سنس سیاست زدگی !
سه شنبه ای سیاست زده و سرد را داشتیم و بازار در یک اقدام خودجوش که البته گفتمان ها و تهدید ها در آن موثر بود جو فروش گرفت و این جو از پالایشی ها و تهدید آنها آغاز شد و به بقیه کشیده شد …
یک نکته که در بازار امروز به چشم میآمد و کمی نگران کننده است و بخشی از گزارش بازار ما را نیز شامل میشود این است که نوعی از جریان پول بنا به هر دلیلی و با هر شکلی که امروز کمی بیشتر توضیح میدهیم تصمیم گرفته که فروشنده بازار باشد و این جریان خروج را استارت زده دلیل واضح و روشنی هم دارد و آن را جنگ میداند و چشم روی تحولات بنیادی شرکتها بسته…
این اتفاق به خوبی در چهره بازار امروز روشن بود که در عین مثبت بودن و فضای نسبتاً خوب باز هم فروشندهها ولکن عرضه در بازار نبودند و با این حجم خبرهای خوب باز هم بازار فروشنده داشت . آن هم نه فروشنده در مثبت ها که به هر قیمتی حاضر به فروش بودند و این چیزی جز سنس سیاست زدگی بازار نبود … حالا میخواهیم با خود مرور کنیم که این حس و این رفتار درست است یا غلط …
امروز بازار را در حالی آغاز کردیم که یک بگذار ببینیم چه میشود و یک صبر حالا این چند روز صبر کنیم و یک نکند زیر ساخت بزند هم در چهره او دیده میشد زنگ جرس رویدادهای سیاسی آن هم از جنس بیرونی دوباره فضای بازار را در بر گرفته و البته بازار این بار چشم به تحولات و رویدادهای بیرون کشور دارد ! از مدتها قبل گفته بودیم که ما در یک چله پرچالش قرار میگیریم که تقریباً بخش انتهای آن با دو انتخابات آمریکا و اسرائیل به پایان میرسد
البته این میان گزارشهای میان دورهای و ماهانه هم منتشر شد که انصافاً آثار آن را در بازار شاهد بودیم و دیدیم که بخشی از بدنه بازار با این گزارشها در بازار خرید و فروش کرده و حرکت میکردند . حتی همین امروز زیر فشار جو منفی بازهم آنها که سبز بودند کت شیک کدال و گزارش ها به تنشان بود …
اما آنچه که در حال حاضر به نظر در چهره بازار روشن است یک سیاست کمی صبر دیده میشود که احتمالاً این موضوع یک هفته بازار را درگیر خواهد کرد فردا که بازار را آغاز کنیم نتیجه انتخابات اسرائیل مهم است و هفته بعد که از همه مهمتر است انتخابات امریکا البته امروز در مورد دو موضوع کمی مفصلتر صحبت میکنیم که اولی به تقسیم بندی اهالی بازار و تصمیمات آنها بر دنیای سیاست میچرخد و دومی به سناریوی احتمالی بازار و رفتار او در این شرایط
اما چرا این موارد را ذکر میکنیم برای اینکه معتقدیم میشود از دل این فضا و این شرایط فعلی رویدادهای غیر قطعی و حدودی از شرایط بازار را ترسیم کرد و در بازار حرکت نمود چه بخواهیم و چه نخواهیم چه دلمان بخواهد یا نخواهد سیاست متاسفانه در حال حاضر رکن اصلی مسیر بازار شده است…
یک نکته را ابتدا بگوییم که به عنوان نکته مهم معاملاتی پیش روی همه ماست بازار در حال حاضر تمام عیار ریسک جنگ را در خود لحاظ کرده با گارد جنگی حرکت میکند البته این بین کیفیت این گارد و این حرکت هم متفاوت است اما در هر صورت همه خود را برای یک جنگ آماده کردند بحث ما این است که وقتی بازار خود را برای این فضا آماده میکند
اتفاقاتی خارج این موضوع و آنچه خلاف انتظار اوست میتواند فضای متفاوتی را رقم بزند یکی از این اتفاقات عدم وقوع جنگ و باز شدن باب مذاکره است نظیر آنچه در توافق پاکستان رخ داد شاید دوباره برخی بگویند که کتاب لاک پشتها پرواز میکنید را میخوانید و خوش خیال هستید اما به هر حال بورسیها نشان دادند حداقل در دنیای سیاست احمقانهترین و اشتباه ترین پیشبینیها را دارند… کارنامه طلابازهای بهمن و اسفند تا امروز به خوبی روشن است !
این موضوع را برای این عرض میکنیم که در احتمالات خود این جریان را قرار دهید که اگر چنین اتفاقی رخ دهد با توجه به شرایط بازار و جمع شدن فنر ارزندگی و شرایط پی بهای و سودسازی بازار با برطرف شدن ریسکهای سیاسی قابلیت یک رشد سریع و افزایش قوی را خواهد داشت نمیگوییم این موضوع محقق نمیشود یا میشود پیش بینی سخت است اما به هر حال در احتمالات خود ولو اندکی موضوع را در نظر بگیرید که در صورت وقوع یکی از آن غافلگیریهای شیرین بازار را خواهیم دید.
اما چهره فعلی فعالان بازار و آنچه در حال حاضر با آن مواجه ایم اندکی متفاوتتر است امروز اگر بخواهیم به طور خلاصه تقسیم بندی اهالی بازار و مواجه آنها را با جریان سیاست توضیح دهیم به تقسیم بندی جالبی میرسیم
ابتدا یک تقسیم بندی کلی وجود دارد که ما اسمش را جنگ زیرساختی گذاشتیم یعنی کسانی که فکر میکنند جنگ زیرساختی در پیش است و جنگ بعدی جنگی از جنس زده شدن زیرساخت است ،
قاعدتاً تصمیم آنها نیز روشن است آنها به خصوص بعد از رشد اخیر بازار و اتفاقات و تحولاتی که رخ داده حاضر به پذیرش این ریسک نیستند و عطای بازار را به لقای آن بخشیده و نظارهگر سودها هستند و اتفاقاً بدشان هم نمیآید که برای چندر غاز طلا و دلار داشتن ، مملکتی به فنا برود اما به هر حال طیف وسیعی از فعالان بازار با این استدلال با این شرایط نقد کرده و در حال تماشای بازار هستند.
برخلاف آنچه برخی فکر میکنند تعداد و مبلغ این افراد طی دو هفته گذشته مدام رو به افزایش بوده و امروز هم ادامه داشت . به نظر اگر اتفاقی در جهت حل و فصل ماجرا پیش نرود هرچه پیش برویم این عدد و این تعداد بیشتر هم خواهند شد و بسیاری کاهش حجم معاملات را از رویدادهای آتی ۵ روز پیش رو میدانند تکلیف این عده با خودشان روشن است با بازار هم روشن است حاضر به پذیرش این ریسک نیستند و شب آرام و راحت خوابیدن را بر داشتن یک خواب ناآرام و روزهای پرتلاطم ترجیح میدهند …
اما دسته بعد اوضاع متفاوتی دارند آنها حسرت نبرند به خواب یک مرداب ،که ارام درون دشت شب خفته است دریایند و نیست باکشان از طوفان ، آنقدر تجربه دارند و دیدهاند و شنیدهاند که این دریای سیاست و بازار سرمایه همه عمر خوابش آشفته است و اصلاً سود از دل همین آشفتگی بیرون میآید اگر قرار باشد همه چیز قابل پیشبینی و قابل لمس باشد که اتفاقی رخ نمیدهد همین موارد است بازار و تصمیمگیریها را جذاب و زیبا کرده است.
البته این یک تقسیم بندی کلی بود و در دل این افراد هم ردهها و تفکرات مختلفی وجود دارد که عمده آن به سه بخش تقسیم میشود دسته اول معتقدند جنگ چی ؟! کشک چی؟! دوغ چی.. اینها بزن نیستند کتفش را ندارند بزنند …
دفعه قبل که زدن خوردند و نهایت کارشان همین محاصره و این موارد است بسیاری با این دید در بازار حاضر هستند و خرید و فروش میکنند اتفاقاً اکثر کسانی که این دیدگاه را داشتهاند چه از ابتدا تا به امروز و چه جدید بازدهی خوبی را نیز فارغ از پیشبینیهای سیاسی گرفتند اینکه پیش بینی آنها درست است یا غلط را گذر زمان مشخص میکند اما به نظر کمی خوشبینانه به ماجرا نگاه میکنند
دسته دوم کمی متفاوتتر هستند آنها معتقدند ته این بازی یعنی موضوع جنگی کوتاه میشود و طرفین دوباره به میز مذاکره و توافق باز میگردند یا به عبارت دیگر آنها وقوع جنگ را کمتر و بروز مذاکره و توافق را بیشتر میدانند این دسته هم فعلاً در بازار حاضر هستند و خوشبینانه به ماجرا نگاه میکنند و مدام چشم به عاصم منیر و هیئت قطر و امارات و عربستان و ترکیه و پاکستان دارند که به واقع حکایت ماست که همسایهها یاری کنند تا ما اینجا شوهرداری کنیم …
دسته سوم دسته کمی بلاتکلیف است آنها معتقدند جنگ اجتناب ناپذیر است همین یک جمله باعث میشود کمی با احتیاط حرکت کنند اما بر این عقیدهاند که جنگی که به زیرساخت کشیده شود را ندیده و آن را محدود به چند محل و مکان میدانند و در نهایت هم به مانند جنگ قبلی ته این ماجرا و بازی را یک توافق نصف و نیم بند دانسته که که اتفاقاً از دل آن فرصت بزرگ و جذاب رفع تحریمها نیز بیرون میآید
در واقع اگر با عینک دیدگاه سوم به ماجرا نگاه کنیم و این پیش بینی را مبنا قرار دهیم منفیهای فعلی بازار میتواند نقطه خرید و احتمالاً یک بازدهی تمام عیار پیش روی بازار باشد اما هیچ چیز در دنیای سیاست قطعی نیست …
همانطور که میبینید دیدگاهها و رویدادهای مختلفی وجود دارد و هیچکس نمیداند چه اتفاقی ممکن است رخ دهد ما این موارد را برای این نوشتیم که سهامداران احتمالات و اتفاقات بازار را سبک سنگین و بالا و پایین کرده و با آن تصمیم گیری نمایند و حرکت کنند و در قالب هر یک از پیش بینیها مسیر خود را در بازار مشخص نمایند به واقع اگر کسی بعد از وقوع اتفاقات و رویدادهای سیاسی بگوید که ما نمیدانستیم و غافلگیر شدیم امری غیرمنطقیست حالا همه چیز پیش روی بازار هست و وجود دارد این کار سهامداران است که تصمیم بگیرند در کدام سناریو قرار گرفته و قرار است در کدام سناریو بازی کند
و توصیه مهم ما به شما عزیزان این است که خود را ین این سناریوها و اتفاقات و تفکرات قرار داده و تصمیمگیری کنید یکی میپرسید نظر خودتان چیست ببینید نظر ما واقعاً خیلی مهم نیست هر کسی با ریسک پروفایل خود این ماجرا را دنبال میکند شاید از دید ما سناریوی آخر قابل وقوعترین و محتملترین ماجرا باشد اما باز هم هیچکس نمیداند چه اتفاقی رخ میدهد فراموش نکنید که ما اینجا با سرمایههای خود با پوست گوشت و خون خود این اتفاقات و تحولات را لمس میکنیم شاید تفاوت ما و مردم عادی کوچه و بازار همین باشد
تفاوت ما این است که ما در فضای فعلی باید نگران این رخدادها و اتفاقات سیاسی باشیم و طبیعیست که اگر به سرمایه خود اهمیت میدهیم باید در مسیر رویدادهای سیاسی نیز هوشیار و انعطاف پذیر باشیم و یک بار دیگر میگوییم ما نمیتوانیم راهکار بدهیم و بگوییم کدام سناریو رخ میدهد و شما چه کنید ما همه موارد را نوشتیم به نظر با دید و بعد اخبار و تحولات سیاسی هر چیزی را که محتمل میبینید میتواند به عنوان گزینه قابل وقوع مطرح باشد…
و اما در بخش دوم به موضوع مهم این روزهای بازار یعنی صندوقهای اهرمی میپردازیم یک نکته را ابتدا بگوییم صندوقهای اهرمی طی این چند وقت حباب منفی گرفتند و این حباب منفی یکی از آزاردهندهترین رویدادهای بازار شد .
اگر بخواهیم عوامل آن را طبقه بندی کنیم معتقدیم سه دسته عامل باعث این حباب منفی شد عامل اول فضای کسب و کار و شرایط بازار بود یعنی اگر به خاطر داشته باشید ریسک جنگ و به تبع آن تحولات اینکه کسی میل به اعتبار نداشت و یا مسائلی شبیه این تقاضا روی این صندوقها را کاهش داد و باعث بروز حباب منفی در قیمتها شد.
عامل دوم از دید ما تصمیمات سازمان بود بی تعارف احساس میکنیم سازمان بدش نمیآمد این صندوقها کمی گوشمالی داده شوند و حتی کوچک شوند آنها از دید سازمان زیادی بزرگ شده بودند و چند باری در مقاطع مختلف هم ساز خود را میزدند همین شد که تصمیماتی در این راستا برای صندوقها گرفته شد که کم کردن ضریب اعتبار و محدود کردن دامنه نوسان آنها نسبت به بازار یکی از مهمترین این موارد بود که شاید هر دو در مقطع خود تصمیم درستی به نظر میرسید اما در واقع نتیجه آن ایجاد این حباب منفی و کاهش جذابیت صندوقهای اهرمی بود
و موضوع سوم که به نظر اندازه دو مورد اول در این ایجاد حباب منفی نقش داشت بیخیالی متولیان این صندوقها بود که در نبود قوانین درست که بخشی از حق مدیریت آنها را به این موضوع گره بزند باعث شد تا آنها نیز نسبت به آنچه روی تابلو میگذرد بیخیال باشد و البته بخشی از عملکرد آنها نیز به عملکرد سازمان باز میگردد که نه تنها نظارت کافی نداشت که با گامهایی که در بخش بالا گفتیم باعث شد متولیان صندوقها نیز بیخیال ماجرا شوند
به نظر این موضوع راه حل بین الطرفین دارد چطور بورسیها مدام توافق و مذاکره را توصیه میکنند در این حوزه نمیتوانیم بنشینیم و به یک مدل برسیم بهتر است سازمان بورس کمی روی موضوع اعتباریها تغییر نظر دهد و این طرف هم صندوقها متولیان آنها پای کار این صندوقها بایستند و حباب کم شود و اتفاقاً معتقدیم بخشی از کارمزد مدیر و بازارگردان باید صرف این موضوع باشد
البته به نظر سازمان بورس گام اول را در راستای افزایش دامنه نوسان این گروه برداشته است و اتفاقاً معتقدیم این گام گام سختتری بود و تصمیم گیری در مورد آن سختتر است بهتر است در مورد تضمین اعتبارها نیز کمی بازنگری شود انصافاً با این حباب معتقدیم ریسک صندوقهای اهرمی ما هم اندازه صندوقهای سهامی و یا حتی بسیاری از سهمهای بازار شده
میتوانیم موضوع را برای یک یا دو ماه تعلیق کرد تا کمی تقاضا در این صندوقها افزایش پیدا کند و آن طرف هم به متولیان این صندوقها این توصیه و تذکر را میدهیم اگر قرار است به عنوان یک دارایی همچنان این موضوع حفظ شود و باقی بماند به فکر رونق و بهبود محل کسب و کار باشید.
حکایت شما حکایت کسی است که مغازهای با دکور شیک و عالی را زده اما ساعت ۱۱ میآید و ساعت ۱ میبندد و دوباره ۵ غروب میآید و ۷ شب هم میبندد میرود با این دکور شیک لازمه حضور تمام وقت و گذاشتن انرژی در پول و زمان لازم است در غیر این صورت این موضوع نیز جذابیت خود را در بلند مدت از دست خواهد داد کما اینکه تاکنون این موضوع رخ داده و اگر جلویش را نگیرند به یک ابزار غیرقابل اعتماد تبدیل میشود
اگر میخواهید هنوز چراغ سرمایهگذاری غیر مستقیم روشن بماند به نظر آغاز آن از مسیر صندوقهای اهرمی میگذرد امیدواریم این موضوع مورد توجه طرفین قرار بگیرد و شاهد تغییراتی در این حوزه باشیم.











