گودبای سرو شانه ؟!

بازار امروز یک روز خاص‌تر نسبت به روزهای گذشته بود. خبرهای مختلفی در طول بازار آمد، ولی به عقیده بسیاری مثبت امروز و فضای بازار تا حدودی آن سناریو تلخ سر و شانه را به پایان برد و در عین پر عرضه بودن و پرحجم شدن، کمی نگرانی‌ها را کاهش داده است.

هر چند بازار این روزها منتظر بهانه‌ای برای یک دور عرضه و دست به دست شدن است، ولی مهم این است که نگرانی‌ها نسبت به روزهای گذشته کمی کمتر شده باشد . البته به عقیده برخی، امروز خبری غیرواقعی از نرخ خوراک کمی کار را خراب کرد. امروز یک موضوع در مورد نرخ خوراک هم مطرح شده بود و به نظر کمی باید بیشتر در مورد این خبرها دقت کرد و سواد رسانه‌ای و تحلیلی بازار باید افزایش پیدا کند که این موضوع اثرات این‌چنینی در بازار نداشته باشد… البته پشت این خبر، ماجراهایی بود که بعدها سعی می‌کنیم مفصل‌تر در مورد آن صحبت کنیم، ولی یک کار غیرحرفه‌ای صورت گرفت…

بازار امروز در حالی پیش رفت که همچنان چشم اهالی بازار در طول معاملات به گروه خودرو و صندوق‌های اهرمی بود که این روزها لیدرهای واقعی بازار هستند و البته به جریان لیدری این دو گروه نیز، انتقادات بسیار زیادی وارد است. همه هم می‌دانیم مشکلات جدی در این موضوع وجود دارد و طی روزهای گذشته از لفظ جوجه اردک زشت برای خودرو یاد کردیم، ولی در عین تمام مشکلات دیدیم که چگونه با افزایش سرمایه خود ناجی یک بازار شد.
البته این را هم باید بپذیریم که بازار هم آمادگی برگشت را در دل خود داشت، اما به هر شکل ممکن در حال حاضر صندوق‌های اهرمی و خودرو، نماد حرکت و شاخص مسیر بازار ترسیم شده‌اند…

از سوی دیگر چارتیست‌ها نیز اتفاقات مهم و سناریوهای خاصی را پیش روی بازار قرار می‌دهند. اگر بخواهیم به‌طور خلاصه در مورد آیتم‌های اثرگذار در بازار صحبت کنیم، شاید دو تیم یعنی تکنیکالیست‌های بازار و همچنین نهادهای مالی که بیشتر شامل صندوق‌ها می‌شود، دو طیف تأثیرگذار جدی در فضای کوتاه‌مدتی بازار هستند. امروز کمی در مورد اثرات این گروه و سناریوها و دیدگاه‌های آنها صحبت می‌کنیم و به‌خصوص با محوریت گزارش‌های ماهانه، چند نکته را مدنظر خواهیم داشت.

از دید بسیاری از چارتیست‌ها، بازار امروز و رفتار بازار امروز، رفتار مهمی بود و بسیاری آن را نقطه عطف حرکت اخیر بازار می‌دانند. چرا این موضوع بیان می‌شود؟ به این دلیل که به عقیده آنها، حرکت بازار امروز آن الگوی سر و شانه معروف را خراب کرده و به‌طور کلی فضای بازار را تغییر می‌دهد و به‌نوعی به همگان این پیام روشن و آشکار و واضح را می‌فرستد که اصلاح جدی در انتظار بازار نیست…

و در واقع مثبت بازار امروز شکست آن دیدگاه و جریانی است که منتظر شاخص زیر ۲۶۰۰ بود، اما در نقطه مقابل، دیدگاه دیگری بین چارتیست‌ها وجود دارد که مثبت فعلی را بادوام و یک تغییر روند جدی نمی‌داند و هنوز نسبت به آن تردید داشته و منتظر یک اصلاح دوباره در بازار است که بسیاری اتفاقاً معتقدند هفته آینده این دیدگاه دوباره در بازار فعال می‌شود و فشار فروش را بیشتر می‌کند.

حقیقت امر نمی‌دانیم دقیق چه رخ خواهد داد، اما هفته بعد اگر نشانه‌های استیضاح همتی کمرنگ شود، به نظر این سناریو برای شاخص نیز کمرنگ خواهد شد؛ مگر دوباره اتفاق و جریان خاصی رخ دهد، اما به‌طور کلی به نظر می‌رسد با مثبت این چند روز که بخشی از آن ناشی از جریان پول صندوق‌های تثبیت و توسعه و برخی حقوقی‌های دیگر بود و بخشی دیگر پول‌های رهاشده از بازارهای موازی، بعد از کسب سود حداکثری به وجود آمده، آن سناریوهای بدبینانه به پایان رسید و منتظر اتفاقات بهتری باید بود. اما همان‌طور که روزهای گذشته نیز عنوان شد، کم‌وکیف این اتفاقات روزهای بهتر را سه اتفاق و سه جریان رقم می‌زند؛ اول تحولات نرخ دلار نیما، دوم اخبار صنایع مهم بازار نظیر خودرو، بانک، پالایش، پتروشیمی، فولاد، فلزات و در نهایت سومی هم گزارش‌های ماهانه است.

گزارش‌های ماهانه امروز آخرین روز خود را سپری می‌کنند و اکثر گزارش‌ها به کدال رسیده است. فردا مفصل‌تر در مورد جمع‌بندی این گزارش‌ها صحبت خواهیم کرد و نظر خود را بیان می‌کنیم، اما یک نکته این میان وجود دارد. بسیاری بر این عقیده‌اند که چرا این مقدار روی گزارش‌های فصلی و ماهانه شرکت‌ها تأکید می‌کنید.

درست برخلاف برخی عزیزان که برای خود داستان‌هایی نظیر کدال قبرستان اطلاعات و این موارد را بیان می‌کنند، اتفاقاً معتقدیم که اگر هم قرار بر قبرستان باشد، قبرستان مفید و عبرت‌آموزی برای بازار و سهامداران خواهد بود.

اما حقیقت امر بهتر است به‌جای این نوع قضاوت، به بازار طی یک سال گذشته نگاه کنید که اتفاقاً چند ماهی بیشتر در آن وضعیت خوب و جذاب نبود، اما در همین یک سال نمادهایی با بازدهی‌های بسیار بالا در بازار حضور داشتند که شاید تعداد آنها به بیش از ۵۰ نماد می‌رسد. به‌عنوان کسی که تقریباً هر ماه و هر فصل تمام گزارش‌ها را یک‌بار مرور می‌کند، عرض می‌کنیم که این ۵۰ نماد قطعاً از دل این گزارش‌ها بیرون آمده و شرکت‌هایی بودند که نشانه‌های این بازدهی را در گزارش‌های خود بروز داده‌اند و توانستند جریان پول را به سمت خود بکشند. بروبچه‌های قدیمی بازار که دیدگاه‌های عدم توجه به کدال را دارند، یک نکته را دقت نمی‌کنند که مدل و پارادایم خرید و فروش‌ها در بازار کمی تغییر کرده و شرایط ویژه‌ای پیدا کرده است.

این تغییر مدل ناشی از آن است که بخشی از پول‌های بازار چه پول حقوقی‌ها، چه اهالی قدیمی بازار و چه فعالان دی ترید و کوتاه‌مدت، به سراغ صندوق‌های اهرمی و سایر صندوق‌ها رفته و تعداد نهادهای مالی و صندوق‌های ما به بیش از ۵۰۰ نهاد رسیده است. این نهادها در انتخاب سهم قاعدتاً باید اصول و قواعد خاص خود را داشته باشند و از همین روست که با توجه به تیم‌های تحلیلی و کار گروهی که دارند، بررسی بنیادی گزارش‌ها در دستور کار اکثر آنهاست و نتیجه آن می‌شود که وقتی شرکتی شرایط خوبی در گزارش بروز می‌دهد، هزاران چشم تحلیلگر آنها را نگاه کرده و با منابعی که در اختیار دارند، برای صندوق و سبد خود تصمیم می‌گیرد. این منجر به این شده است که نقش گزارش‌ها در بازار به‌عنوان یک نقش ویژه حائز اهمیت باشد و از همین روست که این گزینه، یعنی گزارش‌ها را به‌عنوان یکی از گزینه‌های مؤثر در روند بازار یاد کردیم.

و اتفاقاً معتقدیم اگر نقش گزارش‌ها را بپذیریم و با مدل خرید سهم‌های بنیادی که از دل گزارش‌ها بیرون می‌آید پیش برویم، بازدهی خوبی در بازار خواهیم داشت و از همین روست که دوباره دیروز هم تأکید کردیم که بهتر است این صندوق‌ها و نهادها در این مقطع حساس به‌جای بررسی سناریوهای سیاسی و اقتصادی کمی بیشتر در گزارش‌ها متمرکز شده و می‌توان از دل این گزارش یک دسته ۸۰ تا ۱۰۰ سهمی را جدا کرده و به بررسی آنها پرداخت.

در حال حاضر و اگر بخواهیم به شکل کلی و تا آنچه رسیده را بیان کنیم، باید اذعان داشت گزارش‌هایی بهتر از ماه گذشته را شاهد بودیم و به وضوح دو موضوع در دل گزارش‌های ماه بهمن دیده می‌شد. اولین و مهم‌ترین آن این بود که قطعی برق و گاز تا حدودی خود را در این گزارش‌ها نشان داده و نکته دوم افزایش نرخ‌ها در گزارش‌های فروش شرکت‌هاست که چه در تسعیر ارز و چه بورس کالا بروز و ظهور کرده و حالا خود را در گزارش‌های ماهانه نشان می‌دهد.

این اتفاق مهمی است؛ چرا که معتقدیم اگر قرار باشد جریان نرخ ارز با سرعتی کند و آهسته در بازار خود را نشان دهد، دماسنج آن قطعاً وضعیت فروش شرکت‌ها در گزارش‌های ماهانه است که در تابلوی قیمت‌ها پرایس می‌شود و برای همین است که یک بار دیگر آن موضوع دیروز را نیز تکرار می‌کنیم که بهتر است تحلیلگران و فعالان بازار با مرور همه‌جانبه گزارش‌های ماهانه، وضعیت بنیادی گذشته، نمودار قیمت و اصلاحی که صورت ‌گرفته و سایر موارد به انتخاب و چینش پورتفو رسیده و کار را پیش ببرند.

اما امروز در بخش پایانی می‌خواستیم در موارد مهمی نظیر آنچه در مورد استیضاح در حال رخ دادن است و یا بحث‌های دیگر بازار نظیر رفتار صندوق‌های اهرمی، خصوصی‌سازی و اتفاقات اخیر خودرو را مرور کنیم، اما دوباره موضوعی مطرح شده است که ذهن بازار را درگیر کرده و آن هم بحث عرضه‌های اولیه است. به نظر اهالی بازار بهتر است یک ‌بار برای همیشه تکلیف خود را با این جریان روشن کرده و بعد از این دیگر کسی غر نزند که آیا این موضوع خوب است یا بد.

انتظار بسیاری از اهالی بازار که انتظار به‌جا و درستی بوده، این است که در زمانی که بازار منفی است، عرضه‌های اولیه فشار فروش روی بازار را بیشتر می‌کند و یک سیاست ضد بازار قلمداد شده و در نهایت خروج سرمایه را رقم می‌زند. قطعاً این استدلال درست است و بارها و بارها شاهد آن بودیم. البته یک بار هم قبل‌تر نوشتیم اگر قرار باشد پایه‌های این بازار ما با یک عرضه اولیه بلرزد، همان بهتر که نیارزد و نلرزد.

بازار ما باید این استقامت و طاقت را داشته باشد، اما به هر حال این موضوع، موضوع درستی است که مطرح می‌شود. اما از سوی دیگر یک دیدگاه وجود دارد که کارکرد بازار سرمایه در میان این ماجرا نباید فراموش شود؛ این موضوع بدین معنی است که بازار سرمایه به وجود آمده تا تجهیز سرمایه و وظیفه اصلی خود که ارتباط بین جریان پول و تولید است را برقرار کند. گسترش بازار هم یکی از مهم‌ترین اتفاقاتی است که رخ خواهد داد و قبل‌تر هم بیان کردیم اگر میز بازی برنده برنده تعریف نشود، دولت اهمیت به این بازار نخواهد داد. نمونه این جریان را می‌توان در بازار طلا دید که حالا چه اهمیتی برای دولت پیدا کرده است و بی‌تعارف باید اذعان داشت بازار سرمایه به حاشیه رفته…

بیاید این موضوع را یک بار برای همیشه با خود حل‌وفصل کنیم و بپذیریم که اگر واقعاً نقش بازار سرمایه را در این موضوع قبول داریم، اجازه بدهیم بحث پذیرش شرکت‌ها و عرضه اولیه منظم آنها طبق یک تقویم زمان‌بندی شده دقیق و مشخص پیش برود و به قول یکی حتی اگر سنگ هم از آسمان بارید، عرضه‌های اولیه جریان داشته باشد.

منتها بسته به حال و هوای بازار درصد آن و یا نحوه مشارکت در آن تغییر کند، اما اگر قرار است هر تصمیم و هر اتفاقی بیفتد، همه باید روی آن اجماع داشته باشند و بپذیرند که نقش ما در این عرضه‌های اولیه چه نقشی است و چه جایگاهی داریم. حقیقت امر از دید ما پذیرش بیش از ۸۰ شرکت در سال و گسترش همه‌جانبه و درگیر کردن منافع تعداد زیادی از بازیگران این صنعت به مستحکم شدن و قوی‌تر شدن بازار سرمایه کمک خواهد کرد و اگر نگاه بلندمدت داشته باشید، قطعاً اتفاق مهمی است که به سود بازار تمام خواهد شد. اما شاید در کوتاه‌مدت، بحث‌ها و نظرهایی وجود داشته باشد که انصافاً بحث‌های درستی است.

به نظر ایجاد یک پروتکل منظم دقیق و یک سین برنامه غیر قابل تغییر می‌تواند راهگشای این امر بوده و گره از مشکلات این‌چنینی و اعتراض‌ها و اتفاقات باز کند. باز هم تأکید می‌کنیم که اگر بتوانیم در طی چند سال تعداد زیادی از شرکت‌های بزرگ این کشور را وارد بازار سرمایه کنیم، فراموش نکنید تعداد ذی‌نفعان این بازار را افزایش داده‌ایم و در واقع شمشیرزنان لشکر بازار سرمایه را تقویت کرده‌ایم. این میان البته آن طرف ماجرا نیز سازمان بورس باید نقش ویژه خود در خروج پول از بازار و جلوگیری اتفاقات تلخ را به خوبی ایفا کند. این موضوعی است که شاید در سال جدید لازم است تا یک بار همه در مورد آن به اجماع و اتفاق‌نظر رسیده و با قدرت پیش برود؛ چه بازار منفی و کم‌حجم باشد و چه پرشور و پرحرارت…

بتا سهم

#گزارش_بازار

فضای بازار/فضای بازار/فضای بازار/فضای بازار/فضای بازار/فضای بازار/فضای بازار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *