گزارش بازار امروز سه شنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۳
جدال در سقف !

عجب سقفی شده این سقف ۱۴۰۲ ! بازار حسابی نرسیده به آن دوباره در زد و خوردی جدی هم پرحجم بود و هم  پر نوسان و البته این سطوح نشان میدهد که برای گذر از آن  نیاز به انرژی و خبرهای جدید تری داریم این که ما  این  سقف را عدد مهمی بدانیم یا نداریم و اهمیت بدهیم  یا ندهیم مهم نیست

مهم در حال حاضر این است که  بازار از این  سنگر به عنوان  سنگری مهم  و اساسی برای مسیر پیش رو  یاد میکند و هر چه که بود بازار امروز پویا و خوش حجم بود ولی عرضه های جدی را داشتیم والبته معتقدیم این موضوع  طبیعی است … طبیعی است که ما جدال جدی در این سقف داشته باشیم ولی بسیار بسیار امیدواریم که با کمک  اخبار و تحولات بنیادی ازاین موضوع عبور نماید  …

امروز بازار بعد از آتش بازی روز گذشته و قفل شدن صف‌های خرید دو نیمه متفاوت و دو شکل خاص را برای خود ثبت کرد ابتدا هیجان روز قبل به ابتدای معاملات امروز سرایت کرده و فضای مثبت و تقریباً می‌توان گفت قفل در صف خرید در اکثر سهم‌ها را شاهد بود اما هرچه جلوتر رفت و هرچه پیش رفت فشار عرضه قوی تر و تردید در بازار برای ماندن این صف‌ها بیشتر شد و فاز فروش سراغ بازار آمد. البته امروز نزدیک شدن بازار با سقف قبلی و پشت سر گذاشتن و نگذاشتن آن هم در این موضوع بی تاثیر نبود .

امروز کمی در مورد این عدد سقف صحبت خواهیم کرد چرا که معتقدیم وزنه فکری بازار شده و تحلیل و رفتار آن بسیار به جو روانی اهالی بازار بازمی‌گردد .امروز سعی می‌کنیم نکات مهم‌تری از آن را بیان کنیم.

ببینید فکر می‌کنیم برای بیش از ۱۰ یا پانزدهمین بار است که بیان می‌کنیم اعتقاد ما این است نه از روی حس و یا تحلیل تکنیکال بلکه از روی تحولات و اخبار بنیادی گذر شاخص از سقف قبلی ثبت شده امکان‌پذیر و شدنیست و شرایط خوبی را برای گذر از آن خواهیم داشت و در بیان دلایل آن باید گفت بازار در وضعیت بنیادی قوی قرار دارد…

این که ۲ روز یا حتی ۲ هفته درجا بزنیم و حجم بخوریم طبیعی است .اما چرا سقف قبلی شاخص از دید بسیاری اینقدر مهم و حیاتی و اساسی است …

یک طرف لشکر تکنیکالیست‌ها و چارتیست‌ها قرار دارند که معتقدند فضای تکنیکالی و اعداد روانی این چنینی به هر حال در بازار موثر بوده و امروز هم حال و هوای این اثر را در عرضه‌های پرقدرت‌تر و جدی‌تر بازار شاهد بودیم از سوی دیگر لشکر ترسو ها و بدبین‌ها قرار دارند که معتقدند چیزی تغییر نکرده و فضا همان فضاست و این رشد اخیر هم موقت است …

شاید گذر از سقف قبلی برای این دو دسته به خصوص دسته دوم از این نظر مهم باشد که حداقل این درک را پیدا کنند که بازی بازار و مدل بازار تغییر کرده است و از همین روست که مقاومت این نقاط بالاست .

ببینید روزی که پزشکیان رئیس جمهور شد را به خاطر بیاورید بازار ۲ الی ۳ روز مثبت بود آن روزها به مطالب خود رجوع کردیم دلیل مثبت شدن بازار این بود که در روزهای قبل از انتخابات تیم اقتصادی او نکاتی را بیان کرده بودند که دقیقاً نقاط حساس و به نوعی شناسایی نقاط ضعف و قوت بازار بود آنها از ارز ترجیحی انتقاد می‌کردند، نرخ سود را بالا می‌دیدند ،اقتصاد و صنایع و قیمت گذاری دستوری و مواردی از این دست را خوب می‌شناختند و به طور کلی معتقد به نوعی از اقتصاد بوده که به دیدگاه و نظر فعالان بازار سرمایه فعالان اقتصادی صنعتگران و تولید کنندگان نزدیک بود

از همین رو بود که انتخاب پزشکیان آن شور و شوق دو روزه را در بازار به وجود آورد اما خیلی زود ریسک‌های سیاسی پشت رگبار این مسلسل نشست و بی محبا شلیک کرد جوری که اصلاً فرصت نفس کشیدن به کسی نمی‌داد یعنی شما تصور کنید در روز تحلیف چنان اتفاقاتی رخ دهد که پس از آن زنجیر وار رویدادهای دیگر تکرار شود و حالا که اوضاع کمی آرام شده تازه سیاست‌های اقتصادی که قبلاً در قالب حرف بیان می‌شد به مرحله عمل رسیده و واکنش بازار تغییر کرده است و از همین رو حرف و صحبت ما این است که گذر از سقف قبلی شاخص گذر از یک عدد نیست…گذر از یک مرز فکری است و شکست این مرز فکری سخت …

شاید از نظر تکنیکالی این یک عدد حساس و حیاتی و روانی باشد اما گذر از این سقف بدان معناست که از یک سلسله تصمیمات و تفکرات ضد بازار سرمایه گذر کردیم و این مهم ترین نشانه آن بوده است …

مواردی نظیر گذر از رانت خواری ارزی که تا قبل از این به اسم تورم جیب شرکت‌ها را خالی می‌کردند و این ارز نصیب برخی رانتخواران و وارد کنندگان برای کالاهای غیر ضرور و دلالی می‌شد. گذر از این مرز شاخص گذر از تفکرات چند اسکول و دیوانه اقتصادی بود که دنبال دلار زدایی از این اقتصاد بیمار بودند در حالی که از این کلمه فقط بیان حرفش را بلد بودند و بیش از پیش مملکت را به سمت نابودی بردند و در نهایت گذر از این مرحله گذر از رفتارهای پوپولیستی در اقتصاد قیمت گذاری دستوری بود …

و اما درس‌های این تغییر وتحولات آن چیست خیلی عجیب و جالب است هنوز بسیاری از فعالان بازار سرمایه اعم از مدیران صندوق‌ها ،مدیران دارایی سبدگردان‌ها برخی از حقوقی‌ها هنوز باور ندارند که شرایط تغییر کرده و برای آنها بسیار سخت و دشوار بود که بازار جلوی چشم آنها ۵۰ تا ۶۰ درصد از کف رشد کند و آنها تماشاچی باشند و حالا که با این سرعت قیمت‌ها بالا آمده آنها نه دلش را دارند و نه دستشان به خرید در این قیمت‌ها می‌رود و بیرون نشسته و تماشاچی بازار هستند ومنتظر …

منتظر یک  ریزش تا هم به حرف دلشان گوش داده  باشند و هم  احتمالا خرید کنند …  البته دقیقاً در همین حال که آنها نشسته و تماشا می‌کنند پولی از بیرون با هر تحلیلی و هر دستور و هر تفکری در روزهایی مانند روز یکشنبه می‌آید و می‌خرد و بی توجه به شرایط بازار صف می‌کند.

شاید گذر از سقف قبلی شاخص یک تکان و یک تفکر بیشتر و قوی‌تر برای این دسته از دوستان باشد که هنوز فضا را باور ندارند و البته تقصیری هم ندارند … سه سال مدام بازار سرکوب شده ۳ سال با سیاست‌های غلط فضا تحت تاثیر این اتفاقات بوده و حالا آنها رهایی از این زندان سه ساله را باور ندارند هنوز با الگوهای قدیمی به بازار نگاه می‌کنند گذر از سقف قبلی شاخص می‌تواند این پیام مهم سیلی محکم بیداری را به این دوستان بزند که ما آن روزها را سپری کردیم و آن شرایط را پشت سر گذاشتیم و با مدل جدید باید به بازار نگاه کرد

البته روزهای گذشته نیز بیان کردیم این افراد باید زمان بگذرد و چشمشان به قیمت‌های فعلی عادت کند تا فضای جدید را درک کنند و به آن برسند برای همین است که حتی از درجا زدن های ۲ الی۳ هفته ای بازار هم نگران نیستیم …

در مورد این طیف افراد نیز  یک بار دیگر بر همگان اثبات شد که در تاریخی‌ترین و کف قیمت‌ترین نقاط بازار باز هم تحلیلگران بازار اشتباه کردند و یک اشتباه تاریخی تحلیلی دیگر را ثبت کردند.

پیش از این یک بار در ۱۴۰۱ هم این اتفاق رخ داده بود و درست در حالی که داشتند نسخه‌های سیاسی مختلف را مرور می‌کردند و آلترناتیوهای حکومت را روی میز تجزیه و تحلیل می‌کردند سهام با پی به‌ای زیر ۳ در حال معامله بود و عین این اتفاق یک ماه و نیم و دو ماه پیش رخ داد و باز هم این اشتباه تکرار شد باید به آنها زمان داد که با گذر از سقف فعلی قیمت‌های فعلی را نیز باور کرد و با نگاهی جدیدی به بازار نگاه کنند …

بی‌تعارف اکثر حقوقی های ما کف قیمت ها رفتاری آماتور داشته و بی تعارف گند زدند !!!!!

اگر کسی نسبت به این موضوع تردید دارد کمی معاملات صندوق‌ها و حقوقی‌ها در روزهای تلخ و منفی بازار را مرور کند نظر ۷۰ درصد تحلیلگران و مدیران صندوق ها در کف بازار فروش سهام و  خرید طلا بود و اوراق سپرده و بسیاری از حقوقی‌ها نیز اصلاً در سمت خرید بازار نبودند در قیمت‌های ۳۰ تا ۴۰ درصد کمتر از قیمت‌های فعلی وقتی سازمان بورس آنها را جمع می‌کرد و به آنها توصیه می‌کرد در بازار فعال‌تر باشند جمیع خرید یک هفته آنها دقت کنید به این جمله جمع خرید یک هفته آنها به ۱۰۰۰ میلیارد تومان نرسید این همان فقر تحلیلی‌ست که از آن صحبت می‌کنیم و امروز ۱۰۰۰ میلیارد تومان حجم ۱۵ دقیقه اول بازار است …

بگذریم فقط این نکته را یادآور می‌شویم که همه چیز با ارجاع و رجوع به صورت‌های مالی تجزیه و تحلیل و بررسی دقیق‌تر آن می‌تواند شکل بهتری بگیرد و همان موقع نیز این توصیه را داشتیم و باز هم می‌گوییم با رجوع به گزارش‌ها و صورت‌های مالی می‌توان با چراغی روشن‌تر و چشمانی بازتر در بازار حرکت کرد و حداقل اسیر تفکرات بسته ذهنی تصمیم گیری‌های هیجانی و احساسی نخواهیم شد چه در سمت مثبت چه در سمت منفی … اگر امروز از چشم انداز بازار صحبت میکنیم بازهم الگو همان صورت های مالی و سود های آتی است …

اما به چند رویداد در این روزهای حساس نیز اشاره کنیم بسیاری از همین تکنیکالیست‌ها و اتفاقاً بسیاری از افراد تماشاچی فعلی بازار معتقدند گذر از سقف فعلی منجر به آزاد شدن یک انرژی خاص در بازار می‌شود که ما اسم آن را خوش بینی تازه وارد ها می‌گذاریم یعنی بخشی از جریان پول که تا به امروز دل و جرات نه خرید و نه اعتبار زدن را داشته با این گذر، این دل و جرات را پیدا می‌کند و راهی بازار می‌شود

چارتیست‌ها نیز به همین شکل و این یکی از اتفاقات و رویدادهای مهم پس از گذر از سقف قبلی روانی شاخص است البته همچنان توصیه ما این است که قیمت‌ها و سهم شرکت‌ها را با توجه به تحولات و اخبار آنها رصد کنید و قضاوت نمایید به شاخص کاری نداشته باشید اگر هنوز سهم‌ها با چشم انداز تحلیلی می‌ارزند سراغ آنها بروید در غیر این صورت خود را اسیر سقف شاخص و رویدادهای روانی نکنید …

همه اینها را گفتیم یک نکته را هم  تکمیل کنیم در این روزهای حساس هیچ خبر منفی نباید برسد و رسیدن خبرمنفی کار بازار را سخت میکند این را کسانی که بیرون بازار و نهاد ناظر نشسته اند اویزه گوش خود کنند …

و نکته آخر، تغییر و تحولات بنیادی است که باید دیده شود. ما این تغییر و تحولات بنیادی فعلی بازار را در دو شکل طبقه‌بندی و دو سرفصل اصلی را برای آن ذکر می‌کنیم که باقی ذیل آن طبقه‌بندی می‌شود، بحث اول تغییرات نرخ ارز و بحث دوم جریان پول است…

ابتدا موضوع نرخ ارز را بیان می‌کنیم و بعد به جریان پول می‌پردازیم. به نظر بازار واقعیت‌های این جریان را نادیده گرفته و از اثر آن یا به هر شکل چشم‌پوشی می‌کند و یا هنوز باور ندارد. برای این کار لازم است چند نکته را در ذهن خود مرور کنید. روزهای ابتدای سال تا انتهای مهر…

عزیزان به این فاصله‌ای که به شما گفته می‌شود، دقت کنید. روزهای ابتدای سال ۱۴۰۳ تا حوالی انتهای مهر، دلار نیما کمتر از ۸هزار تومان یا دقیق‌تر بگوییم نزدیک به ۷۵۰۰ تومان رشد می‌کند. اگر بخواهیم در هفت ماه میانگین بگیریم، ماهی هزار و صد تومان یا هزار تومان رشد نیما را داشتیم… نیمایی که مبنای تحلیل بسیاری از تحلیلگران، بورس کالا و محاسبات سود شرکت‌ها بوده و حالا کمی جلوتر بیاییم؛ از ابتدای آبان تا به امروز…

یعنی هنوز دو ماه تمام نشده، دلار نیما حدود ۶هزار تومان افزایش پیدا کرده و سرعت عقلانیت و چرخش سیاست‌های اقتصادی سه برابر دوران ابتدای سال بوده، اما هنوز بسیاری از تحلیلگران و سهامداران این چرخش و سرعت را باور ندارند. هنوز بسیاری قبول ندارند که احتمالاً دلار توافقی ۶۲ تا ۶۵ به زودی جایگزین اکثر ارزها خواهد شد و میانگین نرخ بازار توافقی، میانگین اصلی همه نرخ‌ها خواهد بود

و نکته مهم و عجیب این است که جریان پول بیرونی این تغییر را به خوبی لمس کرده و شاهدیم که از انتهای مهر و یا حتی در خود مهر به بازار می‌آید. اما در دل بازار، ما همچون قورباغه‌های قرار گرفته در آب جوشان از این تغییر تأثیری نگرفته و وزنی نمی‌دهیم و همه چیز را با همان چشم و رویداد قبلی می‌بینیم.

از همین روست که جریان پولی که به بازار وارد می‌شود و مثلاً در روزهای ابتدای آبان و یا همین یکشنبه اخیر خرید می‌کنند را درک نمی‌کنیم. ما همچون قورباغه‌ای در دل این آب، آرام آرام گرم شده و می‌پزیم و هیچ واکنشی نشان نمی‌دهیم. در حالی که کسانی که از بیرون به ماجرا نگاه می‌کنند، تحلیل دقیق‌تر و درست‌تری دارند و البته این خاصیت همیشگی بازار بوده است.

از همین روست که معتقدیم این جریان پول نه اینکه باهوش باشد، بلکه اطلاعات صحیح‌تر و دقیق‌تری از جریان تحولات اقتصادی دارد که نرخ ارز یکی از آنهاست. به واقع چند درصد از تحلیلگران امروز، سود سال بعد شرکت‌ها را با دلار مثلاً ۷۰هزار تومانی برآورد کردند و به بازار P/E دادند. بگذارید با مثالی این موضوع را صریح‌تر و شفاف‌تر برای شما بیان کنیم؛

در اواسط مهر بود که در یکی از جلسات تجزیه و تحلیل یک شرکت پتروشیمی حضور داشتیم و به مکالمه جالب دو تحلیلگر با دو دیدگاه و دو نگاه متفاوت گوش می‌دادیم. تحلیلگر اول، متغیر نرخ ارز را برای سود سال‌های آتی ۵۳هزار تومان لحاظ کرده بود و تاکید می‌کرد متغیر درست و به‌نوعی واقع‌بینانه لحاظ می‌شود

و تحلیلگر دوم تاکید داشت که این عدد را برای سال بعد ۶۰هزار تومان بزنید و اختلاف این دو تحلیل و دو سناریو آنقدر عجیب و جالب بود که من به‌عنوان بیننده و ناظر، به خوبی اختلاف دیدگاه بین خریدار و فروشنده را درک می‌کردم و دقیقاً تصمیم این دو در همان نقاط روشن بود.

دومی که دلار را بالا می‌زد، خریدار جدی سهم بود و نوش جانش و امروز با بازدهی ۴۰ تا ۵۰درصدی، نان آن پذیرش ریسک و دیدگاه درست را می‌خورد و اولی هنوز با بهانه‌تراشی‌ها، حاضر به به‌روز کردن اکسل خود نیست و چه بسا امروز اگر در اکسل‌ها واقع‌بینانه‌تر نرخ ارز را بررسی کنیم، به اعداد ‌روشن‌تری می‌رسیم که شاید بتوانیم قصد خریدار فعلی را بیشتر درک کنیم و در پایان با ذکر این جمله گزارش امروز را تمام می‌کنیم که فرمان تحولات اقتصادی چرخیده و یا خواهد چرخید.

بسیاری از پول‌های بیرونی که امروزه کف بازار را از دست سهامداران خاک‌خورده و چندغاز سودکرده می‌خرند، این چرخش را یا با اطلاع و یا با تحلیل می‌بینند و مطلعند. اما سهامداران، فعالان و تحلیلگران خود بازار هنوز در شوک تحولات سیاسی و یا خیال اتفاقات قبلی هستند.

به نظر سرعت این تغییرات و چرخش آنقدر قوی و بالا بوده که بهتر است انعطاف‌پذیری تحلیلگران را کمی افزایش دهد. به نظر با قرار دادن این اطلاعات جدید به‌خصوص در متغیر نرخ ارز می‌توان رفتار جریان پول فعلی را بیشتر درک کرد، حرکت قوی‌تری برای روزها و هفته‌های آتی ترسیم نمود و شاید اطلاع همین عزیزان از تحولات اقتصادی و نرخ ارز و تصمیمات است که باعث می‌شود به دعوا و جنجال بورسی‌ها بخندند که حرف آن‌ها و فکر و ذکرشان همین چند قدم سقف قبلی شاخص است.

ذکر این نکته در پایان ضروری است که نه اسیر خوشبینی مفرط نظیر آنچه در سال ۹۹ رخ داد، باشیم و نه در تار عنکبوت بدبینی همین چند ماه گذشته قرار بگیریم. صورت‌های مالی و تحولات بنیادی تنها جریانی است که به ما دروغ نمی‌گوید و می‌توان آن را تابلو نصب‌العین خود قرار داد و با سناریوهای خوشبینانه و بدبینانه در بازار حرکت کرد و معتقدیم با روند ایجاد شده نباید جنگی و باید با آن رفیق بود.

این چرخیدن فرمان در تحولات اقتصادی را بسیاری از بیرون دیدند، باور کردند و سودش را می‌خورند و بورسی‌ها هنوز خاطرات گذشته را مرور می‌کنند و به یاد اکس های خود شب و روز را سر می‌کنند.

بتا سهم

#گزارش_بازار

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *