مدیون جاده مخصوص !
بی شک بازار امروز چه بخواهیم و چه نخواهیم مدیون معاملات خودرو و صف شدن آن و خلاصه حرکات مارپیچ جاده مخصوص بود هر چند به عقیده بسیاری بازار امروز کمی زود مثبت شد و بهتر بود بیشتر دست به دست میشد ولی این حرکت بازار شجاعت خریداران و دل جرات و خیال راحتی انها را می رساند …امروز هم بازار در عین سردرگمی شرایط خوبی را داشت و خوب پیش می رفت و کمی از نگرانی ها کاسته شد . آن دسته از افرادی هم که کمی نگران اهرمی ها بودند امروز بیخیال تر رفتار میکردند …
امروز بازار را در حالی پیش بردیم که همچنان فضای شجاعت همراه با تردید در بازار موج میزد و بازار در یک فضای سردرگمی و مبهم خبری قرار گرفته که آن محرکهایی که باید به او کمک کرده تا از این فضا خارج شود فعلاً دیده نمیشود ولی میل به خرید و خوش بینی به اینده نیز در او موح میزند و همین طیف امروز خریداران بازار بودند .
امروز کمی ماجرای اهرمی ها با جمع شدن صفوف فروش آنها فروکش کرده بود دیروز هم گفتیم صد البته این موضوع بخشنامه موثر است اما عامل این روزهای منفی بازار نیستند و امروز این موضوع اثبات شد . البته امروز انصافاً جمع و جور کردن بسیاری از سهمها و صفها در دستور کار بود و با شکل بهتر و دقیقتری کار پیش رفت اما هنوز آن چه همه انتظارش را دارند که بازار دوباره از جا برخیزد و مسیر خوب خود را طی کند اتفاق نیفتاده و به نظر به شوک های قوی تری احتیاج داریم …
بازار در حجم وگردش هنوز تردید را نشان میدهد .
جریان پولی که تا همین چند وقت پیش روزی ۲۰ همت در بازار میزد و به گردش میانداخت و ثبت میکرد آرام آرام عقب نشینی کرده و منتظر است تا تحولات پیش رو را دیده دوباره تصمیم گیری نماید . امروز به نظر بخشی ازاین پول با اولین چراغ سبز دل به دریای بازار زد ولی هنوز مرددین این ماجرا زیاد هستند .
در این فضا و این شرایط سهامداران هم با تردیدهای جدی مواجه شدهاند و به واقع دو دیدگاه و دو مسیر یا به اصطلاح دو پنجره پیش روی آنها قرار گرفته که هر یک مسیر متفاوتی را نشان میدهد و تصمیم گیری را سخت کرده است .
بسیاری که به بازار بدبین بوده و هستند معتقدند این روزها درست شبیه روزهای آبان تا دی بود که مثبت سپری شد و حالا نوبت بهمن و اسفند است و آن فضا تکرار میشود یا به عبارتی آنها معتقدند بازار برای ریسکهای سیاسی آغوش باز کرده و ما وارد مرحله جدیدی از تنشها و ریسکها میشویم که قاعدتاً نتیجه آن برای همه مشخص است روزها و روزگاری که احتمالاً اگر به واقع محقق شود فشار فروش زیادی به بازار خواهد آورد و کار سختی را پیش روی همه قرار میدهد و درست در نقطه مقابل برخی بر این عقیدهاند این یک دست انداز موقت در مسیر پرپیچ و خم فعلی است که از آن عبور خواهیم کرد
دوباره اوضاع به مانند قبل خواهد شد و حجمها نیز اعداد قویتر را لمس خواهند کرد گواه آنها تحولات برجام در سالهای قبل است که به ما میگفت بارها و بارها از این فراز و فرودها در جریان مذاکرات خواهیم داشت و اتفاقاً بسیاری منتظر آن بودند و حتی برخی از سرعت پیشرفت مذاکرات تعجب کرده بودند و میگفتند چرا اینها به تیپ و تار هم نمیزنند در واقع برای بسیاری این تنش و این تعویق و تاخیرها طبیعی بوده و از همین رو است که معتقدند دوباره بازی با قدرت بیشتر آغاز میشود و روزهای فعلی یک فرصت برای تجدید قوا و اصلاح پورتفو و آغاز مسیر جدید با قدرت بیشتر است .
به نظر امروز مسیر دوم کمی پر رنگ تر بود ولی هنوز چیزی آغاز نشده است …
بازار در این دوراهی قرار گرفته و راهنما و نقشه اصلی این دوراهی را مسائل سیاسی بر عهده دارد به نظر همانطور که یک شب و یک عصر خبر رسید که مذاکره میکنیم و بازار مسیرش را تغییر داد و دوباره یک عصر خبر رسید که مذاکره به تعویق افتاده و دوباره بازار مسیرش کج شد حالا هم همه منتظر اتفاقات این چنینی هستند تا مسیر بازار تغییر کند این جمله را برای این بیان کردیم که سهامداران بدانند که هر لحظه و هر ساعت ممکن است با آمدن یک خبر فضای کلی بازار از این رو به آن رو شود چه مثبت چه منفی این اهمیت خبرها در مقطع فعلی را میرساند و البته دردسر کار ما نیز همین است که کسب و کارمان به این خبرها گره خورده …
اما برای بازار دو نکته را به عنوان نکات تکمیلی بحث عرض کنیم
نکته اول چرا به روزهای پیش رو امیدوارتریم و معتقدیم روزهای فعلی که در آن قرار داریم شبیه روزهای بهمن و اسفند نمیشود قطعاً دو مسیر تحولات بنیادی و تحولات سیاسی بر این نظر تاکید تایید میکنند که اتفاقاتی میتواند باعث شود تا ما فضای ریزش شبیه بهمن و اسفند را نداشته باشیم اولین دلیل دلایل بنیادی است ما در فصل گزارشها هستیم چه گزارشهایی ۱۲ ماهه که طی ۱۰ روز آتی به بازار میرسد و چه گزارشهای ماهانه اردیبهشت که قطعاً بهتر از فروردین است . خرداد و تیر فصل مجامع را در پیش داریم که تقسیم سود شرکتها خواهد بود و به طور کلی فضای دو ماه پیش رو با فضای بهمن اسفند قابل مقایسه نیست و از نظر بنیادی بازار میتواند در منطقه امنتر و بهتری قرار داشته باشد
از منظر سیاسی هم اوضاع ما شبیه بهمن و اسفند نیست آن روزهای تلخ را به یاد داشته باشید که ما ریسک جنگ و هر شب ماجرای جنگندهها را مرور میکردیم و امروز از فضای مذاکره صحبت میکنیم به نظر بسیار بدبینانه است که از این مسیری که طی شده یک عقبگرد تمام عیار داشته باشیم و دوباره به آن فضا برگردیم و قطعاً هرچه بازار از ریسکهای جنگ و تنش دورتر باشد فضای منطقیتر و عاقلانهتری خواهد داشت و معتقدیم ما از آن شرایط سخت عبور کردیم و به آن باز نمیگردیم و از همین رو معتقدیم روزهای پیش رو با روزهای بهمن و اسفند قابل مقایسه نیست و امیدواریها و شرایط بهتری را نشان میدهد
این جمعبندی بود که چرا روزهای پیش رو میدواریم و البته معتقدیم شبیه روزهای بهمن اسفند نمیشود و از همین رو ریسک به ریوارد بازار در منطقه فعلی جذابتر است اما بحث دوم و نکته دوم ما این است که منفی فعلی یا حتی روزهای آتی چه فرصتهایی برای بازار ایجاد میکند همیشه و در هر حال بازار که چند روز متوالی و یا چند هفته خوب را طی میکند سر و کله برخی من میدانستمها!!!
و بدبینها و رفتارهای گالیورگونه پیدا میشود که آماده ریزش بازار هستند آنها هر روز که از خواب بیدار میشوند نوید ریزش بازار را داده و به امید آن شب را صبح و صبح را شب میکنند در سوی دیگر ما با حقوقیهایی مواجه ایم که به محض دیدن این عطش و شرایط فعلی در بازار در سمت خرید دست به کار شده و آماده فروش میشوند به نظر استراحت و اصلاح فعلی از این نظر برای بازار منطقی و جذاب خواهد بود که بخشی از این حقوقیها را به سمت آرامش و عدم فروش هدایت کرده و فکر منفی آنهایی که دنبال ریزش بیشتر بازار هستند را هم آرام میکند تا در فضای بهتری به بازار نگاه کنند
و نکته بعد منفیهای این چنینی باعث میشود جریان پولی که به دنبال گزینه و سهم است در فضای بهتر و راحتتری سهم انتخاب کند و تشکیل پورتفو دهد در واقع در قیمتهای منفی فرصتهای خرید نابتر و انگیزهها برای خرید سهم بنیادی بیشتر میشود و صندوقها و حقوقیهایی که در بازار فعال هستند در این روزها میتوانند شکارها و خریدهای بهتری را انجام دهند از همین رو منفی این روزهای بازار را منفی شیرین و جالبی میدانیم منتها به شرطی که پس از این منفی تلخی رویدادهای سیاسی ما را غافلگیر نکند
در واقع بهترین سناریو و بهترین اتفاق برای بازار میتواند این باشد که ما فردا را هم در شرایط پرعرضه و دست به دست شدن داشته باشیم و روز دوشنبه عصر و یا سهشنبه خبرهای سیاسی آرام آرام چرخیده و مثبت شده و شاهد قول و قرار دور بعدی مذاکرات باشیم
که در این حالت بازار بهترین شرایط خود را تجربه کرده یعنی هم اصلاح نسبی را داشته و هم با رسیدن خبرهای مثبت انگیزه برای رشد بعدی را ایجاد میکند البته بسیاری بر این عقیدهاند که هرچه دوران منفی و درجا زدن و دست به دست شدنهای بازار بیشتر و قویتر باشد سرعت رشد و واکنش بعدی بیشتر خواهد شد و در کنار آن چارتیستها نیز معتقدند تا وقتی ما اعداد ۳ میلیون و ۴۰ تا ۳ میلیون و ۷۰ را از دست ندادهایم جای نگرانی چندانی برای بازار وجود ندارد …
به هر حال با این شرایط و این فضا این روزها را سپری میکنیم و به آینده امیدوارتریم که خبرهای سیاسی بتواند اتفاقات بهتری را برای بازار رقم بزند البته این را هم بگوییم ما برای تکمیل کردن این فاز به اخبار قوی بنیادی هم احتیاج داریم و از همین حالا این زنگ خطر برای بازار وجود دارد که اگر در چنین فضای پر ابهامی قرار بر انتشار ضعیف صورتهای مالی یا خبرهای منفی بنیادی باشد به نظر روزهای سختی در انتظار ماست و این تلخترین سناریویی است که ممکن است برای بازار رقم بخورد..
این را هم بنویسیم بی تعارف در دور بعدی رشد این شرکت هایی با بنیه و بنیاد قوی و صورت های مالی ترو تمیز هستند که بی سرو صدا پیش قراول جریان بازار می شوند و ازاین رو این حساسیت را باید در عملیات شرکت ها بیشتر داشت و دقیق تر انتخاب کرد …
و اما در تکمیل صحبتهای دیروز به بحث مهم تصمیم اخیر سازمان و صندوقهای اهرمی میپردازیم بسیاری بر این عقیدهاند تصمیم اخیر سازمان در ضرایب ارزش تضمین و کاهش ارزش تضمین صندوقهای اهرمی یک تصمیم درست در زمانی نادرست است …
بسیاری هم بر نحوه اعلام این موضوع اشاره دارند که صد البته سازمان باید در مورد هر دو کامل توضیح دهد که البته طبق آنچه به دست ما رسیده آنها نیز توضیحات و توجیهات دقیقی بابت این تصمیم دارند …
اما بیایید از زوایای دیگر نیز به این تصمیم نگاه کنیم سیاستگذار که سازمان بورس باشد از این تصمیم چند هدف را دنبال میکرد هدف اول قطعاً کنترل ریسک بود چرا که در مشاهدات خود به این موضوع رسیده بود که تعداد کسانی که با ضریب اهرم بالا و استفاده از اعتبار کارگزاریها در صندوقهای اهرمی حضور پیدا کردهاند افزایش یافته و این بدان معنیست که کوچکترین تغییر سیاسی بحرانهای بزرگ را میتوانست رقم بزند از همین رو به خیال خود که بازار مثبت است و این مثبت ادامه دارد تن به این جراحی داد غافل از اینکه خبرهای سیاسی او را غافلگیر کرد و اهرمی ها را به کما برد
برای همین است که میگوییم این یک تصمیم درست در زمانی نادرست بود چرا که بسیاری معتقدند ادامه این شرایط تجربه تلخ رویدادهای مهر و آبان سال قبل را رقم میزد که صندوقهای اهرمی تا آستانه شکست کامل پیش رفته بودند…
یک باردیگر هم میگوییم بخش مهمی از فشار فروش دیروز و امروز این صندوق ها بابت جو بازار و مذاکرات بود وگرنه چرا امروز شرایط قفل نبود !!
نکته بعد اینکه سیاستگذار وقتی تغییر در دامنه نوسان و حجم مبنا را به صلاح ندید مسیر دیگری را برای افزایش چرخش پول در سهمهای کوچک و بزرگ بازار پیدا کرد تا از تمرکز جریان پول در چند صندوق اهرمی جلوگیری کند و هدف این بود که سهامداران آرام آرام اهرمیها را در خرید و فروش ها کمتر کرده و به سمت سایر سهمها پیش بروند که ضریب اعتباری آنها نیز افزایش یافته بود یا در واقع آنها حتی میتوانستند اعتبار بیشتری را بگیرند ، این چرخش جریان پول در سهمهای بزرگ و کوچک هم باعث رشد متوازنتر بازار میشد و هم در نهایت به خود اهرمیها کمک میکرد.
که البته باز دیدیم که این ایده نیز با برهم خوردن ماجرای سیاسی به یک چماق قویتر در سر خود اهرمی ها تبدیل شد و حالا از دید برخی فشار فروش اهرمیها به بازار شوکهای بیشتری میدهد…اما سوال بسیاری این است که اصلاً چرا سازمان سراغ صندوقهای اهرمی رفته و این میزان تمرکز روی عملکرد آنها ایجاد شده است و حساسیتهای این چنینی را برانگیخته …
همین که بسیاری به اشتباه تاکید میکنیم به اشتباه بر این عقیدهاند دلیل ریزش بازار داستان صندوقهای اهرمی است خود نشان دهنده این است که این صندوقها اهمیت ویژهای برای بازار دارند!!!! (حداقل رفتار بازار امروز این موضوع را نشان داد مه نبوده )
یکی از دلایل سازمان برای این کار این بود که تمرکز پول دی تریدها و فعالان بازار در این صندوقها بسیار زیاد شده بود و این تمرکز زیاد ریسکهایی را به همراه داشت و قصد متوازن کردن این موضوع را داشتند البته دستکاری در بازار به هیچ وجه پذیرفتنی نیست ولی به هر حال آنها هم دلایل خود را داشتند و تجربه تلخ ۲ اتفاق قبل آنها را به این سمت سوق میداد و شک نکنید بسیاری از اصول و قواعد این صندوق ها باید بازنگری شود …
نکته بعد اینکه عملکرد صندوقهای اهرمی در مدیریت سهم و تمرکز روی چند سهم محدود باعث شده بود آن چرخش و گردش همیشگی جریان پول در بازار مختل شود و از سوی دیگر مدیریت نه چندان حرفهای بسیاری از این صندوقها در دوران صعود و نزول هم این موضوع را تایید و تاکید میکرد که باید فکری برای این ماجرا کنیم تا از بحرانهای بعدی جلوگیری شود…
از همین رو به نظر کاهش ضرایب ارزش تضمین اولین گام در این ماجرا بود و به نظر میرسد محدودیت ضریب اعتباری و اهرمی این صندوقها و همچنین گسترش تعداد این صندوقها برای جلوگیری از تمرکز در چند صندوق محدود راهکارهایی بود که احتمالاً پس از این جریان به اجرا در میآمد اما همین ابتدای کار با بدشانسی در فضای فعلی متوقف شد… از همین رو شاید این تصمیم به مذاق بسیاری خوش نیاید و برخی از آن گلایه داشته باشند اما در هر صورت به نظر این یک ایده برای کاهش و کنترل ریسک و به گردش افتادن جریان بیشتر پول در سایر نمادها بوده (درست یا غلط گذر زمان مشخص می کند )
منتها همین ایده نیز در بدترین زمان و بدترین شکل خود اجرا شد و حالا به چماقی روی سر بازار تبدیل شده است در مجموع به نظر اگر فضا به همین شکل پیش برود و ریسکهای سیاسی به شکل ادامهداری وجود داشته باشد به نظر بد نیست که سازمان کمی در این تصمیم برای صندوقهای اهرمی تجدید نظر کند اما احتمالاً با بهبود اوضاع این موضوع نیز با گذر زمان کم کم حل خواهد شد و به نظر آن نتیجهای که سازمان به دنبالش است که جریان پول بیشتری در سایر سهمها به گردش در بیاید تا حدودی محقق شود که هر دوی این مسائل مستلزم بهبود اوضاع و تغییر جریانهای خبری است…
به نظر در مورد این موضوع طی این دو روز زیاد صحبت شد و بهتر است باقی به زمان سپرده شود و البته بازهم معتقدیم گره زدن کلیت بازار به این جریان از اساس اشنباه است و امروز همین جوجه اردک زشت یعنی خودرو نشان داداز چندین صندوق اهرمی از بعد روانی اثرگذاری قوی تری دارد !! چه بخواهیم چه نخواهیم …
بتا سهم
معاملات خودرو و صف شدن/معاملات خودرو و صف شدن/معاملات خودرو و صف شدن/معاملات خودرو و صف شدن/معاملات خودرو و صف شدن/معاملات خودرو و صف شدن/معاملات خودرو و صف شدن/معاملات خودرو و صف شدن











