صندلی بازی لیدرها !
بازار امروز انگار دیگر کسی به بمب و موشک وترامپ فکر نمیکرد سایه اش بود ولی در حد یک سایه سبک ! بازارامروز با محوریت بانکی ها یک لیدربازی زیبا را هدایت کرد و جو خوب مثبتی را پیش برد . بازار امروز در حالی آغاز میکنیم که بعد از آتش بازی روز گذشته و منفی به مثبت شدنها و خرید بسیاری از سهمها از دامنه فراتر از مثبت امروز، طبیعی بود که پالس خوب و مثبتی را در بازار امروز داشته باشیم .
البته در دقایقی بازار پر عرضه دنبال میشد ولی عرضه ها جذب شد . در سوی دیگر خبرهای سیاسی هم که نقطه نگرانی بازار بود از جنگ و موشک به سمت لاوروف و عاصم منیر کشیده شده و همین کمی ذهن بازار را آرامتر کرده بود البته هنوز چالشها پیش روی بازار قرار دارد و هیچکس نمیتواند از ریسک جنگ به عنوان یکی از مهمترین ریسکهای فعلی بازار صرف نظر کند اما جدال شرایط مختلف نیز در صحنه بازار دیدنی تر شده است
بازار به واسطه اتفاقات و تحولات مهم اعم از کدال و غیر کدال مسیر ورود دوباره جریان پول را دنبال میکند و خوشبینانه به این ماجرا نگاه خواهد کرد از سوی دیگر به شکلی کاملاً محسوس بازار این روزها نوعی تغییر ذائقه و تغییر جریان توجه را نشان میدهد که امروز کمی در مورد آن بیشتر صحبت خواهیم کرد و آن هم موضوع نه کوچک و بزرگ یا اندازه شرکتها بحث این است که جریان پول نگاه قویتر و بیشتری به سهمهای کوچک بازار دارد و این شرکتها و سهمها در کانون توجه بیشتری در بازار هستند اگر به خاطر داشته باشید در ابتدای پاییز و در روزهای ابتدای مهر چند موضوع را نوشتیم یکی این بود که سرعت ما مثل تابستان نیست که مشخص است، دوم این بود که یک چله پرچالش را داریم که این هم مشخص است ،در سوی دیگر روزهای پایانی مهر و دو هفته اول آبان را بسیار پر چالش میدانیم که این هم مشخص است، اما یک پیش بینی دیگر ذیل تمام این موارد وجود داشت و آن هم این بود که احتمالاً ذائقه بازار و رفتار بازار در خرید سهام تغییر خواهد کرد
ما نه از شاخص ساز و غیر شاخص ساز و نه از کل و هم وزن و نه از کوچک و بزرگ هیچ یک صحبت نمیکنیم ملاک حال فعلی افراد و کماکان همان یک حرف است عملکرد مهم است اندازه مهم نیست ولو اینکه یک شرکت بزرگ با عملکرد خوب ممکن است از شرکتهای کوچک بیشتر بازدهی داشته باشد اما معتقدیم احتمالاً شرکتهای بزرگ بازار با توجه به بازدهی کسب شده کمی گوشه نشین شده و فضای شلوغ تری را داشته باشند و جریان پول با تغییر ذائقه نسبی گرایش بیشتری به سهمهای کم بازدهتر و کوچکتر طی این مدت خواهد داشت… دقت کنید روی دو موضوع تاکید کردیم کم بازده ترو عقب تر و کوچکتر …
در این تغییر ذائقه نقش دو اتفاق و دو جریان بیش از پیش خود را نشان خواهد داد جریان اول همین گزارش های میان دورهایست که واقعاً نمیدانیم دیگر شرکتها چه زمانی میخواهند آن را منتشر کنند و یکی دیگر هم که فکر میکنیم اهمیت آن از اولی کمتر نیست نقش گزارشهای ماهانه است که اگر بتواند پالس مثبتی را کماکان برای فروش شرکتها ارسال کند حتماً آتش این توجه جریان پول را داغتر خواهد کرد
این احتمال و این وزن را میدهیم که بعد از این جریانات گرایش و توجه جریان پول از سهمهای بزرگ و یا چند سهم خاص به سمت سهم عهای کوچکتر که با گزارشهای بهتر و عدم تاثیر پذیری از محاصره مواجه بودند شکل دهد یا در واقع اگر بخواهیم جمعبندی این بخش را داشته باشیم باید گفت که همچنان میتوان در بازار حاضر بود اما برای کسب بازدهی مطمئن احتمالاً باید مدل بازی خود را تغییر دهیم
این مدل بازی برای دو سه هفته پیش رو به این شکل خواهد بود که اندکی احتیاط را باید بیشتر کرد و سراغ سهمهایی رفت که این دو مؤلفه مثبت را در دو گزارش پیش رو پاس کنند و اینطور است که جریان پول آرام آرام سمت سهمها و صنایع میرود که این شرایط را داشته باشند
ببینید خوب دقت کنید یعنی در مقطع پیش رو هنوز معتقدیم حتی با وجود سایه جنگ میشود در فضای بازار ماند و روی برخی سهم عها و صنایع دیگر بازدهی بهتری گرفت البته احتیاط هم باید چاشنی کار باشد اما متریال و بیس اصلی این روند گزارشها هستند و بدون آنها نمیشود با فرمان قبل کورکورانه در بازار حرکت کرد…
و اما یک احتمال دیگر از سوی برخی بدبینها به بازار مطرح میشود و آن هم این است که با توجه به اتفاقات و تهدیدها و شرایط پیش رو احتمال اینکه حتی با وجود دو گزارش خوب و قوی در مقاطع پیش رو چه در میان دورهای و چه در ماهانه به اصطلاح خودمان این گزارشها و برگ برنده آنها بسوزد و زیر آوار اخبار منفی دفع شود
ببینیم تا به امروز واکنش نمادهایی که گزارش دادهاند زیر بار این خبرها چطور بوده مگر فراموش کردید که غشهداب را در بدترین و تلخترین روز بازار یک میلیارد صف زدند دیروز فوکا و نمادهای دیگر ، پس فراموش نکنید هنوز بنیاد و ارزندگی شرکتها دست بالاتر را دارد به خصوص اینکه بازار آنقدر مشت و لگد جنگ و سیاست خورده که با یک حرف و توییت خیلی به هم نریزد اما یک نکته و یک احتمال را رد نمیکنیم
و آن هم اینکه اگر یک اتفاق خاص و غیرمنتظره و فراتر از پیشبینیها رخ دهد بله ممکن است و این احتمال وجود دارد که بازار زیر فشار این ریسک بزرگ سیاسی به سوختن گزارشها و اخبار خوب برسد. اینجا هم تصمیم با شماست میتوانید با این فکر و تفکرات و ترس از اتفاقات راحتترین کار ممکن را کنید و بفروشید و تماشاچی باشید و میتوانید همچنان پای میز نشسته و به بازی خود ادامه دهید
در بالا هم قید کردیم که کمی احتیاط لازم است ولی نمیشود از ترس اتفاقات رخ نداده خودکشی کرد و چشم به روی شرایط بنیادی نمادها و شرکتها بست از همین رو همچنان معتقدیم فرمانده و فرمان حرکت بازار کدال و تحولات آن و همچنین دو موضوع دلار نیما و گروه پالایش خواهد بود که در مورد دلار نیما تا آخر هفته یک بار دوباره صحبت خواهیم کرد و امروز اگر اجازه بدهید در بخش دوم دوباره در مورد گروه خاص و مهم پالایش صحبت میکنیم که میتواند نقش آفرینی مهمی در شرایط فعلی بازار داشته باشد
امیدواریم آنچه در بخش دوم مینویسیم درست نباشد و دولت هم عاقلانه و بر اساس عدل و عدالت رفتار کرده و این تصمیمات را نگیرد اما آنچه که روشن است و در حال حاضر دیده و شنیده میشود این است که بخشنامه منطقی و فنی وزارت نفت و پیشنهاد آن مورد تایید قرار گرفت و شرکتها نیز تقریباً اعلام کردند که اگر این بخشنامه باشد با توجه به کاهش تخفیفات در حال حاضر با کرکهای فعلی و با این نرخ ارز و قیمت فرآوردههای خاص اثر آنچنان منفی را در سود نداریم یعنی اگر قرار بود به شکل عادی این ماجرا سپری شود ما امروز باید شاهد بازگشایی اکثر نمادهای پالایشی میبودیم.
اما ماجرا از آنجا آغاز شد که ناگهان ارگانهایی که دستی در بودجه و تامین منابع مملکت دارند نه از سر یک تصمیم عاقلانه که از سر عجز و بیپولی به فکر روشهای قدیمی افتادند که در دولت اسب زین شده اجرا میشد یعنی زدن جیب شرکتها… رفتاری که مدتها بود به درستی از سمت دولت شاهد آن نبودیم و تازه به عقل و عقلانیت تصمیم گیریها اطمینان پیدا کرده بودیم اما این موضوع ناگهان ورق را کمی چرخاند البته طبیعی است چون عدد بزرگ است !
و همین شد که دو وزارتخانه و سازمان دیگر که از قضا باید پشت بازار باشند و همراهی کنند پیشنهاد بند ۷ را در تصویبنامه گذاشتند تا با تعیین شرایط اضطرار حاشیه سود شرکتها را خورده و عدد ما التفاوت را به جیب بزنند . انها طی این مدت بدهکار شرکتهای پالایشی بودند و با این کار قصد تهاتر و یا کاهش این بدهی را دارند …
بخش عمدهای از فشار روانی بازار طی ماههای گذشته روی گروه پالایش بوده شب تا صبحی نبوده که سهامداران این گروه از ترس جنگ و زده شدن خواب درست داشته باشند آنها با فضای فعلی ریسک کرده و با محاسبات کرک اسپردها و افزایش حاشیه سود در این صنعت سهامدار شدهاند و ناگهان دولت به دلیل اینکه جیبش خالیتر شده هوس زدن جیب شرکتها را میکند
به واقع از خود سوال نمیکند که این رفتار و این فضا امنیت سرمایهگذاری در سایر صنایع را به خطر میاندازد ؟! به بهانه اضطرار دست کردن در جیب شرکتها اتفاقیست که اگر رویه شود دیر یا زود دامن اکثر صنایع را خواهد گرفت به بهانههای مختلف دولت دخالتهای غیر اصولی و غیر منطقی را در شرکتها خواهد داشت
آیا پس فردا اسپردها کاهش پیدا کرد حاشیه سودها کم شد آیا دولت در پی جبران آن برمیآید ؟! خیر آن موقع میگوید بورس است و تحلیل و نوسان جزئی از ذات بازار است!! به همین راحتی
امیدواریم این اتفاقات و شنیدهها در حد حرف باشد و اعلام شرایط اضطرار برای یک مهر به آن طرف فقط شایعهای برای بازار شود اما به واقع این موضوع ظلم بزرگی به سهامداران این گروه خواهد بود که اتفاقاً بخش عمدهای از آن همین مردم و نهادهای شبه دولتی هستند امیدواریم دولت کمی هزینه فایده را در مغز خود قرار دهد اگر قرار است در بازار عرضه های اولیه و حضور مردم ادامه پیدا کند و اتفاقات مثبت شکل بگیرد راهش زدن این چنینی جیب شرکت ها نیست . اشتباهات گذشته را تکرار نکنید …
بریدن سر این مرغ تخم طلا که میتواند تا مدتها برای شما کارکرد مثبتی داشته باشد بدترین نوع برخورد خواهد بود به واقع نمیدانیم دیگر چطور بنویسیم که در تصمیمات خود عقلانیت را داشته باشید اما در هر صورت این جمعبندی مهم و اساسی برای همه وجود دارد که باید جلوی تصمیمات غیر اصولی و غیرمنطقی بایستیم و نگذاریم که دولت به واسطه بیپولی این جریان را آغاز کند چرا که اگر از این صنعت آغاز شد در صورت ادامه وضعیت یکی یکی سایر صنایع را در بر میگیرد و البته یک نکته را هم بیان کنیم شاید بسیاری بپذیرند که شرایط اضطرار یعنی جنگ یعنی زد و خورد یعنی آنچه در جنگ ۴۰ روزه داشتیم به نظر واقعاً فضا الان شبیه آن فضاست ؟!!
شاید اگر اوضاع جنگی بود همه میپذیرفتیم این موضوع برای مدتی محدود در زمان جنگ اتفاق بیفتد اما وقتی چنین چیزی نیست چرا باید بهانه آن برای زدن جیب شرکتها شود !!
و نکته آخر
رفتار وزارت نفت و دولت طوری است که حداکثر ابهام را ایجاد کرده و حداقل شفافیت را رقم زده است حالا سازمان بورس مانده که در این شرایط و این فضا به سمت بازگشایی نمادها برود یا نرود به نظر یک پیشنهاد مهم اینجا وجود دارد احتمالاً دولت حاضر به اعلام رسمی این موضوع نخواهد بود وزارت نفت هم در دادن اعلامیه فروش و بهای تمام شده تعلل خواهد کرد.
پیشنهاد روشن و مشخص برای نزدیک شدن به زمان بازگشایی پالایشیهای این است که آنها گزارشهای شش ماهه را با رویه عدم شرایط اضطرار تهیه کرده و در واقع آنچه گزارشهای ماهانه مبنای کار بود را ادامه دهد و برای شش ماه دوم در گزارشهای تفسیری پیوست صورتهای مالی ، دو سناریو را با مفروضات و جدول حساسیت پیشبینی کرده و در اختیار سهامداران قرار دهد یعنی مثلاً بگوید در صورت شرایط اضطرار و فیکس شدن کرک ها ، با این نرخ ارز به روز شده به این سود خواهیم رسید و در صورت عدم اضطرار با جریان نرخ ارز و پیشبینی حداقل اسپردها سود در ۶ ماهه دوم فلان عدد خواهد بود در این حالت است که البته با وجود ابهامات فراوان حداقل سهامدار وزن تحلیلی را به گزینهها و گزارههای مختلف میدهد و آن را در قیمتها لحاظ میکند و روی تابلو پرایس خواهد کرد شاید تنها راه منطقی و عقلانی فعلی برای بازگشایی و نزدیک شدن به بازگشایی این گروه است و البته شاید لازم باشد برای کشتن ترس بازار این نمادها اپن باز شود اما هرچه که هست نمیتوانیم خیلی نمادها را متوقف نگه داریم و به نظر بعد از انتشار این شفافسازیها و انتشار گزارشهای میان دورهای با این فرمول و ظرفیت میشود در مسیر بازگشایی گام برداشت
بتا سهم
بمب و موشک وترامپ/ بمب و موشک وترامپ/ بمب و موشک وترامپ/ بمب و موشک وترامپ/ بمب و موشک وترامپ/ بمب و موشک وترامپ/ بمب و موشک وترامپ/ بمب و موشک وترامپ











