بازار قیچی شد !
امروز بازار بین دو لبه تیز خبرهاو اتفاقات سیاسی و جریانات پالایشی قرار گرفت و قیچی شد . بازاری که زیر بمبم موشک دوام آورده بود و مثبت میشد زیر بمباران ابهامات ایجاد شده توسط دولت دوام نیاورد و به عرضه ها پیوست … امروز روز خوبی برای بازار نبود و چندباری تلاش کرد تا بهتر شود اما نشد . البته خریداران هم انصافا خوب و قوی و فعال ظاهر شدند ولی دوباره گمانه زنی ها و خبرها فشار فروش او را بیشتر کرد و شرایط را به منفی کشاند …
چه روزهایی است چه شرایطی را شاهد هستیم… در بازار شرایط و اتفاقات سیاسی کم بود پالایشی هم به ان اضافه شدو زیر منگنه دو لبه تیغ تیز خبرهای سیاسی و پالایشی قرار گرفت و حسابی او را تحت فشار گذاشته بود اما انصافاً بازار امروز هم با وجود تمامی این اتفاقات و رویدادها خوب حجم خورد و امیدوار کننده پیش می رفت و شرایط منفی اما پرحجمی را شاهد بودیم این شرایط پر حجم را مدیون فضای بنیادی شرکتها و گزارشهاست که بخشی از دلار و بخشی دیگر از گزارشهای کدال به او داده میشود و این حس اطمینان و فضای مناسب باعث شده تا شرایط بازار امروز در عین پرفشار بودن در سمت فروش پر معامله و مورد توجه باشد.
در مورد پالایشیها در بخش دوم و به طور کلی رفتار دولت صحبت خواهیم کرد مفصل هم صحبت میکنیم اما بحث ما امروز این است که بازار زیر این دو تیغ واکنشهای نسبتاً احساسی را تجربه میکند که بخشی فارغ از منطقی که پشت فروشهاست بیشتر به جریان ترس برمیگردد یا بخواهیم بهتر بگوییم یک حس ترس که ناشی از سه عامل در بازار است باعث بروز چنین شرایطی بین سهامداران شده این حس ترس از ۳ عامل نشأت میگیرد. و ۳ منشا قوی . دارد منشا اول حس ترس رویدادهای سیاسی است که معتقدیم قویترین حس و منطقیترین حس در شرایط فعلی است یعنی ترس بازار از اینکه یک رویداد غیر منتظره سیاسی اعم از جنگ ، افزایش فشار یا هر چیزی صحنه این بازی را تغییر داده و فضا را به شکل دیگری پیش ببرد .
دقت کنید اگر در ماجرای جنگ ۴۵ روزه و قبل از آن ما خیلی نمیترسیدیم دلیل واضح و مبهمی داشت و آن هم این بود که بازار در جذابترین نقطه ممکن بود قیمتها هم افت کرده بود و یک افت چشمگیر در اکثر سهمها شاهد بودیم اما حالا فضا اینطور نیست نه اینکه قیمتها ارزنده نباشد ولی بازدهی خوبی طی این مدت در بازار به دست آمده که فروش و شناسایی و رنج منفی را برای بسیاری آسان میکند و نتیجه می شود همین که میبینید بازار در کسری از ثاینه به راحتی از مثبت به منفی می رود . پس این حس ترس از یک رویداد غیرمنتظره کمی فروشندههای بازار را قلقلک میدهد …
منشا ترس دوم رفتاری شبیه آنچه در مورد پالایش رخ داد برمیگردد یعنی همان جمله چند روز قبل که هر موقع در کوچههای بازار عروسی برپا بوده بعد از آن ختنه سورانی هم داشتیم و دولت دست به کار شد و چشم دیدن این بازدهی و شرایط را نداشته و هر طور شده زخمی به صورت بازار زده است حالا فرقی نمیکند چاقو دست وزیر اقتصاد باشد یا نفت ! بسیاری از این سرعت رشد دلار و اتفاقات به همین دلیل واهمه دارند چرا که معتقدند این رشد این شرایط زمینه دخالتهای غیرمنطقی دولت و تصمیمات غیر کارشناسی را رقم میزند …
به خصوص وقتی بانک مرکزی در یک فضای منطقی تصمیمات ارزی میگیرد این تصمیمات به مذاق بسیاری خوش نمیآید تاکید میکنیم معتقدیم این تصمیمات فعلی بانک مرکزی تصمیمات درست و منطقی است
معتقدیم هر کسی جای همتی بود امروز ما با کمبودها و کسریها و حتی قیمت دلار بالاتر مواجه بودیم عمق فاجعه فعلی را کسانی میدانند که آن پشت از وضعیت خبر دارند اگر وحشت رشد روزانه دلار را ما میبینیم آن پشت آمارها حرف میزند …
بگذریم بخشی از ترس دیگر ناشی از همین موضوع است و در نهایت منشأ ترس سوم یک بعد روانی از ماجرای کلیت بازار است و آن هم از دست رفتن بازدهی کسب شده بازار طی این مدت بازدهی خوبی را نصیب سهامداران کرده و بسیاری از ترس از دست دادن این بازدهی نسبت به فروش سهم اقدام میکنند
تاکید میکنیم هیچ دلیلی برای فروش نمیبینند و بیشتر این اتفاقات نظیر جنگ و انتخابات آمریکا و موارد دیگر را بهانه فروش میکنند بهانهای برای حفظ سود کسب شده که از منظر مالی رفتاری اتفاق قابل توجیهی است و جایی هم به نظر این فرایند متوقف میشود و جای خود را به خرید دوباره خواهد داد
ما فعلاً با این سه ترس در بازار مبارزه میکنیم و معتقدیم شرایط فعلی قابلیت اینکه بتواند با قدرت بر این ترسها غلبه کند را ندارد و دلیل اینکه میگوییم مهر و پاییز فصل متفاوتتری است همین است. دلیل اینکه از یک چله پرچالش صحبت میکردیم همین است البته انصافاً فکر نمیکردیم ماجرای تحولات سیاسی انقدر پیچیده و عجیب شود اما در هر صورت انچه در حال حاضر چهره بازار میبیند و با آن مواجه است این حس ترسها بوده که خود را روی تابلو نشان میدهد . تابلویی که خریدار جدی نداشته باشد فروشنده ها به راحتی آن را قرمز میکنند … حکایت این دو روز اخیر بازار همین بود …
البته در مقابل این حس ترسها یک امیدواری جدی هم وجود دارد و آن هم امید به آینده است ! امید به جریان سازیهای بنیادی است که بارها نوشتیم خود را در دو مقوله کدال و دلار نشان میدهد و ذهن بازار را درگیر خواهد کرد
این موضوع در نه این هفته هفتههای آتی به شکلی قویتر در چشم بازار قرار میگیرد و احساس میکنیم قبل از انتخابات آمریکا اگر قرار بر یک رالی موقت دیگر باشد آن رالی با فضای گزارشهای میان دورهای پیش میرود و اجرایی خواهد شد
یک نکته نیز در مورد دلار بیان کنیم
بدون هیچ دیتا و اطلاعات خاصی این موضوع را عرض میکنیم فقط حس خود را نسبت به این بخش بیان میکنیم و آن هم این است که احساس میکنیم دلار در نقطهای است که از حالت تحلیل و فضای تحلیلی خارج شده تصمیماتی هم که دولت و بانک مرکزی میگیرد بیشتر دست و پا زدنها و تیراندازی در فضای کور را نشان میدهد تا مدیریت کردن ! دلیل این رشد کاملاً واضح است شدیدترین فشار اقتصادی و محاصره صورت گرفته طی مقاطع اخیر در حال رخ دادن است و این واکنش دلار هم به نظر طبیعی است اما بحث ما امروز آن ور ماجراست …
بسیاری بر این عقیدهاند این قیمت قیمت اقتصادی ارز نیست اما اگر فضای محاصره ادامه داشته باشد با همین دست فرمان حتی شاید شدیدتر این فضا ادامه داشته باشد اما کوچکترین خبر سیاسی و اتفاق و روزنهای که رفع محاصره را نشان دهد یک افت سنگین را برای دلار رقم میزند حتی معتقدیم دلار با رسیدن یک خبر اساسی که رفع حصر را نشان دهد قابلیت ریزش ۱۵ درصدی در یک شب را دارد حواستان جمع باشد بینید ما نمیگوییم که امروز دلار ۱۵ درصد میریزد خیر ولی میگوییم فضا طوری شده که این ریزش احتمالاً با رسیدن یک خبر ویژه سیاسی میتواند محقق شود اما در حال حاضر دست فرمان خبرها اتفاقات مثبتی را نشان نمیدهد و باید کمی صبر کرد ولی این طرف تحولات و حرف و حدیث های مذاکراتی کمی بیشتر شد …
این موضوع را برای نوشتیم که در تحلیلها و اتفاقات خود این رویداد را لحاظ کنید و البته فکر میکنیم آن لحظه لحظه شیرینی برای بازار هم خواهد بود چرا که بخشی از ریسکها هستند و برداشته شده و معتقدیم در میان مدت افزایش درآمد شرکتها را به همراه دارد و بانک مرکزی هم خیلی دلار نیما و حواله را نه کاهش میدهد و نه افزایش … آن وقت است که فضا برای بازار جذاب تر میشود اما بازارهای رقیب بازار سرمایه به شدت تضعیف خواهند شد
و اما سراغ چالش امروز بازار برویم و آن هم بحث فتار دولت با پالایشیها …
بدون هیچ تعارفی تا به امروز رفتار دولت در مواجه با جریان نرخ ارز افزایش نرخ صنایع و شرکتها رفتاری منطقی بوده یعنی به سرکوب قیمت نپرداخته و اجازه داده در فضای اقتصادی و سیستم عرضه و تقاضا این موارد شکل بگیرد اگر همین حالا میبینید که تورم داریم اما کمبودی در بازارها دیده نمیشود مستقیماً ناشی از همین امر است که عقلانیت دولت در تصمیمگیریها را نشان میدهد ولو به مذاق برخی چپ مغزهای اسکل اقتصادی موضوعات غیرمنطقی به نظر برسد…
پس تا به اینجا رفتار دولت رفتار منطقی بود
در مورد موضوع پالایشیها چندین و چند پیشنهاد مطرح بود وزارت نفت به عنوان متولی تخصصی یک پیشنهاد مطرح کرد که تخفیف نرخ نفت سبک از ۵ به ۲ نفت سنگین از ۶به ۴ و میعانات برای تشویق به سرمایهگذاری از منفی ۲ به منفی ۳ افزایش پیدا کند تا تشویق شود که افراد در این صنعت حضور داشته باشند…
استادان و دانشمندان وزارت اقتصاد هم طرحی آوردند که اصلاً بهتر است مطرح نکنیم ولی ای کاش حداقل کمی به آن مغز پر ادعا رجوع میکردند و برای یک صنعت با این شرایط و با چشم انداز چندین ساله چنین طرحی نمیآوردند به هر حال آن طرح رد شد و ما هم وارد جزئیات نمیشویم شرکتهای پالایشی هم درخواست این را داشتند که حداقل امسال این موارد و این فرمولها باقی بماند و از سال بعد با فرمول وزارت نفت پیش بروند اما ناگهان وسط این بازی بحث دیگری مطرح شد بخش دیگری از دولت یعنی سازمان برنامه به میان دوید و تاکید کرد آقا چه نشستهاید ما پول نداریم ؟! هزینه داریم؟! نمیدانیم چرا باز هزینه های بقیه را باید بازار بدهد ؟!!!! میزنیم چون پول نداریم …
یاد رفتار دولت اسب زین شده افتاده ایم که حرف صراحتا این بود چون پول نداریم باید جیب صنایع را بزنیم فیل دولت یاد هندوستان رفتار آن دولت کرده و شروع به تحولات این چنینی در مواجهه با صنایع کردند که پالایش ممکن است اولین نام باشد
قبل از هر چیز و هر تصمیمی چند نکته را عرض کنیم
یک…عزیزان دانشمندان شما این شرکتها را وارد بازار کردهاید سهامدار غیر دارند سهامدار خصوصی دارند باید به مالکیت و قواعد این بازی احترام بگذارید نمیشود که تا وقتی سهامدار هستید بازی را به نفع خود بچینید و تا میفروشید قواعد این بازی را تغییر دهید دوم با نگاه میان مدت و بلند مدت به این صنایع نگاه کنید صرف اینکه در چند صباح فعلی به واسطه ریسکها و اتفاقات اسپردها بالا رفته و جیب شما خالی شده و هوس دست انداختن در جیب شرکتها را کردهاید نباشد فرمولی ننویسید که بعداً خودتان نیاز به اصلاح آن داشته باشید مشکلات مقطعی را با سیاست گذاری های اشتباه برهم نزنید…
و نکته مهم و آخر
در دل تمامی این اتفاقات و طوفان سهمگین جنگ و فشار اقتصادی و سیاسی روزنهای ایجاد شده و راهی باز شده که مسیر درست هدایت جریان نقدینگی به سمت بازاری مولد شکل بگیرد نمونههای بارز و روشن آن را در عرضههای اولیه و سهام پروژههای نیروگاهی شاهد بودیم نمیدانیم این چه مغزی است!! که قابلیت درس گرفتن از گذشته را ندارد کمی به سالهای قبل مراجعه کنید تکرار ان رفتار باعث چه فجایع اقتصادی برای کشور شد چطور صنایع و شرکتها را تحت فشار گذاشته بود؟!
امید به روند ایجاد شده را ناامید نکنید قبلتر هم گفتیم اگر بر سر این میز، بازی برنده برنده تعریف شود همه خواهیم برد دولت در نهایت با جذب نقدینگی و عرضه سهمهای بیشترو سهام پروژه و مشارکت مردم در اقتصاد برنده میشود ،مردم با کسب بازدهی برنده میشوند و به طور کلی اقتصاد برنده خواهد شد اما اگر قرار باشد دوباره یکی قلدری کرده و با تصمیمات غیرمنطقی و غیر کارشناسانه برای برطرف کردن شرایط سخت چند ماهه تصمیمات چند ساله غیرمنطقی بگیرد به نظر کل این بازی تغییر خواهد کرد
نگذارید اعتمادی که پس از مدتها به بازار سرمایه ایجاد شده با تصمیمات غیر کارشناسی زیر سوال برود
و حرف آخر با سازمان بورس است…
به واقع اگر اینجا در این نقطه از حقوق سهامداران دفاع نکنید شاید نقش شما با سایر نهاد ها و ادارات زینتی و دم دستی هیچ فرقی نخواهد کرد امروز باید خودی نشان دهید امروز باید جلوی بخشی از تصمیمات غیر کارشناسی دولت بایستید یک نکته را فراموش نکنید در زمان دولت قبل و ریاست عشقی بر سازمان بزرگترین ایراد او این بود که نمیتوانست جلوی تصمیمات غیر کارشناسی دولت سفت و سخت بایستد اگر میخواهید عاقبت بخیر باشید و به بازار کمک کنید از آن مقطع درس بگیرید امروز آزمون مهمی برای این تصمیمگیریهاست …
بتا سهم
اتفاقات سیاسی و جریانات پالایشی/ اتفاقات سیاسی و جریانات پالایشی/ اتفاقات سیاسی و جریانات پالایشی/ اتفاقات سیاسی و جریانات پالایشی/ اتفاقات سیاسی و جریانات پالایشی/ اتفاقات سیاسی و جریانات پالایشی/ اتفاقات سیاسی و جریانات پالایشی











