررسی و طبقهبندی خرید قرار گیرد و جز گزینهها باشد دقت کنید صرف عقب بودن مطرح نیست باید اصول اولیه بنیادی را نیز داشته باشد .
موضوع دوم موضوع عجیبتر و ویژهتری است همیشه بعد از رالیهای صعودی و جایی که پی به ای دیگر به عنوان یک ابزار انتخابی و تحلیلی و خط کشی خاصیت خود را از دست میدهد آن چیزی که در بازار اثرگذار و موثر خواهد بود ارزش ریالی و دلاری یک دارایی است که چه در باب قیاس و چه در باب محاسبه داراییهای واقعی میتواند مورد توجه قرار گیرد این شاید درجات آخر توجیه کردن یک خرید باشد اما به هر حال به عنوان یک روش به کار میآید
و در مجموع میتوان اینطور بیان کرد که با توجه به شرایط و فضای فعلی این روشها به شما کمک میکند تا در مسیر خرید در بازار هوشمندتر و با چشمانی بازتر حرکت کنید اتفاق و رویداد این دو روز به خوبی نشان داد که بازاری که در سود است خیلی راحت زیر عرضهها له میشود اما نمادها و گزینههایی میتوانند از دل آن پیروز و سربلند بیرون بیایند که شرایط خوب بنیادی را داشته باشند .
و در نهایت از دل اتفاقات رخ داده طی چند روز گذشته دو موضوع هم است که سعی میکنیم آن را به طور خلاصه بیان کنیم و سر شما را درد نیاوریم
طی روزهای گذشته در برخی از روزها که این موضوع را عنوان میکردیم که صندوقهای تثبیت و توسعه بهترین فروشندههای بازار هستند برخی عزیزان خرده میگرفتند و غر میزدند البته متن اصلی بحث ما این بود که از دید ما سه دسته از فروشندگان میتوانند فروشندگان مفید و منطقی بازار باشند دسته اول همین صندوقهای حمایتی تثبیت و توسعه هستند دسته دوم صندوقهای بازارگردانی هستند و دسته سوم حقوقیهایی که طی این چند سال همیشه نشان دادند پای بازار هستند و خواهند بود
یک دلیل واضح برای این موضوع وجود داشت و آن هم این بود که این سه دسته از افراد حقوقی کسانی هستند که اگر هم در بازار در مقطعی سهم میفروشند ولو با قدرت، در مقطعی دوباره در بازار حاضر بوده و خرید میکنند همین دیروز و امروز به خوبی نشانه این ماجرا در چهره بازار پدیدار بود و به نظر تجربه گذشته و همین چند روز این موضوع را به سازمان بورس تاکید میکند که در مسیر روزهای خوش و سرخوش و مثبت بازار دست این عرضه کنندگان، تا حدودی که البته به بازار آسیب نرسد، باز باشد و در روزهای منفی نیز آنها کمک حال بازار شوند
چرا این حرف را میزنیم این رفتار و این توصیه ناشی از یک بیخیالی و کج فهمی و نارسایی و دنبالهروی برخی حقوقیهای بزرگ و حقیقیهای ماست که خدا و قبله آنها صف شده و فقط به صفوف خرید و فروش نگاه میکنند بسیاری از حقوقیها از ترس اینکه کسی آنها را مواخذه نکند اصلاً در سمت خرید و فروش حاضر نمیشوند و این بی عملی آنها باعث بروز چنین رفتارهایی شده
تثبیت و توسعه وقتی در بازار اثرگذار میشود که بقیه شرایط نرمالی را تجربه نکنند و این ناشی از کم کاری و جو زدگی بسیاری از حقوقیهای ماست که این چند روز فضای فعلی بازارهم این را نشان داد اما بحث ما این نیست که کسی این وسط در خرید و فروش خود مختار نیست بلکه بحث این است که سازمان میتواند با تجربه گذشته و شرایط فعلی تصمیمات بهینهتری را در این راستا بگیرد و بگذارد که کمی دست این حقوقیها در روزهای مثبت و منفی بازتر باشد
بگذریم در مورد این موضوع حرف زیاد است اما در بخش دوم سراغ بحثی میرویم که با شلوغ بازی و تحلیل های عجیب و غریب برخی افراد مواجه بودیم
در مورد نرخ بهره این موضوع جا افتاد که کابوس بازار آغاز شده و نرخ بهره آن هم از زبان وزیر شبیه صندوق پالایش از زبان وزیر نفت و ماجراهای آن خواهد بود و برخی هم دیروز و روزهای قبل با همین فضا سهم میفروختند
برخی هم با تجربه تلخ برجام فضای فعلی را با زمان بعد از توافق برجام مقایسه میکردند که درست بعد از انجام توافق ناگهان بازار شروع به ریزش کرد و دلیل آن هم واضح و روشن بود که دولت نرخ بهره را در حوالی ۳۰ درصد نگه داشته بود در حالی که نرخ تورم حوالی ۱۰ درصد بود و شرایط تثبیت ارز را نیز شاهد بودیم دیروز عرض کردیم فضای فعلی بازار و اقتصاد شبیه آن دوره نیست و تفاوتهای جدی بین این دو وجود دارد
در مقطع فعلی با تورم رسمی ۶۰ درصد و غیر رسمی بیش از ۱۰۰ مواجه ایم که این موضوع در گزارش عملکرد شرکتها خود را نشان میدهد از سوی دیگر در صحبتها و گفتمان مدیران بانک مرکزی و وزارت اقتصاد هم چیزی از تثبیت ارز شنیده نمیشود و همه روی این موضوع اذعان دارند که نرخ ارز باید همگام با تورم پیش برود و سرکوب نشود .
از همین رو معتقدیم مقایسه این دو مقطع در فضای فعلی مقایسه درستی نیست اگر میخواهید تجسم ذهنی از این شرایط داشته باشید فرض کنیم دولت اگر نرخ بهره را با سطح تورم فعلی به ۸۰ درصد افزایش داد آن وقت میتوان در مورد اثرات این موضوع در مقایسه با قبل در بازار صحبت کرد در ثانی موضوع مهم دیگر این است که اصلاً بحث نرخ بهره و افزایش آن به شکلی که بازار برداشت کرده مطرح نیست.
ما در سیستم بانکی یک نرخ بهره مصوب داشتیم که عدد ۲۴ درصد بود این نرخ نه توسط بانکها رعایت میشد نه پولهای بزرگ آن را دریافت میکردند و اعداد بالاتری میگرفتند و فقط پول مردم عادی و سپردههای کوچک این نرخ را دریافت میکرد و همین موضوع سبب کاهش جذابیت آن شده بود و باعث شده بود تا جریان پول از سمت بانکها به سمت بازارهای موازی حرکت کند از سوی دیگر ما در بازار سرمایه نرخ ۴۰ درصد را به شکل کاملاً روتین و عادی ر دسترس داشتیم و نرخی بود که بازار آن را در محاسبات خود لحاظ میکرد
تصمیم وزیر اقتصاد و بانک مرکزی که البته هنوز هم قطعی نیست این است که این نرخ واقعیتر شود به نظر اتفاق عجیبی برای نرخ بهره بدون ریسک که قابل مقایسه باشد رخ نخواهد داد. بلکه این نرخ در سیستم بانکی واقعیتر میشود البته ممکن است برخی بانکها با افزایش هزینه مواجه شوند اما قطعاً نرخ و حجم اعطایی تسهیلات نیز واقعیتر خواهد شد
ولو در بدبینانهترین حالت این نرخ منجر به افزایش نرخ صندوقها نیز بشود عدد چندان عدد بزرگی نخواهد بود و در حد یک الی ۲ یا کمی بیشتر است و این کابوسی که بازار از این خبر ساخته به نظر غیر واقعی میآید.
اما به طور کلی این را در نظر داشته باشید که نرخ بهره به عنوان یکی از هووو های بزرگ و لوند و بساز بازارها برهم زننده نظم بسیاری از اتفاقات است
البته این نرخ این روزها به عوامل دیگری وابسته شده است نظیر سیاستهای دولت و بانک مرکزی و همچنین تورم و کسری بودجه دولت که به نظر میرسد این موضوع با تفاهم و توافق اخیر میتواند در مسیر کاهش قرار گیرد و به تبع آن نرخ بهره را نیز با افت مواجه کند و این دقیقاً آن شیرینی قابل لمس برای بازار در جهت افزایش پی به ای است هر چند معتقدیم دولت بدش نمیآید به واسطه کنترل تورمی نرخ را بالا نگه دارد پس به نظر به جای شلوغ بازی به تحولات پیش رو و به مسائل به شکلی دقیق و ویژه نگاه کنید تا بتوان فضای فعلی را با دقت بیشتری تحلیل کرد.
بتا سهم
سهامداران سهامداران سهامداران سهامداران سهامداران سهامداران سهامداران سهامداران سهامداران سهامداران سهامداران سهامداران سهامداران سهامداران سهامداران سهامداران سهامداران سهامداران سهامداران سهامداران











