گزارش بازار امروز یکشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۳

دامنی در نقش چترنجات ؟!

امروز بازار روز متفاوت و خاصی را آغاز کرد و با کمک محدودیت دامنه نوسان توانست کمی از آن شدت فروش و پنیک وحشتناک بازار را کم کند البته باید واقع  بین باشیم شاید اگر دامنه ای هم وجود نداشت امروز بازار در همین فضا بود ولی این اتفاق خیال برخی را در عدم ریزش جمع ترکرد و دست خریدار کمی قوی تر حرکت میکرد . البته که زود است در مورد اثرات این سیاست در اتفاقات و تحولات بازار صحبت کنیم ولی در هر صورت باید کمی صبر کرد و دید چه اتفاقات و شرایطی در انتظار روزهای پیش روست ولی هر چه بود و هست امروز در مورد اثرات دامنه و نقش او برای این روزهای بازار بیشتر صحبت میکنیم …

همانطور که عرض شد امروز مهم‌ترین بحث و چالش بازار تصمیم دیروز سازمان بورس مبنی بر دامنه نوسان یک درصدی بود که به اطلاع بازار رسید و بعد از توفان دیروز معاملات آرام و حتی کمی مثبت امروز را رقم زد

نکات مهمی در مورد بحث دامنه نوسان وجود دارد که امروز سعی می‌کنیم به بخشی از آنها اشاره کنیم اما عمده بحث فعالان بازار این است که چرا بعد از دو روز افت امروز سراغ محدودیت دامنه نوسان آمدیم؟! و چرا همان روز چهارشنبه در مورد این موضوع تصمیم گیری نشد تا آثار و تبعات کمتری داشته باشد؟!!

حقیقت امر چند نکته را در مورد این موضوع باید بیان کرد سازمان بورس هم نمونه کوچکی از تصمیم گیری‌ها و تصمیم سازی‌ها در مملکت خودمان است تفاوت بورس با اداره کشور این است که در بورس همه چیز آثار و تبعاتش لحظه‌ای به نمایش گذاشته می‌شود اما تصمیمات غلط مملکتی با تاخیر اثراتش روشن می شود

تصمیم دامنه نوسان به مانند همین موضوع است که دلایل متعددی وجود داشت که سازمان بورس در روزهای چهارشنبه و شنبه اقدام به این کار نکرد و امروز شاهد این تصمیم بود…

اولین و مهم‌ترین آن این است که اعتقاد و تجزیه و تحلیل سازمان این بود که با جریان پولی که در اختیار دارد و کمک بانک‌ها قادر خواهد بود از پس این بحران برآید و سراغ تغییر دامنه نوسان نرود. چیزی که روز چهارشنبه اولین رگه‌های آن در انتهای معاملات روشن و مشخص بود و باید حق را گفت که تجزیه و تحلیل اشتباهی هم نبود اما خوشبینی مفرطی در آن وجود داشت و روی دنیای سیاست و اخبار و احوال آن حساب نکرده بود حداقل در این موضوع باید از تجربه گذشته استفاده می‌شد و کار به آخر هفته و اخبار مختلف نمیکشید

روز شنبه هم با وجود اینکه بسیاری هشدار دادند بهتر است دامنه نوسان از ابتدای وقت بازار محدود شود باز هم این موضوع مورد تایید و اجماع قرار نگرفت تا مصیبت و بلای دیروز پیش آید و همه بعد از افت تسلیم شده و دست‌ها را بالا ببرند …

آن هم بعد از این حجم اصلاح سنگین در دو روز… وقتی دیروز آن اتفاقات پیش آمد و واکنش‌ها را شاهد بودیم سازمان هم عقب نشینی کرد و تن به کاهش دامنه نوسان داد اگر بخواهیم سربسته و دربسته از رویدادهای چهارشنبه تا دیروز صحبت کنیم باید اذعان داشت که نظر سازمان بر این بود تغییر این ساختارها نظیر دامنه نوسان و حجم مبنا به شکل مداوم و پی در پی و در حالی که به تازگی این دامنه تغییر کرده بود به صلاح نیست و پافشاری روی این نظر خود این شرایط را رقم زد…

همیشه سعی کردیم در نوشته‌ها و مطالب خود آنچه فکر می‌کنیم درست است و می‌تواند به بازار کمک کند بیان کنیم حتی بعضاً نظرات خلاف نظر اهالی بازار را گفتیم اما همیشه سعی کردیم سمت درست ماجرا قرار بگیریم

از آن مهمتر تحلیل‌های فضایی و رویایی و بدون منطق ارائه نشود و با واقعیت روز بازار همراه و همگام باشد

حقیقت امر در موضوع تامل و تردید اهالی سازمان بورس در مورد دامنه نوسان نقش برخی از فعالان بازار و رسانه‌ها و به قولی شاخ‌های فضای مجازی هم بی‌تاثیر نبود و به نظر کسانی که دفعات قبل همه جوره دامنه نوسان را زیر سوال بردند نمی‌توانند امروز منتقد عدم‌اجرای این طرح در این چند روز باشند… بخشی از تعلل زمان بورس در تصمیم‌گیری‌ها به واسطه این شرایط بود که دفعه قبل ایجاد شده بود و انتقادهای عجیب برخی از فعالان در بیان منفی بودن بازار به دلیل دامنه نوسان خود باعث تردید در این تصمیم شد که تبعات آن را در این دو روز شاهد بودیم…

بی تعارف حکایت اظهار نظرها در مورد دامنه نوسان حکایت همان خر و پدر و فرزند ملانصرالدین بود که هر کاری می‌کردند همه حرف می‌زدند و منتقد ماجرا بودند و همین موضوع و انتقاد های باز قبل و کشیدن پای برخی غیر بورسی به بازار ، باعث شد تا سازمان نتواند در حساس‌ترین نقطه تصمیم قاطعانه بگیرد که صد البته نقش سازمان در این موضوع و اهمال و کوتاهی او به هیچ وجه پذیرفتنی نیست اما بد نیست برخی از اهالی بازار هم کلاه خود را قاضی کنند که بدون توجه به شرایط لب به سخن گشوده حرف‌های به ظاهر کارشناسی را در فضای غیرمعمولی بیان کردند و نمی‌دانند با خود چند چندند …

موضوع دامنه نوسان را بارها و بارها بیان کردیم همه اذعان دارند که دامنه نوسان محدود تصمیمی غلط ،غیر منطقی اما به ناچار در فضای فعلی است. هیچکس از محدودیت دامنه نوسان دفاع نمی‌کند اما کمی هم به شرایط نگاه کنید که در چه فضایی قرار داریم از فروردین به این طرف کل ریسک‌های سیاسی ۳۵ سال گذشته را تجربه کردیم بعد برخی برای ما از مدل سازی و نرمال کردن شرایط فضای فعلیمی‌گویند

حداقل فضای اخیر دوباره نشان داد که دلیل منفی بازار دامن و شلوار و این حرف ها نیست و وقتی ارزندگی در کار نباشد ،اتفاقات و ریسک‌ها اثرات چکشی بر بازار گذاشته و چه دامنه ۵ باشد چه ۶ چه یک فشار فروش به شدیدترین شکل ممکن رخ خواهد داد.

تجربه دامنه نوسان در مقطع انتهای اردیبهشت تا ۸ تیر را روی بازار می‌توان دید شاید در برخی از روزها چالش نقد شوندگی داشتیم و آن را با مشکل مواجه کرده بود اما سرعت تحولات منفی را کاهش داده بود و تا حدودی موجب کند شدن فضای ریزشی بازار شده بود و حداقل در فضای گذار و تغییر دولت زمان می‌خرید تا اوضاع بهتر پیش برود اما برخی ندانسته و اثر عدم اشراف به بازار همه چیز را به مانند قبل که تقصیر بازارگردان و الگوریتم و این موارد می‌انداختند تقصیر دامنه نوسان انداخته و آن فضا را رقم زدند و حالاهم منتقد شرایط فعلی شده‌اند باز هم می‌گوییم ذره‌ای از نقش و کوتاهی سازمان بورس در این موضوع کم نمی‌شود اما برخی هم در این ماجرا بی‌شک مقصر هستند…

موضوع آخر را در مورد دامنه نوسان بیان کنیم که باز هم تاکید می‌شود تصمیمی غلط و نادرست در شرایطی است که به شکل غیرمنطقی و غیرمعمولی با آن مواجه ایم …

دامنه نوسان آخرین ابزاری است که سیاست گذار باید سراغ آن برود برخی می‌گویند بهترین کار تزریق منابع است کاملاً درست است اولین و مهم‌ترین کار باید کنترل بحران با کمک تزریق منابع باشد که نقش بانک مرکزی و بانک‌ها و لاین‌های اعتباری در آن برجسته است که نمونه آن را در موضوع سردار سلیمانی شاهد بودیم .اما وقتی چنین چیزی نیست و همه حرف بورس را به کتف خودشان میزنند، چاره کار چیست ؟!تن به این اتفاقات و رویدادها بدهیم و شکست‌های دومینوار بازار را شاهد باشیم؟!

در همان مقطع که از ابتدا قرار بود دامنه نوسان گذاشته شود بحث روی این موضوع شکل گرفت که این دامنه به واسطه دوران گذار، کمبود پول برای حمایت از بازار، ابهام در شرایط فعلی و آتی به شکل پلکانی به روال عادی برگردد و این پلکان حتی ممکن است تا انتخابات ریاست جمهوری امریکا نیز طول بکشد که سیاستگذار بسته به شرایط در مورد آن تصمیم می‌گیرد اما این فشارها و دخالت عوامل غیر مرتبط با بازار به واسطه صحبت‌های برخی از اهالی بازار موجب این شد که سازمان بورس هم زیر بار این موضوع نرود و خود را خلاص کند …

و در آخر متاسفانه در مورد این تصمیمات برخی هم با نگاه شخصی و منفعت شخصی وارد شدند … نمی‌دانیم چه بگوییم واقعا…

گویا منفعت برخی در ریزش بازار بود در اینکه فضا تندتر و منفی‌تر شود کسانی که نقد بودند و یا متولیان برخی صندوق‌ها که از منفی خوردن بازار و خروج پول از بازار لذت می‌بردند همه و همه موجب این شد تا فرایند تصمیم گیری‌های این چنینی با چالش مواجه شود و این تضاد منافع اوضاع را برای بازار سخت‌تر کرد اما حداقل امیدواریم از تجربه این چند وقت این درس را گرفته باشیم که اجازه بدهید کمی خرد جمعی در برخی از این موارد پیش برود و به محض گرفته شدن یک تصمیم دریچه انتقاد غیر اصولی را باز نکنید و کمی زمان بدهید تا موضوع مشخص شود …

باز هم برای بار چندم تکرار می‌کنیم در همه این موارد ذره‌ای از اهمال و کوتاهی سازمان بورس در وظیفه خود کم نمی‌شود

اما سراغ بازار برویم که این دامنه تا حدودی دست و پای حمله سهمگین فروشنده‌ها به بازار را بست و موجب تشکیل برخی صفوف فروش در بازار شد که البته کم حجم بود و جمع و جور شد نکته مهم در مورد این روزهای بازار این است که فشار فروش اخیر و حرکت رخ داده موجب شده ما از نظر ارزش دلاری به سال ۹۸ برگردیم و از نظر پی به‌ ای تی تی ام در پایین‌ترین نقاط طی چند سال اخیر قرار داشته باشیم این یک نکته را نشان می‌دهد که اگر بتوان بر ریسک‌های سیاسی فائق آمده و بر آن غلبه کنیم و تکلیف کابینه نیز سریعتر روشن و مشخص گردد قابلیت‌های یک برگشت دوباره در بازار وجود دارد که تجربه آن را در دفعات گذشته نیز شاهد بودیم…

البته امروز در طول بازار بارها با شایعات مختلف از جنگ و شایعه دوباره حمله جو منفی شد و باز بهتر شد .نقش نماددهای اهرمی هم امروز بهتر بود و با بهبود خود توانست جو را کمی بهتر کند

و اما در مورد موضوع ریسک‌های ناشی از جنگ و سیاست یک نکته حائز اهمیت است برخی بر این عقیده‌اند که پاسخ ایران قطعی و به زودی شاهد آن خواهیم بود اما طیف دیگری هم آن طرف ماجرا هستند که معتقدند بیانیه دیروز سپاه تا حدودی موضوع را تعدیل کرده و وقتی بیان کرده است که موشکی در کار نیست کار به شکل دیگری پیش می‌رود البته همچنان معتقدیم آن قوه عاقله‌ای که از زمان شهادت سردار سلیمانی تا به امروز کشور را از یک جنگ تمام عیار در این توفان‌ها دور نگه داشته باز همین کار را خواهد کرد و تن به این بازی نخواهد داد

نکته دیگر در مورد بازار خلاء سیاست‌های اقتصادی است که فکر می‌کردیم که در دولت پزشکیان به سریع‌ترین شکل ممکن رخ بدهد که با توجه به این اتفاقات و رویدادها به کندترین حالت ممکن پیش می‌رود و هنوز خبری از کابینه و سیاست‌های اقتصادی و فضای این چنینی نیست البته در همین فضا نرخ ارز نرمالیزه‌تر شده و نیما و نرخ سود و تصمیمات منطقی‌تری در این مدت گرفته شده… اما در شرایط فعلی بازار به هیچ یک وزن نمی‌دهد و همچنان سیطره سیاست سایه سنگین سهمگین خود را روی بازار گسترانیده و مانع از رفتار منطقی و واکنش‌های بهتر به بازار می‌شود

و اما بحث آخر در مورد اینکه چه اقداماتی در فضای فعلی می‌تواند مسیر بازار را از سمت بحران به وجود آمده کج کرده و به سمت بهبود نسبی سوق بدهد.

به نظر اولین و مهم‌ترین گام این است که یکی در گوش این جراح متخصص قلب بخواند که اینجا بحران داریم و پذیرش بحران اولین گام برای کمک به بازار و خارج شدن از این شرایط است

قطعاً وقتی بحران داریم تصمیمات هم تصمیمات منطبق بر خروج از بحران خواهد بود که زمان در آن نقش مهمی دارد…

دومین گام این است که به سمت این بروید که دو عامل را در بازار تقویت کنید که این دو عامل تکمیل کننده هم هستند یعنی جریان پول و اعتماد …

بسیاری از فعالان بازار معتقدند در چنین شرایط بحرانی باز شدن لاین اعتباری در قالب‌های مختلف می‌تواند به کمتر شدن عمق بحران کمک کند البته که جریان پول به تنهایی برای این موضوع کافی نیست و البته این را هم در نظر داشته باشید بانک‌ها و یا هر نهاد دیگری که این لاین اعتباری را باز کند ،چه مستقیم و چه غیرمستقیم جریان پول راهی بازار شود، به نظر با توجه به افتی که صورت گرفته و اتفاقات فعلی بازگشت خوبی را در ماه‌ها و روزهای آتی خواهد داشت

امکان صدور زدن بانک‌ها و نهادهای مختلف در صندوق توسعه و همچنین دریافت منابع این صندوق از مسیرهای مختلف تامین مالی اعم از دریافت تسهیلات کوتاه مدت و یا دریافت سود نقدی از شرکت‌ها کمی زودتر از زمان موعد اعلام شده و هزاران راه دیگر که می‌شود به آن فکر کرد مواردی است که بحث جریان پول و حرکت به سمت بازار را تقویت می‌کند و استارت زننده این ماجراست …

اما حقیقتاً معتقدیم در شرایط فعلی اگر اندک تصمیمات اعتمادساز و منطقی صورت گیرد اصلاً نیازی به چنین جریان پولی نیست و بازار بر مدار درست و منطقی خود قرار می‌گیرد

مداری که اتفاقاً به سود اقتصاد است تصمیماتی نظیر منطقی شدن نرخ بهره، از بین بردن رانت ارزی برای وارد کننده‌ها و اصلاح نرخ نیما ،تعیین بلند مدت و پیش بینی پذیر بودن مؤلفه‌های موثر در سودآوری شرکت‌ها، جلوگیری از قیمت گذاری دستوری و به رسمیت شناختن بازارهایی نظیر بورس کالا به عنوان مرجع قیمت گذاری و در یک کلام حرکت به سمت عقلانیت و اقتصادی منطقی می‌تواند به سرعت اعتماد را به بازار بازگردانده و جریان پولی که بیرون تماشاگر بازار است را به سمت بازار سرمایه آورده و به تقویت بازارهای اولیه و ثانوی منجر شود چیزی که حداقل انتظار ما از این دولت است اما تاکنون نشانه‌هایی از آن را دریافت نکردیم در چنین شرایطی وقتی کابینه‌ای وجود ندارد انتظار چنین تصمیماتی هم کمی سخت است…

و از همین روست که معتقدیم تشکیل کابینه و گام‌های عملیاتی در راستای تصمیمات درست اقتصادی می‌تواند به سرعت مسیر بهتری را برای بازار رقم بزند و البته در این مدت جریان پول می‌تواند نقش دست حامی و کاهنده اثرات کاهشی را ایفا کرده که البته در نبود این جریان چاره‌ای جز پناه بردن به کاهش دامنه نوسان نیست… البته که راه‌ها و مسیرها و اتفاقات و رویدادهای دیگری هم می‌تواند رخ دهد و به جو فعلی بازار کمک کند اما در حال حاضر به نظر آنچه بیش از پیش اهمیت پیدا می‌کند در همین دو شکل خود را نشان داده که با کمک جریان پول و همچنین تصمیمات قوی و اعتمادساز مسیر بهتری برای بازار سرمایه شکل بگیرد

میخواستیم امروز از برخی انتصاب ها صحبت کنیم ولی گذاشتیم هم شرایط کمی ارام ترشود و هم فضا روشن تر تا  ببینیم چه خواهد شد …

 

بتا سهم

#گزارش_بازار

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *