گزارش بازار امروز شنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۳
سکوت سایه ها !

امروز بازار در سکوت سایه جنگ و کم رنگ تر شدن احتمال  حمله مستقیم و ارام گرفتن سر و صدای طبل جنگ کمی بهتر رفتارکرد و چشم به روزهای پیش رو دارد البته هنوز ترس از اتفاقات غیرقابل پیش بینی در چهره او روشن است ولی این حس ترس کمتر شده و چهره دلار هم آن را به خوبی نشان میداد

قبل از آغاز گزارش بازار لازم است به یک موضوع اشاره کنیم و آن هم این که در شوکی ناباورانه ، روح الله دهقان را از دست دادیم . همه او را به پاسخگو بودن و خاکی بودن می شناختند و اهل کار بود …  بسیاری از زیر ساخت‌های فعلی بازار سرمایه مدیون ایشان است و چه حیف که سرمایه‌های اجتماعی و مردمی کشور اینطور ناباورانه بر اثر بی‌احتیاطی از بین می‌رود.  این ضایعه بزرگ را به خانواده ایشان و خانواده بازار سرمایه تسلیت عرض می‌کنیم  …

امروز و این هفته بازار را در حالی آغاز کردیم که سه تفاوت جدی نسبت به هفته قبل در بازار این هفته وجود دارد که می‌تواند عاملی برای تحولات بهتر برای بازار سرمایه شود عامل اول تحولات سیاسی است که به نظر می‌رسد از آنچه یک جنگ و تقابل تمام عیار بود فاصله گرفتیم و به سمت آرامش نسبی پیش می‌رویم

عامل دوم تحولات دامنه نوسان است که فکر می‌کنیم این هفته نیز همراه بازار است و به نظر می‌رسد ترس وقوع تحولات عجیب و غریب مانع از این اتفاق شده که دامنه نوسان به روال قبل برگردد که در مورد این موضوع امروز بیشتر صحبت می‌کنیم و عامل سوم بی‌شک کابینه است که اخبار آن این هفته تمام قد در بازار خودنمایی کرده و می‌تواند شرایط متفاوتی را برای بازار رقم بزند … به خصوص این که قرار است وزرا را در مورد بازار سرمایه نیز پاسخگو نماییم و بهتر است  آنها هم  صراحتا در مورد بازار سرمایه نظر خود را بیان کنند …

از همین بخش بخواهیم مقدمه اولیه را آغاز کنیم باید به مانند شنبه‌های قبل اشاره کرد که مهم‌ترین اخبار این هفته حول دو محور قرار می‌گیرد یکی اظهار نظرها و شرایط متفاوت سیاسی واکنش‌های ایران به ترور هنیه و موارد از این دست است و دیگری که از دید ما اثرات مهم‌تر واضح‌تر و روشن‌تری در بازار خواهد داشت بحث کابینه و به خصوص تیم اقتصادی است که امروز و فردا مشخص شدن آن می‌تواند فضای بازار را از یک فضای احساسی و صفر و یکی سیاسی خارج کرده به خصوص این که شنیده می شود وزرای اقتصاد و صمت جالب و در مسیر بازار میتوانند باشند …  البته تحولات و اتفاقات ریز و درشت منطقه همچنان می‌تواند مهم‌ترین رویداد فعلی در بازار باشد …

اما همچنان یکی از مشکلات و از دید بسیاری ایرادات مهم فعلی بازار بحث دامنه نوسان محدود است که ناچارا دست و پای بازار را بسته و او را در این قیمت‌ها محدود می‌کند این نکته را در نظر داشته باشید اتفاقاً این بار تعداد کسانی که معتقد بودند دامنه نوسان باید محدود شود بیشتر بود که این موضوع به واسطه عملکرد دفعه گذشته محدودیت دامنه نوسان در کنترل بحران بوده .

با اینکه مخالفان دامنه نوسان محدود چه تفکرات و چه شرایطی دارند فعلاً کاری نداریم اما این بار حرف اکثر فعالان بازار این بود که چرا زودتر این اتفاق رخ نداد اما به طور کلی در مورد دامنه نوسان معتقدیم محدودیت دامنه باید آخرین راه برای کنترل ریسک‌های بازار باشد و به درستی دو پیشنهاد مهم دیگر هم این میان  وجود داشت یکی بحث افزایش حجم مبنا و باز بودن دامنه نوسان و دیگری موضوع تزریق پول به بازار …

در موضوع افزایش دامنه نوسان و افزایش حجم مبنا ،همه اذعان داشتند پیشنهاد خوبی است  و عدم اجرای آن و عدم سابقه قوی باعث تردید در تصمیم گیری در این حوزه شد والا این پیشنهاد هم پیشنهاد منطقی بوده که موافقان خود را داشت اما فراموش نکنید تمام این رویدادها وقتی اهمیت پیدا می‌کند که جریان پول برای جلوگیری از پنیک شدن بازار وجود داشته باشد بی‌تعارف نمی‌دانیم چرا این موضوع صریح و شفاف بیان نمی‌شود ولی وقتی پولی در کار نیست و حقوقی‌ها نیز پای کار بازار نباشند در چنین مواقعی چاره‌ای نمی‌ماند که دامنه نوسان محدود شود از همین روست که معتقدیم از امروز به بعد برای فرار از این شرایط دو رویکرد لازم است …

یک اینکه افزایش دامنه نوسان و برگشت به حالت قبلی به شکل پلکانی باشد و دوباره به یکباره موضوع به ۶ و ۱۰ باز نگردد و کمی صبر کرد  ریسک ها  بیشتر حلاجی شود  و کار آرام  ارام  پیش برود و به نظر برگشت  به ان  سطح  در طی یک دوره زمانی پیش برود و دوم اینکه پشت دست بازار حقوقی‌های  دست به نقد و قوی برای تزریق پول به بازار وجود داشته باشد تا در صورت وقوع تحولات عجیب در یک پروتکل خودکار و استاندارد این موضوع به جریان بیفتد و در آن روزها نیازمند این نباشیم که فکر کنیم چه چیزی در انتظار بازار است و چه رخ خواهد داد …

تجربه گرفتن و درس گرفتن از بحران اخیر بازارهای مالی دنیا نیز می‌تواند یکی از نکات خوب برای ناظرین و سهامداران باشد البته فراموش نکنید در اکثر این بازارها ما به شکلی کارا حضور جریان پول و عرضه و تقاضا را شاهدیم و بازار سرمایه ما کاریکاتوری از این ماجراهاست …

یک نکته تکمیلی در مورد تزریق پول به بازار عرض کنیم که دوباره برخی کاتولیک‌تر از پاپ نشده و برای ما ژست پایه پولی و تورم و این موارد را برندارد…  نمی‌دانیم به واقع این افراد زمانی که پول  بی‌حساب به موسسات مالی غیر مجاز و بانک آینده تزریق می‌شد کجا بودند و چرا صدایی از آنها بلند نمی‌شد و یا حتی همین حالا چرا در مورد تراز ناکوک بودجه و بودجه سایر نهادهای خاص  و خرج های خاص دیگر صحبت نمی‌کنند و تا به بازار سرمایه می‌رسد انگار سیخ داغی به جایی از آنها وارد شده و صدایشان بلند می‌شود !!!

عملکرد بانک‌های مرکزی و نهادهای مرتبط با دولت در بحران اخیر بازارهای مالی دنیا را یک بار مرور کنید به نظر در همه بازارها در یک پروتکل مشخص و معین می‌توان به تزریق پول برای ایجاد آرامش در بازارهای مالی متکی بود و کمک کرد چرا که رونق بازار ثانویه از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده که ادامه حیات بازار اولیه و تامین مالی‌ها در آن جریان دارد این چیزی است که سیاستمداران فعلی ما آن را نمی‌فهمند و به آن اعتقاد ندارند و البته این پول‌ها را برای مواردی  بی مصرف تر هزینه می‌کنند اما به بازار سرمایه که می‌رسد ژست  روشنفکرانه‌شان گل می‌کند…

نکته دیگر این است که به طور کلی دولت‌ها هنوز به نقش عمیق بازار سرمایه در نظام‌های اقتصادی پی نبردند روزهای گذشته نیز عرض کردیم آنچه در دنیا در مورد اهمیت بازار سرمایه وجود دارد در اینجا چیزی جز یک ویترین و شعار نیست که نمونه بارز آن را در همین چند هفته در رفتار رئیس جمهور منتخب شاهد بودیم که اولین توییت‌ها را برای جذب رای و رفتار پوپولیستی برای بورس زد و حالا سکوت مطلق او را شاهد هستیم و از اربعین تا حسن یزدانی و ناهید کیانی را می بیند و آتش در نیستان  بورس را خیر …

البته در این بین نقش سازمان بورس و فعالان بازار هم دیده نشده که می‌بایست یک پروتکل و یک دستورالعمل مشخص بحران را تدوین می‌کردند تا آن را مدام به سیاستگذار یادآوری کرد و او را تصمیم اشتباه خود آگاه می کرد و حواس‌ها را به این طرف جمع می‌کردند همه چیز دست  به دست هم داده تا نشود !!!

ولی در مجموع کسانی که از دامنه نوسان انتقاد میکنند هر وقت توانستند کسی را قانع کنند که برای کمک و جریان پول به بازار پا پیش بگذارد از این حذف دفاع کنند …

و اما امروز سالگرد ریزش تاریخی بازار سرمایه است که شاهد آن بودیم و یکی از خاص‌ترین و ویژه‌ترین روزهای بازار سرمایه را در سال ۹۹ پشت سر گذاشتیم  .  ۱۹ و ۲۰ مرداد ۹۹ نقطه آغاز ریزش بازار و بحران در بازار شد که به عقیده برخی تا به امروز ادامه داشته و البته برخی دیگر نیز نظرات دیگری دارند اما سعی می‌کنیم طی روزهای آتی هر روز به نکات ویژه و خاصی که احتمالاً این روزها نیز با آن سر و کار خواهیم داشت بپردازیم که تداعی کننده آن روزها و شرایط آن روزهاست که از قضا همان تیم و همان افرادی که در آن مقطع سر و کار بودند امروز دوباره بر مسند تصمیم گیری‌ها نشسته‌اند…

امروز در مورد یک نکته ویژه و خاص که کمتر به آن پرداخته شده و برای ثبت در تاریخ لازم است می‌پردازیم تمام آن روزهای خاص بازار از بعد از ترور شهید سلیمانی آغاز شد و تا مرداد ۹۹ یک دوره خاص و ویژه رویایی را برای بازار رقم زد که از دید ما تاریخی‌ترین فرصت حضور شیرین و درست مردم در بازار سرمایه را دولت وقت و مسئولان با ندانم کاری تمام سوزاندند و باد هوا کردند … این  فعلا  بماند …

اما امروز بحث ما این نیست بحث ما این است که معتقدیم بحران ایجاد شده در سال ۹۹ در روزهای  آبان ۱۴۰۱ به پایان رسید و رشد پس از آن در بازار به خصوص از آن مقطع تا ۱۷ و ۱۸ اردیبهشت به نوعی تغییر دهنده آن فضا بود و تا حدودی می‌توان گفت که از دید ما ابان  ۱۴۰۱ این  بحران به پایان رسیده بود ولی در حال حاضر بازهم  شاهد  ادامه وضعیت بحرانی هستیم … ولی معتقدیم این ۴ سال را می‌توان به دو دوره بحرانی تقسیم کرد که دوره اول پس لرزه‌های بحران اول یعنی بحران سال ۹۹ بود که تا آبان ۱۴۰۱ به طول انجامید و از دید ما آن بحران ۱۴۰۱ به پایان رسید

اما بحران بعدی که ایجاد شده است و تا به امروز دست به گریبان آن هستیم روزهای بعد از ۱۷ اردیبهشت است که به نظر هیچ ارتباطی با بحران سال ۹۹ ندارد … برای چه موضوعی روی این امر تاکید داریم برای اینکه به همگان بفهمانیم آنچه موجب ریزش این سال‌های بازار سرمایه شد ندانم کاری سال ۹۹ نبود آن موضوع تمام شد آنچه پس از آن رخ داد این بحران را رقم زد در واقع باید اذعان داشت که جنبش مهسا و همچنین ادامه تحریم‌ها و ترس دولت از افزایش نرخ بنزین باعث شد تا سیاست جدیدی در دولت به کار گرفته شود و آن هم زدن جیب شرکت‌ها و دست کردن در جیب سهامداران و شرکت‌ها باشد که موج بحران بعدی را برای بازار رقم زد و با نامه نرخ خوراک آغاز شد و همچنان هم این سیاست ادامه دارد …

عمق ریزش این سیاست و این جریان از عمق ریزش بحران ۹۹ بیشتر و شدت آن قوی‌تر است البته اعتماد زدایی و جریان پولی که طی این مدت از بازار دور شد و به یغما رفت در همین مدت و با همین رفتار رخ داد و  تاکید ویژه‌ای داریم که این موضوع جدا باشد  و ان بحران  سال ۹۹  را پای این موارد  نذارید چرا که دولت فعلی که خود طلایه‌دار هر دو بعد این جریان بوده امروز دستی دوباره  بر آتش دارد و باید  بداند تبعات رفتار او چیست !!

اگر قرار است پایان این بحران را شاهد باشیم و به بازار سرمایه کمک شود راهی جز تغییر رفتار دولت در مواجه با بازار سرمایه نداریم دولت قبل که این موضوع روی دوش آن بود و آن را تمام عیار پیاده کرد این آخری ها پشیمان شده بود و در مسیر تصمیمات درست تری گام برمی‌داشت که به نظر از دید بسیاری فیک و نمایشی بود حالا باید دید دولت جدید چه خواهد کرد و چطور با این موضوع رفتار می‌کند .

در سالگرد بحران و در اولین روز بررسی ان بحران ،  عمیقاً روی این نکته تاکید می‌کنیم که بحران سال ۹۹ که ناشی از هجوم جریان پول  و عدم آمادگی زیرساخت‌ها و شرایط کشور برای جذب آن بود در روزهای ۱۴۰۱ تخلیه شد و به پایان رسید و آنچه این روزها با آن دست و پنجه نرم ی‌کنیم بحران علنی زدن جیب شرکت‌ها و دهن کجی به اصول اقتصاد و بازار سرمایه است . چیزی که  بحران  بزرگ  بی اعتمادی و فرار سرمایه را رقم زد …

و ما حرف آخر…

نکته‌ای به ذهن رسید که بد نیست بیان شود این روزها همه در حال زدن و رفتن و فحش و بد و بیراه به عبده و عشقی و هر که دور اطرف بازار سرمایه میچرخد هستند … حق هم دارند همه اینجا عصبانی هستند …  البته دکتر عبده  که جای خود را دارد بنده خدا دیروز هم در نمایشگاه بورس گرفتار شده بود و اینکه او این شجاعت را داشت که با علم به این موارد به میان سهامداران بیاید خوب و نکته جالب ماجراست اما یک نکته را نمی‌دانیم چرا اهالی بازار و به خصوص برخی فعالان فراموش کرده‌اند …

ما هم به مانند بسیاری از افراد معتقدیم احتمالاً دولت جدید و وزیر جدید رئیس جدید را برای سازمان بورس انتخاب خواهد کرد از سوی دیگر معتقدیم عملکرد ریاست سازمان بورس می‌توانست در بسیاری از اوقات شرایط بهتری را داشته و کمک قوی‌تری به بازار کند اما فراموش نکنید تیم سازمان بورس چه بد چه خوب بخشی از مشکلات بازار بود و همه آن نیست که حالا با تغییر آن فاز بازار هم تغییر کند…

اتفاقاً معتقدیم نقش تیم سازمان بورس شاید در بین مشکلات متعددی که برای بازار به وجود اومده نقش کمتری باشد اما آنچه به عنوان یک نقش بزرگ و ویژه برای تیم سازمان بورس و به عنوان یک نقطه ضعف یاد می‌کنیم این است که آنها در محافظه‌کاری تمام و در بسیاری از اوقات برای کسب کرسی ریاست حاضر به پذیرش نظرات غیر کارشناسی متعدد از سوی دولت شدند و به نظر بزرگترین اشتباه آنها این است که با قاطعیت جلوی این تصمیمات نایستادند  و سکوت در مقابل سر بریدن بازار بزرگترین ظلمی بود که به بازار سرمایه و سهامداران آمد که شاید هر مدیر دیگری را هم بیاورند همین آش و همین کاسه باشد …

پس به نظر بار دیگر به سهامداران عزیز توصیه می‌کنیم سطح مطالبات خود را از چنین تغییر و تحولات کوچک به سطح بالاتری آورد و مطالبات قوی‌تری را داشته باشد . بهترین رئیس سازمان را هم داشته  باشیم و دولت قرار باشد جیب شرکت ها را بزند هیچ اتفاقی رخ نخواهد داد … انقدر ذهن را محصور به تغییرات این چنینی نکنید …

هر چند انقدر فضا عجیب و غیرمنطقی و غیر اصولیست که نمی‌دانیم و نمی‌توانیم راحت و واضح در مورد این موضوع صحبت کنیم اما فکر می‌کنیم یک فرد و یا یک تیم به خصوص در سازمان بورس توانایی ایجاد تغییر روندها در بازار را نداشته و آنها بیشتر از آنکه مجری باشند تماشاچی هستند.

تماشاچی سیاستگذاری‌های دولت که امروز باید تیغ مطالبات سهامداران به ان سو باشد . همین فردا که لیست  وزرا معرفی می شوند  به نظر به جای فحش و بد بیراه دادن به عشقی و عبده بهتر است تمرکز را روی این عزیزان و تعیین تکلیف و اعلام نظر در مورد  بازار سرمایه بگذاریم تا زمان را از دست ندهیم … موضوع  سازمان و عبده و …  به نظر خیلی زودگذر و پیش پا افتاده  و حل شدنی است … این که یکی دیگر در یک لباس و لهجه و اسم دیگر بخواهد همان  سیاست های قبل را برود درد ماجرای بازار است  ..

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *