گزارش بازار امروز دوشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۳
تردید در روند ؟!
امروز بازار را در حالی آغاز کردیم که امیدواری ها به بازار بیشتر بود و البته در میانه های راه خبرهای ریزو درشت و تردید برخی به روند پیش آمده عرضه دربازار را زیاد کرد و فضا را به سمت افزایش عرضه ها پیش برد . حالا این تردید در روند کمی برخی را نگران کرده و باید دید روزهای آتی چه در انتظار بازار خواهد بود ولی امروز سعی میکنیم از جهات مختلف به بازار نگاه کنیم و البته این را هم پنهان نمیکنیم که به دلیل پر بودن دست صندوق های حامی و خوش بینی به دولت جدید کمی به فضای ایجاد شده خوش بین تر هستیم که روند فعلی یک دست به دست شدن و فرصتی برای حجم خوردن است .
برخی در مورد تحلیل رفتار پول های بلوکه شده و حرکت آنها در بازار ها صحبت میکنند روزهای قبل مفصل در مورد آن بحث کردیم به نظر با دید یک رویداد ویژه و خاص باید به ان نگاه شود این پول در هر بازاری برود و مدیریت نشود خانه مان سوز می شود و شایدمفید ترین بازار ،بازارسرمایه باشد ولی در چهره سیاستمداران فعلی چیزی که دیده شود برای این پول برنامه دارند دیده نمی شود . فقط امیدواریم به مانند قبل دیر به فکر نیوفتید .روزهای بعد مفصل در مورد این جریان پول صحبت خواهیم کرد …
امروز بازار را در حالی پیش بردیم که کم شدن سایه جنگ و تمام شدن اتفاقات منفی از دید برخی مهمترین بخش ماجرا بود و حتی برخی دیگر معتقد بودند با توجه به سفر وزیر خارجه قطر به تهران قاعدتاً دامنه جنگ نمیتواند حداقل در این روزها گسترش یابد و احتمالاً او را حامل پیام مهمی میدانند اما در هر صورت بر هیچکس پوشیده نیست که فضای بازار امروز زیر بار عرضه های بیشتری بود و این فضا سه وجه و سه نکته بسیار مهم و جالب را دارد…
نکته اول این است که ریسکهای سیاسی ما رفته رفته در حال کاهش است و آنچه از ۱۳ فروردین نحسیاش دامن بازار را گرفته و ما را رها نمیکند تا به امروز ادامه داشته به نظر رو به افول خواهد رفت نمیدانیم چطور این موضوع را باز کنیم اما احساسمان را بیان میکنیم که طرفین درگیر در منطقه تمایلی برای افزایش تنش نداشته و به وضوح آن را اعلام کردند بازار سرمایه طی این چند ماه به شدت زیر فشار ریسکهای سیاسی بوده و از هلیکوپتر بگیر تا جنگ و موشکهای چندگانه را تجربه کرده و به نظر هرچه از این به بعد به سمت آرامش بیشتری برویم واکنش بازار هم منطقیتر خواهد شد البته از این دامنه نوسان ۲ درصدی هم راحت میشویم …
نکته دوم شرایطی است که رخ داده و بورسیها عین قورباغهای در آب جوش آب پز شدند و این ریزش سنگین قیمتها را نمیبینند ریزشی که سرعت آن در مدتهای اخیر در بازار کم سابقه است. به نمودار و افت برخی از سهمها اگر نگاه کنیم میبینیم که از ۱۳ فروردین تا امروز بسیاری از آنها ۳۰ تا ۴۰ درصد از ارزش خود را از دست دادهاند تازه ما چقدر دلخوش بودیم که فکر میکردیم بعد از پزشکیان با توجه به کف بودن بازار شرایط بهتر میشود یک دور هم بعد او ریختیم … که البته عوامل سیاسی و هنیه در آن نقش بیشتری داشت اما به هر حال ریزش تلخی را بازار تجربه کرده است.
این را از این جهت عرض میکنیم که بگوییم مقایسه تمام آیتمهای بازار از فروش و پی بهای و سود گرفته تا ارزش بازار و ارزش دلاری و مواردی از این دست همه و همه در حداقل ممکن خود قرار دارد و این یکی از بزرگترین انگیزهها برای حرکت بازار خواهد بود
دو نکته بالا اگر کنار هم قرار گیرند یعنی کاهش ریسکهای سیاسی و اصلاح قیمتی جذابی که صورت گرفته این قابلیت را دارد که جریان پول خوبی را به سمت بازار هدایت کند و نکته سوم این بخش نیز چیزیست به نام گزارشهای مالی…
این اعتقاد را داریم که گزارشهای ماهانه و ۶ ماهه پیش رو میتواند فضای نسبتاً منطقی را برای کف سازی بنیادی بازار رقم زده و او را در مرز جذابیت جدی قرار دهد البته انتظار ویژهای از گزارشها نداریم اما وقتی ۶ ماه از سال بگذرد و سودی در دل شرکتها وجود داشته باشد و از سوی دیگر چشم انداز اقتصادی هم کمی فضای روشنتری را ترسیم کند با توجه به این افت قیمتها و آن کاهش ریسک سیاسی ،جذابیتهای بازار آرام آرام برجسته شده و بیرون میزند و جریان پول میتواند اقبال بهتر و بیشتری به بازار داشته باشد از چشم انداز آتی گفتیم دو نکته نیز اینجا به ذهن ما آمد که همه تحلیلگران باید به آن توجه کنند
در حال حاضر اگر بخواهیم دو عامل بسیار مهم برای حرکت و برگشت و به نوعی تغییر مسیر بازار رد ذکر کنیم همه بالاتفاق دو موضوع را نام میبرند و از آن به عنوان رویدادهای مهم بازار اسم خواهند برد که تغییر آنها تغییر مسیر بازار را رقم میزنند اولین قطعاً نرخ سود است و دومی هم نرخ دلار نیما و چه عجیب که هر دو به نوعی یک سرش در بانک مرکزی وصل است و سمت دیگرش در وزارت اقتصاد و باز هر دو جز تخصص همتی بوده که قبلتر با آنها حسابی بازی کرده است پس انتظار بازار عجیب نیست که بخواهد شاهد تغییر روند سیاستگذاریها در این برهه باشد
البته معتقدیم در نرخ سود روند کاهشی مهم است و به این راحتیها و به این زودیها نرخ کم نمیشود اما در نرخ دلار نیما اتفاقات و زمزمهها نیز نشان میدهد که احتمالاً با سرعت و شرایط بهتری مواجه شودپس انتظار بازار عجیب نیست و به نظر همه باید منتظر یک تغییر چشمگیر و شگرف در این دو حوزه باشیم حتی برخی پا را فراتر گذاشته و معتقدند آغاز استارت سرازیر شدن جریان پول در بازار با تغییر یکی از این دو آغاز میشود و اگر هنوز میبینید که بازار پر حجم نیست و یا هیجانی در صف خرید قرار نمیگیرد به این دلیل است که تکلیف این دو مشخص نیست…
این انتظار از همتی انتظار بالایی نیست که با توجه به تخصص و مدیریتش سریعتر دست به کار شده و حداقل گارد او روی این دو موضوع را بازار باید بداند روی حرف و سخنرانی بسیار خوشبینانه صحبت شده به خصوص جایی که گفته شد وقتی بانکها ناتراز هستند افزایش نرخ سود بیمعنی است و دقیقاً درست میگوید با اینکه کمی گارد نرخ اوراق در این مدت کاهشی بوده اما به زیر ۳۰ نرسیده بسیاری از بانکهای ناتراز نیز که گزارشهای مالی آنها چندان جذاب نیست به پولهای بزرگ اعداد بالای ۳۰ را نیز پیشنهاد میدهند به نظر تا وقتی چنین مواردی کنار دست بازار قرار دارد و چشم اندازی از آنها مشخص نیست دل بستن به پیبیای بالا هم کمی رویایی خواهد بود اما اگر فرض کنیم نرخ تورم در حال کاهش است قاعدتاً نرخ بهره اسمی هم باید کاهشی شود
و شاید اگر این دو نکته اخیر به همراه ۳ مورد بالاتر جمعبندی شود کم کم جریان پولهای بزرگ باید در صف بازار حرکت کنند ولی چیزی که در حال حاضر می بینیم بدبینی و بزرگ نمای ضعف هاست … این را هم بی تعارف بگوییم قرار بر این باشد برهمان مدار قبل پیش برویم و چرخش و تغییری شاهد نباشیم واکنش فعلی بازار و معطلی او درست است هر چند که گوشه کنار می شنویم چرخش و تغییر که هیچ یک دگردیسی عجیب و بزرگ برای سیاست و اقتصاد و فرهنگ و … لازم است …
و اما حرف آخر سراغ چالش اخیر بانک مرکزی و برخی کارگزاریها میرویم اما قبل از هر چیز بگذارید یک نکته را بیان کنیم این موضوع را چند بار دیگر هم گفتیم و بسیاری خرده گرفتند اما یک بار دیگر اتفاقاً با قدرت و قطعیت بیشتری بیان میکنیم
در صنعت مالی کشور اگر بخواهیم افراد را از نظر هوش و توانایی تقسیم بندی کنیم و البته وزن عمومی به آن بدهیم و استثنائات را نگاه نکنیم صنعت نهاد های مالی و مرتبط بازار سرمایه و نهادهای مالی آن در صدر افراد قرار میگیرند که افراد حاضر در آن از هوش و ذکاوت مالی بالایی برخوردارند پس از آن صنعت بانکداری قرار دارد و در نهایت نیز صنعت بیمه وضعیت ۱۰ سال اخیر این سه صنعت به خوبی این موارد را نشان میدهد و به عنوان کسی که در هر سه صنعت فعال بوده این موضوع را مینویسیم که هوش و خلاقیت بچه های بازار از ۲ رده فعال بعد بالاتر است .
اما بحث اصلی ما این است که این بخشنامه و این واکنش نه آنقدر اتفاق عجیبیست که بخواهد ذهن بازار را درگیر کند و از آن سو نه انقدر کوچک است که از آن چشم پوشی کنیم دو نکته این میان مطرح است
نکته اول صنعت بانکداری کشور به جای اینکه به فکر ارتقاء خدمات و نوآوری در ارائه آن باشد به نوعی رقابت منفی روی آورده و هر مجموعهای که حتی شاید موازی با آن کمی در حوزه بانکداری ورود میکند و خدماتی جدید ارائه میدهد را به شدت سرکوب خواهد کرد و البته معتقدیم به جای این نحوه برخورد مستقیم ، بهتر است کمی فکر کنند خلاقیت به خرج داده و مسیری باز کنند و پلی بزنند بین نقدینگی مردم و بانکها و از هر روش خلاقانه و نوآورانهای برای آن استفاده کنند اما به واقع اگر موضوع چیز دیگری باشد نکته دوم مطرح میشود …
چنین برداشتی را از طرحهای فعلی نداشتیم اما به هر حال هر چیزی که نرخ سود را دور بزند به نظر طبیعی است که بانک مرکزی با آن برخورد کند ما نمیتوانیم از نرخ بهره بالا انتقاد کنیم اما در دل بازار سرمایه خودمان رقیب خودمان باشیم البته که اعتقاد داریم اگر بازی نرخ سود به طور کلی درست و اصلاح شود نرخ صندوقها نیز اصلاح میشود و به طور کلی برخورد قهری و دستوری شاید خیلی پاسخگو نباشد …
همین حالا نیز بانکهای متعددی به همین پول صندوقها نرخهای عجیب پیشنهاد میدهند … پس بازی نرخ سود از خود سرچشمه باید پاک شود و این فشار به صندوقهای درآمد ثابت منطقی نیست اما آنها نیز باید قواعد کلی این بازی را رعایت کنند یک رقابت عجیبی بین زدن پولها و جذب منابع نیز بین خود بازیگران بازار شکل گرفته که بخشی از این رقابتها قابل پذیرش است اما بخشی دیگر تضعیف بازار است …
و به طور کلی میبینیم که بازی صندوقهای ثابت بین برخی از فعالان و بزرگان آنقدر قوی و جالب شده که گسیل پولهایی که قبلتر در بازار سرمایه حضور داشت به این صندوقها بیشتر است بگذارید فعلاً سربسته و دربسته صحبت کنیم و این موضوع باز نشود اما برای خیلیها رونق داشتن صندوقهای ثابت و فیکسهای رنگارنگ انگار جذابیت بیشتری از رونق بازار سرمایه دارد … حداقل اگر این ابزار را به عنوان یک ابزار مهم به رخ همگان میکشیم محیط عرضه او را با ندانم کاری ها خراب نکنیم …
بتا سهم











