گزارش بازار امروز دوشنبه ۲۸ آبان ۱۴۰۳
شور اخبار ،سوخت کدال، !
از راه دور صدای آرام ساز و آواز به گوش میرسد ولی هنوز خیلی کارداریم که بگوییم در کوچه بورسی ها عروسی شده ! هنوز این کوچه عزادار زخم های قدیمی است و این مثبت های کوتاه چند روزه جای زخم های قدیمی و از دست رفته های گذشته را پرنمیکند ولی در هر صورت یک روزنه امید و یک لبخند کوتاه روی لب فعالان بازار سرمایه نشسته است و در دل با خود رویای چراغانی شدن این کوچه را تصور میکنند …
امروز هم بازار روزخوبی داشت حجم نزدیک به ۸ هزار بود و ۳ همت صفوف خرید پشت بازار بود و تازه خودرویی ها هم غایبان بازار امروز بودند . همه اینها و قفلی در صف خرید یک طرف بحث اصلی این است که این خوش بینی در آستانه سقف های چارتی و آستانه نموداری و سنگر های تکنیکالیست که قدره عجیب خریداران و عطش انها را نشان میدهد … البته شک نکنید این نشان از چرخش و آزاد شدن همان فنری است که بارها از آن صحبت میکردیم …
و اما سراغ بازار برویم …
امروز حرکت خاص و خوب بازار ماحصل خبرهای شبانه کدال در خودرویی ها و جو خوب اخبار دیگر بازار باید دانست … جوی که از چند روز قبل تا امروز بی نظیرو خاص پیش رفته است و تو گویی دستی نامرئی بعد از امدن ترامپ در حال هدایت کردن بازار ماست …
امروز بازار در حالی آغاز کردیم که از بعد از پایان دیروز یکی انگار پشت رگبار اخبار خوب نشسته بود و دقیق و حرفه ای این تیرهای سبز و مثبت را به سمت بازار هدایت میکرد پدافند اخبار مثبت برای فضای بازار آنقدر عجیب و قوی بود که همه اذعان داشتند که اصلاً طی این مدت آن هم در این نقاط و شرایط خاص و حساس مقاومت بازار یک اتفاق جالب و عجیب بوده دیروز هم در گزارش بازار بیان شد که هرچه به محدوده مقاومت نزدیک میشویم نقش اخبار به عنوان مهمترین نیروی کمکی جریان پول بیشتر و بیشتر میشود و امروز شاهد بودیم که قطاری از اخبار و اتفاقات مثبت روانه بازار شد تا شرایط خوبی را داشته باشیم و شجاعت به جریان پول برگردد …
بیاید کمی در مورد این اخبار و اتفاقات صحبت کنیم منتها بگذارید کمی به عقب برگردیم …
معتقدیم سرآغاز این اخبار مثبت از پس از آغاز به کار رسمی دولت پزشکیان رخ داد نرخ نیما با شتاب معقولی شروع به افزایش کرد و فاصله خود را با دلار آزاد کم میکرد و گارد صحبتهای همتی حاکی از این کاهش اختلاف و در کنار آن کاهش نرخ بهره بود اما خیلی زود و عجیب بازار درگیر بحرانهای سیاسی شد و به واقع این رشدی که ما امروز شاهدش هستیم این روزها در بازار دیده میشود بغض فروخفته بازار است که آن روزها زیر چکمههای سیاست و جنگ خفه شد و امروز ترکیده و اثرات آن را روی تابلو شاهدیم … بازار آن روزها قربانی سیاست شده و امروز فریا دمی زند …
چرخش نسبی عقلانیت اقتصادی در آن مقطع ، با وجود تنشهای سیاسی دیده نشد و باعث شد تصمیمات خوب همه به فشرده شدن این فنر کمک کنند و جایی روی تابلو خود را نشان ندهد وقتی خبر منطقی شدن نرخ خوراک آمد کسی خوشحال نشد چرا چون ریسک جنگ را داشتیم خبرهای بودجه که اخباری بسیار ویژه و مثبت بود و بارها در این گزارش بازار نوشتیم در چند سال گذشته چنین بودجه مثبتی ارائه نشده بود باز هم بیتأثیر بود …
اما آرام آرام با برطرف شدن ریسکها و آرامش سیاسی ناگهان این تصمیمات هم گل کرد و به چشم بازار آمد افزایش نرخ برق ، بنزین ، بهبود بهره مالکانه ، خبرهای خوب برای نظام بانکی و پالایشی و این آخری هم موضوع نرخ خودرو که نشان میدهد دولت فعلی فارغ از هیاهو و حرفهای پوپولیستی در عزم خود برای اصلاح اقتصادی جدی است و البته امیدواریم دوباره یکی این میان نقشکاپشین پوش احمدی نژادی را بازی نکند و ناگهان اسیر شعار و جو زدگی نشود…
البته در کنار این اخبار خوب از صنایع به نظر گزارشها و اتفاقات مثبت از کدال هم اضافه شد و اخبار خوب این هفته را تکمیل کرد دیشب مثلاً افزایش سرمایه وبصادر و یا گزارش برخی شرکتها در سود زیر مجموعهها و تلفیق موثر بود و از هفته بعد کم کم گزارشهای ماهانه هم اثرات خوب بورس کالا و نرخ نیما را نشان میدهند…
اما چرا باید از این تحولات خوشحال باشیم و معتقدیم این اتفاقات و اخبار مثبت ماندگاری قوی و اثرات بسزایی در بازار خواهند داشت.. دو دلیل برای این موضوع ذکر میکنیم و باقی را در روزهای آینده بیان خواهیم کرد دلیل اول واضح و روشن است نزدیک به ۳ سال بازار زیر سختترین ضربات مهلک دولت قرار داشت از یک سو افزایش نرخ او سرکوب میشد دلار او توسط برخی برادران دبشیها به یغما میرفت و در سوی دیگر تا آرنج دست در جیب شرکتها و هزینههای آنها کرده بودند و همه جوره آنها را میچاپیدند و میدوشیدند … شما در چنین فضایی رمقی برای بازار سرمایه میدیدید ؟! خیر…
اما ورق برگشت و دولت جدید بر سر کار آمد و قبل از همه یک نکته را به عزیزان که آن مقطع دهان باز کردند و هرچه فحش عالم بود نصیب ما کردند بگوییم که عزیزان دوستان در آن مقطع حرف ما این بود برای ما بورسیها حداقل فرق میکند چه کسی رئیس جمهور باشد چاقوکش حرفهای تصمیم گیری کند و چاقو به دست بگیرد یا فردی مبتدی و اسکول اقتصادی که ایده دلار زدایی داشت ! البته هنوز هم این دولت انتظارات را برآورده نکرده اما چرخش به سمت عقلانیت و تصمیمات اقتصادی در این چند ماه به وضوح روشن است …
نکته دوم تکمیل بحث بالاست
معتقدیم آن چیزی که در بازار اثر ماندگاری داشته و به نوعی به اصطلاح ما بورسیها به بازار وزن و پی بهای میدهد نه تحولات سیاسی که تحولات اقتصادی و شرکتی است و همه چیز باید حول محور پی بهای بچرخد
وقتی با کاهش نرخ سود بتوان اعداد بالاتری به این عدد سود داد و از سوی دیگر با تقویت جریان سودآوری این ضریب اهمیت خود را بیشتر نشان میدهد و در جمعبندی موارد بالا باید گفت که اگر این تصمیمات ادامه داشته باشد و به سمت منطقی شدن پیش برویم و هر سال شاهد چنین تصمیمات عقلایی و منطقی باشیم اقتصاد کم کم رونق گرفته و سرمایه گذاری افزایش می یابد و بازار میتواند پی بهای بگیرد و به آینده امیدوار باشد و این مهمترین عامل برای جریان پول است که بتواند سراغ این بازار بیاید و به آن امیدوار باشد و اینجا را خانه امن و محل خاص پس انداز و سرمایههای خود بداند
مدتها بود چنین موج عقلانیتی از سوی سیاستگذاران ندیده بودیم و شاید این هیجان زدگی فعلی بازار از این تصمیمات ناشی از همین ندیدن و نشنیدنهاست .
و اما یک نکته قبل از بررسی بخش آخر گزارش بازار و آن هم این که بار دیگر به این جمعبندی و نتیجهگیری میرسیم که چه ما بخواهیم و نخواهیم خودرو لیدر غیر رسمی بازار است و تمام روندهای خاص بازار از این گروه آغاز شده و بیخود نیست که به این گروه بارها و بارها لقب نخ تسبیح فتنهها و رشد های بازار را دادیم.
این نخ میتواند بقیه مهرهها را نیز کنار همدیگر جمع کند و نظم خوب و زیبایی بدهد و حالا به نظر با افزایش نرخ احتمالاً بازی تجدید نقش این گروه پر رنگتر میشود و جریان پول به بازار میآید اما عزیزان فراموش نکنید در نهایت جریان پول سراغ جریان سود خواهد رفت اینکه در بازی خودرو حضور داشته باشید و همراه باشید بحث مهمی است اما به خاطر داشته باشید که از دل این گروه سود نقدی و جریان پایدار سود بیرون نخواهد آمد و همیشه بازیهای این گروه نیز به این شکل بوده که پایان سخت و تلخی را نیز رقم زده است پس غرق در جلال و جبروت گروه نشوید که حال و احوال آن تغییرات زیادی دارد
قطعاً گروه خودرو ناجی بازار میشود اما ادامه مسیر باید بر مبنای جریان سودآوری باشد و این جریان سود است که مسیر جریان پول را هدایت خواهد کرد . بدون بنیاد و وضعیت بنیادی بازار اگر هم بخواهد تبی بگیرد تبی زودگذر می شود …
یک بحث را هم داشته باشیم میبینیم هر روزکه بازار مثبت می شود دوباره ایده دامنه ۵% را مطرح میکنند. روزهای گذشته هم گفتیم فعلا این دامنه ۳% روی معاملات بازار نشسته است و با توجه به شرایط فعلی منطقی نیست که این دامنه را دست بزنیم و بهتر است کمی صبر کنیم و دنبال هوس های چند روزه و نوسان های ساعتی نباشیم و کمی دراز مدت تر باید به این موضوع نگاه کرد …
و اما موضوع آخر اینکه دیروز در لابلای خبرهای خوب و شب چراغانی کدال خبری آمد و خیلی به آن توجه نشد و گم شد و آن هم خبر مربوط به مجوز خاص تجدید ارزیابی داراییها و بحثهای مربوط به آن بود که تقریباً دست شرکتها راه باز میذاشت تا با این مجوز محدودیتهای فعلی را پشت سر گذاشته و به سراغ بحث تجدید بروند
همیشه در بازار تجدید ارزیابی داراییها موافقان و مخالفان سرسختی داشته که همین موضوع به بدنه شرکتها نیز سرایت کرده و در دل شرکت ها نیز این موضوع مخالفان جدی دارد اما به چند موضوع دقت کنید
موضوع اول اینکه در فضایی که همه داراییهای این کشور ثانیه به ثانیه با تورم پرایس میشوند و قیمت میخورند و لحظهای نرخ آنها به رخ فعالان اقتصادی کشیده میشود نظام قیمت گذاری و ارزش گذاری شرکتها به واسطه قوانین قدیمی و منسوخ شده حسابداری اسیر بندهای این موضوع شد و باعث شده است شرکتها نتوانند به خوبی این افزایش داراییها را به سهامداران در صورتهای مالی و در نهایت روی تابلوی بازار نشان دهند. فقر تحلیلی و عدم توجه بازار به این موضوع و صد البته مبنای کار بودن سودآوری نیز باعث دوچندان شدن این ضعف شده است .
به واقع تجدید میتواند منفعتی واقعی برای سهامداران باشد و داراییهای آنها شکل و فرم دقیقتر و بهتری را بگیرد …
نکته بعد اینکه تجدید ارزیابی داراییها میتواند مبنای درستی به نقش بهای تمام شده و حاشیه سود به سیاستگذار بدهد و او را دچار اشتباه محاسباتی نکند همین حالا نیز شما برخی بیسوادان اقتصادی و مالی را نیز میبینید که مدام فریاد میزنند که رانت ناشی از نرخ ارز ،حاشیه سود و رانت ناشی از انرژی ،حاشیه سود بالا و موارد این چنینی را از صورتهای مالی به رخ بازار میکشند و سیاستهای غلط را بر شرکتها وضع میکنند . شاید اجرای درست تجدید ارزیابی داراییها به همگان نشان دهد که چه اتفاقاتی در شرکتها در حال رخ دادن است و بهای تمام شده واقعی نیست و چه بلایی بر سر این شرکتها آورده …
نکته دیگر بحث مهمی است که اخیراً حتی در وزارت اقتصاد و بانک مرکزی هم پیگیری میشود آن هم این است که شرکتها به واسطه عدم شناسایی استهلاک درست داراییها روی به تقسیم سودهای عجیب و غیرمنطقی آورده و شرکت را از درون تهی میکنند و سرمایهگذاری را صفر و این باعث شده است که میزان سرمایهگذاری کشور با افت جدی مواجه باشد و همین موضوع آثار زیانباری را برای اقتصاد به همراه آورده و میبینیم که سرمایهگذاری جدیدی صورت نمیگیرد و سودهای تقسیمی نیز صرف هزینههای جاری شده نه سرمایهگذاری …
یکی از راه حلهای فرار از این بحران میتواند موضوع تجدید ارزیابی داراییها باشد که کمک شایانی به اقتصاد و شرکتها کرده و میتواند آنها را به سمت حفظ منابع در دل شرکتها و بازسازی خطوط تولید و بازسرمایه گذاری در آنها شود …
و در نهایت تجدید ارزیابی داراییها در شرکتها عیار مدیران را نشان میدهد معتقدیم دلیل مخالفت بسیاری از مدیران شرکتها با موضوع تجدید ارزیابی دارایی این است که به همگان نشان میدهد آنها سوار بر تورم هستند و چیزی جز تورم دستاورد آنها نیست اگر قرار بر واقعی شدن داراییها و عملکرد آنها بر این داراییها باشد بر همه ثابت میشود که آنها چیزی برای دفاع نداشته و ندارند به نظر وزارتخانههای رفاه اقتصاد صمت نفت دفاع که همگی در بازار با سرمایههای بالایی مواجه هستند باید این موضوع را بپذیرند و به این سمت پیش بروند که با واقعی کردن داراییها در ترازنامه محک خوبی به عملکرد شرکتها و مدیران زده و آنها را بسنجد.
وقتی میزان دارایی در اختیار یک مدیر و مجموعه شفاف شود آن وقت روشن میشود که چه میزان سود را طی این سالها محقق کرده و میتواند محقق نماید و از تورم و اقتصاد عقب تر است یا جلوتر! باز هم تاکید میکنیم تجدید ارزیابی داراییها موضوع کوچکی نیست به نظر بهتر است یک عزم جدی و ملی برای بررسی این موضوع گرفته شده و یک تصمیم همگانی برای آن اتخاذ گردد . و فراموش نکنید که همیشه کسانی که چیزی در چنته ندارند از شفافیت فرار میکنند چرا که با شفافیت دست آنها باز خواهد شد …
بتا سهم
صف خرید / صف خرید / صف خرید / صف خرید / صف خرید / صف خرید / صف خرید











