پایان شیرین !
یکی از مهم ترین اتفاقات امروز و بازار این بود که شاید کمتر کسی انتظار مثبتی این چنینی و پایانی شیرین در این هفته را داشت و به خوبی نشان میداد که جو خوش بینیو موج خرید دوباره در بازار قوت گرفته و این موضوع امروز از ابتدا در چهره بازار مشخص بود و تا پایان هم ادامه یافت . این مثبت های شیرین این چنینی به خصوص در یک چهارشنبه که آخر هفته ای پرخبر را دارد و به استقبال تحولات سیاسی می رود دلچسب ترو جالب تربوده و میتواند نشانه های ادامه فضای خوش بینی را داشته باشد. به هر حال این پایان شیرین و دلچسب در این هفته نسبتا خوب و پرحجم پایان بندی زیبایی بر سریال مثبت های شاخص بود و همه را خوشحال و خندان و امیدوار به تعطیلات فرستاد و تردید را بدرقه کرد و به استقبال جو مثبت آمد …
امروز بازار را در حالی آغاز کردیم که چهره او لبخند به لب داشت اما استرس و عدم قطعیت و هیجان بازار در چهره او موج میزد و به نظر میرسد شاید برای چندمین بار باشد که بازار اینطور خوشحال و شاد ولی در عدم قطعیتهای متعدد گرفتار شده و سرعت و جرات تصمیم گیری او تقلیل یافته است و درست در همین شرایط و همین فضاست که شاهد هستیم اخبار مختلف هم به بازار میآید و دوباره فضا وارد مرحله خاص شدن نشدنها میشود بازار امروز با نیم نگاهی به روز شنبه و قرار مذاکرات روز شنبه کار خود را آغاز کرد و تا حدودی توانست بر فضای عرضه غلبه کند و البته امروز هم رد پای پول در بازار بوده و کاهش حجم کمی به چشم می آمد اما زیر تقاضای خوب صف ها و فضای مثبت بازار دیده نمیشد …
خیلی ها معتقدند جریان پول آن عطش و هیجان و شیدایی و عشق آتشین روزهای قبل را ندارد و به نظر او هم منتظر اتفاقات جدید است ولی رفتار بازار امروز نشان میداد شاید هم دود از کنده بلند می شود و هنوز قدیمی ها کاربلد تر هستند و با جریان پول بچه های قدیمی و فعالان بازار شبیه کهنه شراب مست تر میشه شد !! . در کنار این تحولات و این رویدادها و تماشای چنین صحنهای در بازار با این موضوع نیز مواجه ایم که گرایش به سمت سهمهای کوچک و یا به اصطلاح هم وزن در بازار افزایش پیدا کرده است…
دیروز برای اولین بار شاخص هم وزن هم سقف زد و به نظر رفتار و مسیر شاخص کل را دنبال میکند و به نظر این موضوع اتفاق مهمی است که باعث میشود شرایط بازار با تغییرات جدی مواجه شده و فضای متفاوتتری را پیش بگیرد و دوباره این سوال در بین اهالی بازار ایجاد شده است که بازار قرار است به سمت سهمهای کوچک حرکت کند و ما دوباره هم وزنیها را در بازار خواهیم داشت؟!! دوباره آنها هستند که جولان میدهند؟!!!
این پرسشی است که سهامداران با آن مواجهاند و امروز قرار است کمی بیشتر در مورد آن صحبت کنیم اما پاسخ به این پرسش بدون در نظر گرفتن مسائل و موارد سیاسی به طور کلی امکانپذیر نیست اما قبل از اینکه اصلاً در مورد فضای شاخص هم وزن و این موارد حرف زده شود به طور کلی ماهیت خرید و فروش در بازار کمی صفر و یکی شده و حالا که در این نقاط حساس و قلههای نسبتاً بلند و رفیع قرار گرفتهایم
این سوال به این شکل پاسخ داده میشود که اگر واقعاً نتیجه مذاکرات را مثبت و جالب نمیبینید هم وزن و غیر هم وزنش نکنید در این شرایط ماندن در بازار منطقی نیست و بروید صندوق طلا بخرید، اما اگر چنین دیدگاهی را ندارید به نظر میشود در مورد فضای بازار و گزینههای مختلف بیشتر صحبت کرد و باز هم تاکید میکنیم این یک پیشبینی و نظر است و ممکن است آنچه بیان میشود به وقوع نپیوندد…
برای مذاکرات همان سه سناریوی همیشگی بیان میشود
به این شکل که سناریوی اول که بدبینانه است و تاکنون محقق نشده و امید طلابازان و نقدیها و بدبینهای بازار را هر هفته ناامید کرده است سناریو شکست مذاکرات است تو گویی برخی نشستهاند که مذاکرات شکست بخورد تا آنها که صندوق طلا دارند خوشحال باشند و برخی هم که در بازار نقد هستند و سهم نخریدند دلشان خنک شود و بگویند دیددییییید ما گفتیم !!!
به هر حال این هم بخشی از اقلیم پررنگ و متنوع بازار ماست همچنان معتقدیم این سناریو سناریوی ضعیفی است و طی چند هفته گذشته با اینکه برخی تلاش داشتند بگویند این سناریو محقق شده اما اظهار نظرها چنین چیزی را نشان نمیدهد اگر بخواهیم در مورد رابطه بازار و این سناریو حرف بزنیم باید گفت وقوع این سناریو بی تعارف یک افت و ریزش سنگین و چکشی را در بازار به همراه دارد و به تبع آن دلار به سرعت رشد کرده و صندوقهای طلا نیز بازدهی عجیبی در مدت کوتاهی خواهند داد
اما سناریوی دوم سناریوی دقیقاً روبروی سناریوی اول است
یعنی اعلام یک پیروزی تمام عیار و توافق جدی که همگان منتظر آن هستند ببینید اول و آخر این اتفاق از دید ما رخ میدهد و بالاخره در یک دور از این مذاکرات توافق حاصل میشود اما به نظر میرسد این دور این سناریو همچنان دور باشد و ما توافق قطعی را در دسترس نداریم اما به هر حال اگر این سناریو محقق شد توافق تمام عیار ولو موقت به امضا رسید به نظر واکنش بازار در ابتدا بسیار هیجانی و دوباره جریان پول به سمت سهمهای بزرگ و صنایع برجامی حرکت کرده و ما شاهد یک هیجان خوب قوی در بازار هستیم که مثلاً صفوف خرید بانکی و خودرویی سنگین و برخی صنایع دیگر نیز پشت سر آن حرکت خواهند کرد نمیگوییم این سناریو محقق نمیشود اما برای این هفته به نظر کمی زود خواهد بود…
و اما سناریوی سوم که آن را محتملترین سناریو میدانیم و میتوان بر اساس آن در بازار حرکت کرد. ماجرا از این قرار است که در این سناریو دوباره رفتار هفته قبل تکرار میشود مذاکرات مثبت بود قرار شد هفته دیگر بنشینیم به توافق هم نزدیکتر شدیم اختلاف نظر هم وجود دارد و دقیقاً همان حرف های هفتههای قبل دوباره تکرار میشود در این شرایط و در این سناریو بازار همین که مذاکرات شکست نخورده کمی از نگرانیهای او کاسته میشود و اینکه موفق نشده نیز باعث خواهد شد آن جو خوشبینی در او به وجود نیاید و فضا همچنان پر ابهام باقی بماند آن هیجان و انرژی قوی ناشی از مذاکرات هم به نظر خیلی دیده نخواهد شد…
درست در این حالت است که اتفاقات شکل دیگری به خود میگیرد و به نظر کمی نقشه و سلیقه بازار در خرید تغییر خواهد کرد در این حالت و در این شرایط احتمالاً گرایش بازار به سمت سهمهای کوچکتر با فضای بنیادی و خبرهای قوی بیشتر خواهد شد که نمونه آن را در چند روز گذشته شاهد بودیم به نظر میتوان اینطور گفت که عدم وقوع ریسک عجیب و غریب سیاسی و همچنین عدم وقوع یک توافق تمام عیار فضا را در حالتی معلق نگاه داشته که در این فضا سهمهایی که بازدهی بالایی را طی این مدت دادهاند احتمالاً کمی آرامتر حرکت میکنند و نوبت به سهمهای کوچکتر و البته بنیادی که روی آن تاکید ویژه داریم میرسد که میتوانند نقشه بازار را تغییر داده و شاید کمی نقش پر رنگ شاخص هم وزن را برجسته کرده و فضای بهتری را به وجود بیاورند
اگر وزن این سناریو و این اتفاق را بالا میدانید بهتر است از همین امروز کدال و شرکتها را بالا و پایین کرده و صنایع برتر و گزینههای پر پتانسیلتر را در واچ خود گذاشته و آنها را دنبال کنید و باز روی این موضوع تاکید داریم که صرف اینکه قرار است بازی روی سهمهای کوچکتر باشد نمیتواند بازدهی قوی را برای بازار رقم بزند باید به دنبال گزینههای بنیادی بود که فضای قویتری را ایجاد میکنند…
و در پایان دو نکته را در مورد این سناریو و این انتخاب بیان میکنیم و سراغ بخش آخر میرویم
نکته اول این است که نقش گزارشهای ۱۲ ماهه که طی دو هفته آتی به کدال میرسد در این موضوع بسیار مهم بوده و سرعت رشد بازار را کم و زیاد میکند و انتخاب نمادها را نیز محدود… از همین رو هر روز که در کدال اطلاعیه به روز میشود میتواند گزینههای مختلفی را از دور توجه بازار حذف و یا اضافه کند و نکته دوم که از دید ما نکته بسیار مهمی است این بوده که دلیل اینکه تا به امروز بازار سراغ این دسته از سهمها نرفته روشن و مشخص است ریسکهای سیاسی مانع حضور جریان پول قوی در بازار شده بود و پول اندک بازار هم سراغ گزینههایی میرفت که در صورت بروز هرگونه ریسک سیاسی قدرت نقدشوندگی بالایی را داشته باشد و راحت بتواند آن را بفروشد
هدف از گفتن این موضوع این است که این ریسک را باید به جان بخرید که اگر سراغ این دسته از سهمها میروید در صورت چرخیدن ورق شاید نمادهایی مانند خودرو و بانک و فولاد و پتروشیمی و پالایش را بتوان بعد از یکی دو روز آب کرد اما این دسته از سهمها در دوران بحران با چالش بزرگ فروش و عدم نقد شوندگی مواجه میشوند و به نظر اگر قصد حضور در این صنایع را دارید این ریسک را باید به جان بخرید و صابونش را از همین حالا به تن خود بمالید
ممکن است در هر لحظه با هر خبر حال و روز این شرکتها تغییر کرده و نوسان آنها زیاد باشد و شاید تا به امروز همین ریسک به ریوارد این شرکتها و فضای آنها بوده که آنها را از چشم جریان پول دور نگه داشته است …
به هر حال ترکیب و تلفیق این انتخاب و این اتفاقات با هم و کنار هم گذاشتن سناریوها برای خرید کار پیچیدهای است و کار آسانی نیست و همین باعث شده تا کار کردن در بازار در این روزها سخت و سختتر شود… امیدواریم طی دو روز کاری آتی مذاکرات هم به جمعبندی و نتیجه رسیده و رفتار بازار هم این میان با این دماسنج تنظیم شده و پیش برود در روزها و هفتههایی که در پیش داریم علاوه بر موضوع سیاسی انتشار گزارشهای تکمیلی ۱۲ ماهه شرکتها و همچنین انتشار اخبار ریز و درشت اقتصادی از صنایع و کشور و همچنین انتخاب وزیر اقتصاد میتواند مهمترین رویدادهای موثر در بازار باشد اما قطعاً اثرگذارترین موضوع کماکان مذاکرات و دنیای سیاست است …
و اما سراغ بخش پایانی میرویم و به یک موضوع اشاره میکنیم که امروز و یا این روزها مورد توجه اهالی بازار قرار گرفته و آن هم چیزی نیست جز رفتار جالب صندوقهای تثبیت و توسعه در بازار…
امروز در مورد چند بحث در این حوزه صحبت خواهیم کرد در جلسهای یکی از دوستان و بزرگان و فعال بازار سرمایه انتقادهای فراوانی به این دو صندوق وارد میکرد و بیس تمام این انتقادها این بود که این صندوقها شاخص سازی میکنند و چرا این صندوقها سود دارند و آنها دارند از مردم نوسان میگیرند …
مطالبی که بیان میشود به هیچ وجه در دفاع از این صندوقها نیست و اتفاقاً امروز نکتهای را بیان میکنیم که معتقدیم باید تغییر رویه دهند و اشتباه این چند وقت گذشته آنهاست که برخی مصائب را رقم زده ولی در مورد شاخص سازی به نظر کاملاً این موضوع رد شده و چنین چیزی اصلاً مطرح نیست اگر کمی بازار را طی ۵ الی ۶ ماه گذشته مرور کنید به خوبی این موضوع دستتان میآید اما در مورد اینکه چرا این صندوقها سودآور هستند و به قول آن عزیز بزرگوار ، از مردم نوسان میگیرند این موضوع کاملاً درست است اما نه به این شکل… مردم هستند که خود را در دام این ماجرا گرفتار کردند به خصوص بسیاری از دی ترید ها و سفته بازها و صندوقهای سهامی که باید رفتار حرفهایتری داشته باشند …
اما میدانید چرا این صندوقها فرایند سودآوری را اینطور طی میکنند؟! کاملاً روشن است آنها در صفوف فروش و در پنیک سلها که عمدتاً فضای بنیادی نداشته و ریسکهای متفاوت دیگر باعث آن شده خریدار بازار بودند و در مقاطع صف خرید عرضه کننده بازار میشوند و قاعدتاً این فرایند خرید و فروش در چنین شرایطی خواسته یا ناخواسته برای آنها سودآور میشود و به واقع آنها از هیجان مردم در خرید و فروش نوسان میگیرند …
ادعایی که مطرح میکنیم اثباتش سخت ولی به جد به آن معتقدیم اگر به این صندوقها میگفتند به شکل حرفهای و روتین به مانند سایر صندوق ها در بازار حرکت کنند قطعاً از شاخص کل هم عقب میماندند در واقع رفتار عادی را اگر میخواستند پیش ببرند شاید حتی متضرر میشدند اما حرکت روی این رفتار که در صفوف فروش بخرند و به صفوف خرید بفروشند باعث ایجاد سودآوری در این صندوقها شده است یا به عبارتی سودهای بادآورده از جریان نیزه نمباد شرقی و غربی خبرهای سیاسی …
نکته بعد…
با شدت از نحوه خرید و فروش و عرضه برخی از سهمها که در صف فروش خریداری شدهاند و حالا صف خرید عرضه میشوند دفاع میکنیم و معتقدیم برای بازار این موضوع بسیار مهم است که جریان پول عرضه صفها از دل بازار بیرون نرود دیروز سربسته و دربسته به برخی مسائل اشاره کردیم طی سه هفته و یک ماه گذشته چند حقوقی وابسته به صندوقهای بازنشستگی بی مهابا و بیحساب و کتاب خرد بازار و کلان و بلوک را تام و جری دادند و سهم فروختند و پول از بازار خارج کردند به هیچ صف خریدی رحم نمیکردند
حال شما مقایسه کنید بهتر است صندوق توسعه و تثبیت سهم بفروشد که پول در بازار بماند یا فلان حقوقی که بفروشد و خرج ندانم کاری و بی تدبیری مدیری را بدهد که نتوانسته سایر داراییها را نقد کند و سراغ اینجا آمده به همین دلیل با وجود اینکه میدانیم بسیاری گارد مخالفت دارند معتقدیم صندوق تثبیت و توسعه اگر سهم بفروشد شرف دارد به فروش برخی از حقوقی هادر بازار و خروج پول از بازار …
در مورد عرضه صفوف خرید توسط این صندوق باید گفت
این منابع که از عرضه صفوف خرید به دست آمده دوباره در جایی صفهای فروش را جمع آوری کرده و به رند و روان شدن معاملات کمک میکند که طی این مدت بارها و بارها اتفاق افتاده و شاهد آن بودیم نکته دیگر که شاید هنوز در مورد آن تردید وجود دارد اما میتواند جالب باشد این است که بسیاری از صندوقهایی که پذیرهنویسی میشوند بلوکهای خود را از صندوقهای تثبیت و توسعه برمیدارند برخی به این موضوع معترض اند به نظر این موضوع نیز به واسطه اینکه جریان پول آن صندوق دوباره وارد صندوق تثبیت و توسعه شده دوباره در شکلی در بازار به جریان میافتد میتواند نکته مثبتی باشد .
دقت کنید برخی معتقدند آنها باید این پول رااز بازار بخرند ولی خیلی اوقات امکان پذیر نیست … و باز همچنان با این موضوع که این پول نباید از بازار خارج شود تاکید داریم
اما مزیتهای این موضوع را گفتیم سه عیب بزرگ این میان وجود دارد که به نظر همین سه عیب کل ماجرا و جو مثبت را زیر سوال برده و هرچه سریعتر باید فکری به حال این ماجرا شود نکته اول عدم شفافیت این صندوقها باعث شده کل عملیات خرید و فروش این شرکتها زیر سوال برود و شایبه خرید و فروش سلیقهای و خارج از عرف و دستور پیش بیاید.
خوب میدانیم که دستورالعملی برای نحوه خرید و فروش وجود دارد اما ماجرا به دلیل اینکه شفاف نیست روشن نمیشود و فضا کمی متفاوتتر جلوه میکند و این شائبه که برخی از خرید و فروشها ممکن است سلیقهای یش برود به وجود میآید ما به عنوان یک بیننده نمیتوانیم با اطلاعات فعلی این قضاوت را داشته باشیم که این موضوع درست است یا خیر اما به هر حال این نظر در بین بسیاری از اهالی بازار وجود دارد که سلیقه یک فرد و یا افراد در این موضوع دخیل است نکته بعد این است که بسیاری از فعالان بر این عقیدهاند که سازمان بورس که بعضا در معاملات نقش داور را باید داشته باشد و نباید به بازیگر بازی تبدیل شود با صندوقهای تثبیت و توسعه وارد زمین بازی می شود …
دقت کنید آنها در کنار سایر صندوقها به فعالیت در بازار میپردازند و کمک داور را هم دارند این موضوع نیز موضوع غیر شفافی است که باید روشن شود و اما موضوع سوم که از دو موضوع بالا مهمتر است و به جد به آن انتقاد داریم این است که چیزی که امروز روی صفحه بازار شکل گرفته و ما شاهدیم که پولی که وارد بازار میشود در ۵۰ الی ۶۰ شرکت حرکت میکند و ۴۰۰ شرکت رها و آزاد کسی به آنها توجه نمیکند مستقیماً ناشی از عملکرد این صندوق هاست …
این صندوقها در رفتار خود در بازار توجه ویژهای به این ۵۰ شرکت داشته و در بحرانها و صفوف فروش به واسطه نیت کمک به بازار به داد آنها میرسند و همین رفتار کافی است جریان پول هم به واسطه کاور شدن ریسک نقد شوندگی توسط این صندوقها سراغ این شرکتها بروند و ما با یک شکاف عمیق در بازار مواجه شدیم که صندوقهای بزرگ و جریانهای پولی سراغ سهمهای کوچک نمیروند و حتی پی به ای برخی از این سهمها که همیشه ۳ الی ۴ واحد بیشتر از سهمهای بزرگ بازار بوده امروز پایینتر از آنهاست …
این شاید مهمترین و تلخترین بخش عملکرد این صندوقها بوده که به نظر به تغییر رویه اساسی احتیاج دارد این موضوع تا به امروز به تعویق افتاده و کسی هم زیر بار نمیرود به نظر سازمان بورس اگر قصد دارد این جریان را متوازن کرده و بچرخاند باید هرچه سریعتر در این دو صندوق این موضوع را تغییر دهد شترسواری دولا دولا نمیشود یا قصدمان کمک به بازار است یا قصد ما سودآوری است به واقع اگر قصد کمک به بازار بوده این رفتار در حال حاضر به چالش به بازار تبدیل شده و نیازمند این است که این رفتار با اصلاح آیین نامههای داخلی این دو صندوق تغییر رویه داده و شکل دیگری به خود بگیرد و البته معتقدیم ادامه این دست فرمان همین شرایط را تقویت کرده و مگر یک ابر رویداد سیاسی و اقتصادی این ماجرا را به شکل دیگری پیش ببرد
امروز سعی کردیم فارغ از تمام مسائل به جریان این دو صندوق نگاه کنیم عملکرد آنها و کارنامه آنها را نیز پیش روی خود داشته باشیم قطعاً شفافیت بیشتر این دو صندوق میتواند برای سایر حقوقیها و فعالان ذینفعان بازار به خصوص برای کارگزاریها و نهادهای مالی که سهامدار آن هستند مورد توجه باشد
و یک بار دیگر این موضوع را بیان میکنیم و پیشنهاد میدهیم با وجود انتقادات بسیار زیاد کارگزاریها ، همچنان معتقدیم وقتی بخشی از منابع کارگزاریها صرف رویدادهای زیرساختی نمیشود بهتر است کارمزد پرداختی به صندوقهای تثبیت و توسعه حتی افزایش پیدا کند و این صندوقها نیز در کنار سایر صندوقها نقش موثر و قویتری در بازار ایجاد کرده و تجربه نشان داده در مواقع بحران میتوانند به کمک بازار بیایند از بزرگ شدن این صندوقها نباید ترسید اما از اثرگذاری سلیقهای و خارج از عرف باید پرهیز کرد …
#گزارش_بازار
بتا سهم
به استقبال تحولات سیاسی/به استقبال تحولات سیاسی/به استقبال تحولات سیاسی/به استقبال تحولات سیاسی/به استقبال تحولات سیاسی/به استقبال تحولات سیاسی/به استقبال تحولات سیاسی /به استقبال تحولات سیاسی











