گزارش بازار امروز یکشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۳
بهانه های تازه !

چندروز پیش داشتیم از کاهش ریسک های سیاسی صحبت میکردیم که یادمان رفت گوش شیطان کرش را بگوییم و امروز دوباره این ریسک ها روی سر بازار قرار گرفته بود تا برخی دلیل ریزش و منفی بازار امروز را به این موضوع ربط دهند که البته هم  حمله یمن و هم  بحث لبنان موضوعات جدیدی نیست ولی بعد از مدتی ارامش خبرهای سیاسی به هر حال ریسک تازه ای برای بازار است …

البته کماکان روی حرف خود هستیم که مشکل بازاراین موارد نیست و بی پولی است که بیداد میکند و جریان پول نشسته و فقط تماشاچی بازار شده است …از مدت ها قبل البته برخی از عزیزان مدام بهانه های ریزو درشت برای منفی بازار جور میکنند ولی به نظر جریان پول با بازار آشتی نکرده و این عدم اشتی باعث چنین وضع و اوضاعی شده و برخی هم برای توجیه این رفتار مدام بهانه ها و دلایل ریزو درشت می آورد …

امروز بازار را در حالی پیش بردیم که به روزهای انتهای شهریور می‌رسیم و نفس تابستان به شماره افتاده است شرایط خاصی  را داریم و این موضوع خود را در معاملات نیز نشان می‌دهد امروز با وجود خبرهای خوب از پتروشیمی‌ها و همچنین رشد نیما باز هم اوضاع پرعرضه دنبال می‌شد

بازار هنوز نتوانسته به یک الگو و رفتار منطقی و منظم و مشخص برسد و این موضوع مستقیماً ناشی از این است که جریان پول قوی همچنان در دل بازار نیست و با پول‌های خود برو  بچه‌های بازار که محدود است جریانات موقتی از رشد ایجاد می‌شود اما دوام نمی‌آورد

بسیاری بر این عقیده‌اند این طول موج‌های کوتاه به دلیل عدم اعتماد جریان پول به روند آتی است و برخی دیگر هم به جد به این موضوع عقیده دارند که تا وقتی نرخ‌های سود بالای ۳۳و ۳۴ در دسترس جریانات پولی بازار است ، پول‌های بزرگ و قوی راهی بازار نمی‌شوند و مسیر همان اوراق و نرخ را در پیش می‌گیرند و این باعث می‌شود طول موج‌های بازار هم کوتاه و محدود باشد و جریانات پولی محدود ،موج‌های محدودتری را ایجاد می‌کند .

برخی هم چون دلیل اصلی را درک نمیکنند دلایل ذهنی خود را برای توجیه شرایط بازار می تراشند . یک روز الگوریتم یک روز دامنه و روز دیگر عشقی و … قعا همه اینها میتوانند  مشکلات بازار باشند ولی جریان پول بیرون رفتار دیگری دارد …

البته این را هم بگوییم با وجود اتفاقات و رویدادهایی که ذکر شد به نظر می‌رسد امیدواری‌های ما به بازار همچنان وجود دارد اما سرعت تحولات و اتفاقاتی که بخواهد مسیر بازار را به سمت بهبود پیش ببرد کم است حتی ریز خبرها و ریز اتفاقات هم  نظیر آنچه در نرخ نیما رخ می‌دهد و یا احتمالاً آنچه در گزارش‌ها رخ خواهد داد باز هم طول موج‌های بلندی را ایجاد نخواهد کرد اما در هر صورت یک خبرمثبت برای تغییر شرایط است …

بازار به پول قوی احتیاج دارد که یک سر این پول را نرخ بهره میکشد  سر دیگر را ابهامات ریز و درشت صنایع که سرنرخ هردو نیز دست دولت است و او هم فعلا مشغول خاله بازی … این روزها پول بزرگی در بازار جریان ندارد ولی این رفتار قبل تر این چنین نبود …

قدیم ترها اینطور بود که بازار در مواقع استارت و حرکت خود با پول سهامداران حقیقی و خرد و فعال در بازار استارت می‌زد مسیر آغازین را طی می‌کرد و سپس پول‌های بزرگ آرام آرام به فکر فرو می‌رفتند که چطور راهی بازار شوند فروشنده‌ها نیز در بازار حاضر بودند که البته با موج اولیه خرید همین پول‌های بزرگ حقوقی تا حدودی بالانس می‌شد اما شرایط فعلی با صحنه‌ای مواجه ایم که آن تحرک قوی پول‌های خرد وجود دارد اما پول‌های بزرگی که باید بالانس کننده فشار فروش حقوقی‌ها باشد تماشاچی بود و نگاه می‌کنند که این ماهیت تماشاچی بودن به واسطه دو اتفاق رخ داده

اول تغییرات مدیریتی که در این دوره گذار کسی دل و جرات کار بزرگ ندارد دوم عدم جذابیت بازار سرمایه و چشم انداز مبهم آن و در مقابل جذابیت خاص و ویژه نرخ بهره بدون زحمت و بدون ریسک است که پول‌های بزرگ را که قبل‌تر نیروی حمایتی و پشتیبان دوره‌های رشد این چنینی بازار بودند را به نیروی تماشاچی تبدیل کرده است …

البته این روزها تماشاچی‌های بازار کم نیستند…  ریاست جدید سازمان هم بعد از چند روز حضورش هنوز از اقدامات خود رونمایی نکرده و امیدواریم او تماشاچی نباشد روزهای گذشته نیز بیان کردیم که درک لزوم بحرانی بودن فضای بازار سرمایه یکی از مهم‌ترین اتفاقات است و بهتر است تیم جدید هرچه سریع‌تر به فکر تجهیز جریانات پولی ریز و درشت برای بازار بوده و بتواند او را از این فضا نجات دهد .

بازار به اقدامات صریح و سریع جهشی و ضربتی نیاز دارد نباید گذاشت که در این فضای فعلی اسیر رویدادها و جریانات غیر منطقی شود این انتظار حداقلی از ایشان می‌رود که با توجه به شرایط و مختصات فضا دست به اقدامات مهم عملی و فوری برای کمک به بازار زده که روزهای قبل هم نوشتیم شاید تلاش برای احیا کردن بسته نجات و کمک به بازار و گرد هم آوردن حقوقی‌ها برای همراهی و کمک به بازار مهمترین آنها باشد

فراموش نکنید آمار صندوق‌های ثابت و وضعیت شرکت‌ها نشان می‌دهد که پول هست خوب هم هست اما انگیزه کافی برای جضور این جریان پول در بازار به چشم نمی‌خورد و شاید کی از مهم‌ترین وظایف کوتاه مدتی رئیس سازمان باید این باشد که این موانع و اتفاقات را از بازار دور کرده و مسیر بهتری را پیش پای او قرار دهد .

البته شرایط خود بازار هم خیلی چنگی به دل نمی‌زند اما انتظار این است که با این تغییرات آرام آرام به سمت بهبود حرکت کند یکی از پس لرزه های ریزش فعلی بازار این است که صندوق‌های اهرمی تقریباً از دور توجه بازار خارج شده و همان جریان پول دی تریدی که در آنها در جریان بود به سمت سهم‌های دیگر بازار آمده است البته این چیز بدی نیست ولی بهتر است عوامل آن را بشناسیم …

حتماً در روزهای آتی مفصل در مورد صندوق‌های اهرمی صحبت خواهیم کرد اما فراموش نکنید که به نظر این اتفاق ناشی از عملکرد خود این صندوق‌ها در مواجه با بازار بود بازار به واسطه کاهش توان تحلیلی ، در مدت اخیر شاخص ترس و طمع را صندوق‌های اهرمی قرار داده و هرگاه که سنس مثبت و منفی به بازار پیدا کرد جریان پول‌های در دل بازار و دی تریدها در این صندوق‌ها فعال بودند

اما تقریباً ۲ رویداد و چند پس لرزه این بازی را تغییر داد و فضا را به این شکل دچار کرده که در حال حاضر این صندوق‌ها به طور نسبی از دور توجه بازار خارج شدند البته به نظر می‌رسد این موضوع نیز موقتی باشد …  اما آنچه باعث این جریان شد این بود که پول‌های نوسانی  حاضر در بازار تمایلی به کار تحلیلی و بررسی سهم نداشتند و طی این مدت چند ماه گذشته هرگاه بازار را خوب دیدند سراغ اهرمی‌ها آمدند و دامنه نوسان دو برابری آنها کار این پول‌ها را نیز جذاب می‌کرد

بعد از انتخابات ریاست جمهوری یک تجربه یعنی تزریق ناگهانی بخش مهمی از پول فعالین به این صندوق‌ها و سپس عدم مدیریت درست آنها ، قفل شدن این پول‌ها را باعث شد … جریان پول از این صندوق‌ها فاصله گرفته و نهاد ناظر نیز با محدود کردن دامنه نوسان آنها در مقابل سهام ، جذابیت را از آنها گرفته و از دور توجه بازار خارج شدند البته آنها قبل‌تر با عملکرد خاص خود در چیدن پورتفو کمی این موضوع را دامن زده بودند

به این معنی که انتظار بازار این بود که این صندوق‌ها به شکل تخصصی حرفه‌ای و با مدیریت ریسک و تجزیه و تحلیل قوی سراغ سهم‌های ریز و درشت بازار برود که اتفاقاً جریان بنیادی را بتواند تا حدودی در کنار موضوع سفته بازی پیش ببرد اما این صندوق‌ها نیز در چینش پرتفوی دچار بایاس‌های ذهنی گذشته شده و پرتفوی آنها عمدتاً پر شده از سهم‌های بزرگ و پهن پیکر بازار که در اولین چالش نقدینگی آنها نیز زمین‌گیر شدند و این صندوق‌ها را نیز با خود زمین گیر کردند به نظر علاوه بر اینکه دیدگاه بازار به طور کلی نسبت به این صندوق‌ها تغییر کرده حالا جریان پول هم با وسواس بیشتری سراغ آنها می‌رود…

البته موضوع چرخش جریان پول را نمی‌توان نادیده گرفت احتمالاً بعد از گزارش‌ها ممکن است فضا شکل دیگری به خود بگیرد و یا حتی ممکن است دوباره جریان پول به سمت این صندوق‌ها بیایند اما دیگر آن قدرت و انگیزه قوی برای حضور در آنها وجود ندارد از کل این فرایند ما از این موضوع بیش از همیشه راضیم  که این جریان پول حاضر شد دوباره به تجزیه و تحلیل بپردازد و با وسواس بیشتر در بازار حاضر شود دوباره کمی محاسبات سود و اکسل‌ها و تحلیل‌ها ارج و قربی گرفت و معاملات فقط در صندوق‌های اهرمی خلاصه نمی‌شد به نظر این مهم‌ترین دستاورد روزهای اخیر بود که امیدواریم با حفظ آن مرحله جدیدی از شرایط بازار آغاز شود …

و اما حرف آخر

دوباره برمی‌گردیم به گذشته تا شاید این گذشته دردناک بازار سرمایه درس عبرتی برای آینده سیاسیون و تصمیم گیران باشد اگر بخواهیم یک نمونه بارز و روشن از اتلاف منابع و حماقت در مدیریت و تصمیمات غیر عاقلانه ی سال‌های گذشته را ذکر کنیم قطعاً چیزی جز موضوع نرخ خوراک نبود که به عقیده بسیاری بزرگترین لطمه را به اعتماد بازار سرمایه زد و بعد از آن بازار دیگر بازار نشد و چه عجیب که هنوز هم بازار با آن حاشیه و آن چالش دست به گریبان است و امروز خبرهای قطعی آن رسید که دولت با شکایت شرکت‌ها از مصوبه غیرقانونی ۷ هزار تومان عقب نشینی کرد و مابالتفاوت را به شرکت‌ها پرداخت خواهد کرد

فکر می‌کنم هنوز دقت نکردید که عمق فاجعه مدیریتی تا چه حد است و چه اتفاقی رخ داده …به بهانه های واهی و از سر نادانی ، جیب شرکت‌ها روز روشن زده شد و در مصوبه غیرقانونی و احمقانه نرخ خوراک و به طور کلی هزینه انرژی افزایش پیدا کرد.

همان مقطع نیز همه نسبت به موضوع هشدار دادند و حالا با شکایت شرکت‌ها این موضوع به آنها برگردانده شد و این میان بازار سرمایه ماند و حماقتی که باعث شد اعتماد از این بازار کوچ کند و ارزش بازار شرکت‌ها نیز کاهش یابد و این میان بزرگترین بازنده خود دولت و کسانی بود که این تصمیم را گرفتند به نظر در کتاب‌های درسی می‌توان این تصمیم و حماقت مدیریتی را ثبت و ضبط کرد و از آن به عنوان یک نمونه اثرات تصمیمات احمقانه  بر کشور و اقتصاد تدریس کرد نمی‌دانیم  با چه زبانی بگوییم که عمق فاجعه را بیان کند اما هدف از گفتن این مطلب این بود طیف فکری کسانی که آن تصمیم را گرفته‌اند هنوز در بدنه دولت وجود دارد …

به نظر می‌رسد بهتر است این موضوع نصب العین و جلوی چشم مدیران و تصمیم گیران قرار گیرد که که هر تصمیم آنها ممکن است چه تبعات و اثراتی در جامعه و اقتصاد به جا بگذارند این مطلب را برای این نوشتیم که همه بازیگران و ذینفعان و تصمیم گیران یک بار دیگر این موضوع را با خود مرور کنند که در فصل بودجه‌ریزی و تعیین قوانین و مقررات نسبت به آثار تبعات تصمیمات خود آگاه باشند البته روزهای گذشته نیز این موضوع را از جز وظایف تیم جدید مدیریتی سازمان دانستیم که قبل از وقوع حادثه علاج آن کرده و اجازه ندهد دوباره تصمیمات این چنینی گریبان پیکر نیمه جان بازار را بگیرد …

بگدریم و سراغ  بازار منفی امروز برویم …

 

بتا سهم

#گزارش_بازار

 

سیاسی سیاسی  سیاسی  سیاسی  سیاسی  سیاسی سیاسی سیاسی سیاسی سیاسی سیاسی سیاسی سیاسی سیاسی سیاسی 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *