صندلی بازی صنایع !

روزهای خاص اردیبهشت با خوش بینی تمام عیار و امید به اتفاقات خوب سپری می شود و میگذرد و همچنان حال بازار خوب است . امروز واقعا بازار فراتر از انتظار ظاهر شد و خوب پیش رفت و حتی برای دقایقی یکپارچه جو مثبت را شاهد بودیم ولی دو نکته ریز هم در این موضوع وجود داشت اول ازهمه این که صفوف خریدهم عرضه های جدی را داشت و بازار کم عرضه نبود و نکته دوم افت ارزش و حجم معاملات بود ولی با این حال وضعیت بسیار خوبی رادر بازار داشتیم و برای یک روز پس از آن حجم عرضه ها و اتفاقات روز خوبی بود …

امروز بازار را در حال پیش بردیم که با نزدیک شدن به مذاکرات و چرخش‌های جریان پول فضا اندکی متفاوت‌تر از روزهای گذشته دنبال می‌شد و شاهد کاهش حجم معاملات و کاهش سرعت جابجایی پول در بازار بودیم که برای این موضوع یک تحلیل ویژه و جالب وجود دارد که سعی خواهیم کرد امروز به آن بپردازیم اما به نظر رفتار بازار در مقابل اتفاقات و تحولات کاملاً طبیعی است و بازار دوباره امیدوارانه و کمی با احتیاط ایستاده تا خبرهای جدیدی از دنیای سیاست و رویدادهای شرکت‌ها بشنود و ببیند و دوباره تصمیمات خود را بر اساس آن تنظیم کند

اما امروز در مورد سه موضوع که موضوعات مهم و اثرگذار در بازار هستند و به عنوان پیشران‌ها و جریان‌های خطی و خبری و ویژه اقتصادی در بازار هستند صحبت می‌کنیم قطعاً اولین آن مذاکرات و اثرگذاری مذاکرات در بازار است.

آنچه تا به امروز عامل حرکت و رشد بازار بوده کاهش ریسک‌های سیاسی و امید به توافق بوده است

همین امید نرخ دلار را از ۱۱۰ به ۸۰ هزار رسانده شاخص را ز ۳ میلیون عبور داد و سقف‌های جدیدی را لمس کرده و حجم معاملات را به ۲۰ همت رسانده است و همین امید به کاهش ریسک‌ها فضای خوشبینی را در اقتصاد و در بازار سرمایه رقم زده است اما بارها نوشتیم که امید چیز خطرناکی است … چشم امید بازار به رویدادهای پیش روست به جایی که مذاکرات قرار است این هفته دوباره در رم آغاز شود تفاوت این دور مذاکرات با دوره‌های قبلی این است که بازار اندکی آن خوشبینی مفرط را نسبت به فضای مذاکرات از دست داده و بیشتر منتظر قطعی شدن نتایج است

به نظر اتفاقاً این بار جریان کمی معکوس خواهد بود و بازار با دیده تردید بیشتر به استقبال مذاکرات خواهد رفت به استقبال مذاکراتی می‌رود که این دور نتایج آن هم ممکن است کمی غیرقابل پیش‌بینی باشد و همچنان آن سه سناریو در چهره مذاکرات وجود دارد منتها تفاوت این بار مذاکرات با دفعات گذشته این است که جریان پول به نقاطی رسیده که برای حرکت خود نیاز به محرک دارد.

بهترین حالت برای بازار این است که همه با فاز بدبینی و ترس راهی مذاکرات شنبه شوند و حتی بازار قبل از آن منفی و پرعرضه باشد و با یک جرقه مثبت دوباره فضا امیدوار کننده و شرایط بهتر شود و بدترین سناریو هم این است که دوباره با خوش‌بینی و فاز خرید هیجانی به استقبال مذاکرات برویم و دوباره همان تکرار حرف‌های قبل و قرار دور بعدی اما این جریان مذاکرات با دو اتفاق و دو رویداد همراه شده است و مذاکرات را به عنوان عامل اثرگذار در بازار به همراه این دو جریان باید دید…

جریان اول بازی پول و جریان پول در بازار است

با وجود تمام احترام به عزیزان معتقدیم همچنان در مرحله اول جریان پول هستیم و البته در انتهای مرحله اول … پول اهالی بازار تقریباً زورش همین نقاط است شاید ریز ریز قطرات کوچکی از جریان پول بیرونی راهی بازار شده باشد اما بسیار ناچیز است عمده تحولات پول فعلی، اهالی بازار بوده که تا قبل از این در صندوق‌های طلا و یا فیکس‌ها بوده و حالا شکل سهام به خود گرفته

عزیزان دقت کنید این پول خاصیت عجیب و غریبی دارد و رفتار او طی این مدت نشان داده رفتار چندان عاقلانه‌ای نیست و به سرعت با اخبار و صفوف خرید و فروش تغییر رنگ می‌دهد، چشم بسیار ترسیده دارد و با کوچک‌ترین خبر بدی راهی فروش می‌شود و خلاصه اینکه این جریان پول فعلی تا حدودی در سقف انرژی و ظرفیت خود است و از خوب یا بد حادثه به واسطه اخلاق و رفتاری که دارد بسیار ترسو و ریسک گریز است و باز از بد یا خوب حادثه در این مدت در سود خوبی بوده و برای حفظ آن دست به هر کاری خواهد زد

این موضوع را داشته باشید تا سراغ جریان سوم برویم جریان سوم چرخش این پول در بازار بوده…

چیزی شبیه صندلی بازی قدیم که آهنگ میگذاشتند و متوقف می‌شد و هر کسی روی یک صندلی می‌نشست و دوباره بازی از اول جریان پول هم در این آهنگ امید به توافق و فضای شاد حالا چه با دامن بلند یا کوتاه فعلاً کاری نداریم پیشروی می‌کرد و می‌رقصید و هر روز و هر هفته روی یک صنعت مانور می‌داد دلاری و غیر دلاری هم خیلی نبود تقریبا همه صنایع را یک دور زده و می‌چرخد و اتفاقاً این رفتار رفتاری است که بارها و بارها تجربه داشته و تکرار شده و از نشانه‌های همین جریان پول است

و دلیل اینکه می‌گوییم پول فقط صرفاً بچه‌های بازار بوده نیز همین است که همه صنایع با هم رشد نمی‌کنند و مقطعی حرکت می‌کند و البته صندلی‌ها هم این میان کم شده و اکثر صنایع بازدهی‌های خوبی را گرفتند…

خوب این سه جریان را شنیدیم و حالا می‌خواهیم این سه را کنار هم گذاشته و در مورد رفتار آتی بازار صحبت کنیم بدون هیچ تعارفی اگر می‌خواهیم این بازی و رقص جذاب و آهنگ شادی و چرخش بین صنایع ادامه داشته باشد فضای امید به توافق و کاهش ریسک‌های سیاسی باید ادامه دارباشد در واقع ‌میتوان اینطور نتیجه‌گیری کرد که توقف موزیک یعنی آغاز افزایش ریسک‌های سیاسی و برهم خوردن این رقص و بازیست که نتایج تلخی برای بازار خواهد داشت نکته بعد از دید ما دو مسیر پیش روی بازار است یا اتفاقات مثبت سیاسی با شکلی قوی‌تر و انرژی بیشتر و خبرهای مثبت‌تر ادامه پیدا خواهد کرد که در این صورت ما شاهد اوج گرفتن حضور جریان پول در بازار خواهیم بود و این موضوع منجر به این می‌شود که دوباره جریان پول در سهم‌ها و صنعت‌ها به حرکت درآید

انگار این بازی که یک دور زده شده دوباره از اول در دور جدید و با جریان پول جدید آغاز شود این جریان پول جدید علاوه بر محرک‌های سیاسی به محرک‌های اقتصادی هم احتیاج دارد که معتقدیم گزارش‌های ماهانه و ۱۲ ماهه و فصل مجامع می‌تواند بخشی از آن باشد

این سناریوی است که به آن امیدواریم و معتقدیم اگر قرار است جریان پول در بازار با سرعتی خوب دوباره حرکت کند به این موضوع احتیاج داریم و درست در نقطه مقابل عدم نتیجه‌گیری سریع یا خبرهای منفی باعث خواهد شد این چرخه به سرعت متوقف شود و جریان پولی که در این مدت در بازار بازدهی گرفته، با شناسایی سود آرام آرام بیرون نشسته و منتظر تحولات جدید باشد

این رفتار بارها و بارها تکرار شده و اصلاً اتفاق غریبی نیست آخرینش همین مقطع آبان تا دی بود که شاهدش بودیم پس ما در این روزها با کند شدن حرکت جریان پول بین صنایع و یا افت ارزش معاملات اگر مواجه باشیم نشانه همین سناریوهاست و افت پی در پی حجم اولین زنگ خطر برای این موارد است که این را گوشزد می‌کند که بازار ممکن است به واسطه تحولات مثبت رشد کرده باشد و در صنایع بچرخد اما برای ادامه بازی به تحولات بهتری احتیاج دارد..

و برای همین بود که روزهای گذشته تاکید می‌کردیم سراغ صنایع و شرکت‌هایی بروید که رشد کمتری داشتند و شرایط بنیادی بهتری دارند چرا که در صورت وقوع این جریان ماندگاری و مقاومت و ایستادگی آنها بیشتر و در صورت وقوع اتفاق مثبت ‌های مطمئن‌تر و سرعت رشد جدی‌تری را خواهند داشت

بیان این مطالب نه اینکه قطعاً درست باشد و تماماً رخ دهد اما جمع‌بندی اتفاقات این چند روز گذشته است که می‌تواند به عنوان یک سناریو و یک الگوی معاملاتی پیش روی ما باشد

و باز هم این را گوشزد می‌کند که در بازار با احتیاط باید حرکت کرد رفتار جریان‌های سیاسی دقیق‌تر و روشن‌تر شده و مسیر بعدی را پیش بگیرد باز هم تکرار می‌کنیم این بدان معنی نیست که بازار منفی خواهد شد خیر ممکن است سرعت رشد بازار در برخی صنایع بیشتر در برخی کمتر باشد اما شاید این طراوت و شادابی و تحرکات نظیر این چند روز را کمتر شاهد باشیم که نمونه آن را این روزها در جو منفی سهم‌هایی مانند بانک اهرمی و افزایش عرضه آنها شاهد هستیم…

و در پایان این بخش از مقدمه این نکته را نیز به همه دست‌اندرکاران نهادهای مالی و حقیقی و حقوقی و سازمان عرض می‌کنیم که اگر می‌خواهید بازار زنده بماند و پویایی خود را حفظ کند راهی جز ورود جریان پول تازه نفس به بازار نداریم

این موضوع با وجود زخم کهنه و تلخ سال ۹۹ کار دشواریست اما تنها راه ما همین است و این تنها راه ،بار بیشترش به دوش سازمان و نهادهای مالی است که بهتر است به جای اینکه هر روز به فکر ایجاد صندوق‌های جدید باشند ابتدا چاله را بکنند و بعد مناره را بدزدند حکایت فعلی ما در پذیره‌نویسی‌ها و مجوزهای متعدد صندوق‌ها شبیه افریقایی‌هایی شده که بین آنها ظرف غذا توزیع می‌شود اما خبری از غذا نیست

ابتدا باید این ورود جریان پول را شارژ کرد و به نظر از هر روشی برای توضیح بازار سرمایه و جذابیت‌های آن باید استفاده کرد. اگر سازمان محترم بورس خسته نمی‌شود به نظر این موضوع از مهم‌ترین وظایف این عزیزان است که باید هرچه زودتر برای آن برنامه داشت و عملیات اجرایی آن را آغاز کرد که همین حالا نیز برای آن دیر شده و باز هم تاکید می‌کنیم بدون حضور جریان پول جدید این چرخه و این بازی روز به روز مستهلک‌تر و سرعت آن کمتر خواهد شد…

و اما بخش پایانی به موضوعی می‌پردازد که مدت‌هاست چالش بازار شده و امروز و دیروز و سال قبل و سال‌های قبل هم نبوده و ان هم عرضه بی‌محابا و بدون حساب و کتاب برخی حقوقی‌ها در بازار است

که یک بار زخم که چه عرض کنیم جای چاقوی آن در بدن ما در سال ۹۹ مانده و هنوز هم خوب نشده ببینید بین عرضه حقوقی‌ها تفاوت وجود دارد برخی حقوقی‌ها در بازار مدام در حال فعالیت هستند سهم الف را می‌فروشند ب را می‌خرند یکی را فروخته و دوباره خرید انجام می‌دهند حتی به نظر در رفتار آنها ممکن است اشتباهاتی هم در جریان باشد

صندوق‌های سرمایه‌گذاری و اهرمی و حقوقی‌های مختلف که فعال در بازار هستند بخش قابل توجهی از این جریان بوده و رفتار آنها کماکان هم ادامه دارد یکی از مهمترین خصوصیت آنها این است که جریان خروج پول آنها از بازار یا نیست و یا بسیار کند و آرام است کاری با نحوه خرید و فروش و شرایط چه سهمی بخریم و چرا بخریم و کی بخریم نداریم حتی با این موضوع هم حالا کاری نداریم که برخی از آنها همین حالا نیز حجم وسیعی از منابع خود را در صندوق‌های فیکس و یا طلا تلمبار کردند به هر حال تحلیلشان است

بحث ما و روی صحبت ما با حقوقی‌هایی است که در این بازار رویدادهای سیاسی و اخبار مثبت را صرفاً یک فرصت خاص برای خارج کردن بخشی از پول از بازار می‌داند

حتی با این بخش ماجرا که آنها حق خروج پول و فروش دارایی خود را دارند هم مشکلی نداریم مال دارند ،اختیار دارند …

بحث ما بر سر نحوه انجام این کاراست

مدت‌ها قبل دوستی گفت پیشنهاداتی به سازمان ارائه شده که تابلویی مجزا برای انجام و سهولت معاملات بلوکی داشته باشیم تا حتی اگر سهامدار عمده قصد عرضه سهم خود را داشت وارد فرایند خرده‌فروشی بازار نشود و در آن تابلو حضور داشته باشد که البته موضوعی شاید سخت و حتی نشدنی باشد اما به هر حال نشان می‌دهد که دغدغه بسیاری مثبت شدن بازار و خروج سنگین جریان پول توسط این افراد است رگه‌های این ماجرا را در دو هفته اخیر در بازار شاهد بودیم و به نظر زنگ خطری جدی برای بازار است هرچند اگر بازار بخواهد مثبت باشد و جریان پول قوی حضور داشته باشد از روی این ماجرا نیز رد می‌شود اما در هر صورت در حال حاضر تن ضعیف و نحیف بازار قدرت و قابلیت پذیرش چنین عرضه‌هایی را ممکن است نداشته باشد

از همین رو بهتر است فکری به حال این ماجرا شود والا در روزها و هفته‌های آتی حتی شیرینی توافقی تمام عیار را هم این افراد می‌توانند در دل بازار تلخ کرده و روی تابلوها با شلنگ تخته انداختن‌های عجیب و غریب اعتمادی که در ابتدای راه قرار دارد را مخدوش سازد…

و باز هم تاکید می‌کنیم تفاوت بین حقوقی‌ها باید قائل شد و سطح‌بندی را در این موضوع رعایت کرد به نظر عرضه حق همه سهامداران است اما در یک چهارچوب روشن و مشخص که آسیبی به بازار نزند باید انجام شود به هر حال این کشتی است که همه روی آن حضور داریم و نمی‌شود یک نفر به واسطه اینکه مختار است هر کاری می‌خواهد بکند بخشی از این کشتی را سوراخ کرده و با لجاجت به کار خود ادامه دهد امروز سعی کردیم سربسته و دربسته در مورد این موارد صحبت کنیم اما به نظر این وظیفه کاپیتان کشتی است که چنین رفتارهایی را مدیریت کند…

#گزارش_بازار

افت ارزش و حجم معاملات/افت ارزش و حجم معاملات /افت ارزش و حجم معاملات /افت ارزش و حجم معاملات /افت ارزش و حجم معاملات /افت ارزش و حجم معاملات 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *