فشار دو لبه ! 

امروز بازار زیر فشار دو  لبه تردیدامیز خبرها  بود  یک لبه آن در نرخ  سود و لبه دیگر در تردیدهای سیاسی و مذاکرات و صد البته در سود بودن  بازار عاملی برای افزایش عرضه ها شد و شرایط را به سمت پر عرضه بودن  بازار سوق داد و تقریبا آن پیش بینی که میشد  بازار از فاز شیدایی خارج  شود کم کم  به وقوع می پیوندد …

امروز در حالی هفته را آغاز می‌کنیم که به روزهای پایانی بهار نزدیک می‌شویم و نفس یک بهار گرم و دلپذیر به شماره افتاده و وارد تابستانی داغ و پر حادثه می‌شویم در این بهار همه چیز داشتیم عید موشکی، جنگ، آتش بس و در نهایت توافقی که مدت‌ها همه دنبالش بودند و آنچه بیش از همه به چشم می‌آمد این بود که یکی از شیرین‌ترین و قوی‌ترین بهارهای بازار سرمایه رقم خورد و شیرینی آن وقتی دوچندان می‌شد که بدانیم این شرایط در یک وضعیت پس از جنگ که هیچکس انتظارش را نداشت به وجود آمده است
و حالا با این شرایط با بازاری که بهاری شیرین را پشت سر گذاشته به استقبال تابستانی پر ابهام و پر خبر و پرحادثه می‌رویم…

البته بعید است به پرحادثگی بهار باشد اما به هر حال تابستان است و گرمای خبرها و رویدادها…

اما آنچه در حال حاضر برای همگان مهم است این است که با توجه به اتفاقات و تحولاتی که رخ داده چه چیزی در انتظار بازار است و ما آن را مشاهده خواهیم کرد برای این موضوع بهتر است کمی سراغ اتفاقات و رویدادها برویم و ببینیم چه چیزی طی این مدت رخ داده و چه چیزی در انتظار ماست … به خصوص با بازارامروز که بازهم پر عرضه و پر حجم ظاهر شد …

در این آخر هفته روزهای بسیار خاص و ساعات پرخبر و پرحادثه‌ای را داشتیم عصر چهارشنبه با خبرهای توافق امیدوار بودیم صبح پنجشنبه تمام اخبار همه دنیا از لحظه امضای ترامپ و پزشکیان در توافق اخیر پرده برمی‌داشت و در نهایت صبح جمعه هم دوباره تحولات لبنان و اسرائیل چالش بازار شده بود و این موضوع منجر شد تا حس بازار کمی از آن خوشحالی و خوشبینی توافق فروکش کند .

البته رویدادها و اخباری مبنی بر آتش بس حزب الله و اسرائیل هم شنیده می‌شد اما همچنان نگرانی همه نسبت به این موارد است و در سوی دیگر لغو مذاکرات روز جمعه و موکول شدن آن به روز دوشنبه خبر دیگری بود که کمی ذهن‌ها را از آن خوش‌بینی ایجاد شده دور می‌کرد . نشانه های این  خبرها را امروز به وضوح در چهره بازار میدیدیم .

اما برای اینکه نسبت به این موضوع و این فضا دید بهتری داشته باشید دو نکته بسیار مهم قابل بیان است نکته اول ما وارد یک دوره ۶۰ روزه پرتنش و پرفراز و نشیب شده‌ایم روزهای قبل توصیه کردیم و باز هم توصیه می‌کنیم حتماً روزشمار مذاکرات برجام و اتفاقات آن را دنبال کنید همین فراز و فرودها در آن مقطع نیز وجود داشت و این نشان می‌دهد فضای خوش‌بینی مفرط را باید کنار بگذاریم در این ۶۰ روز واقعیت طرفین رو می‌شود و کار به این سادگی و آسانی‌ها نیست

به نظر می‌رسد ما در این ۶۰ روز با ریسک‌های متعدد سیاسی مواجه ایم و اخبار متعدد آن برای بازار می‌تواند موج‌های مثبت و منفی را ایجاد کند و آن هم برای بازاری که رشد کرده و بازدهی خوبی داده حرکت روی لبه تیزی است که ممکن است هر طرف آن برای او برنده باشد
بازاری که افت و اصلاح داشت حالا به بازاری رسیده که بازدهی خوبی را داده و بسیاری از این خبرها را می‌توانند بهانه‌های فروش در بازار ایجاد نمایند پس در همین ابتدا درک کنید که ما یک ۶۰ روز بسیار پرچالش و پر مخاطره را داریم که هم می‌تواند خوب پیش برود و هم بد و یکی از نکات و نقاط مهم آن این است که بسیار غیرقابل پیش‌بینی پیش می‌رود…

اما نکته دوم که به نظر باید دیده شود و البته منتظر هستیم آثار آن را در اقتصاد شرایط شرکت‌ها ببینیم آثار اقتصادی این توافق و تفاهم است برداشته شدن تحریم‌ها رفع محاصره اقتصادی افزایش فروش نفت رشد درآمدهای دلاری بحث‌های مربوط به فروش پتروشیمی‌ها و رفع تحریم‌های بانکی و بیمه‌ای همه و همه از نکات مثبت این توافق و تفاهم به شمار می‌رود بر هیچکس پوشیده نیست که ما فضای تلخی را در سه ماه گذشته داشتیم و حالا فرصت نفس کشیدن به اقتصاد داده می‌شود این موضوع خود را در شرایط و گزارش شرکت‌ها باید نشان دهد و معتقدیم ماه خرداد که هیچ اما تیر باید فرصتی برای افزایش درآمد صادراتی و رشد درآمد شرکت‌ها باشد

پس این دو نکته را از دل آنچه تا به امروز گذشته باید در نظر داشت که نه خیلی بدبین باشیم و نه خوشبین نه این حجم فروش بی فکر منطقی است و نه هیجان های روزهای اخیر …

روزهای قبل نکاتی را مطرح می‌کردیم که به نظر تکرار آن در این روزها مهم است و آن هم این است که ما یک دوره بسیار خوب عالی را پشت سر گذاشتیم که بیس آن آرامش سیاسی بود که خود را در توافق اخیر نشان داد و دوره عجیب و بسیار مثبت و خاصی را رقم زد که ما از آن به عنوان دوره شیدایی بازار یاد می‌کنیم اما معتقدیم این دوره چه بخواهیم و چه نخواهیم به روزهای پایانی خود نزدیک می‌شود و از این به بعد برنامه و درایور بازار اتفاقات دیگری است

به این موضوع معتقدیم که ما از این پس در دنیای سیاست ممکن است با لگد پراکنی‌های مختلف مواجه باشیم یک روز مذاکرات مثبت پیش برود روز دیگر منفی و به طور کلی آن خوشبینی، آرام آرام از دل بازار تخلیه شود و جای خود را به واقع بینی بدهد وقتی بازار در چنین شرایطی قرار می‌گیرد کم کم فضای سیاست فروکش کرده و اصل و بنیاد شرکت‌ها رو می‌آیند و به نظر از این پس دو جریان ورود پول به بازار و تحولات کلان و همچنین شرایط بنیادی شرکت‌ها درایورها و بازیگران اصلی بازار خواهند شد البته بستر سیاست کماکان بستر مهم و اثرگذاری است اما در فضای فعلی این عوامل می‌توانند اثرات بالقوه و موثرتری در تابلوی بازار داشته باشند

در عین اینکه خبرهای سیاسی مهم است اخبار و تحولات کلان اقتصادی موثر است و موارد دیگر …

۳ ویژگی بسیار مهم در این دوره قرار دارد ویژگی و اتفاق اول این است که ما باید آنچه که گذشته را فراموش کنیم یعنی برای خود رفتار این چند روز و سرعت رشد بازار را مدل سازی نکنیم سرعت رشد بازار ممکن است برای دوره پیش رو محقق نشود حتی مدل رشد او در برخی سهم‌ها نیز تکرار نشود و به طور کلی معتقدیم باید آنچه گذشته را فراموش کنیم و یک اتفاق و مدل جدید پیدا کنیم

نکته و ویژگی دوم که از دید ما مهمترین بحث این ماجراست این است که فراموش کنید چه صنایعی لیدر بودند و شرایط خاصی داشتند به نظر به نقطه‌ای رسیده‌ایم که از صنعت محوری به سمت شرکت محوری باید حرکت کرد یعنی دیگر صنعت الف و ب به واسطه این صنعت بودن نمی‌تواند مورد توجه باشد باید گزینه‌های خاص در دل صنایع را بررسی کرد و یا بهتر و راحت‌تر بخواهیم بگوییم بازی بازی تک سهم ها خواهد بود

ممکن است کلیت بازار در مدت زمان دو ماه درجا بزند و بازدهی و میانگین رشد خاصی نداشته باشد اما برخی تک‌سهم‌ها به واسطه اتفاقات و رویدادهای خوب بازدهی خوبی بدهند پس این ویژگی را فراموش نکنید هیچکس به شما نمی‌گوید بازار منفی می‌شود یا افت دارد خیر بحث این است که در هر صنعت و هر شکلی از بازار ممکن است سهم‌هایی وجود داشته باشند که در عین رکود و حتی کاهش بقیه مثبت پیش بروند پس باید به دنبال کار این گزینه‌ها در بازار بود

نکته بعد این است که یک اصل برای خود داشته باشید و آن هم این است که قیمت‌های فعلی روی تابلو باید توجیه کننده جریان بنیادی شرکت باشد بی تعارف اگر جایی فضای بنیادی شرکت با قیمت همخوانی ندارد صرفاً به واسطه ورود جریان پول همراه این سهم‌ها نشوید معتقدیم این دوره پسا شیدایی بازار دوره‌ای نیست که بتوان به جریان پول به عنوان یک بازیگر قوی و به تنهایی نگاه کرد

خیلی دوست داریم بگوییم و بنویسیم که جریان پول می‌تواند همه این معادلات را تغییر دهد اما فضای بازار هنوز به آن نقطه نرسیده و وقتی چنین تردیدی وجود دارد قطعاً اگر گزینه‌ای ولو خدای بازار که طی این مدت بازدهی قوی داده نتواند شرایط را توجیه کند ممکن است شما را معطل نگه دارد

اشتباه بسیاری از بازیگران بازار طلا را نکنید آنها که غرق در تفکرات و معادلات خود شدند و طی این چند ماه هم بازدهی اوراق را از دست دادند و هم بازدهی سهام را … هنر معامله‌گر موفق حرکت در همین فرایندهاست که به موقع بتواند فرمان را بچرخاند و گزینه درست را انتخاب کند سوار شدن بر تورم و طلا را همه بلد بودند و به نظر خیلی این عزیزان هنری نکردند هنر آنها سواری بر اسب چموش سیاست بود که حالا به هر حال این اسب رام شده ولی دقیقاً همین مدل در بازار ممکن است تکرار شود مهمترین توصیه و جمع‌بندی ما از فضای فعلی بازار امروز و روزهای آتی این است که سراغ هر سهمی نباید رفت و با دقت باید سهم‌ها و گزینه‌های پیش رو را دنبال کرد

قبل‌تر هم نوشتیم که یکی از مهم‌ترین ابزار این جریان گزارش‌های پیش روست که ما در ۱۲ ماهه‌ها اکثر آنها را دریافت کردیم و حالا منتظر گزارش‌های ماهانه برگزاری مجامع شرکت‌ها گزارش‌های میان دوره‌ای و سپس گزارش‌های ماهانه تیر خواهیم بود اگر اوضاع سیاسی آرام باشد شک نکنید می‌شود همچنان با گزینه‌های خوب و قوی در بازار بازدهی این مدت را کسب کرد

پس حرف کسانی که بیان می‌کنند آقا بازار ال شده و بل شده و سرعت رشد زیاد شده را فراموش کنید در دل همین بازار هم می‌شود گزینه‌های خوب و قوی با بازدهی خوب را شناسایی و پیدا کرد
فقط و فقط در جمع‌بندی بخش اول و با توجه به فضای این روزهای بازار این نکته را بگوییم که به دنیای سیاست خوشبین نباشیم تحولات بنیادی را دنبال کنیم و با احتیاط در این مدت گام برداریم و همچنان به نظر در بازار بودن و حرکت بر مدار گزینه درست انتخاب کردن می‌تواند بازدهی خوبی به شما بدهد..

و اما سراغ بخش دوم برویم

بازاری که قد می‌کشد و قدش بلند می‌شود در معرض تیرهای هوایی قرار می‌گیرد که از پس و پیش او عبور می‌کند تا وقتی بازار در شرایط منفی و بد بود نه خبرهای منفی سیاسی خیلی او را آزار می‌داد و نه تحولات اقتصادی اما وقتی رشد می‌کند بهانه برای شناسایی سود و فروش زیاد می‌شود برخی گالیورگونه هم مدام غر می‌زنند که بازار نمی‌ارزد که البته در مورد این دوستان در روزهای آتی مفصل صحبت خواهیم کرد اما بحث ما امروز در مورد خبری است که بسیاری از فعالان را نگران کرده و آن هم خبر نرخ بهره است هرچند امروز بانک مرکزی تکذیب کرده ولی میتوان در مورد این موضوع بیشتر صحبت کرد  …

نرخ بهره از آن دسته از عوامل واقعی اثرگذار در بازار است.

امروز شما اثر آن را در امریکا اروپا و همه جای دنیا در اقتصاد و در بازارهای سرمایه می‌بینید یک سخنرانی و چشم انداز از نرخ بهره می‌تواند بازارها را جابجا کند در ایران همین موضوع با اثر حساسیت کمتر وجود دارد اخیراً خبری منتشر شده که نرخ بهره و سود در بانک مرکزی افزایش خواهد یافت و این موضوع نگرانی بسیاری را برانگیخته و البته خاطرات تلخ سال ۹۳ و ۹۴ را برای همه تداعی کرد

سالی که برجام امضا شد و دولت برای خفه کردن تورم نرخ بهره را بالای ۲۷ نگه داشت در حالی که تورم کمتر از ۲۰ درصد بود و در نهایت به ۸ درصد هم رسید یعنی اگر بخواهیم تصور کنیم فرض کنید نرخ بهره فعلی ۹۰ درصد بوده است نرخ بهره عامل موثری در بازار است و قطعاً در مسیر بسیاری از سهم‌ها تعیین کننده خواهد بود اما خبر اخیر آن خبری نیست که بخواهد بازار را نگران کند چرا ؟! برای این حرف دلیل داریم…

نرخ سود یا نرخ بهره واقعی بازار در حال حاضر از حدود ۳۹ درصد تا ۴۱ درصد است .اگر همین را معیار قرار دهیم با این تغییر اعلام شده، نرخ سود افزایش پیدا نمی کند، بلکه واقعی تر می شود. اخیرا حتی دولت در حراج های اوراق نیز این سیاست واقعی کردن نرخ سود را دنبال کرد و حراج های اوراق در حال حاضر با نرخ واقعی انجام می شود. در کوتاه مدت ممکن است تغییر نرخ سود اسمی سپرده و تسهیلات، نرخ سود واقعی اوراق و بازار بدهی را تحت تاثیر قرار دهد و حتی کمی افزایش دهد اما در بلندمدت نرخ بهره تحت تاثیر سه عامل نرخ تورم، نرخ رشد اقتصادی و سیاست پولی و مالی است. لذا می توان به طور خلاصه گفت این تغییر تاثیر قابل توجه و پایدار بر نرخ بهره ندارد و نرخ بهره تحت تاثیر فاکتورهای دیگری که ذکر شد تغییر می کند.

در حال حاضر به دلیل سیاست انضباطی بانک مرکزی، اخذ تسهیلات با نرخ واقعی نیز چندان راحت نیست چه رسد به اخذ وام با نرخ اسمی ۲۴ درصدی. لذا حتی در روندهای تورمی، مردم و سرمایه داران چندان فرصت های تورمی را نداشتند. این وام می توانید با نرخ های واقعی تر شده در اختیار مردم قرار گیرد .

موضوع مهم دیگر تاثیر کسری بودجه ی دولت است

که می تواند نرخ بهره را تحت تاثیر قرار دهد. در حال حاضر با چشم انداز انتشار ۱۰۰۰ همتی اوراق دولتی (که در بودجه قانون شده است) نرخ سود اوراق دولتی حدود ۴۰ درصد است و اگر انتشار اوراق در همین حد باشد، تا انتهای سال می توان انتظار داشت چندان افزایش پیدا نکند. (بجز در مقاطعی مثلا تا ۴۲ یا ۴۳ برسد) اما نگاه واقعی به بودجه نشان می دهد که حتی با فرض صادرات نفت از تیرماه پس از رفع محاصره، کسری بودجه ای که باید از انتشار اوراق تامین شود، بیشتر باشد و به ۲۰۰۰ همت برسد. البته اگر دولت سهم ۲۰ درصدی صندوق توسعه را پرداخت نکند، این عدد به ۱۵۰۰ همت محدود می شود. در حالت ۱۵۰۰ همت نرخ سود اوراق دولتی تا ۴۵ درصد (به صورت میانگین) می تواند برسد و در حالت ۲۰۰۰ همت حتی کمی بالاتر را نیز می تواند ببیند.

از منظر بورس در حال حاضر و با نرخ سود بدون ریسک ۴۰ درصد است و پی بر ای آینده نگر براساس این نرخ قابل تخمین زدن است. در حال حاضر پی بر ای آینده نگر بورس با دلار ۱۴۷ هزار تومانی رسمی برای امسال ۵٫۵ واحد است. اگر دلار رسمی رشد کند و مثلا به ۱۶۰ برسد، پی بر ای آینده نگر حدود ۵ خواهد بود. تغییر نرخ سود سپرده و تسهیلات نرخ سود بدون ریسک در دسترس ۴۰ درصدی را تغییر نمی دهد لذا پی بر ای آینده نگر کماکان مثل گذشته می تواند باشد.

از نظر تحلیلی با این نرخ سود بدون ریسک ۴۰ درصدی، پی بر ای آینده نگر جذاب برای خرید ۴ واحد یا کمتر است با فرض نرخ رشد سودآوری تورمی و نه واقعی…

جمع‌بندی بحث بالا این است که بازار همین حالا این نرخ را در دست دارد و لحاظ می‌کند در واقع نرخ بهره افزایش پیدا نمی‌کند نرخی است که در شبکه بانکی واقعی‌تر می‌شود البته برای هیچکس پوشیده نیست که بخشی از جریان پول خرد جامعه به سمت شبکه بانکی گرایش پیدا خواهد کرد و به نظر اتفاقاً معتقدیم این کار بقیه بازارها را سخت خواهد کرد بازار سرمایه که مدام چوب نرخ بهره ۴۰ درصد را صبح و شب می‌خورد این مردم عادی و کوچه بازار هستند که این نرخ را با بازارهای نظیر خودرو و مسکن و طلا مقایسه می‌کنند پس خبر اخیر نمی‌تواند رویداد جدیدی برای بازار باشد که آن را تحت تاثیر قرار دهد

اما به هر حال یک نگاه منفی را نشان می‌دهد و آن هم این است که حاکمیت تصمیم بر انضباط مالی و کنترل تورم گرفته و این نمی‌تواند دیدگاه خوشایندی در مورد بازار سرمایه باشد و از همین روست که در بالا نوشتیم باید از این پس قیمت‌ها توجیه کننده شرایط بنیادی شرکت‌ها باشند سراغ هر پی به‌ای با هر قیمتی نباید رفت…

#گزارش_بازار

بتا سهم

تردیدهای سیاسی و مذاکرات/تردیدهای سیاسی و مذاکرات/تردیدهای سیاسی و مذاکرات/تردیدهای سیاسی و مذاکرات/تردیدهای سیاسی و مذاکرات/تردیدهای سیاسی و مذاکرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *