گزارش بازار امروز یکشنبه ۱۸ شهریور ۱۴۰۳
بی سرزمین تر از باد !

بیچاره بازار سرمایه حکایت او دقیقا انگار حکایت همین شعر است. بی سرزمین ترازباد . از یک سو سیاست گذار تکلیف خود را با این بازار روشن نمیکند و فقط شعار میدهد و از سوی دیگر همخ جوره زیر فشار کم خردی برخی فعالان بازار قرار دارد که آسیب های فعلی او را چند برابر میکنند .. به هر حال امروز روز سختی بود با رن منفی در سهم های بزرگ آغاز شد و سپس اهرمی ها را در برگرفت و جو عمومی بازار را تحت تاثیر خود قرارداد .

برخی این منفی و عرضه هارا ناشی از شناسایی سود برخی از فعالان بعد از رشد اخیرمیدانند ، برخی دیگر شرایط بازارهای جهانی را بهانه ای برای افزایش عرضه در بازار قلمداد میکنند و برخی دیگر هم آخر شهریور و فضای ان که همیشه پرچالش بوده را دلیل این عرضه ها میدانند .

البته برخی هم  با تفکرات دایی جان ناپلونی رفتن عشقی را بهانه میکنند که به نظر بیشتر دچار توهمات توطئه هستند و فضای بازار را درست درک نکردند … البته این را هم بد نمیبینیم که برخی که به این موضوعات شک دارن آن را دنبال کرده و نتایج آن را هم برای همه شفاف بیان کنند . همه قطعا از شفافیت سود خواهند برد… البته رنج های اخر وقت و جمع شدن صفوف فروش در آخر وقت بازار نشان میدهد در عین فشار فروش حامیان سنتی بازار هم  بیکار نیستند و حضور دارند …

و اما بازار

امروز بازار را در حالی آغاز کردیم که دوباره چالش‌های عرضه و تقاضا و جدال خوشبینی و بدبینی به بازار بالا گرفته بود البته این میان عامل دیگری به نام تحولات تغییرات سازمان هم پیش آمده که از قول برخی فضای بازار را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد البته معتقدیم این تغییر فضا و جو بیشتر روانیست و شفاف اگر بخواهیم صحبت کنیم تغییر ریاست سازمان بورس شاید در کوتاه مدت یک موج موقت خوش‌بینی و یک انرژی جدید را ایجاد نماید اما آنچه در واقعیت وجود دارد این است که تغییرات در سازمان  رگولاتوری به نام سازمان بورس به خصوص با توجه به شرایط فعلی نمی‌تواند آثار قوی آنچنانی در بازار داشته باشد و گیر بازار جای دیگری است …

خوش خیالی برخی از عزیزان است که فکر می‌کنند جریان پول مثلاً با شنیدن رفتن عشقی و آمدن شخص دیگر پول‌های خود را وارد بازار کرد و فضا را تغییر می‌دهد امیدواریم این خوش خیالی و اشتباه  محاسباتی شبیه موارد قبل نباشد و این عزیزان هم بقیه بازار را اینجوری تحلیل نکنند !

صددرصد ممکن است برخی تصمیمات اشتباه بازار را با چالش هایی مواجه ساخته باشد و صد درصد هم  استعفای عشقی کمک روانی خوبی برای بازار خواهد بود ولی دلیل ریزش و بی پولی و این شرایط بازار مسائل کلان تری است  …

به این موضوع به جد اعتقاد داریم که نقش ریاست سازمان در مقابل نقش وزیر اقتصاد و سایر وزرا با توجه به درجه اهمیت و فضایی که دارند نقش حداقلی است ! به واقع اگر امروز رئیس کل بانک مرکزی ،وزیر صمت نفت اقتصاد و … اظهارنظرهای مثبت و عملکرد شفاف و مثبتی در قبال بازار در پیش بگیرند شاید اصلا کسی هم رئیس سازمان نباشد  بازار رشد کند …

البته بر کسی پوشیده نیست که ریاست سازمان می‌تواند در برخی موارد تصمیمات موثر و اثرگذاری را داشته باشد اما آنچه مهم است تغییر ریل یک سلسله سیاستگذاری‌هاست که باید خود را در تصمیم گیری دولتمردان نشان دهد به واقع معتقدیم حتی همین چند روز گذشته تغییرات اندک نرخ بهره و رشد ۴۰۰ تا ۵۰۰ تومانی نرخ نیما می‌توانست آثار قوی‌تر و محکم‌تر و خاصتری نسبت به تغییرات رئیس سازمان بورس داشته باشد و البته باز هم تاکید می‌کنیم رفتن عشقی و استعفای او برای بازار لازم بود اما عاملی برای تغییر اساسی نخواهد شد و آنچه بازار نیاز دارد تغییر رفتار سیاستگذار است که تاکنون فقط حرف شنیده و شعار و هنوز خبری از تغییرات ریل اقتصاد در مسیر عقلانیت دیده نمی‌شود…

از همین روست که روی این عقیده خود ایستاده‌ایم که تغییر ریاست سازمان بورس شاید امری مهم و جدی برای فضای سیاستگذاری‌ها در سازمان باشد اما بازار و تابلوی بازار به نوعی جریان هوشمند پول با آمدن یک فرد و رفتن فرد دیگر تصمیم گیری نمی‌کند

البته به یک نکته باید به عنوان نکته مهم پرداخت که اگر ریاست جدید سازمان بورس در مسیر سهامداران گام بردارد و بتواند تصمیمات بزرگ اقتصادی را سرعت ببخشد و بخش های مختلف را هماهنگ کند  قطعاً می‌توان از او به عنوان اثرگذارترین عامل برای کمک به بازار صحبت کرد اما آنچه که در واقعیت تاکنون ما دیده‌ایم این بوده هر کسی که آمده به واسطه وامدار بودن انتصاب خود از سمت دولت بله قربانگوی دولت هم بوده و سیاست‌های بالا دست را پیاده کرده است … این صندلی ها خاصیتی دارند که اولین آن مبارزه مدنی فرد با قوه عاقله خود است !

به نظر اگر برخی نسبت به این موضوع تردید دارند همین حالا با خود این موضوع را سرچ کنند که در تصمیمات اخیری که قرار بود گرفته شود نقش رئیس سازمان کجا بود همین حالا ریاست بانک مرکزی تمام قد جلوی برخی تصمیمات از نرخ نیما گرفته تا نرخ بهره و کمک بانک‌ها به بازار ایستاده و کسی هم قدرت مداخله و مقابله را ندارد به نظر ریاست سازمان قابلیت قدرت اجرایی برای این موارد را دارد ؟! اگر داشته باشد که باید هفت شب و ۷ روز جشن بگیریم مشکل آنجاست که سیاست‌ها از جای دیگر تصمیم گیری می‌شود و شکل دیگری به خود می‌گیرد …

ولی بیایید حداقل امروز را یک مبدا تاریخی از یک تغییر بنامیم هر چند که هنوز چیزی رخ نداده … اما در هر صورت از امروز از دید بسیاری فصل جدیدی در بازار سرمایه با تغییرات دولت آغاز شده …

آغاز این فصل ، نشانه و چراغ سبز اولش تغییر ریاست سازمان بود اما همه منتظر اتفاقات مهم‌تری هستند باز هم تاکید می‌کنیم جریان پول به این نگاه نخواهد کرد که رئیس سازمان چپ است یا راست  !

ریش دارد یا ندارد  ! عاشق است یا صیاد !  او به جریان بنیاد و خبرهای بنیادی شرکت‌ها نگاه می‌کند همه چیز باید خود را روی تابلو نشان دهد به نظر در فضای این چنینی اقدامات هم باید سریع‌ترین شکل ممکن را به خود بگیرد معتقدیم در چنین فضایی نقش وزارتخانه‌هایی نظیر اقتصادصمت و نفت در بازار سرمایه می‌تواند خیلی بیشتر از خود سازمان بورس باشد و امیدواریم حداقل ریاست جدید نگاه انفعالی را کنار گذاشته و با کلاه خود بو زره ه جنگ این چالش‌ها رفته و به دنبال گرفتن حق سهامداران باشد …

اما در کف بازار جریان شکل دیگری دارد و جور دیگری پیش می‌رود  . امروز فضای عرضه به شدت ازار دهنده بود . برخی معتقدند بعد  از رشد اخیر طبیعی است . بسیاری معتقدند عرضه و تقاضا و جریان پول برای کف بازار به یک نقطه تعادل رسیده و بعد از یک رشد ۲۰ درصدی برای ادامه مسیر محرک‌های قوی‌تری احتیاج دارد از سوی دیگر همیشه انتهای شهریور به شکل سنتی بازار با چالش‌های عرضه برخی حقوقی‌ها برای شناسایی سود مواجه بوده .

چالش برخی کارگزاری‌ها برای تسویه  اعتبار هم از قدیم وجود داشته هرچند این روزها فشار آن کمتر است.  اما در هر صورت نشان می‌دهد که شهریور باقیمانده ، روزهای پرچالشی برای بازار خواهد بود و تمام انرژی دولتمردان و سیاستگذاران باید بر این باشد که با خبرهای خوب عملیاتی و اقتصادی خوشبینیجریان پول را به بازار بازگرداند و البته اگر این جو خوشبینی ایجاد نشود خوش خیالی هم از بازار کوچ می‌کند و این روزهای باقیمانده تا انتهای شهریور دوباره به شکل قبل باز می‌گردیم و ممکن است دوباره با کاهش حجم و افت بازار و در جا زدن نمادها مواجه شویم …

نمیگوییم ریزش چون معتقدیم ریزش جدی با انچه در قبل بود  در انتظار بازار نیست ولی اصلاح و کاهش اندک و موقت ممکن است …

اما این روزها همه چیز برای تغییر باید خود را در ۵ موضوع مهم به بازار نشان دهد و تا این پنج موضوع بهبود پیدا نکند پزشکیان هم رئیس سازمان بورس شود کار از پیش نخواهد برد … موضوع اول موضوع اساسی و مهم نرخ بهره است که زمزمه‌ها و اتفاقات خوبی از چشم انداز کاهشی آن به گوش می‌رسد اما آن کسی که فرمان گواهی ۳۰ درصد را صادر کرده حاضر به پذیرش برخی اصلاحات نیست و این موضوع سرعت کاهش نرخ بهره را کند کرده است اما بسیاری بر این عقیده‌اند ۱- این موضوع  موثرترین عامل در بازار خواهد بود ۲ در چشم انداز آتی به سمت کاهش پیش می‌رود

عامل دوم تغییرات نرخ ارز است نه ارز آزاد بلکه نیما

که شاید چند هفته از اظهار نظرها در مورد آن می‌گذرد اما هنوز هیچ اقدام و رویدادی صورت نگرفته هر روزی که می‌گذرد وزنه سودآوری از سمت شرکت‌های صادر کننده به وارد کننده منتقل شده و فرصت سوزی بیشتری صورت می‌گیرد و این امر چیزی نبود که بازار انتظارش را داشت در مورد این موضوع نیز در میان مدت و چشم انداز آتی قطعاً فاصله نرخ دلار آزاد و نیما کاهش خواهد یافت اما در کوتاه مدت شاهدیم که چطور بانک مرکزی قطره چکانی این افزایش را پیش برده است و حاضر نیست سرعت آن را کمی نسبت به قبل بالاتر ببرد این شرایط را در حالی داریم که وزیر اقتصاد به صراحت اذعان می‌کند ۱۷۰۰ همت رانت ناشی از اختلاف ارز توزیع شده …

عامل سوم تحولات ساختاری است که در این مورد هم هنوز هیچ اظهار نظری از سمت حاکمیت و وزرا شنیده نمی‌شود در مورد قیمت گذاری دستوری بسیاری از صنایع تصمیمات سیاستگذار کلان به نوعی کسانی که بر مسند نشسته‌اند هنوز هیچ چیزی شنیده نمی‌شود و این سکوت دردناک آنها برای بازار خوش خیال بود و فکر می‌کرد تحولات سریع‌تری را شاهد باشد دردناک‌تر است ماجرا وقتی  عجیب‌تر می‌شود که می‌بینیم آنها اتفاقاً به مشکلات اذعان می‌کنند و از لاتاری خودرو تحولات آن انتقاد می‌کنند اما حاضر به تغییر ریل سیاستگذاری‌های خود نیستند که البته واضح و روشن است دلیل آن چیست .

دلیل آن تسلط تفکرات پوپولیستی و عوام زدگی در تصمیم‌گیری‌هاست که به محض اینکه شخص بر مسند صندلی وزارت و ریاست می‌نشیند بر او حاکم می‌شود و قدرت تصمیم گیری عقلانی را از او می‌گیرد.

موضوع چهارم بودجه است چند باریست که در بودجه  بازار سرمایه آسیب‌های فراوانی دیده و فصل بودجه ریزی نیز آغاز شده و نشست‌های آن در حال انجام است تا به امروز در حرف همه چیز خوب بوده اما کسانی که بر مسند کار هستند ممکن است جور دیگری به اعداد و ارقام نگاه کنند از همین رو تغییرات بودجه اتفاق رویداد مهم چهارمی است که باید شاهد آن باشیم و در نهایت عامل پنجم که می‌تواند محرک قوی برای بازار شود و نور به این جاده پر پیچ و خم می‌اندازد نقش کدال و گزارش شرکت‌هاست خلاصه تغییر و تحولات بالا و ارائه گزارش خوب از شرکت‌ها می‌تواند جریان پول را از کنج صندوق‌ها و گوشه فرش‌ها بیرون کشیده و به بازار بیاورد.

برای همین است که مدام می‌گوییم کسانی که تا به امروز الگوریتم و بازارگردانی و دامنه نوسان و عشقی و موارد دیگر را دلیل ریزش بازار می‌دانستند درک درستی از فضای بازار ندارند همه آنها تا به امروز تغییر کرده ما بازار حالش خوب نشده و این روشن و مشخص است که یک فرد آن هم به عنوان رئیس سازمان بورس نمی‌تواند تغییر ریل بازار را رقم بزند مگر بالا دست و سیاست‌های کلان تغییر کند البته انتظار همه این است که ریاست سازمان بورس در مسیر ۵ عامل بالا حرکت کرده و آنها را به سرمنزل مقصود برساند

در جمع‌بندی باید اذعان داشت اگر در وزن کشی تغییر و تحولات فعلی هر یک از عوامل پنجگانه بتواند چراغ سبز محکمی به بازار و سهامداران نشان دهد توازن فعلی عرضه و تقاضا را به سرعت تغییر داده و می‌تواند آن را در مسیر بهتری پیش ببرد چیزی که بازار امروز تشنه آن و انتظار آن را می‌کشد . البته ذکر یک نکته ضروریست که شاید تغییرات سازمان بورس در این موضوع راهگشا  باشد  ولی زمان را ازدست میدهیم .

امیدواریم ریاست جدید اولین چیزی که در دستور کار خود قرار دهد این باشد که حداقل تعامل با بانک مرکزی را افزایش داده و در اولین گام برای یک راهکار کوتاه مدت جریان کمک به بازار را تسریع کند که شاید قول‌هایی که قبلاً داده شده شکل واقعی‌تر و جدی‌تری به خود بگیرد در مورد این موضوع حرف و صحبت زیاد است و امیدواریم کار به آنجا نکشد که از کارشکنی‌های متعدد افراد خارج بازار  بخواهیم صحبت کنیم و مطالبه‌گری داشته باشیم

و حرف آخر که لابلای تمام این حرف‌ها و صحبت‌ها گم شد دوباره چیزی نیست جز لاتاری خودرو که لازم است از دو منظر بار دیگر به آن نگاه کرد این را هر چند وقت یکبار تاکید می‌کنیم تا به گوش کم شنوای سیاستگذار برسد و فراموش نکند آن ثبت نام و آن اتفاقی که افتاد یک زنگ خطر بزرگ برای اقتصاد بود و آن را دست کم نگیرد

موضوع اول این بود که آنچه این فضای لاتاری را به وجود آورد فضای قیمت گذاری دستوری بوده که باعث شد جریان پول به هوس کسب سود کوتاه مدت که ناشی از حماقت سیاستگذار در نرخ گذاری دستوریست به این سمت آمده و آن فضای ثبت نام عجیب و غریب را رقم بزند پس دستور کار اول قطعاً تصمیم گیری در مورد نرخ گذاری دستوری به خصوص در صنعت خودرو است

اما عامل دوم که شاید از اولی مهم‌تر باشد آلارم و هشداری بود که آن جریان پول برای سیاستگذار صادر کرد پس از قرعه کشی این جریان پول یله و رها دوباره به حساب‌ها باز می‌گردد و اگر خوشبین باشیم به بازار دلار نرود و سراغ بازارهای دیگر را هم نگیرد در حساب فرد باقی می‌ماند تا دوباره در یک فرصت دیگر خودنمایی کند

به نظر این بهترین فرصت است که از این جریان قوی نقدینگی در جهت بهبود وضعیت اقتصادی کشور استفاده کرد اتفاقاً دیدیم که در چند روز گذشته سایر بخش‌ها نیز نسبت به این موضوع ساسیت به خرج داد و بیان می‌کردند که این نقدینگی بهتر است به سمت تولید برود

حالا یکی تولید را در ساختمان می‌دید آن یکی در برق می‌دید یکی دیگر در ساخت کارخانه‌های متعدد هیچ فرقی نمی‌کند و هیچ حساسیتی هم وجود ندارد فقط و فقط و فقط باید فکری به حال این جریان شود که قطره‌های جمع شده این آب سیلی ویرانگر ایجاد نکند و تمام توصیه ما این است که یک بار به آنچه در دنیا پیش گرفته شده نگاه کنید در همه جا و همه اقتصادهای ریز و درشت از بازارهای اولیه و ثانویه به عنوان پلی برای جذب این جریان پول به تولید و اقتصاد واقعی کشور کمک گرفته شده اما  اینجا به طور کلی سیاستگذار درک درستی از بازار سرمایه و فهم و شرایط آن نداشته و ندارد بعد هم ما دلخوش به این هستیم که عشقی بر سر کار باشد یا صیادی دیگر …

بتا سهم

#گزارش_بازار

بازار سرمایه بازار سرمایه بازار سرمایه بازار سرمایه بازار سرمایه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *