در امتداد خوش بینی !
بازار روزهای خوبی را دارد و به نظر فضای کاهش ریسک فضای جالبی را برای بازار رقم زده است .به نظر جریان پول با خوش بینی به فضای فعلی نگاه میکند و البته بخشی از خریدهای بازار امروز بیشتر توسط حقوقی ها و صندوق هایی بود که کمی در فضای متعادل شده به خرید ها در بازار امیدوار شدند ولی درهرصورت آن هیجان دیروز نبود و نزدیک شدن به آخر هفته و رویدادهای سیاسی و ترس از غافلگیری های ترامپ در سفر به عربستان و خاورمیانه کمی جریان پول را مردد کرده بود البته دلایل دیگری هم وجود دارد که امروز صحبت خواهیم کرد …
امروز بازار را در حالی آغاز کردیم که دو موضوع قبل از آغاز بازار بیش از همه به چشم میآمد اولی زمزمه عرضه جدی در بازار بود که از بعد از پایان بازار دیروز مطرح میشدو دومی صحبتهای مستر ترامپ بود که واقعاً همه جوره تا به اینجا ، پای کار بازار ایستاده و شاید اگر مستر پزشکیان به تالار نیامد ، او از راه دور هوای بورسیها را داشته و با حرفها بازار را هدایت میکند …
یکی دیروز مثالی میزد و میگفت ترامپ بعد از رفتن همتی جای او را گرفته و نگذاشت جای خالی همتی خیلی احساس شود و دائم هر بار بازار با تردید ،نیاز به انرژی بیشتری داشت، با صحبتهای انگیزشی خوب تردیدها را برطرف و او را برای روزی دیگر شارژ میکرد به هر حال امروز بازار با این دو رویداد آغاز شد و البته از شکل و شمایل بازار دیروز تا حدودی مشخص بود که عرضه های نسبی را در بازار داریم روزهای گذشته نیز بیان کردیم که هیجان افزایشی بازار ممکن است دو روز طول بکشد و بعد از آن بازار دوباره با فضای نرمال و منطقی پیش میرود و دقیقاً این اتفاق را شاهد هستیم و حالا بازار با شرایط و فضای منطقیتری در روزهای آتی مواجه است و البته این را هم در نظر داشته باشید که روزهای پیش رو روزهای پرخبری از جنس سیاست است…
اصل جنس ماجرای این روزهای بازار یعنی ترامپ راهی خاورمیانه شده و بعید است در لابلای صحبتهای خود به ایران اشاره نکند . به نظر بسیاری این سفر را سفری مهم و اثرگذار در سیاست خارجی میدانند برخی حتی معتقدند کلید توافق هستهای در این سفر به قفل اختلافات پایان داده و آن را باز میکند حتی برخی پا را فراتر گذاشته و میگویند این سفر زمینه سازی دیدار طرفین است که البته بعید است چنین چیزی رخ دهد اما در هر صورت بروز هر اتفاق و رویدادی محتمل است و دنیای سیاست دنیای ناممکنهاست که ممکن میشود …
دقیقاً با این حال و هوا بازار را آغاز کردیم و پیش بردیم و امیدواران و کسانی که در این چند روز از ترس یک یقه به یقه شدن سیاسی سهمی فروختند دوباره راهی بازار شده و چرخش و گردش جریان پول را شاهد بودند اما نکته و سوالی که اینجا مهم است این است که چرا همچنان معتقدیم جریانهای هیجانی پول اثرات دو روزه و طول موجهای کوتاه دارد و بعد از آن است که مسیر کمی آرامتر پیش خواهد رفت به نظر دلیل واضح و روشنی دارد و آن هم این است که هنوز جریان پول قوی راهی بازار نشده که بخواهد موجها را هدایت کرده و یکی پس از دیگری موج آفرینی کند ما هنوز در گیر و دار اثبات این هستیم که برخی از قدیمیهای خود بازار به بازار اعتقاد پیدا کنند ماجرای بیرون که بماند یعنی بازار سرمایه در شرایط فعلی با وجود تمام این اتفاقات هنوز در ذب بسیاری از جریان پول اهالی قدیمی خود درمانده که همچنان اعتقاد دارند توافقی در کار نیست و بازار نمیارزد …
تا وقتی در چنین فضایی قرار داریم ورود جریان پول به بازار سخت است و البته نمیگوییم پولی راهی بازار نمیشود خیر جریان پول به شکلی کاملاً آرام و قطره چکانی در بازار حضور دارد اما آن تحول و طول موج قوی را ایجاد نمیکند و تا وقتی این شرایط وجود دارد چند اتفاق را در بازار شاهد هستیم اول آن است که طول موجها یا بهتر بگوییم طول موجهای هیجانی صعود شبیه بازار دیروز و امروز کوتاه میشود
نکته بعد این است که جریان پول به واسطه محدود بودن بین صنایع مختلف میچرخد و بازی میکند و نکته سوم که تلخترین بخش ماجراست این است که با کوچکترین خبر منفی این جریان پول به فکر سیو سود افتاده و فروشنده بازار میشود چند بار قبلتر نوشتیم یکی از مهمترین خاصیتهای جریان پول این چنینی این است که بسیار محافظهکار و با احتیاط پیش میرود و با کوچکترین خبری سعی میکند رفتار محافظهکارانه پیش بگیرد که مثلاً اگر همین فردا بازار در آستانه سفر جدید ترامپ و یا خبرهای آن و یا مذاکرات پیش رو دوباره دست نگه داشت و محافظه کارانه پیشرفت و فروشنده بازار شد نباید تعجب کرد این خاصیت رفتار اوست …
یک نکته دیگر را نیز در مورد جریان عرضه حقوقیها در بازار بیان کنیم که بسیاری یکی از مهم ترین دلایل مشکل بازار را این عرضه ها میدانند …
دوستان دیروز مکرراً این موضوع را تذکر میدادند که چرا باید کسانی که ریسک مذاکرات را نپذیرفتند و فروشنده بازار بودند درست روز بعد از تعیین تکلیف شدن کاهش ریسک با سیراب شدن صف ها و عرضه آنها توسط حقوقیها مزد ریسک خود را گرفته و فقط ۳ تا ۵ درصد صرف ریسک برای این رفتار خود داشته باشند ببینید معتقدیم این اعداد قاعدتاً بالاتر است و اکثر این افراد نمیتوانند آن میزان سهمی که فروختهاند را در مقطع برگشت در بازار خرید کنند و آن سهم مورد نظر و دلخواه را نیز نمیتوانند بخرند و پشت در بسته میخورند
اما به هر حال این موضوع تا حدودی درست است و به رفتار عرضه حقوقیها باز میگردد یک بار قبلتر در مورد موضوع عرضه سهام توسط حقوقی ها صحبت کردیم قطعاً هر کسی در فروش سهم خود مختار است اما نمیشود حقوقی از حماقت و نادانی مدیران خود حرفی نزند یا در بین تمام کلاس داراییها چشمش را روی همه جور دارایی ببندد و به وقت پول نیازی سراغ بازار سهام بیاید…
از دید ما عرضهها در بازار از سمت حقوقیها دو بخش و دو دسته دارد
معتقدیم دسته اول عرضههایشان عرضههای مفیدی برای بازار خواهد بود که شامل طیف وسیعی از حقوقیها هستند که پولی از بازار خارج نمیکنند و در بازار به جریان چرخش پول میپردازند شناسایی سود میکنند، بخشی از صندوقهای اهرمی و صندوقهای سهامی که صدور زده و پول بازار را دوباره در خود بازار میچرخانند و صندوقهای تثبیت و توسعه که همیشه پای کار بازار هستند از دید ما در این دسته هستند و عرضه این سه دسته در هر مقطع روند نگران کننده ای نیست چرا که به هر حال در روزی که صف فروش هستم پای کار بازار هستند و نمونه کار آنها همین دو روز اخیر بود که اگر بحثهای انتشار اطلاعات نبود ریز و جزئیات را بیان میکردیم که چطور بسیاری از حقوقیها جانانه پای کار خرید سهمها بودند…
اما حرفمان دسته دوم است که صفوف خرید را فرصتی برای خالی کردن سهم و خروج پول از بازار میدانند
تعداد این حقوقیها نیز خیلی زیاد نیست و عمدتاً نهادهای دولتی و شبه دولتی هستند که با وجود داشتن انواع و اقسام داراییها چشم به این بازار برای عرضه دارند چرا که مدیر بالا دست آن فهم و درکی از بازار سرمایه ندارد و ۵۰ سال مغز پوک و زنگ زده او روی بازار ملک و مزخرفات و خزعبلات این چنینی چرخیده است که حاضر نیست آن دارایی و یا سایر داراییها از سپرده گرفته تا صندوق طلا را تبدیل کند و اولین گزینه برای جبران کسری بودجه ها و ناترازی ها و بهتر بگوییم حماقتها و نادانیها عرضه سهم در بازار سرمایه است به جد معتقدیم این دسته از حقوقیها جایشان در بازار نیست یا حداقل لیافت حضور در تابلو را ندارند…
آنها فقط خون بازار را میمکند و منفعتی برای بازار نداشته … به وقت غذا که میشود با شکمهایی جلو آمده ورم کرده و مغزهای کوچک سر سفره اولین نفر نشسته و حاضر میشوند و به وقت کمک که میشود خود را به خواب زدند و از عوارض پیری و کمردرد حرف میزنند …
معتقدیم با دست فرمان قبلی نمیتوان این حقوقیها را مدیریت کرد اما چاره کار کجاست ؟!
یک پیشنهاد شفاف و روشن داریم و آن هم این است که در برخی روزها اجازه داده شود بیان شود که چه حقوقیهایی در سمت فروش حاضر میشوند و حرکت میکنند اتفاقا بیان آن ممکن است نکات مهم و تاثیرگذاری را داشته باشد و باز تاکید میکنیم میدانیم این موضوع چالشهای اساسی و جدی را دارد اما شاید مطالبه عمومی از این نهادها باعث تغییر رفتار آنها در بازار شود و حتی فشار روی حقوقی های خوش نام بازار را هم کم کند …
غیرازاین باشد ما باید با این موضوع مواجه باشیم که با اولین خبر خوب از توافق دست بیقرار و مغز خلاص آنها به کار بیفتد و شروع به فروش در بازار نمایند. البته که معتقدیم آقای بازار از روی تمام آنها رد خواهد شد اما برای بازار نوپا و تازه حرکت کرده و جان گرفته ما چنین حرکاتی عجیب و غیرمنتظره خواهد بود… بگذریم بهتر است رفتار عرضه در بازار را طی این روزها بیشتر زیر نظر گرفته و بیشتر دنبال کنیم و باز هم تاکید میکنیم حق هر کسی فروش سهم است اما بپذیرید که اینجا هم بازار سرمایه است و قواعد و قوانین خاص خود را دارد…
و اما در بخش پایانی امروز به سه موضوعی که این روزها موضوع روز بازار است اشاره خواهیم کرد البته قصد داشتیم به دلیل تماسها و پیامهای مکرر دوباره در مورد صندوقهای اهرمی صحبت کنیم اما ترجیح دادیم که کمی فضا از این شرایط خارج شود و دوباره سراغ آنها برویم …
امروز در مورد سه موضوع مهم بازار صحبت خواهیم کرد که میتواند فضای روزها و هفتههای آتی را با خود درگیر سازد موضوع اول همان ادامه بحث دیروز است که اگر قرار بر تحولات به مانند برجام شبیه قبل باشد توافق پیش رو چه اثری روی بازار خواهد داشت و دوباره این ترس مطرح میشود که نکند روز بعد از توافق بازار وارد فاز عرضه سنگین و فشار فروش گردد
دیروز در مورد موضوع ارز مطالبی را نوشتیم به نظر همچنان روی همان بحث هستیم که یک توافق میتواند فضای نرخ ارز را تا حدودی در محدوده فعلی نگاه داشته و از نوسانات عجیب آن جلوگیری کند و همگام با تورم پیش ببرد
همین حالا نیز به خوبی میبینید که چطور نرخ ارز در محدوده ۸۲ ۸۳ چسبندگی پیدا کرده و به این راحتیها کاهش پیدا نمیکند اگر به خاطر داشته باشید در اوج جریان توافق و این موارد نوشتیم که ارزش اقتصادی دلار بر طبق برآورد بسیاری حوالی همین اعداد است پس در شرایطی که نرخ ارز قرار نیست نوسان عجیبی کند دلخوشی بازار به چه مواردی خواهد بود به نظر اولین و مهمترین موضوع این است که جذابیت بازارهای رقیب از بین رفته و جریان پول از بازارهای سفته بازی راهی بازار سرمایه شود
این موضوع مسبوق به سابقه بوده و اتفاق عجیبی برای بازار نیست اما اقدماتی را میطلبد که در حال حاضر به نظر کمی به آن رسیدن سخت است با این حال یک راه رونق بازار سرمایه این است که جریان پول راهی بازار شود اما این موضوع هم تنها در صورتی ادامه خواهد داشت که جریان ارزندگی و روند رشد سودآوری و فضای رشد فروشها ادامه داشته باشد که در فضایی که تورم در آن چشم اندازی ندارد این موضوع کمی سخت است و باید با صادرات و کاهش هزینهها و افزایش بهرهوری جبران شود
اما همه این ماجراها یک طرف از آنچه به عنوان کلید حرکت بازار بعد از توافق یاد میشود چیزی جز افزایش پی بهای و کاهش نرخ بهره نیست اتفاقی که دقیقاً در سری قبل برجام رخ نداد و ریزش بازار را رقم زد و از سوی دیگر این بار نیز با مطرح شدن برخی تفکرات وزیر پیشنهادی این نگرانی وجود دارد که دوباره تکرار شود…
منطقیترین سناریو ممکن این است که
با توافق روند فروش نفت ، درآمدهای دولت منطقی شده چاپ پول متوقف شود نرخ دلار به شکل محدود حرکت میکند و مجموع این اتفاقات باعث کاهش تورم خواهد شد که در دوره بعد از برجام هم رخ داد اما ماجرا به همین جا ختم نمیشود همه از کاهش تورم خوشحالیم اما بازار سرمایه در یک صورت از این موضوع سود خواهد برد و آن هم زمانی است که همزمان با کاهش تورم کاهش نرخ بهره نیز اتفاق افتاده و شاهد کاهش نرخهای سود و کاهش نرخ اخزا و صندوقها و خلاصه همه جور نرخهای فعلی سود باشیم
درست در این شرایط است که بازار پی بهای گرفته و اتفاقاً جذابیت ویژه و جالبی را پیدا میکند به عنوان مثال فرض کنید تورم اگر به زیر ۱۰ درصد برسد و نرخ اوراق در یک فضای رویایی کمی بالاتر از تورم باشد پی به ایهای دو برابر جریان فعلی قابلیت حضور در بازار و نرخ خوردن را دارد که اعداد بالایی برای شرکتها و قیمتها میشود
این یکی از مهمترین جذابیتهای بازار بعد از توافق است و درست برعکس آن اگر رخ دهد دولت از ابزار نرخ بهره به عنوان ابزاری برای نهیب زدن به پول و کنترل تورم و کاهش گردش پول استفاده کند آن موقع ممکن است فضا کمی دشوار شود . پس نشان میدهد شرایط سختی را داریم و اهمیت انتخاب وزیر جدید و دیدگاههای آن چقدر میتواند مهم و حیاتی باشد البته این سکه یک روی دیگر هم دارد که عدم توافق است که به نظر بهتر است فعلاً در مورد آن صحبت نکنیم چرا که در فضایی قرار میگیریم که همه چیز به هم میریزد و میچرخد و به نظر در این فضا اهالی بازار سرمایه دوباره از بازدهی بقیه بازارها عقب خواهند ماند…
اما موضوع آخری که این روزها دوباره نقل بورسیها و رویاپردازی آنها شده است بحث حذف صفر از پول ملی است
یکی صحبت از حذف چهار صفر و پنج صفر و خلاصه اعداد بالاتر میکند اما به هر حال ماجرا از صحبتهای رئیس کل بانک مرکزی آغاز شد که این موضوع را مطرح کرد که قرار است به زودی اجرایی شود این طرف هم در بازار بلافاصله برخی برطبل این کوبیدند که بله اگر این اتفاق رخ دهد تکلیف قیمت سهمها که انقدر ارزان است چه میشود قاعدتاً ما یک اثر روانی ناشی از این تصمیم را در بازار خواهیم داشت و بر هیچکس پوشیده نیست که این اثر روانی منجر به رشد قیمتها در بازار میشود
اما وقتی این رشد بدون پشتوانه بنیادی و جریان سود باشد ماندگار نخواهد بود و نکته دیگر این مولفه شاید از بعد روانی مولفه تاثیرگذاری در جو روانی ذهن برخی از افراد باشد اما از بعد عملیاتی نمیتواند آنچنان تاثیرات قوی را بگذارد و در نهایت در بخش سوم و نکته آخر…از این خواب و خیالها و اتفاقات و برنامهها بانک مرکزی زیاد داشته به نظر بهتر است با این دست فرمان و این موج خبری در بازار خرید و فروش نکنید نمیگوییم این برنامه اجرا نمیشود خیر ممکن است اجرا شود اما معتقدیم زمان و نحوه و شرایط آن آنقدر سخت و پیچیده است که گره زدن عوالم و حال و روز بازار به این خبر موضوع اشتباهی خواهد بود…
بتا سهم
آخر هفته و رویدادهای سیاسی/آخر هفته و رویدادهای سیاسی/آخر هفته و رویدادهای سیاسی/آخر هفته و رویدادهای سیاسی/آخر هفته و رویدادهای سیاسی/آخر هفته و رویدادهای سیاسی











