از دلار تا کدال !
بازارامروز خوب و مثبت پیش رفت ولی مثبتی همراه با کمی ترس و دلهره … امروز ابتدای وقت بازار کمی پرچالش بود ولی هر چه پیش رفت بهتر شد و در نهایت با جو خوب و قوی آخرهفته را تمام کرد اما این حس خوب به همین سادگی و راحتی ها هم نبود…
امروز از آن روزهای عجیب و متفاوت بود فکر میکردیم که پاییز متفاوت و مهر خاصی داشته باشیم اما فکر نمیکردیم در همین روزهای ابتدایی آنقدر احساسات و اتفاقات متفاوت به سراغ بازار بیاید.طوری که این میزان نوسان داشته باشیم و خنده و گریه بازار و حس ترس و شادی و هیچ چیز آن مشخص و روشن نباشد قبل از اینکه در مورد بازار و گزارش امروز صحبت کنیم کمی در مورد این حس و اتفاقات حاشیه بازار حرف خواهیم زد مواردی که البته به متن بازار آمده و فضای ذهنی بازار را تسخیر کرده …
بازار امروز انواع و اقسام حسها را در دل و چهره خود داشت از یک طرف لبخند میزد و شاد بود خوشحال و خوشبین بود مثبت و سبز ، گزارشها را میدید، حس غرور از اینکه بازار در مدار ارزندگیست به او دست میداد حسی که ریسک بنیادی بازار را تهدید نمیکند حسی که قیمتها میتواند به پشتوانه این گزارشها رشد کند و در نهایت چشم اندازی که احتمالاً نشان میداد گزارشهای ۶ ماهه خوبی را داریم …
در کنار آن از صبح با قیمت دلار و تتر هم اوکی بود و هم کمی در چهره او ترس و احتیاط دیده میشد… دیروز در مورد دلار صحبت کردیم مفصل هم حرف زدیم این نرخ ارز و این نرخ نیما و این شرایط نشان میدهد حتی بازار میتواند ابتدای یک رالی باشد نه در میانه و انتهای آن ! البته سیاستهای دولت این میان بسیار مهم است اما در هر صورت یک حس اطمینان از ارزندگی و بنیاد بازار در او وجود داشت اما همین قیمت دلار و خبرها را که میدید دو حس ترس و احتیاط هم سراغ او میآمد …
حس ترس و احتیاط همیشه بعد از جریانهای نرخ ارز بوده تا بوده این بوده که رشد نرخ ارز بازار را بالا کشیده و پس از آن بازار که به قیمتهای خوب و نرمالی رسیده ناگهان اتفاقات عجیب و غریب ریسکهای اقتصادی و سیاسی سر او خراب شده
یا به عبارت دیگر همیشه بعد از این عروسی در کوچه بورسیها به راه افتاده یک ختنه سورانی درست و حسابی برقرار بوده است که البته با دولت فعلی این موضوع کمی غیر محتملتر و ضعیفتر شده اما به هر حال هیچکس نمیتواند ترس ناشی از این افزایش نرخ ارز را نادیده بگیرد این حس ترس در دو شکل خود را نشان میدهد شکل اول اینکه نکند دولت مثل این چند وقت حاضر به اقدامات اصلاحی نشود و افزایش نرخ ارز به فضای شرکتها منتقل نگردد !! بازار فعلاً خیلی این حس را ندارد صبح به صبح نیما را که نگاه میکند خیالش جمعتر میشود
خبرهای افزایش نرخ هم کماکان میرسد و کمی ذهن او از این نظر آرامتر است اما یک ترس و یک احتیاط ویژه این روزها در چهره بازار دیده میشود که بسیاری معتقدند عرضههای دیروز و صبح امروز و فشار فروش برخی در بازار هم ناشی از همین است و آن هم اینکه بازار کم کم در فضای سیاسی ریسک جنگی را که به عنوان سناریو سوم دور میدید و آن را کنار گذاشته بود نزدیک و نزدیکتر میبیند . توافقی که در دسترس بود و میتوانست شکل بگیرد و بر مبنای هفت شرط و هفت روز بنا شده بود انگار دور شده
محاصره را هیچ کدام از طرفین انگار خیلی وزن نمیدهند و کمی گزینه و سناریوی سوم که جنگ باشد دوباره در هوش و حواس و چهره بازار برجسته شده .
این احتیاط را به وضوح میتوانستیم در چهره امروز بازار ببینیم به خصوص وقتی چهارشنبه است و رویدادهای غیر منتظرهای میتواند در انتظار بازار باشدالبته زیر لوای سبز بازار امروز خیلی دیده نمیشد ولی میشد آن را در چهره خریداران حس کرد . اگر بخواهیم حس و حال بازار را روی صفحه فعلی جمعبندی کنیم باید گفت تقابل دو بالی که روزی پر پرواز بازار بودند امروز دیدنی و جذاب بود یعنی بال سیاست که تیر خورده و حسابی با چلنج و چالش و اخبار متفاوتی مواجه شده و از سوی دیگر بال بنیاد با این دلار این گزارشها قویتر از قبل رفتار میکند این چیزی است که چهره و صحنه بازار امروز را ترسیم میکرد و صد البته انقدر شرایط بنیادی قوی بود که همه چیز را به حاشیه برد …
البته بسیاری در بازار روی این موضوع تغییر چهره و تغییر ذائقه و جریان خرید و فروش سهمها نیز متمرکز بودند حالا حرف روزهای گذشته بیشتر درک میشود که وقتی صحبت از تغییر آرایش بازار میکردیم منظور چیست منظور همین است که میبینیم و با آن مواجه ایم یعنی جریان پول حاضر نمیشود سراغ هر سهم و هر صنعتی برود و با احتیاط و وسواس تمام عیار گام برمیدارد .
اما در نهایت بازار امروز روز پس از طوفان کدال و ضیافت گزارشها بود که خود را در چهره بسیاری از نمادها نشان میداد و این را یادآوری میکرد که میشود هنوز به بازاری که این چنین از فضای بنیادی حس قوی میگیرد وزن بهتری داد …
در بازار امروز به وضوح به نقش گزارشها بیش از پیش اهمیت داده و میدیدیم که نقش گزارشها در صفوف خرید و فروش چقدر پررنگ است البته این حس تقابل و درگیری عرضه و تقاضا نیز دیدنی بود اما به هر حال بازار نرخ ارز را نگاه میکرد و گزارشها و کدال و دست و دلش به فروش به هر قیمتی نمیرفت البته مدام این فکر افزایش ریسکهای سیاسی مخ و مغز او را میخورد و او را در یک تنگنای عجیب قرار داده بود از این موارد که بگذریم باید به جمعبندی گزارشها نیز اشاره کنیم که دیروز دو مورد آن بیان شد و امروز در مورد برخی اثرات دیگر گزارشها صحبت میکنیم
حقیقت امر گزارشها که منتشر شد ما به دنبال بررسی سه اثر و سه اتفاق در لابلای خطوط گزارشها میگشتیم که دو تای آن را منفی و یکی را مثبت میدیدیم اثر اول اثر قطعی برق بود در لابلای گزارش فروش شرکتها به این موضوع تا حدودی رسیدیم که قطعی برق در شهریور خیلی شرکتها را آزار نداده و وضعیت خوبی را داشتیم
این را برای چه عرض میکنیم برای اینکه دولت انگار به نوعی اولویت عدم تعطیلی صنایع را با محوریت اولویت بخشی به تولید در دستور کار قرار داده و ما شاهد عدم افت جدی تولید در این حوزه بودیم این را برای این مینویسیم که شاید و امیدواریم در موضوع گاز هم این اتفاق دیده شود. اثر دوم اثر منفی بود که بسیاری انتظارش را داشتند اما تقریباً میتوانیم بگوییم جز در چند شرکت آثار خاصی را مشاهده نکردیم و آن هم اثر محاصره اقتصادی بود
به هر حال یا با افزایش نرخ یا با مدیریت تولید و یا با روشها و راههای دیگر ما شاهد عدم اثرپذیری جدی در موضوع محاصره اقتصادی و گزارشها بودیم. اتفاقا به بسیاری از شرکتها نگاه میکردیم درست است صادرات آنها افت داشت اما متوقف نشده بود ببینید شاید در ماههای آتی این اثر بیشتر و قویتر شود اما به هر حال نشان میدهد آنطور که برخی فکر میکردند همه چیز را به صفر برساند نبوده و باز هم تاکید میکنیم ممکن است در آینده اتفاق دیگری رخ دهد و آثار آن بروز کند اما در حال حاضر با گزارشهای شهریور چنین چیزی خیلی دیده نمیشود
و اما اثر سوم که معتقدیم اثر بسیار مهم تاثیرگذار در جریان گزارشهاست و حتی به این موضوع اعتقاد داریم که این اثر میتواند تا حدودی کسری و کمبودهای دو عامل اول را جبران کند و آن هم چیزی نیست جز افزایش نرخ ارز و افزایش نرخ شرکتها و آثار آن در گزارشهای یا به واقع اثرات تورمی دلار و غیر دلاری در گزارشهای فروش…
ما در این موضوع نیز عملکرد خیره کنندهای داشتیم و آنقدر این بخش عملکرد قوی و خیره کنندهای داشت که حتی دو بخش دیگر کاملاً به حاشیه رفت و آن چیزی که حالا به چشم میآید این است که ما با کمک افزایش نرخ ارز و افزایش نرخها در صنایع فروشهای بهتر از فصل بهار را تجربه کردیم و حتی فروشها به واسطه افزایش تورم و افزایش نرخها دو و نیم تا سه برابر سال گذشته بود که اتفاق بسیار مهم بازار را نشان میداد
این موضوع کوچکی نیست و معتقدیم اصل ماجرای بازار هم همین است که این بار به خوبی تورم و جریان نرخ ارز روی قیمتها و فروش شرکتها نشسته و همین موضوع نیز به تابلو و قیمت سهم منتقل میشود این اتفاق کوچکی نیست و به نظر آن چیزی که این روزها موتور محرک بازار خواهد شد این موارد است
اما چند نکته دیگر نیز در مورد گزارشها وجود دارد و آن هم نگاه به آینده است نگاه اول اگر این فروش و این وضعیت فروش شرکتها حتی همین وضعیت فروش شهریور و نه بیشتر برای شرکتها تکرار شود ماههای بعد ادامه و تداوم داشته باشیم شک نکنید نباید نگران بازار بود و معتقدیم حداقل ۲۰۰ تا ۲۵۰ شرکت را میتوان یافت که در قیمتهای منطقی قرار دارند نکته دوم اگر حاشیه سودها حفظ شود و روند فروش هم با همین دست فرمان پیش برود خیلی زود شاهد خواهیم بود که پی بیها اصلاح شده و ما دوباره به اعداد ۴ و ۵ برمیگردیم و نکته آخر اینکه اولین آزمون این جریان دو هفته دیگر خود را در گزارشهای ۶ ماهه نشان میدهد
ما در حالی گزارشهای شش ماهه را پشت سر میگذاریم که فروشهای تابستان از بهار بهتر بوده و اگر حاشیه سود بهار برای تابستان تکرار شود یک ضیافت به یاد ماندنی از گزارشهای میان دورهای را برای بازار خواهیم داشت که علاوه بر جذابیت ویژه کف سازی بازار و پایین آوردن پی بهای آن دوباره گزینههای قوی خرید و حرکت جریان پول را باعث خواهد شد
و به واقع این حرکت گزارشهای شش ماهه و تکرار حاشیه سود را شبیه عملهای زیبایی عزیزان ۴۰ ۵۰ ساله میدانیم که با یک اصلاح پی به ای جذاب ، لوندی و دلبری بهتر از نسل زد و دهه ۷۰ و ۸۰ را خواهند داشت هرچند هر گل بوی خود را دارد اما به هر حال میشود در مورد این اصلاح پی بهای در مقطع گزارشهای میان دورهای مفصل در آن مقطع صحبت کرد …
آنقدر موضوعات مختلف وجود دارد که میشود در مورد آن در بخش دوم صحبت کرد اما امروز و با توجه به جو چهارشنبه فکر میکنیم مهمترین موضوع این باشد که به همین ریسک پیش روی بازار و تصمیم سهامداران و سرمایهگذاران بپردازیم … بازار حالا دیگر با این گزارشها ترسش از محاصره اقتصادی ریخته آن وحشت و واهمهای که از محاصره داشت با این گزارشها کمتر شده نمیگوییم از بین رفته کمتر شده اما حالا ترسی فراتر از آن سراغ بازار آمده و آن هم جنگ است … جنگی که به عقیده بسیاری این بار دیگر با مدل و رفتار قبل نخواهد بود و همین موضوع ترس را بیشتر میکند از سوی دیگر بازاری که رشد کرده هم ریسک و اتفاقات جنگ را ترسناکتر میکند
از همین رو حالا این موضوع تصمیم بسیاری از سهامداران شده که در بازار بمانیم یا کمی احتیاط کنیم؟!
البته باین دو سوال میتواند هر دو پاسخ یکسان داشته باشد یعنی بله هم در بازار بمانیم و هم کمی احتیاط کنیم ترکیب ۷۰-۳۰ را تا حدودی رعایت کنیم و سعی کنیم از تصمیمات عجیب و پر ریسک و اعتبار زدنهای سنگین کمی دور باشیم تا فضا روشنتر شود اما یک کار را مطمئنیم نباید انجام بدهیم و آن هم اینکه از ترس تب جنگ خودکشی کنیم …
ما هم درک میکنیم… ما هم وضعیت را میدانیم و میدانیم اوضاع چقدر ممکن است عجیب و غریب شود اما این چیز جدیدی نبوده روز اولی که بازار بعد از جنگ کار خود را آغاز کرد برخی مدام با شیپور در گوش بازار میخواندند که فردا جنگ میشود محتاط باشید امشب حواس جمع بخوابید پوتینها رو واکس بزنید تن ماهی بخرید و این چند ماه با همین طرز فکر همین افراد و یا بسیاری دیگر از افراد در صندوقهای طلا ماندند که البته اگر به بازدهی آنها از روزهای جنگ تا به امروز نگاه کنید از اوراق بیدردسر هم کمتر بوده …
این به معنی این نیست که در ادامه ممکن است همین جریان باشد خیر بحث احتیاط و ترکیب دارایی همین است اما ماجرا این است که نباید از ترس اتفاقی که به واقع غیر قابل پیش بینی است و نمیدانیم چه زمانی رخ میدهد و هیچکس از وقوع و کم و کیف و شرایط آن مطلع نیست از بازاری که به ظاهر بنیادی و فضای سودسازی قوی دارد فاصله گرفت .
شما با این شرایط یک فرصت قوی بنیادی را قربانی میکنید اما پاداش قابل انتظاری را به دست نمیآورید اما طی این مدت هر کسی ریسک این اتفاقات و تحولات را دیده و با تکیه بر بنیاد نه اتفاق غیر منطقی تاکید میکنیم با تکیه بر بنیاد و نه باد تحلیل های سیاسی ! اقدام کرده باشد در مقابل ریسک پاداش خوبی هم گرفته
به بازدهی ۲ تا ۳ برابری برخی سهمها در همین چند ماه نگاه کنید این رویای چند سال بسیاری بود که در این چند ماه محقق شد . ببینید ما هم معتقدیم ممکن است با این شیب و این شرایط در فصل پاییز و مهر و آبان و آذر پیش نرویم ولی نمیتوانیم صبح و شب از ترس یک رویدادی که وقوع آن را میتوانیم پیش بینی کنیم و حتی کم و کیف آن را نمیدانیم خودکشی کرده و دست به اقدامات غیرمنطقی در فروش بزنیم
البته تمام جذابیتهای بازار همین است یکی این ریسک را برمیدارد یکی دیگر برنمیدارد شاید اگر وضعیت فروش شرکتها یا وضعیت دلار نیما و آزاد این نبود ما هم با این فضا اینطور صحبت نمیکردیم اما پشتوانه این ریسک کردن شرایط بنیادی است که میبینیم و دیروز جملهای نوشتیم که به نظر باید همیشه پیش روی ما باشد
نوار این پیروزیهای بنیادی وقتی پاره شد آن وقت است که نوار بازار هم پاره خواهد شد اما تا آن مقطع بهتر است همچنان هوشیار و بیدار با چشمانی باز با دقتی دوچندان با شرایطی که میتواند هر لحظه تغییر کند با حداکثر احتیاط و محافظهکاری و با افقی از آنچه انتظارش را داریم در بازار باشیم و حضور داشته باشیم و گزینههای بنیادی و قوی و به قیمت را زیر نظر گرفته و با این دست فرمان که میشود همچنان بازدهی بالاتر از سایر بازارها را به دست آورد در این بازار نسبتاً پر ریسکتر شده حضور یافت
حرف ابتدای مهر و پاییز را به خاطر داشته باشید انتظار روزهای طلایی تابستان را نداشته باشید اما پاییز هم میتواند به زیبایی برگهای زرد و نارنجی و حال و هوای عاشقانه برای بازار خاطره ساز باشد
ببخشید که امروز هم زیاد حرف زدیم و سر شما را درد آوردیم به امید آخر هفتهای کم دردسر و کم خبر که شنبه دوباره با لبخند و امیدواری به آینده بازار را آغاز کنیم
بتا سهم











