چشم و گوش ها در ۶ جهت !
امروز بازار دوباره در فضایی بین زمین و اسمان و خبرهای مثبت و منفی میچرخید از یک سو بازگشایی پتروشیمی ها را میشنید و از سوی دیگر شایعه تمدید نرخ ۳۰% را داشت و این موارد باعث شد تا بازار امروز در دقایقی مثبت و در برخی دقایق منفی باشد . البته بازار در استانه یک تعطیلی و روزهای بین تعطیلی هم باعث شده بود انگیزه خریدار کم باشد و در مجموع امروز بازار خیلی حرفی برای گفتن نداشت و شکل بلاتکلیف گونه بازار همچنان ادامه داشت
امروز، بازار را در حالی آغاز کردیم که دوباره بلاتکلیفی و شرایط و فضای خاص بازار مانع از حرکتهای سریع، تند و مثبتهای جدی در سهمها شده بود و همچنان نوعی بلاتکلیفی در چهره بازار موج میزد که البته به نظر میرسد این موضوع نیز باید با کمک اتفاقات و تحولات مدیریت شده و پیش برود.
امروز تلاشهای خودرو برای جهت دادن به بازار قابل ستایش بود و البته هنوز نتوانسته آن رونق جدی و اساسی را برای بازار ایجاد کند. در شرایط فعلی و فضای اینچنینی، برخی هم از سناریوهای تکنیکالی و نموداری صحبت میکنند که تبعات زیادی در رفتار سهامداران داشته و دارد. همانطور که سقف سه میلیون از بعد روانی روی سهامداران مؤثر بود، به نظر رفتارها و تحلیلهای چارتیستها نیز قابل شنیدن است که میتواند آثار مهمی برای بازار بهجا بگذارد. بسیاری از چارتیستها معتقدند بعد از رشد و رالی اخیر بازار، ۶ تا ۸ هفته استراحت و اصلاح زمانی و قیمتی یک اصلاح طبیعی و عادی است و میتواند انرژی بازار را برای حرکت بعدی ذخیره کند.
آنها معتقدند حتی این موضوع تا انتهای بهمن هم ممکن است گریبان بازار را بگیرد و ما در فراز و فرودهای مقطعی پیش برویم و گاهی مثبت و گاهی منفی باشیم، اما احتمالاً برآیند این دو ماه، برآیند قوی برای عموم بازار نخواهد بود.
برخی دیگر از چارتیستها بدبینتر فکر میکنند و معتقدند عدم رشد بازار و عرضه احتمالی حقوقیها در بهمن، به زودی یک موج نزولی آرام را به بازار تحمیل میکند که ممکن است شاخص را به محدوده ۲.۵ میلیون و این حوالی برساند که سقف قبلی آن بوده و نقطه حمایت جدی جدید خواهد بود. چند نکته در مورد این موارد و پیشبینیها عرض کنیم؛ چارتیستها معمولاً به همین شکلاند. سر بازار کج میشود، آنها شروع به دادن تارگتهای پایینتر میکنند و به محض برگشت، تارگتهای بالاتر را به همه نشان میدهند. بارها گفتیم به این تحلیلها باید وزن داد؛ چرا که تعداد زیادی از افراد آن را دنبال و نگاه میکنند، اما مسیر تعیینکننده، وضعیت بنیادی شرکت هاست و نه اخبار مختلف و نمودار…
از دید ما، شرایط فعلی نموداری و چارتیستها برای بازار شرایط جذابی نیست و نمیتواند تاییدکننده مسیر قوی برای روزهای پیش رو باشد. البته این موضوع برای کل بازار نیست و قطعاً در همین حتی نزول و یا اصلاح زمانی و قیمتی بازار هم نمادهایی خواهند بود که رشد خوبی را تجربه کنند.
اما فضای فعلی، فضای دادن زمان بیشتر برای رسیدن به اتفاقات جدیدتر است و البته معتقدیم هر چه این زمان طولانیتر شود، مرحله بعد رشد بازار، حرکتی قویتر خواهد بود و در نهایت هیچ یک از سناریوهای بالا را نه تایید و نه رد میکنیم، اما به این موضوع اعتقاد داریم که گزارشهای فعلی و شرایط بنیادی شاید محرک و اهرم قوی برای رشد بازار نشوند، اما میتوانند کف بازار را تا حدودی بسته و ریسک به ریوارد بازار در قیمتهای کمتر جذاب نمایند.
شاید این دیدگاه چارتیستها برای نگاه کوتاهمدتی قابل پذیرش باشد، اما معتقدیم اگر اتفاق عجیبی رخ ندهد، دوباره برگشت به سیکل صعود امری طبیعی و اتفاقی محتمل است.
با این فضا به سراغ بخش دوم گزارش بازار میرویم و سعی میکنیم در این دو روز در مورد این موارد بیشتر صحبت کنیم که به نظر سهامداران باید این موارد را با دقت دنبال کرده و فضای تصمیمگیری را مبتنی بر این موارد پیش ببرند.
بعد از انتشار گزارشها و عدم یک سورپرایز ویژه در گزارشهای میاندورهای و ماهانه برای سهامداران، حالا مسیر بازار برای ادامه شرایط فعلی کمی متفاوت و دشوارتر شده است.
معتقدیم بعد از اینکه گزارشهای میاندورهای و ماهانه منتشر شده، بازار حالا برای خارج شدن از فضای فعلی و تصمیمگیری بهتر، ۶ رویداد و ۶ اتفاق ویژه را دنبال خواهد کرد و به نظر سهامداران هم خط فکری خرید و فروش خود را با این ۶ رویداد تنظیم میکنند. امروز سعی میکنیم در مورد این ۶ رویداد به شکل خلاصه و تیتروار صحبت کنیم و بررسی هر یک از آنها را به روزهای بعد موکول خواهیم کرد.
عامل اول در اثرگذاری بازار و تغییر شرایط احتمالی
بازگشایی پتروشیمیهاست. قبلتر در مورد بازگشایی پتروشیمیها و آثار و حواشی آن صحبت کردیم. به نظر در حال حاضر نهاد ناظر یعنی سازمان بورس وقتی میداند فضای بازار به این اتفاق و رویداد نیاز دارد، به نظر هر چه سریعتر باید در مسیر بازگشایی این گروه قرار گیرد؛ بهخصوص حالا که مشخص شده دعوای بین مبین و فجر و پتروشیمیها خیلی آثار خاصی بر هر دو بخش نخواهد داشت.
عامل دوم قطعاً خبرهای خاص صنایع بهخصوص صنعت خودروست
که به نظر میرسد بهمن ماه پرخبری داشته باشد و از هفته بعد، خبرهای مربوط به تغییرات مدیریتی، تجدید و فروش تودلیها با شتاب و قدرت بیشتری به بازار پمپاژ میشود. چه بخواهیم و چه نخواهیم، خودرو همواره لیدر مؤثر و مهمی برای بازار بوده که اگر هم حتی در بدترین شرایط توان حرکت کوتاهمدت در بازار را نداشته باشد، میتواند جلوی افت بازار را گرفته و از این جهت مؤثر باشد. به نظر دومین رویداد و دومین عامل که در روزهای پیش رو بهعنوان عامل مؤثر و مهم در جهت تغییر مسیر بازار نقشآفرینی خواهد کرد، اخبار صنایع مختلف نظیر پالایش و بهخصوص خودروست. البته اخبار و تحولات بنزینی و برقی هم این میان وجود دارد و یا ممکن است سایر صنایع مهم باشند، اما اثری که خودرو در بازار دارد، اثر متفاوتی است.
عامل سوم، رویداد بسیار مهم و خاص سیاسی است
که توجهها را به خود جلب کرده و آن هم چیزی جز تصویب FATF نیست که فکر میکنیم این بار حاکمیت تصمیم خود را گرفته است که برای خروج از بحرانهای مختلف به این موضوع خاتمه دهد و احتمالاً تصویب این موضوع، اثر مثبتی بر کلیت بازار و بهخصوص گروه بانک خواهد داشت.
عامل چهارم، عاملی است که این روزها همه سهامداران بین اخبار مختلف به دنبال آن هستند و آن هم شنیدن اخبار مذاکره
توافق و گمانهزنیها در این مورد است. به نظر میرسد یکی از مؤثرترین و خاصترین عوامل در بازار طی این مدت و بهطور کلی از این پس، عامل توافق یا عدم توافق مذاکره و خبرهای آن است. معتقدیم اثرگذاری این موضوع در نه تنها بازار سرمایه که بسیاری از بازارها آنقدر قوی، محکم و زیاد است که میتواند خطوط را جابهجا کند. پس میتوان از این موضوع و اخبار آن هم بهعنوان یکی از عوامل ششگانه و شاید بتوان با جرأت مهمترین عامل مؤثر در این روزهای بازار یاد کرد.
عامل پنجم به زودی و طی دو سه روز آتی مشخص خواهد شد و آن هم موضوع نرخ بهره است.
دیروز کلی و سربسته در مورد این موضوع صحبت کردیم. رشد نرخ ارز و فضای فعلی تورم، دیدگاهها نسبت به کاهش نرخ بهره را کند و ضعیفتر کرده و بسیاری حالا معتقدند نرخ باید در همین حوالی باقی بماند. نوشتیم حتی کاهش یک یا دو درصدی این نرخ، یک سیگنال و چراغ مثبت از سوی حاکمیت برای سیستم اقتصادی کشور است و در نقطه مقابل، ثبات و افزایش آن تبعات و مشکلات عدیدهای را در پیش خواهد داشت. از انتشار احتمالی اوراق ۳ماهه موقت با نرخ قبل و کاهش آن برای سه ماه بعد صحبت میکنند که شاید این موضوع آثار کوتاهمدت کمتری داشته باشد، اما بهطور کلی نشان میدهد موضوع نرخ بهره و تعیین تکلیف آن یکی از موارد ششگانه مهم در این روزهای بازار است.
عامل ششم و عامل آخر، موضوع نرخ ارز است
که به نظر تا حدودی فضا در نرخ ارز شفافتر و روشنتر شده است. اما بازار یک ترس ویژه از تحولات ارزی دارد؛ بهخصوص با جابهجایی اخیر، این ترس بیشتر شده و آن هم این است که نکند دوباره فیل دولت یاد هندوستان کرده و به سراغ فرمولهای قدیمی سرکوب نرخ توافقی در سامانه جدید برود. اگر این اتفاق رخ دهد، قطعاً رویداد خوبی برای بازار نیست و درست در نقطه مقابل، حرکت آزادانه و شفاف و روشن نرخ، پالس مثبت قوی برای اقتصاد و بازار سرمایه شده و میتواند رفتاری شبیه آنچه اخیراً تجربه کردیم را دوباره با سرعت کمتر در بازار رقم بزند.
از همین رو دنبال کردن روزانه این نرخها و سیاستهای دولت در این حوزه بسیار مهم و اثرگذار است و بهطور کلی سهامداران باید نرخ ارز را از این پس بیشتر دنبال کنند؛ چرا که معتقدیم اگر اتفاق عجیبی رخ ندهد، ثبات را خواهیم داشت و در صورت وقوع تحولات مثبت و منفی، آماده واکنشهای سریع و قوی به این موارد است.
قطعاً به جز این ۶ عامل میتوان عوامل دیگری را نیز در مسیر بازار نام برد و ترسیم کرد، اما معتقدیم این ۶ موضوع عوامل اصلی و تاثیرگذار در بازار هستند که قابلیت ایجاد روندها و طول موجهای بلندتر از متوسط این روزهای بازار را دارند. بهنوعی هر یک از این ۶ عامل میتوانند جریان تعیینکنندهای در شرایط بازار داشته باشند.
نکته آخر شرایط فعلی اخبار و اتفاقات ۶ عاملی که یاد کردیم، نشان میدهد دست بازار و شانس آن برای رشد و قرار گرفتن در یک مسیر مثبت کم نیست و البته بسته به نوع وقوع و کیفیت هر یک از این عوامل، بازار واکنش متناسب با آن را پیش خواهد گرفت. بحث و هدف ما از نوشتن این موارد این بود که سهامداران بهجای گشتن به دنبال دلایل عجیب و غریب فضای فعلی بازار، سعی کنند این خطوط فکری و خبری را دنبال کرده و آنها را بیشتر در این روزهای بازار زیر ذرهبین خود داشته باشند.
و اما حرف آخر
که سخن کوتاه کنیم و به یکی از مهمترین اتفاقات این چند وقت بپردازیم که اصلاً در بین اهالی بازار دیده نشد. امروز، دنیای اقتصاد مطلبی را چاپ کرده بود که نشان میداد بعد از افزایش نرخ خودرو و بهنوعی منطقیتر شدن نرخها، دلالان این حوزه از ثبتنام لاتاری خارج شدند و مصرفکننده واقعی عمدتاً در صف ثبتنام قرار گرفت. نکته جالب که باز هم معتقدیم اهالی بازار جا داشت بیشتر به آن بپردازند، این بود که بعد از منطقی شدن قیمت خودرو، قیمتها در بازار نه تنها افزایش نیافت، بلکه رکود سنگینی بر بازار حاکم شد و حتی شاهد منطقی شدن قیمت برخی از خودروها بودیم.
ثبتنام اخیر هم نشان داد که بخش عمدهای از دلالان بهواسطه حذف سود و لاتاری ایجاد شده از این موضوع خارج شدند و مصرفکننده واقعی وارد کارزار شد. البته هنوز این چرخه کانل نشده است. تمام حرف و بحث ما طی این مدت چه روی خودرو، چه در ارز و چه موارد دیگر بر همین اصل استوار است.
اصل این است که یک اصول پایه و دقیق اقتصادی نه تنها در ایران که کل دنیا وجود دارد که یک نظام صحیح و درست اقتصادی را پیش میبرد و این نظام دست بازار است که منجر به تعادل در قیمتها میشود و مؤثرترین و کاراترین اصل برای هم تولیدکننده و هم مصرفکننده است. حال این طرف برخی به اصطلاح اقتصاد خوانده که مغزهای زنگزده آنها در دوران کمونیستی باقی مانده، ایدههای من درآوردی خود را از ابتدا در این ۴۰ ساله به خورد اقتصاد دادهاند و نتیجهاش را شاهد هستیم و چه عجیب که دستبردار هم نیستند…
البته معتقدیم پشت این ایدهها، رانتهای بسیار زیادی نهفته بود که لذت و منفعتش را بردند، اما خودرو بهعنوان یک نشانه و یک مثال واقعی به همگان اثبات میکند که مسیر درست مسیری است که علم اقتصاد پیش پای ما گذاشته است. اقتصاد علم است، شعار و حرف و بازی نیست. امیدواریم موضوع خودرو یک نشانه و یک نتیجه خوب برای سیاستمداران باشد که اگر واقعاً قصد اصلاح امور را دارند، از آن بهعنوان یک نتیجه کارا میتوان استفاده کرد و چه حیف که اهالی بازار که هر روز و شب دنبال بازگشایی پتروشیمیها و دامنه نوسان و موضوعات پیش پا افتاده دیگر هستند، کمی به این موضوعات میپرداختند و آثار این اتفاقات را در بازار تجزیه و تحلیل میکردند. جای این تحلیلها امروز بین اهالی بازار خالی است و باید نشان دهیم که مسیر درست، مسیری است که پیش گرفته شده و برای حیات اقتصاد باید ادامه پیدا کند…
بتا سهم
بازگشایی پتروشیمی ها/بازگشایی پتروشیمی ها /بازگشایی پتروشیمی ها /بازگشایی پتروشیمی ها /بازگشایی پتروشیمی ها /بازگشایی پتروشیمی ها /بازگشایی پتروشیمی ها











