مرداد ؛مردد ولی امیدوار!
مرداد از راه رسید و شروعش در یکی از ابهام آمیز ترین پرتردید ترین روزهای هفته های اخیر است . شب گذشته خبری از آتش بازی نبود و برخی آن رایک نشانه مثبت و یک مسیر کوتاه یک کورسوی امید به سمت صلح و توافق میدانند و برخی دیگر با توجه به حرف ها و تجهیزات آن را آرامش قبل از توفان قلمداد میکنند و همین موضوع باعث شد که امروز تماشاچیان بازار بیشتر و قوی تر باشند .
هر چند فشار گزارش ها همچنان بازار خوب و مثبتی را نشان میدهد …
امروز شنبه اولین روز کاری ماه مرداد را در پیش داشتیم و به نظر مرداد داغی پیش روی بازار باشد .داغ پر خبر امیدوار و البته مردد … ابتدا برای پیش بینی اینکه در مرداد چه خواهد گذشت و چه میشود لازم است تا به این موضوع اشاره کنیم که تیر روزهای خوبی برای بازار نداشت و تحولات سیاسی ، خوشبینی و امیدواری بازار را تیرباران کرده بود اما به مرداد امیدواریم مرداد را در حالی آغاز میکنیم که در همان ابتدای آن گزارشهای فصلی شرکتها منتشر شده و امیدواری بازار را بیشتر کرده است از سوی دیگر ماه مرداد دو تحول عمده را نیز در دل خود همچنان دارد
اولی قطعاً موضوع سیاسی است که به نظر میرسد در مرداد بالاخره جهت آن مشخص خواهد شد دومی انتشار گزارشهای ماهانه است که طی این روزها با آن مواجه ایم و بازار با آن درگیر خواهد شد امروز در مورد اکثر اینها صحبت خواهیم کرد اما در مقدمه و در آغاز مرداد باید بگوییم مرداد همیشه ماه متفاوتتری برای بازار سرمایه بوده است استارت بسیاری از رشدها و ریزشها در این ماه رقم خورده اما امروز که با هم صحبت میکنیم در مورد این ماه اگر بخواهیم حرف بزنیم حس بهتری نسبت به ماه تیر داریم و فکر میکنیم بازار مرداد منطقی ، مناسب و با رشدی آرام و اندک را پیش ببرد …
اما حال و هوای بازار امروز با توجه به تحولات و اخبار سیاسی شکل دیگری بود برای اینکه بازار امروز را درک کنیم باید ابتدا به رویدادهای پس از بازار چهارشنبه تا این لحظه اشاره کرد تقریباً وقتی روز چهارشنبه به پایان رسید همه منتظر یک جنگ تمام عیار برای روزهای پیش رو بودند خبرها نیز این را نشان میداد اما ناگهان جمعه شب اخباری منتشر شد که چین و پاکستان دوباره فعال شدند نفت هم در جا ۶ درصد سقوط کرد و از همه مهمتر وقتی صبح از خواب بیدار شدیم خبری از زدنهای نیمه شب آمریکا نبود خیلیها معتقدند این آرامش قبل از طوفان است و برخی دیگر هم ان را مقدمات یک توافق و آتش بس میدانند …
اما با توجه به تجربیات قبلی و آرامش ایجاد شده حس بهتری به بازار منتقل شد و امروز شاهد بودیم که اکثر سهمها که گزارشهای جالب و خوبی را منتشر کردند از این آرامش سیاسی پالس مثبتی گرفته و در بازار مسیر خوبی را پیش رفتند البته در زیر لبخند سبز امروز بازار حس ترس نیز نهفته بود و همه با احتیاط گام برمیداشتند …
همین جا بگذارید در مورد گزارشها که طی این چند روز بحثهای زیادی را به همراه داشته صحبت کنیم و البته در مورد گزارشها هنوز حرفمان همان موارد قبل است که امروز به دو شکل بیان خواهیم کرد شکل اول اهمیت و اثر گزارشهاست … اگر کسی تا به این لحظه از اهمیت گزارشها و میزان اثرگذاری آنها در بازار چیزی نفهمیده و یا آن را انکار میکند به نظر پیاده است و خیلی نمیتوان روی او حساب کرد…
شاید حتی قبل از جنگ موضوع گزارشها انقدر عالی و برجسته نبود اما حالا بعد از بازگشایی بازار معتقدیم موتور محرک نمادها و حرکتها در بازار همین عوامل بنیادی و گزارشها هستند و اتفاقاً رویداد میمون و مبارکی است که بازار حول این محور میچرخد و به این طناب چنگ زده است چرا که محکمترین طناب فعلی برای حفظ بازار همین است
نکته دیگر این که گزارشهای میان دورهای پی به ای بازار را اصلاح کرده و چشم انداز مثبتی به پی بهای فوروارد بازار دادهاند و روزهای گذشته نیز گفتیم اگر گزارشها نقش تحریک کننده و بالابرنده بازار را نداشته باشند حداقل به مانند یک تور محکم عمل کرده و ریزش بازار را کند میکند نکته بعد گزارشهای میان دورهای آنقدر خوب و قوی بودند که بسیاری به آن تشکیک کرده و آن را تکرار پذیر نمیدانند برای همین به شدت به موضوع گزارشهای ماهانه که این روزها منتشر خواهد شد برای تکمیل کردن آن احتیاج داریم و این اثر گزارشهای ماهانه در بازار را بیشتر خواهد کرد…
نکته دیگر نقشه بازار طی این چند مدت اخیر به خوبی نشان داده که کدال با گزارشها به خوبی سکان بازار را در دست گرفته و مسیر او را هدایت میکند و جریان پول هم تن به این ماجرا داده و بزرگ و کوچک نمیشناسد و با گزارش خوب حرکت میکند اما همه اینها را گفتیم یک نکته همچنان وجود دارد نقش گزارشها در فضای فعلی نقش برجستهایست
اما دفعات قبل نیز نوشتیم قابلیت ایجاد یک موج بلند و قوی رشد را ندارد چرا این صحبت را مطرح میکردیم دلیلش واضح و روشن بود بازار باید در آرامش سیاسی به این موارد برسد وقتی در محاصره اقتصادی هستیم چشم انداز سیاسی روشن نیست طرف مقابل مدام تهدید به زدن زیرساخت میکند نقش گزارشها نیز کمرنگ شده و اهمیت آن برای جهت دهی به بازار به جای اولویت اول اولویت دوم خواهد بود…
باز هم تکرار میکنیم این به معنای بیاهمیت بودن گزارشها نیست منتها فضای فعلی به ما میگوید که بازاری که با تحولات این چنینی سیاسی مواجه است و زیر ضرب خبرهای منفی سیاسی قرار گرفته نمیتواند تا زمانی که این موضوع برقرار است اثر قدرتمندی از گزارشها گرفته و رالیهای قوی ایجاد کند بازار شاید ریزش نداشته باشد اما رشد آن هم دست و پا شکسته و محدود و با سرعت کم خواهد بود اما به محض اینکه این چالش سیاسی برطرف گردد قابلیت آزاد شدن این فنر و رشد بازار بسیار جدیست…
از همین رو ما برای اینکه نمود گزارشها را در بازار داشته باشیم دو حرکت تکمیلی را نیاز داریم حرکت تکمیلی اول انتشار گزارشهای خوب ماهانه طی روزهای پیش رو و هفته جاریست و حرکت دوم که البته در اختیار ما نیست و باید نظارهگر باشیم تحولات سیاسی است اگر این دو به دست آید و ما شاهد برطرف شدن ریسکهای سیاسی و انتشار خوب گزارشهای ماهانه باشیم به نظر خیلی زود رالی جدیدی از رشد تابستانه آغاز میشود که شاید به اندازه بهار نباشد اما قد خودش شیرین است و شبیه هندوانههای این فصل دلچسب و جذاب خواهد بود .
دلیل اینکه روی دنیای سیاست و تحولات آن تاکید میکنیم که روشن است اما دلیل اینکه روی ماهانهها این تاکید را داریم این است که بسیاری بر این باورند روند گزارشهای فصلی تکرارپذیر نیست و هر خطکش و عاملی که این تکرار پذیری را تقویت کند این جو بدبینی را دور کرده و کمک بسیاری به بازار میکند
این را هم در تکمیل موارد بالا بگوییم اگر به واقع آنچه در گزارشهای سه ماهه رخ داد برای گزارشهای فصلی بعد نیز تکرار شود بازار در این نقاط خندهدار است و بازدهی عجیبی را احتمالاً در آینده خواهد داشت فقط کافیست در نظر ذهنی کمی از نگرانی زده شدن زیرساخت ها رهایی یابد تا فضای فعلی برای او به خوبی و درستی ایجاد شود .
یک موضوع دیگر را نیز در ذیل موارد بالا بیان کنیم و آن هم بحثهای سیاسی است ما کماکان در مورد مسائل سیاسی این نظر را داریم که نمیتوانیم به طور قطع پیش بینی کنیم اما میتوانیم از رفتار و کلیت اتفاقات روند بازار را تا حدودی پیشبینی نماییم اتفاقات و شرایط رخ داده در منطقه به خوبی نگرانی اهالی بازار از تحولات اقتصادی سیاسی را نشان میدهد بازار همچنان نگران آینده است و به نظر تا وقتی این نگرانی آسیب به زیرساخت و آثار محاصره اقتصادی وجود دارد بازار نمیتواند رالیهای قوی را ایجاد کند و جریان پول هم ترجیح میدهد تماشاچی باشد و سنگین دل به دریای بازار نزند
و به همین دلیل است که شما در بازار امروز و یا روزهای گذشته و یا حتی روزهای آینده خواهید دید که حتی اخبار مثبت گزارشی با اینکه اثرات یکی دو روزه دارد اما ماندگار نیست ماندگاری را جریان پول ایجاد میکند و جریان پول وقتی بترسد سعی میکند تماشاچی باشد و همین موضوع در حال حاضر به وضوح در جریان بازار روشن است و بین وزن کشی تحولات بنیادی و خبرهای سیاسی برای برخی وزن خبرهای سیاسی بیشتر می شود
اما یک اصل در حال حاضر در بازار وجود دارد هرچه به سمت کاهش تنش و درگیریها پیش برویم شرایط بازار میتواند بهتر و رشد او منطقیتر و مناسبتر باشد و بالعکس تحولات جنگی و اتفاقات شبیه آن همچون وزنههای سنگین به پای شناگر قوی به اسم بازار بسته شده و مدام او را در بازار زیر آب نگه داشته و پایین میکشد او فقط میتواند با قدرت گزارشها کمی بالا بیاید و نفسی بکشد و وقتی از این بند رها شود و نجات خواهد یافت که این تحولات سیاسی کنار برود…
بازار این روزها با تور گزارش ها حفظ شده و امیدواریم خبرهای سیاسی این تور را پاره نکند …
اما در بخش دوم امروز میخواستیم در مورد نرخ ارز و تحولات آن صحبت کنیم که چه آثاری در بازار دارد و یا در مورد نامه وزیر اقتصاد در مورد نرخ بهره و اوراق و مسائلی از این دست اما با توصیه برخی دوستان به موضوعی اشاره میکنیم که در مجامع امسال حاشیه ساز شده و آن هم بحث مسئولیت اجتماعی و هزینههای آن است
اول از همیشه به جد اعتقاد داریم بنگاهی که اقتصادیست قاعدتا بنگاه خیریه نیست که بخواهد دست به چنین کارهایی بزند البته اگر در راستای کاهش مالیات بندهایی شبیه این تعریف شده باشد به نظر اقدام غیرمنطقی نخواهد بود اما در فضای فعلی معتقدیم دولت آنقدر هزینههای جانبی و عوارض و مالیاتهای مختلف از حساب شرکتها برمیدارد که قاعدتاً وظیفه اوست که این بخش از کار را پیش ببرد قرار نیست کم کاری و کاستیهای دولت در حوزههای مختلف را شرکتها جبران کنند
اما با این حال برخی بر این عقیدهاند به واسطه حضور یک شرکت بزرگ در منطقه و احتمال مشکلات آن این موضوع قابل دفاع است که هزینههای مسئولیت اجتماعی را بر عهده بگیرد بیایید یک بار برای همیشه این بحث را جمع کنیم برای آن خطکش داشته باشیم تا اینقدر بحثهای گوناگون و ابهامات پیش نیاید …
موضوع اول و قید اول در تصویب مسئولیت اجتماعی سقف آن است به عنوان مثال یک عدد ذهنی تعریف شود مثلاً ۲۰۰ میلیارد تومان شرکتها بیش از ۲۰۰ میلیارد تومان اجازه پرداخت مسئولیت اجتماعی ندارند این عدد عدد غیرمنطقی نیست اعداد بزرگتر در قالب بودجههای دولت دیده میشود و اصلاً نیازی نیست یک شرکت چنین کاری کند …
برخی هم در مورد هزینههای فوتبال صحبت میکنند که از دید ما آن عدد باید صفر باشد چه دلیلی دارد یک شرکت بزرگ صنعتی این چنین بریز و بپاش در حوزه فوتبال کند که تهش یکی با ساعت رولکس ژست بگیرد و به ریش سهامدار آن بخندد و آن یکی ماشینهای چند صد میلیاردی را به خیابان بیاورد از پول بخش خصوصی یا هر بخش دیگری هیچ اشکالی ندارد دلش میخواهد مال خودش است دوست دارد آتیش بزند اما اینجا باید از حساب سهامدار پرداخت شود و باید راضی باشند ….چیزی که ما میبینیم هر ساله هیچکس از این موضوع راضی نیست …
نکته دوم که از دید ما از نکته اول هم مهمتر است شفافیت است هیچ اشکالی ندارد ۲۰۰ میلیارد تومان تصویب کنید برای مسئولیت اجتماعی اما ریال به ریال خرج آن باید شفاف بیان شود باید گفته شود که این مبالغ برای چه هزینهای و با چه دستور و فرمتی صورت گرفته تایید و تصویب یک به یک آن باید در هیئت مدیره وجود داشته باشد و همه باید نسبت به این اعداد پاسخگو باشند به نظر کافیست
همین دو موضوع به عنوان یک اصل در مسئولیت اجتماعی مجامع پذیرفته شود مطمئن باشید خود شرکتها دیگر به سمت اعداد بزرگ نخواهند رفت و باز هم روی این موضوع تاکید میکنیم و این تاکید را به شکلی موکد داریم که با یک ریال هزینه کردن سهامداران برای ورزش و فوتبال و باشگاههای مختلف موافق نیستیم همین پول را اگر هم قرار است خرج کنید خرج فرزندان کارگران و کارمندان شرکت کنید نه خرج مشتی تازه به دوران رسیده که با پول سهامداران پلههای ترقی را یکی یکی طی میکنند و برای همین جامعه ژست میگیرند …
بتا سهم











