تردید و ترس از روند !
بازار امروز هم چهره های خوشحال داشت و هم ناراحت … خوشحالانی که خوشحال و شادمان بودند که نخریدند و فعلا نظاره گر بودن برای آنها دلچسب تر بوده و بی تعارف از ریزش بازار بیشتر لذت می بردند و ناراحت ها و مرددینی که فکر میکردند امروز حداقل منفی به مثبت را داشته باشند ولی نشد . حقیقت امر دیروز در چشم انداز بازار روی ۳ سناریو برای بازار امروز صحبت کردیم ۲ سناریو اول خوش بینانه بود که بازار منفی اغاز کند و بهتر شود ولی سناریو سوم بدبینانه بود که منفی اغاز کند تلاش هایی بشود و دوباره صف فروش شود که فکر میکنیم سناریو سوم رخ داد و از انچه فکر میکردیم شدید ترو عمیق تر شد حالا ما ماندیم و فردا … چهارشنبه ای که حال بازار نباید قاعدتا مثل امروز باشد ولی تکرار این صفوف فروش پیام خوبی برای بازار نیست …
امروز بازار را در حالی آغاز کردیم که رنجهای منفی دیروز در نیمه دوم بازار کار را برای بازار امروز تا حدودی روشن و البته تلخ و سخت کرده بود با توجه به قیمتهای پایانی و قیمت آخرین معامله دیروز طبیعی بود که بازار امروز منفی آغاز کند منفی که بسیاری چه دیروز و چه امروز آن را ناشی از بروز سه خبر در صحنه فعلی بازار میدانند خبر و رویداد اول موضوع سیاسی است که دوباره فضا سخت شده و دوباره اظهار نظرها تندتر شده است
حضور وزیر خارجه آمریکا در اسرائیل و سپس سفر نتانیاهو به آمریکا و مواردی از این دست و همچنین تهدید اروپاییها نکاتی است که باعث شد دیروز بازار فاز منفی بردارد و به امروز هم سرایت کند اتفاق و رویداد دوم و سوم که منفی بازار فردا را رقم زدند چیزی در هم تنیده و متصل به هم است دلیل دوم برای منفی شدن بحثهای تکنیکالی و احتیاط فعالان بازار است که در کنار آن و در بحث سوم میتوان گفت که در سود بودن برخی سهامداران تمایل آنها به فروش را بیشتر کرد درست شبیه آدمی که در ابتدای کار به چیزی میرسد و با احتیاط با آن برخورد میکند بازار پس از مدتها یک دور مثبت را ثبت کرد و با احتیاط تمام به آن توجه دارد و سعی میکند سود فعلی را حفظ کند .
این موارد در کنار هم باعث شد دیروز و امروز جو نسبتا منفی را در اکثر سهمها و بزرگان شاهد باشیم اما یک سوال مهم این میان وجود دارد و آن هم این است که منفی فعلی از چه جنسی است و چه عرض و طولی میتواند داشته باشد. یک اصلاح و استراحت موقت است یا روند رشد کوتاه ایجاد شده تمام شد و دوباره برگشتیم به تنظیمات کارخانه …
بسیاری بر این عقیدهاند با توجه به جریان فروش و سودآوری و با توجه به حمایتهای نسبی که امروز هم در نیمه اول شاهد آن بودیم افت آنچنانی را نمیتوان در بازار شاهد بود و شاید بازار کمی پایینتر دوباره با تقاضای جدی مواجه باشد البته این موضوع را در نظر بگیرید که تحولات سیاسی میتواند بازار را همچنان به پایین هول بدهد ولی بدون آن و با فضای فعلی بازار خیلی جای افت آنچنانی باقی نمیگذارد یعنی قیمت ها کمی کمتر تقاضای خوبی را احتمالا خواهند داشت .
و از سوی دیگر وقتی بازار خیلی پایینی نداشته باشد اقدام به کاری میکند به نام کف سازی یعنی بازار تا حدودی خیالش راحت میشود که این نقاط نقاط حداقلی است و خیلی فاز اصلاح پیش روی بازار نخواهد بود که جمع شدن برخی صفوف فروش و بهبود نسبی بازار ناشی از همین امر است .
و اما میرسیم به تیتر دیروز گزارش که مورد سوال اکثر افراد در بازار بود
آنها از خود میپرسیدند آیا تحولاتی که شاهدش هستیم توقف روند کوتاه مدت ایجاد شده است و یا یک تامل و استراحت در مسیر فعلی بازار اینکه ما روند ادامهداری در فروش داریم یک بحث است و یا قرار است اصلاح شویم بحث دیگر و تا حدودی میتوان اذعان داشت که تحولات سیاسی این موضوع را در بر میگیرد و مشخص میکند برخی عزیزان هم دیروز این انتقاد را به ما داشتند که چرا به ماشه این حجم اهمیت میدهید و آن را بزرگ میکنید این هم خبری مثل خبرهای دیگر است شاید صحبت این دوستان درست باشد
اما معتقدیم که ماشه نه به عنوان یک بحث از تحریم که به عنوان یک ابزار مجوزی برای جنگ نگاه میشود ما برای این عقیدهایم (ممکن است غلط باشد ) که مدتهاست که بازار ریسک تحولات و تحریمهای اقتصادی را به جان خریده و آن را در تابلو لحاظ کرده است آنچه بازار هنوز از آن واهمه دارد جنگ است بسیاری بر این عقیدهاند فعال شدن مکانیزم ماشه فعال شدن دوباره ریسک جنگ و فشار ناشی از این موضوع است و از همین روست که بسیاری فعال شدن این مکانیسم با افزایش ریسک برای جنگ یکی میدانند و احتمالاً هر خبر و رویدادی در این بازی ممکن است شرطی شدن بازار را به همراه داشته باشد و او را در مسیر متفاوتی قرار دهد …
برخی هم بر این عقیدهاند که بهتر است رفتار جریان پول را به عنوان عاملی مهم برای پیشبرد سناریوها در بازار در نظر گرفت
جریان پولی که فعلاً مسیر خوبی را طی کرده و امیدواریها به بهبود بازار در آن به چشم میخورد اما یک موضوع مهم وجود دارد و آن هم این است که رد پای جریان پول هوشمند و قوی تا روز ها قابل شناسایی و ردیابی نیست و از همین رو تکیه بر این موضوع به خصوص، نمیتواند عاملی برای تصمیم گیری در بازار شود و اینجاست که همان خطکش سه گانه دیروز یعنی آنچه در مورد سیاست مطرح میشود و گزارشها به ما چه میگویند در کنار ابزار تکنیکال آلارمهای خوبی را برای ماندن یا رفتن در بازار خواهد داد …
یک موضوع دیگر رو هم بیان کنیم که دیروز بسیاری از عزیزان آن را به عنوان یک اشتباه ما تذکر میدادند و آن هم اینکه چرا تکنیکال را وارد بحث فعلی کردهایم
تکنیکال یک بررسی پسا رویداد است که رفتار و تنظیم خرید و فروشها با آن نمیتواند استراتژی پولهای بزرگ شود حتماً حرف بسیاری از عزیزان درست است ما هم از همان ابتدای حضور در بازار با این چالش نمودار و تکنیکال مواجه بودیم اما عزیزان شما نمیتوانید برخی واقعیتهای فعلی بازار را در نظر نگیرید مثلاً اینکه خودرو چرا باید لیدر باشد یا چرا اهرمیها مهم هستند آیا سوالات این چنینی و یا اصلاً چرا باید به سیاست اینقدر وزن بدهیم …
پاسخ به این سوالات دقیقاً شبیه همین است که چرا باید به تکنیکال وزن بدهیم وقتی طیف وسیعی از افراد در بازار این موضوع را دنبال میکنند و از آن تبعیت میکنند کم کم رفتار آنها تبدیل به الگو خواهد شد و اصلاً منطبق بر همان میشود
و بارها و بارها به این موضوع رسیدهایم و شاید ما هم مثل بسیاری معتقد باشیم تکنیکال تنها ابزار برای بازار نیست اما قطعاً باید از آن کمک گرفت و به آن اهمیت داد در ثانی در فضای تاریک و معلق فعلی هر چیزی که بتواند نقش یک نور و چراغ را در مسیر فعلی ایفا کند برای ما مهم و با اهمیت خواهد بود
پس بهتر است در مقابل این موارد مقاومت نکنید و به شرایط و تحولات با ذهنی بازتر نگاه کنید و یک نکته را در ذهن داشته باشید هدف کسب سود است حالا ابزار آن یکی ممکن است با تکنیکال و یکی دیگر با شرایط بنیادی باشد ما معتقدیم نباید و نمیتوانیم اصلاً چنین ابزاری را کنار بگذاریم و به آن توجه نکنیم این در پاسخ به کسانی بود که طی این چند روز مدام انتقاد میکردند که چرا مثلاً پیش پای شاخص اعداد خودساخته قرار میدهید و آن را بزرگ میکنید …
و اما حرف آخر که باز توضیح یک رویداد و اتفاقیست که مدتها قبل در مورد آن صحبت کرده بودیم و آن هم بحث نرخ ارز است
اما قبل از آن یک نکته را بیان کنیم به خاطر داشته باشید مدتها قبل این موضوع را بیان کردیم که حاکمیت باید تکلیف خود را با بزنگاههای حساس و مهم کشور روشن کند بزنگاههای نظیر توافق سیاسی و جریان هستهای و تعامل با دنیا ، ناترازیهای مختلف انرژی ،کسری بودجه ،نحوه مقابله با بخش خصوصی، نرخ ارز و مواردی از این دست و چه عجیب که میبینیم هرچی جلوتر میرویم رفتار حاکمیت به جای تغییر در جهت مثبت غیر عقلاییتر و غیر عقلانیتر میشود و این جایی خود را بروز میدهد
یادتان نرود باز کردن فضای فرهنگی و کنسرت و این موارد شاید یک اثر رژ لبی روی لباس شما داشته باشد ولی انچه مهم است اقتصاد است و اقتصاد … این اصل را فراموش نکنید …
با این مقدمه سراغ نامهای میرویم که از سمت وزارت صمت به بانک مرکزی رفته و در مقدمه نامه ذکر شده است به واسطه اینکه شرکتها تمایلی برای عرضه ارز در سامانه بازار توافقی ندارند !!به واقع همین یک جمله به خوبی بیان کننده شکست سنگین سیاستهای ارزی دولت است که باعث شده شرایط به چنین وضعیتی در آید یعنی دولت با سرکوب ارز انگیزه عرضه ارز صادرکنندگان را با نرخ پایین گرفته و حالا با این واقعیت روبرو شده است که عرضه ارز در این سامانه کاهش یافته است یعنی اگر فردی با تحصیلات دیپلم را رئیس بانک مرکزی میگذاشتند این واقعیت را زودتر درک میکرد تا این عزیزان و صد البته که آنها نیز این موضوع را میدانند اما سفره شیرین رانت ارز آنقدر لذیذ و چرب و شیرین است که دل کندن از این سیاستها و این اتفاقات برای آنها ممکن نیست و شما ببینید کار چقدر عجیب و سخت و پیچیده است که فردی مثل مدنیزاده که تمام عمر در دانشگاه اصول و منطقهای این موضوع را زیر سوال برده حالا خود مجری این ماجراست !! یعنی تصور کنید فردی که هر روز در نفی شراب و شراب خواری منبر میرفته امروز ساقی است !!
به هر حال این اتفاق باعث شده است تا ما شاهد چرخش اندک دولت در حوزه سیاستهای ارزی باشیم و در اولین گام ارز صادراتی برخی شرکتهای کوچک که برآورد آن بین ۱۲ تا ۱۶ میلیارد دلار است به بازار ارز توافقی میرود که نرخ آن بین ۹۱ تا ۹۵ در نوسان است این موضوع و تغییر این سیاستها رفته رفته در بهبود حاشیه سود شرکتها موثر خواهد بود و ما احتمالاً آثار آن را در نیمه دوم سال به شکل واضح و روشن در بازار مشاهده خواهیم کرد.
البته هنوز گروههایی نظیر فلزات فولاد و پتروشیمی گوششان زیر دست بانک مرکزی پیچانده میشود و اجازه عرضه ارز را ندارند .
بیچاره سهامدار که اصول حاکمیت شرکتی را می شنودو این دوستان اصول آن را به کتف خود حساب کرده و بدون پروا ارز این شرکتها را به وارد کنندگان میدهند… قبلتر برای این کار بهانههایی نظیر انرژی ارزان و این خزعبلات ذهنی وجود داشت اما امروز نه گازی هست و نه برقی تازه اگر هم باشد با قیمت جهانی با شرکتها حساب میشود این زدن جیب شرکتها چیزی جز دزدی آشکار و پایمال کردن حق سهامداران نیست
در کتاب چرا ملتها شکست میخورند بخشی به این موضوع میپرداخت که یکی از دلایل بزرگ این شکست اهمیت ندادن و به رسمیت نشناختن مالکیت و حقوق مالکیت و سرمایهگذاری و سرمایهداری است حاکمیت شرکتی آمده است تا این حقوق را پیاده کند اما به شکلی ظاهری با آن برخورد میشود و تازه ایران خودرو که سعی میکند آن را پیاده کند همین دولت جلوی او میایستد و او را جریمه میکند و اینطور میشود که یکی از دلایل عقب افتادگی ملتها و اقتصادها از اقتصادهای بزرگ همین عدم به رسمیت شناختن حق و حقوق سهامدار و مالکیت آنهاست وقتی دزدی آشکار میشود وقتی دولت بیپروا به جیب سهامدار حمله میکند و سرمایهگذار و سهامدار را به نفع خود و عده ای خاص مجازات میکند چیزی جز خوار شدن و کاهش سرمایهگذاری نخواهد داشت و اینطور میشود که خروج سرمایه با سرعت پیش میرود و از سوی دیگر همین سرمایههای خرد مردم که باید صرف کارهای بزرگ شود به بازارهای دلالی نظیر سکه و ارز و کریپتو و هر آنچه که غیر مولد است سوق خواهد یافت این چرخه باطل و غلطی است که در حال طی شدن است و تنها چیزی که میتواند آن را از این وضعیت خارج کند اندکی عقلانیت و شجاعت است …
بتا سهم
رنجهای منفی/رنجهای منفی/رنجهای منفی/رنجهای منفی/رنجهای منفی/رنجهای منفی/رنجهای منفی/رنجهای منفی











