گزارش بازار امروز شنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۳

موشک های تلگرامی، تلفات بورسی !

فعلا برای اهالی بازار جنگ شده … منتهی شب ها در تلگرام و روزها در بازار سرمایه … موشک های تلگرامی که شبها پرتاب میشوند و صبح  صفحه بازار سرمایه را نشانه می رود … این حکایت این روزهای ماست. فعلا به جای اسمان ها سرمایه و دارایی بورسی ها کلیر شده … البته این را هم تاکید کنیم که این ریزش و افت ادامه جریان  بی اعتمادی های اقتصادی و تصمیمات عجیبی است که تکرار می شود.

اگر اندک امیدواری به بهبود و روزنه های امید به عقلانیت در دولت وجود داشت شاید این شدت منفی را نیز شاهد نبودیم ولی وقتی سهامدار می بیند در دوران عادی اتفاقی برای او رخ نمیدهد و کسی تصمیم  عاقلانه نمیگیرد و همه  فقط شعار میدهند در دوران  بحران  سریعتر دکمه خروج را می زند …

بازار امروز را در حالی آغاز کردیم که کار همه فعالان بازار شده شب‌ها چک کردن اخبار و دنبال کردن جنگ‌های تلگرامی و صبح از ترس سایه جنگ فروشنده بازار بودن! به واقع افراد نظامی و غیرنظامی و حتی بورسی که به این موضوع دامن می‌زنند و فضا را این چنین در محیط مجازی هر شب به سمت یک تقابل جنگ پیش می‌برند نمی‌دانند چه بار روانی سنگینی را به سیستم اقتصادی وارد می‌کنند و اثرات آن را البته طبق معمول مردم حس می‌کنند که هر روز همان دلار تلگرامی ،با جنگ‌های تلگرامی آنها رشد کرده و در سفره مردم موثر است …

حالا بازار سرمایه که هیچ  ! نزده به رقص جنگ می‌رقصد این داستان‌ها نیز باعث شده سایه جنگ بیشتر و ترس از تصمیمات و تردید در بازار قوی‌تر باشد . که نمونه آن را امروز به وضوح شاهد بودیم و فشار روانی و شعار این چند روز تعطیلی امروز روی سر سهامداران خالی شد . تو گویی موشک ها اینجا فرود می امدند .

البته شاید هر شب شایعه کلیر کردن آسمان و شلوغ کردن فضای مجازی یک استراتژی جنگی برای برخی باشد اما از این طرف  هر روز این بازار و اقتصاد است که خریدارانش کلیرتر از دیروز بوده و رفتارش متفاوت‌تر از قبل و ترس او را هدایت میکند . ای کاش حداقل شما که این موارد را استراتژی جنگی میدانید فکری هم به حال میدان های اقتصادی میکردید !!! … سایه جنگ چیزی است که این روزها روی سر نه تنها بازار سرمایه که اقتصاد کشور سایه انداخته و این موضوع در کوتاه مدت و میان مدت باعث بروز چالش‌های متفاوتی برای اقتصاد کشور می‌شود و امنیت سرمایه‌گذاری را به جد به چالش می‌کشد به طوری که همین حالا نیز شاهد هستیم که نزدیک به یک ماه از سال گذشته و هیچ حرف و بحث مفیدی جز اینجا را زدن و آنجا را نزدن پیش نیامده…

البته این اعلام اینکه هر روز می‌زنیم و بعد دوباره هیچ اتفاقی نمی‌شود کم کم اثرات منفی این رویداد را برای بازار کمرنگ‌تر می‌کند اما بازار را وارد یک فاز فرسایشی عجیب کرده که اولین نتیجه آن این است که اخبار مثبت تحت تاثیر این جریان اثرپذیری جدی و قوی خود را در بازار از دست داده و فرصت‌ها یکی پس از دیگری سپری می‌شود که نمونه این جریان را در این چند روز در بازار شاهد بودیم که با وجود خبرهای مثبت مثلاً از بازارهای جهانی و یا تسعیر ارز بانک‌ها موج مثبت خاصی در بازار ایجاد نشده است …

از این موارد بگذریم و سراغ تحولات بازار برویم که مطابق رسم ابتدای هفته با خبرهای مهم در طول هفته آغاز می‌کنیم که به نظر می‌رسد همچنان هر شب تحولات جنگ و زدن و نزدن‌ها مهم‌ترین رویداد سیاسی بازار است و البته در کنار آن فکر می‌کنیم این هفته تصمیمات و تحولات نرخ ارز تصمیمات مهم بانک مرکزی در حوزه دلار نیما خبر مهمی برای کل بازار باشد …

امروز که شوک بود و همه در بهت این شوک منفی بودند ولی در صورت ادامه چه می شود …  وقتی صحبت از فرسایشی شدن روند بازار و ادامه سایه ترس و جنگ صحبت می‌کنیم اتفاقاً نمونه آن را می‌توان امروز و احتمالا روزهای بعد به خوبی مشاهده کرد که شاید فردا شدت منفی بازار کمی کم شود ولی ان حس مثبت تا وقتی این سابه ترس هست وجود خواهد داشت … شما  ببنید بازارهای جهانی سقف یک ساله خود را پس گرفتند اما بازار بی‌تفاوت رفتار میکند در سوی دیگر وزیر اقتصاد از کاهش مالیات شرکت‌ها صحبت می‌کند و مهمتر از آن نوید تغییرات سیاست‌های ارزی را می‌دهد اما باز هم بازار هیچ توجه و اعتنایی ندارد و این‌ها همه از همان مصیبت سایه جنگ است که هر روز اثرات منفی آن برای بازار نمایان‌تر و بیشتر روشن می‌شود و ابعاد فاجعه ای که براقتصاد میگذرد شفاف تر …

البته تمام این موارد یعنی از خبرهای ارزی بگیر تا تحولات اقتصادی و جهانی و گزارش‌های پیش رو همه و همه فنر فعلی بازار را جمع‌تر کرده و به محض برداشته شدن ریسک‌های سیاسی می‌تواند اثرات قوی خود را در بازار بگذارد از همین روست که معتقدیم این موضوع اجتناب ناپذیر بود و به زودی شاهد آن خواهیم بود البته اگر اتفاق عجیبی رخ ندهد …

یک نکته در مورد واکنش ها و اتفاقات عرض کنیم … به نظر واکنش بازار طبیعی است و یا حداقل باید گفت غیرطبیعی نیست …  حداقل با جو سازی که این شب ها می شود نمی‌توان گفت رفتار بازار غیرطبیعی است خیر … اتفاقاً بازار و جریان سرمایه که همواره از او به مانند آهو یاد شده پاهای لرزان و دل ترسانی دارد که کوچک‌ترین رویداد او را فراری می‌دهد پس رفتار بازار نمی‌تواند اشتباه باشد و سایه جنگ و ترس از آن نیز چیز عجیب و دوری نیست.

اما یک نکته را در نظر بگیرید که این رویدادها برای بار چندم است که تکرار می‌شود و هر بار مدیریت شده و تمام دلخوشی و امیدواری همه ما همین است که این بار نیز فارغ از هیاهوی سیاسی و رویدادهای مختلف مدیریت شده و کار فیصله پیدا کند . یکی نوشته بود پیام ایران هم به امریکا همین بوده که ایران به آمریکا اطلاع داده که می‌خواهد از تشدید تنش جلوگیری کند و عجولانه عمل نخواهد کرد. ولی فعلا همه آنطرف قضیه را می بینند …

و برآیند تمام موارد بالا این می‌شود که گزینه‌های جذاب خرید در بازار کم نیست و جذابیت بازار افزایش چشمگیری داشته اما سایه ترس از جنگ و تحولات سیاسی فعلاً مانع از حرکت او شده است … تا دیروز جنگ ارزی و سیاست های فرزین و غیر فرزینی را داشتیم وامروز این ریسک هم به آن اضافه شده …

اما درمورد موضوع ارز در این بحبوحه بد نیست نکاتی را بیان کنیم …

در اخبار و گوشه کنار شنیده می شود تصمیماتی برای کاهش دامنه نوسان و افزایش حجم مبنا شنیده می شود .قبل از هرچیز به نظر میرسد کمی زودتر باید دست به چنین تصمیماتی میزدید ولی درگیر بحث دیگری بودند با این حال همیشه روی دستکاری این ابزارها حرف بوده و موافق نبودیم ولی در مقطع فعلی باید با توجه به فضای موجود بررسی و تصمیم گیری کرد .

در مورد حجم مبنا به نظر از روز اول میشد این سیاست را اجرا کرد و افزایش حجم مبنا را اجرا کرد .در هر صورت شاید افزایش حجم مبنا یک راهکار باشد تا سرعت تحولات و ریزش بازار را کمی کمتر کند و زمان بخرد تا تکلیف این جریان و اوضاع روشن شود ولی تغییر دامنه نوسان کار حساس و خاصی است  . شاید  به نظر بهتر باشد در دو مرحله این موضوع پیش برود ابتدا حجم مبناها بالا  برود و بعد دامنه نوسان محدود  شود .

محدودیت دامنه نوسان به ایجاد صف های فروش احتمالی منجر می شود که خود یک چالش جدید است ولی دقت کنید که بحران و چالش فعلی هم برای بازار اتفاق کوچکی نیست . شاید وقتی صرفا پای ریسک های سیاسی در میان است گرفتن چنین تصمیماتی بد هم نباشد ولی اگر دست پر هستید دست به این اقدام بزنید وگرنه با دست خالی و فقط حرف ره به جایی نمی برید و فضا بدتر می شود .

مشکل همه ما این است که نمیدانیم این وضعیت تا کی پیش می رود و بدترین حالت هم همین لنگ درهوا ماندن بازار است  …

و اما حرف آخر دوباره به موضوع نرخ ارز باز می‌گردیم که این روزها برخی از تغییر سیاست‌های ارزی صحبت می‌کنند که نشان می‌دهد چقدر آش این ماجرا شور شده . دیشب وزیر اقتصاد میگفت با پیشنهاد بانک مرکزی هفته گذشته در کمیسیون اقتصادی دولت آیین نامه رفع تعهد ارزی صادرکنندگان را اصلاح کردیم و احتمالا تا یک هفته الی ۱۰ روز  آینده در صحن هیأت وزیران به تصویب برسد. همچنین دولت برای اولین بار از ابزار امتیاز صادراتی استفاده می‌کند که باعث افزایش انگیزه برای تولید، صادرات و ارزآوری می‌شود. !!! این که این تغییر فاز چیست و چه اثری در بازار دارد باید صبر کرد ولی خوش بین هم نبود …

به نظر تغییر باید در چهره تصمیمات مشخص باشد … چند شب پیش رئیس کل بانک مرکزی صحبتی کرد که به واقع معتقدیم اگر مملکت ما قانون درستی داشت و همه چیز بر مبنای عقلانیت پیش می‌رفت بعد از صحبت‌های رئیس کل باید ایشان دستگیر و راهی زندان می‌شد چرا ؟! واضح و روشن بود بیش از ۶۰ میلیارد دلار منابع بی‌بدیل ارزی این کشور را صرف وارداتی کردند که هیچ اثری در تورم نداشته و نتایج تاسف بار آن جز در افزایش درآمد برخی رانتخواران و دلالان و افزایش شکاف طبقاتی هیچ چیز نداشته است

دو نکته در این سخنان بسیار عجیب و جالب بود نکته اول همین بود که به وضوح بیان شد که ما این همه ارز تخصیص دادیم با هدف کنترل تورم ؟!! نتیجه که همه می‌دانند چه اتفاقی رخ داده تقریباً قیمت همه کالاها نعل به نعل با نرخ دلار آزاد بالا و پایین می‌شود و دولت هم نظاره‌گر ماجراست و اگر خوشبین باشیم و بگوییم دست رانتخواران در دست تصمیم گیران نیست باید گفت دولتی که عرضه چنین کنترلی روی قیمت‌ها ندارد بهتر است سیاست‌های ارزی خود را تعدیل کند که البته هیچ دولتی از ابتدا تا به امروز چنین توانی را نداشته و به طور کلی جنگیدن با بازار چیزی جز هدر رفت انرژی و ارز پاشی و رانت و توزیع رانت نیست

و نکته دوم که موضوع مهم دیگر ماجراست این بود که رئیس کل بانک مرکزی به وضوح بیان می‌کند نرخ بازار آزاد را قبول ندارد و آن را نرخ تلگرامی می‌نامد …بسم الله

قبل تر هم عرض کرده بودیم که یکی از کارهای درست بانک مرکزی فروش گسترده سکه در بازار می‌تواند باشد مگر نمی‌گویید نرخ رسمی را قبول دارید و هر نرخی غیر از آن تلگرامی و قاچاق است سکه‌ها را با نرخ مورد نظر خود بفروشید!!
بانک مرکزی حتی جرات این را که قیمت پایه سکه را روی نرخ دلار مثلاً حواله قرار دهد ندارد بعد چطور می‌خواهید بازار حرف‌های او را باور کند بی حیثیت شدن یک مقام اقتصادی یکی از بدترین دردهایی است که کشورهای نظیر ما به آن دچار می‌شوند درست شبیه همان مقطعی که ایشان فنر را مسخره می‌کردند و امروز همان فنر شاه فنر شده و … بگذریم …

 

بتا سهم

#گزارش_بازار

بازار سرمایه / بازار سرمایه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *