باشه از شنبه !!
امروز خیلی ها همه چیز را به شنبه موکول کردند و هنوز انگار آمادگی و باور خبرها را ندارند…خیلی زود آن انرژی و هیجان دیروز فروکش کرد و راهی تعطیلات و اتفاقات شدیم و البته بازار از ترس غافلگیری به این فضا رو آورد …
امروز برخی از ترس غافلگیری اخبار در بازار روز شنبه دست به فروش بودند چرا که از غافلگیر شدن نسبت به اخبار واهمه داشتند و اتفاقاً صحبت دیروز ما همین بود برخی میپرسیدند چرا تیتر گزارش بازار شب ِ شکار بود شاید استدلال برخی این بود که در شبی که گذشت خرسها توسط گاوها شکار شدند یا بدبینها به دام خوشبینها افتادند و شکار و قربانی تفکرات بدبینانه خود شدند و یا برخی دیگر این برداشت را کردند که نقدیون و طلا بازها قربانی و شکار شکارچیان سیاستگذار و فروشندههای طلا بودند.
حقیقت امر اصل بر غافلگیری در شکار منظور بود غافلگیری که نشان میداد ناگهان و در غیر منتظرهترین شرایط ورق برگشت و اصل غافلگیری رخ داد و در واقع اصل غافلگیری مهمترین اتفاق شب شکار بود و حالا هم بسیاری که به تحولات و اتفاقات سیاسی اطمینان لازم را ندارند در طرف بدبینی ماجرا ایستاده و امروز تمایلی به خرید سهم نداشتند و فکر میکردند که شاید کمی صبر کردن و دل به دریای مذاکرات نزدن و با قایق عراقچی راهی عمان نشدن منطقی تر باشد تا حداقل شکار و غافلگیر نوسانات سیاسی نشوند …
اما وقتی از مذاکرات صحبت میکنیم باید این موضوع را بپذیریم که وقتی چنین عاملی موتور محرک و فضای بازار را در دست میگیرد و تبدیل به عامل موثر و اثرگذار در روندهای بازار میشود
یعنی به نوعی نبض بازار و جریان حرکت مثبت و منفی آن را به دست میگیرد و برای همین حداقل در کوتاه مدت اخبار مذاکرات ولو کوچکترین خبر با اثری بزرگ در بازار موثر خواهد بود و بعد از گذشت مدتی بازار کم کم به این اخبار عادت کرده و به دنبال آثار بزرگتر و قویتری در این وادی خواهد بود…
پس برای همین موضوع است که سناریو چینی برای اتفاقات و اقدامات پیش رو در روزهای آتی میتواند سناریوی بازار هم باشد اما چه اتفاقاتی پیش روی بازار است ؟! احتمالاً روز شنبه و یا چند روز آتی بعد از آن از چند حال برای ما بورسیها خارج نخواهد بود در خوشبینانهترین اتفاق که احساس میکنیم احتمال وقوع آن کم باشد این موضوع رخ میدهد که بعد از چند دور مذاکره ناگهان اعلام میشود که به توافق اولیه برای برخی اتفاقات و اقدامات دست یافتهایم به عنوان مثال بخشی از تحریمها به عنوان اقدامات اعتمادساز لغو شود و یا خبرهای دیگر… باز هم تاکید میکنیم این موضوع را کمی خوشبینانه میبینیم اما دنیای سیاست دنیای اتفاقات و تحولات غیرقابل پیش بینی است
سناریو دوم که این موضوع و سناریو را محتملتر و واقع بینانهتر میدانیم
این است که طرفین بعد از چند روز مذاکره اعلام میکنند که مذاکرات خوب بود برای مشورت بیشتر به پایتختها میرویم و حالا تازه برداشتهای غیر رسمی و فراز و فرودهای این موضوع که آیا خوب بوده یا نبوده آغاز میشود و ما دوباره در لوپ این موضوع قرار میگیریم که حالا مذاکرات چه اثری بر بازار دارد و احتمالاً یک قرار ریز مذاکرات دور بعدی را نیز میگذارند به نظر اعلام این موضوع پایان هیجان اولیه بازار خواهد بود بازار از آن نقطه به بعد دوباره در لاک تفکر و وزن دادن به اتفاقات مختلف و خبرهای مختلف میرود و البته تجربه این چند وقت گذشته نشان داده روایت طرف مقابل از اتفاقات و تحولات روایت واقعبینانهتر و درست تری است
و اما سناریوی بدبینانه و سناریو سوم
که وزن آن را قوی نمیدانیم اما به هر حال محتمل است این است که در همان دور اول و در همان ساعات اول مذاکرات به بنبست و به شکست میخورد دوباره روز از نو روزی از نو به خاطر داشته باشید همانطور که بازار به شکلی هیجانی واکنش خوب و مثبت نشان داد در صورت وقوع این سناریو دوباره به شکل هیجانی واکنش منفی نشان داده و درست در بازار ارز و سکه نیز این اتفاق رخ میدهد و حتی دوباره ریسک و سایه جنگ روی سر بازار قرار میگیرد و خلاصه همه چیز به تنظیمات اولیه کارخانه چند روز قبل از مذاکرات برمیگردد حقیقت امر به این موضوع خیلی وزنی نمیدهیم و علاقهای هم به فکر کردن در مورد آن نداریم…
معتقدیم ما وارد سناریوی دوم شدیم و از این پس اخبار مذاکرات را باید روزانه دنبال کرد این میان اما برخی در بازار رفتار متفاوتی را خواهند داشت
ما هنوز در بازار به نقطهای که از آن به عنوان باور چرخش یاد میکنیم نرسیدهایم این به چه معنی است؟! به این معنی است که هنوز بسیاری چه در حوزه بازار ارز و سکه و طلا و چه در بازار سرمایه اعم از حقوقی و حقیقی به این باور نرسیدند که چرخش آغاز شده و شاید تفکر درستی هم باشد چرا که آنقدر اتفاقات عجیب و غریب دیدهاند که ترجیح بدهند کمی صبر کنند تا خبرهای دقیقتری برسد
این باور چرخش و نرمش چیزیست که از این پس جریان پول را مدیریت و هدایت خواهد کرد و از همین رو روست که از این پس اخبار نقشی بسیار مهم و اثرگذاری را دارند باور چرخش به این معناست که کم کم همگان به این نتیجه برسند که بله یک مسیر و راهی باز شده و آغاز شده که ممکن است انتهای آن توافق و یا به هر حال دوری از ریسک جنگ و رویارویی باشد
این باور چرخش تهش به جریان پول وصل است و این باور است که جریان پول را هدایت و مدیریت میکند
این باور طول در روزها و هفتهها ایجاد میشود و دفعتی و یکباره فقط بخش کوچکی از جریان پول را همراه میکند و برای همین است که هنوز بسیاری باور ندارند که تغییر فاز و شرایط سیاسی اتفاق افتاده و ما رفتار متفاوتی را شاهد هستیم و این پروسه کمی زمان بر است یعنی کمی طول میکشد تا فضای بازار و چشم بازار و مغز تحلیلگران سناریوی توافق را روی میز تحلیل خود آورده و ان را در محاسبات خود لحاظ کنند و برای همین بود که دیروز از مراحل مختلف اتفاقات و رویدادهای موثر در بازار صحبت کردیم و روی صحبتمان این است که انتظار نداشته باشید که بازار با هیجان همچنان پیش برود و ادامه دهد ما در طول گذر زمان و با رسیدن اخبار این باور چرخش را در افراد خواهیم دید و این خود عاملی برای ادامه ورود جریان پول های مختلف در بازار میشود…
اما در ادامه به دو نکته دیگر نیز اشاره کنیم نکته اول بسیاری این پرسش را دارند که رفتار جریان پول فعلی در بازار چگونه است به نظر این موضوع نیز در طول گذر زمان دچار تغییر و تحولاتی خواهد شد و معتقدیم این موضوع دستخوش تغییرات مهمی قرار خواهد گرفت که اثرات مهمی در حال و روز بازار خواهد داشت…
جریان تحولات و اخبار سیاسی میتواند پول را آرام آرام به سمت بازارهای مختلف حتی بازار سهام نیز هدایت کند و حالا پرسش بسیاری این است که شاهد حرکت بهبود چه گروه و چه دسته از سهمها خواهیم بود ولی قبل از آن دو نکته را در ذهن خود داشته باشید
۱- بیخود خود را گول نزنید و با اخبار و تحولات و اتفاقات پیش رو جو زده عمل نکنید ما هنوز جریان پولی را در بازار ندیدهایم اصلا هنوز پولی راهی بازار نشده و حتی معتقدیم بخش عمدهای از پولی که از صندوقهای طلا خارج میشوند اصلاً راهی بازار نمیشوند ما حتی هنوز در جذب پول اهالی خود بازار و حقوقیها هم عاجزیم و هنوز این جریان پول به بازار اعتماد نکرد و به روند اعتقادی ندارد متوهمانه و خوشبینانه این ماجرا را نگاه نکنید ما هنوز جریان پول قوی که بتواند در بازار حاضر باشد را شاهد نیستیم نکته دوم اگر جریان پولی به سمت بازار میآید رفتار خاص خود را دارد و به نظر مقاومت کردن در مقابل روندی که ایجاد میشود بیشتر شما را عقب خواهد انداخت و باعث میشود از روندها و سودهای ایجاد شده فاصله بگیرید
تجربه چند مقطع قبل به ما نشان داده که معمولا جریان پول در سه سطح در بازار حاضر میشود و کار میکند
در سطح اول که مرحله اولیه حضور و ورود جریان پول است سراغ سه دسته سهمها میرود دسته اول صندوقهای اهرمی دسته دوم سهمهای بزرگ بازار که ۵۰ تا ۶۰ شرکت را شامل میشود و دسته سوم لیدر بازانی که در حال حاضر گروه بانک و خودرو رهبریت و محوریت این جریان را در اختیار دارند این مرحله اول حضور جریان پول در بازار است بعد از گذشت مدتی ما وارد سطح ومرحله دوم میشویم که در صورت ادامه جو خوب بازار و ادامه اخبار مثبت این مرحله آغاز شده و بخشی از پول جذب شده به بازار و بخشی از پولی که بازدهی خوبی در گروه اول گرفته سراغ گروه دومی میرود که مهمترین مزیت آن فارغ از کوچک و بزرگ بودن شرایط خوب بنیادی است که نقش گزارشها و اطلاعات و اخبار در این مرحله بسیار مهم است
و در نهایت در مرحله سوم همه چیز در هم است و در این مرحله که اتفاقاً افرادی نا آشناتر و به نوعی تقریباً همه قشر آدم در بازار حضور پیدا میکند همه جور سهم و همه جور شرکت رشدهای هیجانی خواهند داشت ما طی این چند سال اصلاً وارد مرحله سوم نشدهایم و همه چیز در ان دو مرحله باقی مانده و برای همین است که بسیاری این موضوع را بیان میکنند که شاخص کل بهتر از هم وزن است یا شاخص دستکاری میشود و یا هر موضوع دیگر پس حداقل این بار اگر قرار است روند ایجاد شود باید باهوشتر و با درایتتر و با تجربه از گذشته به آن بپردازیم…
نکته دوم جریان دلار است
قصد نداشتیم امروز این موضوع را بگوییم اما اصرار زیاد بسیاری از دوستان باعث شد حداقل بخش کوچکی از گزارش بازار امروز را به این موضوع اختصاص دهیم که سرنوشت دلار چه خواهد شد؟! ببینید عزیزان دلار دو دسته عامل موثر را همیشه داشته طی این ۱۰ ۱۲ سال گذشته عامل سیاسی همواره مهمترین عامل اثرگذار در دلار بوده است اما عوامل اقتصادی هم به عنوان دسته دوم مدیریت راهبردی آن را بر عهده میگیرند
معتقدیم دلار اقتصادی با شرایط فعلی با کسری بودجه و با حتی فضای خوشبینی در مقطع فعلی چیزی حوالی ۸۵ هزار تومان است و باقی آن ریسک سیاسی است که همیشه بوده و همیشه در دل دلار هم وجود دارد و برای همین است که شاید به عنوان نظر شخصی معتقد باشیم در یک فضای خوشبینی سیاسی دلار اقتصادی و دلار آزاد و بازار به هم نزدیک میشوند و البته این را هم بگوییم با در نظر گرفتن تورم کشور انتهای سال دلار اقتصادی کمتر از ۱۰۰ هزار تومان نخواهد بود اما بحث این است که آیا در چنین وضعیتی دلار به عنوان یک بازارجذاب برای سرمایهگذاری طرح میشود یا خیر؟!
وقتی ریسک سیاسی از دل دلار خارج شود به نظر بازدهی این بازار چیزی شبیه اوراق و یا تورم خواهد بود و حتی ممکن است به واسطه دستکاری دولت و سرکوبهای آن این موضوع کمتر هم باشد و برای همین است که تاکید چند باره ما این است به دنبال تحرکات و تحولات عجیب و غریب در نرخ ارز نباشید ثبات این نرخ یک پیروزی بزرگ برای دولت است و این نظر شخصی است که شاید با پیروزی و بهبود و توافق ناشی از مذاکرات ما دو مرحله کاهش ارز خواهیم داشت که یک مرحله آن حوالی ۹۵ ۹۶ است و مراحل بعد به زیر ۹۰ هزار تومان خواهد رفت
و البته معتقدیم در آن طرف هم نرخ ارز نیمایی که امروز لجوجانه و ابلهانه پایین نگه داشته شده باید افزایش داشته باشد و به این نرخ اقتصادی نزدیک شود که مدل درست اقتصاد است حالا رفتار دولت اگر چیز دیگر یل جور دیگری باشد سیلی سخت اقتصاد را دوباره خواهد خورد کما اینکه آن بنده خدایی که روزی فنر و سرکوب و این موارد دیگر را مسخره میکرد امروز دوباره همان ادبیات را آغاز کرده و قطعاً سیلی سخت اقتصاد روی صورت و سیبیل تراشیده و نتراشیده باقی خواهد ماند بگذریم و سراغ حرف آخر برویم…
حرف آخر ما دوباره برمیگردد به بحث دیروز که اگر جریان پول قرار است در بازار حضور پیدا کند ما باید آمادگی میزبانی زیبا و خوب از آن داشته باشیم بخشی از این میزبانی به ایجاد جذابیت در بازار فعلی باز میگردد
سخت معتقدیم که شرایط فعلی چه در دامنه نوسان و چه حجم مبنا شرایط نرمال و جذابی برای اهالی بازار نیست و این را هم به خوبی میدانیم که بسیاری از کارگزاریها و کسانی که کسب و کار وابسته به این موضوع را دارند به جد از این موضوع گلایه داشته و حتی برخی پا را فراتر نهاده و معتقدند دامنه نوسان فعلی عاملی برای عدم توجه جریان پول خواهد بود و آن را عاملی برای شرایط بد و خوب بازار میدانند
دو نکته را همین ابتدا بیان کنیم
نکته مهم اصل حفظ،اعتلا و ارتقا بازار سرمایه است
این به چه معنی؟! به این معنی که با احترام به تمامی کسب و کارها اعم از کارگزاریها شعب انها، دوستانی که استیشن دارند و یا همه صندوقها و موارد دیگر اصل یک چیز است آن تصمیمی درست است که به سود بازار سرمایه باشد نه به سود عده خاص
نکته ۲ … اگر واقعاً فکر میکنید دامنه نوسان عامل منفی یا مثبت بازار میشود به نظر بازار را نشناختهاید
بازار سرمایه امروز با ریسکها و تحولات مختلفی مواجه است که اصلاً دامنه نوسان ریسکی به حساب نمیآید شما امروز از دامنه نوسان صحبت میکنید در حالی که کنار دست شما سیاستهای تثبیت نرخ ارز مطرح میشود، نرخ اوراق شرکتی ۴۱ و ۴۲ است تا همین چند روز پیش سیل انواع و اقسام جنگندههای امریکا در کانالهای بورسی دور میزد با چنین تحولاتی مگر میشود کسی عدم رشد بازار را به گردن دامنه نوسان بیندازد اما یک موضوع مهم است و آن هم این است که دامنه نوسان و حجم مبنا در یک شرایط نرمال تاکید میکنیم در شرایط نرمال ایجاد جذابیت خاص برای جریان پول بیرونی کرده و آن را تشویق خواهد کرد …
شرایط نرمال هم تعریف دارد به نظر باید برای آن مولفهها و شاخصهای مختلفی را ذکر کرد چه تضمینی وجود دارد که همین شنبه و یکشنبه دوباره از دل خبرهای سیاسی ناگهان شکست بیرون بیاید و بعد هم ترامپ قمارباز، دهن لق دیوانه دوباره تهدید نظامی را از سر بگیرد و بعد آن مقطع ،همینها که فریاد دامنه نوسان ۵ و ۷ را سر میدهند و امروز انتقاد دارند دوباره فریاد میزنند که آی دامنه نوسان را به مقطع قبلی برگردانید کما اینکه همین امروز بسیاری معتقدند یکی از بزرگترین اشتباهات عشقی این بود که بعد از ریسکهای سیاسی ترور هنیه دامنه نوسان را محدود نکرد و آن سقوط سخت چهار پنج روزه در بازار رقم خورد
پس به نظر تغییر دامنه نوسان و حجم مبنا قطعا باید رخ دهد اما در فضای نرمال نه در فضایی که ما هنوز ریسک سیاسی را روی سر بازار داریم، قطعی برق و گاز بیخ گوشمان است، نرخ بهره با دمای ۴۰ و ۴۱ درجه ما را فشار میدهد و مستر فرزین هم در چشم بورسیها نگاه میکند و از سیاست تثبیت ارز شبیه دولت اسب زین شده دفاع میکند که قطعاً جیب رفقا و رانتخواران ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلاری را پر خواهد کرد
معتقدیم این موضوع نیز باید به تدریج و با جو اخبار تغییر کند به نظر میرسد سه مرحله برای این موضوع تعریف کنیم و سازمان هم با نظرخواهی از فعالان بازار روی این سه مرحله کار کند مرحله اول میتواند کاهش جدی حجم مبنای طیف وسیعی از شرکتها در بازار باشد مرحله دوم میتواند افزایش دامنه نوسان به ۴ بوده و شاید منطقی شود که صندوقهای اهرمی هم دامنه نوسانشان به مثلاً ۵ یا ۶ افزایش یابد مرحله آخر مرحله شرایط نرمال است که به نظر رفتن به سمت دامنه ۵ برای بازار و ۱۰ برای اهرمیها و صندوقها میتواند تارگت نهایی باشد.
یک نکته را هم در مورد صندوقهای اهرمی عرض کنیم اکثر که خیر تقریباً همه مدیران این صندوقها از دوستان و رفقای خوب و عزیز ما هستند اما این انتقاد را بپذیرند که در دورههای مختلف عملکرد این صندوقها عملکرد قوی مطمئن و خوبی نبوده و همین موضوع کمی ترس و تردید را ایجاد میکند که افزایش دامنه نوسان آنها نسبت به بازار دوباره بخشی از جریان پول را به سمت آنها برده که ما با این مرحلهاش مشکلی نداریم
مشکل مرحله بعد است که این صندوقها در این فاز با این جریان پول رفتاری بهینه درست و تحلیلی در بازار نداشته و چون این جریان پول ورودی به بازار محدود است حجم آن به صندوقهای اهرمی زیاد، ناگهان بازار ،کویر پول میشود و نظم همه چیز بر هم میریزد به نظر این موضوع نیز آرام آرام در یک فضای مثبت ایجاد شده برای بازار اصلاح میشود و شاید کمی زمانبر باشد که به این نقطه برسیم و حرکت کنیم و الا با این طرز فکر که سرمایهگذاری غیر مستقیم باید به عنوان یک هدف در دستور کار باشد پذیرفته شده منتها تجربه و عملکرد صندوقها در این مقطعی که پشت سر گذاشتهایم تجربه جذابی نبوده است
هرچند تمام این موارد در بازار تلخ این مدت اتفاق افتاده و شاید در یک بازار خوب عملکرد آنها نیز قابل دفاعتر باشد…
بتا سهم
انرژی و هیجان/ انرژی و هیجان/ انرژی و هیجان انرژی و هیجان/ انرژی و هیجان/ انرژی و هیجان/ انرژی و هیجان











