لگدسیاست به بخت بازار !
امروز بازار روز تلخی را داشت چهره ها عصبانی و در هم فرورفته و باز یک عامل بیرونی به نام سیاست همه چیز را به هم ریخته بود. البته برخی معتقد بودند تصمیم سازمان هم بی تاثیر نبوده ولی معتقدیم آنچه عامل اصلی این فشار فروش شده تحولات و تغییرات سیاسی بود … امروز فاز منفی بازار یک طرف بود و منفی اهرمی ها طرف دیگر به طور کلی به جز اهرمی ها و برخی بانک ها و سهم های خاص ، باقی تا حدودی در منفی یکی دو بارجمع شد و آن شدت فروش گرفته شد ولی دوباره فاز عرضه بازار را رها نمیکرد … این را هم همین ابتدا بگوییم بازاری که با خبر این طور صف فروش شده ، هر لحظه هم ممکن است با خبری فرمان بچرخد و ماجرا تغییر کند .
امروز اولین روز متفاوت از هفتههای قبل را در حالی آغاز کردیم که اولین لگد محکم جریان سیاسی به پهلوی بازار خورد و درد آن در چهره بازار امروز مشخص بود قبلتر در مورد مسائل سیاسی صحبت کرده بودیم که آثار صفر و یکی در بازار دارد و امروز بخشی از آن را در بازار شاهد بودیم که البته از آنچه فکرش را میکردیم بازار بهتر و خوشبینانهتر عمل کرد که این هم دقیقاً ناشی از این ماجراست که هنوز اتفاق عجیبی رخ نداده و این چک و لگدها در مذاکرات عادیست .
به قول یکی کمی انتظار عجیب و بیجایی بود که بعد از دیت دوم و سوم یک چالش پیش نیاید و انتظار بیجایی بود که منجر به اتفاقات خاص و ویژه شود !! برای نهایی شدن حالا حالاها باید بروند و بیایند در هر صورت امروز اولین آثار این اختلافات در بازار نمایان شد و نمیخواهیم بگوییم ماه عسل رویدادها به پایان رسید اما از امروز به بعد واقع بینی جریان مذاکرات و سیاست جای خود را به خوشبینی ایجاد شده ناشی از این جریان داد و قطعاً در فضای واقع بینی وسواس بیشتر دقت بیشتر احتیاط بیشتر و در نهایت محافظهکاری بیشتر جای همه چیز را خواهد گرفت که این اتفاقات سرعت کمتر رشد بازار ، حجم معاملات کمتر دست به دست شدنهای کمتر ،پی به ایهای کمتر را به ارمغان میآورد …
اما قبل از اینکه به سراغ گزارش بازار برویم ابتدا به مهمترین رویدادهای هفته بپردازیم و سپس سراغ مسائل داخلی و خارجی سیاسی اثرگذار در بازار و چشم انداز روزهای آتی برویم
در این هفته به نظر همچنان سرتیتر خبرها و مهمترین اتفاقات رویدادهای سیاسی است و بسیار جالب است که این بار طرف ایرانی در حداقل صحبت در رسانه قرار دارد و طرف مقابل هر روز یک حرف میزند از همین رو به نظر این هفته یکی از مهمترین اظهار نظرها اظهار نظر خود ترامپ خواهد بود که ببینیم چه چیزی را بیان میکند
صحبتهای طرف مقابل بازخوردهای داخلی و تحولات قول و قرار آینده مذاکرات یکی از مهمترین اخبار تاثیرگذار در این هفته است تحولات اقتصادی چانهزنیهای انتخاب وزیر اقتصاد حاشیههای انفجار بندرعباس و اثرات اقتصادی آن و همچنین تحولات مهم نرخ دلار نیما و نرخ دلار آزاد و نرخ بهره نیز کماکان وجود دارد و در نهایت از این هفته به بعد سرعت انتشار گزارشها در کدال افزایش یافته و شاهد اطلاع رسانی اطلاعات مهم در این حوزه خواهیم بود
پس هفته پرخبر و البته حساس و حیاتی را داریم از این نظر که هر چرخش و گردش خبری میتواند فضای بازار را به شکلی متفاوت حرکت دهد و به تغییر در بیاورد همین حالا که با هم صحبت میکنیم هر خبر و رویداد و هر توییت و اتفاقی میتواند دوباره مسیر بازار را به سمت صعود و مثبت پیش ببرد و درست برعکس رویدادها و اتفاقات منفی هم ممکن است این میان رخ دهد و فضا را دوباره متشنج نماید
اما چه شد که از بازار خوشبین و خوش رقص و مثبت روز چهارشنبه به فضای این چنینی رسیدیم
در خوش خوشان جو خوب بازار روز چهارشنبه بود که وضعیت به پایان رسید و چند خبر را به طور متوالی پشت سر هم شنیدیم ابتدا توییت عجیب وزیر دفاع آمریکا بود که ایران را برای کمک به حوثیها تمام قد تهدید کرد و این توییت کمی در مورد ایران و آن هم در بحبوحه مذاکرات و قبل از آغاز آن عجیب بود بعد از آن خبرهای ریز و درشت دیگر منفی را شنیدیم و ناگهان پنجشنبه خبر رسید مذاکرات به دلایل نامعلوم و تا زمان نامعلوم به تعویق افتاده البته برخی از چهارشنبه این هفته به عنوان زمان مذاکره یاد میکنند اما هنوز هیچ چیز قطعی نیست
پس از آن طوفان اخبار و اتفاقات آغاز شده و از تغییرات تیم امنیتی ترامپ گرفته تا صحبتهای مارک روبیو توییتهای این طرف و تهدیدهای دوباره ترامپ به تحریمهای نفتی و پاسخ های عراقچی کار را کمی تند کرد و حاصل این اتفاقات و خبرها رشد دلار ر طی این چند روز و مثبت شدن صندوقهای طلا و منفی شدن صندوقهای اهرمی و بازار بود که این صحنه را رقم زد …
البته این میان و درست در روز چهارشنبه موضوع صندوقهای اهرمی و کاهش ضریب اعتباری آنها نیز مورد بحث بود و بسیاری معتقدند چالش امروز صندوقهای اهرمی و صفوف فروش آنها ناشی از همین جریان است و این هم کنار عوامل سیاسی به عنوان یک عامل منفی احتمالی روی سر بازار خراب شد که البته امروز در مورد آن بیشتر صحبت میکنیم …
با این مقدمه و این تحولات به بازار امروزی رسیدیم که این خبرها فشار فروش روی آن را افزایش داد و شاهد تشکیل صفوف فروش به هم فشرده ولی پر حجم در معامله در نمادها بودیم
قبل از هر چیز یک نکته را بیان کنیم که وقتی بازار رشد میکند افزایش قیمتها و سرعت بازدهی کمی از میانگین روزهای قبل خود بالاتر میرود کوچکترین اتفاق منفی سیاسی چنین واکنشی را به همراه خواهد داشت
قبل ترهم هم گفتیم واکنشهای اول معمولاً چکشی و سریع و سپس بعد از یکی دو روز کاری اوضاع نرمالتر میشود در حال حاضر به نظر میرسد آن جریان پولی که در بازار میچرخید کمی احتیاط کرده و یا با فروش خود گوشه نشسته و منتظر است تا روزهای بعد از راه برسد نمیخواهیم زیادی خوشبین یا زیادی بدبین باشیم
اما به نظر اتفاقا بازار دست به دست شدن و چرخش و افتادن در این دستانداز را لازم داشت تا کمی از سرعت رشد کاسته شود و پول جریان بهتری در بازار بگیرد این سرعت رشد حقوقیها را وسوسه میکرد تا در قیمتهای فعلی و بالاتر تمام عیار در سمت فروش حاضر باشند و حالا این اتفاق کمی آنها را به عقب میراند … امروز هم چارتیست ها معتقد بودند شاخص تا ۳۰۳۰-۳۰۷۰ حفظ بشود منفی ها زود گذر خواهد بود اصلاح در مقطع فعلی به نفع بازار سرمایه است و اصلا اتفاق ترسناکی نیست البته به شرط بهبود سیاسی و عدم ورود به چالش های جدید …
به نظر اگر بخواهیم سناریو بندیهای پیش روی بازار را بیان کنیم و استراتژی را بدانیم باید اذعان داشت که همچنان به مذاکرات خوشبینیم و سناریوی بدبینانه را شاید این بار کمی پررنگتر ولی همچنان به عنوان سناریوی بعید در نظر میگیریم …
در چنین حالتی ما دو فاز خواهیم داشت اول فاز خوشبینانه است که به ما میگوید دوباره طی چند روز آتی ترامپ اظهار نظر میکند و میگوید مذاکره میکنیم این طرف هم این را بیان میکند و دوباره در اواخر هفته بحث مذاکره داغ خواهد شد که احتمالاً از روز دوشنبه شاهد تحولات آن هستیم و بازاری که کمی در این روزها اصلاح کرده مثبت با احتیاطی را دوباره آغاز میکند
اما سناریوی کمی بدبینانهتر به ما میگوید که این موضوع سیاسی استخوان لایه زخم شده و ترکیبی از اظهار نظرهای مثبت و منفی کنار هم قرار میگیرند و با نوعی سردرگمی و ابهام مسائل را پیش میبرم که در چنین فضایی ابتدا یک واکنش منفی موقت را خواهیم داشت که احتمالاً دو روز طول میکشد بعد از آن صندوقهای تثبیت و توسعه و سایر حقوقیها دست به کار میشوند و تا حدودی بازار جمع و جور میشود
اما برای ادامه رشد به اتفاقات و رویدادهای مثبت احتیاج است فضای فعلی فضای کنترل خواهد بود و بازار فقط نمیریزد و رشدی هم نمیکند و دوباره نقش تحولات بنیادی گزارشها و سرعت گردش پول هم اهمیت پیدا خواهد کرد ولی باید اذعان داشت که آن هیجان و رشد روزهای قبل را نداریم و فضا کمی متفاوتتر پیش میرود و البته در تمامی طول این رویدادها چشم همه به تحولات سیاسی خواهد بود
حال سوال این است که استراتژی ما در بازار چه میتواند باشد ؟!
به نظر در اولین گام بسیاری از نمادهایی که بازدهی بسیار خوبی را کسب کردند و فارغ از جریان سودآوری صرفاً با بهانههای برجامی مسیر رشد را طی میکردند با دست انداز فشار فروش مواجه میشوند و شاید شناسایی سود در این سهمها و تماشا کردن آنها بد نباشد گام دوم میتواند گام شناسایی شرکتهای قویتر و بهتر باشد که در مرحله اول نمادهایی که در این مدت قفل صف خرید بوده و گیر نمیآمدند در صدر لیست قرار میگیرند و پس از آن هم با اصلاحی که در بازار صورت میگیرد نمادهای خوب و بنیادی یکی یکی با کمک گزارشها بیرون زده و فضای انتخاب سهم را آسانتر میکنند
و در مرحله سوم به نظر باید منتظر تغییر و تحولات مثبت نشست گفتن این جمله کمی سخت اما به نظر چارهای جز بیان آن نیست بازار طی این مدت با جریان مذاکره از ریسکهای ریز و درشتی نظیر ریسک جنگ دور شد قطعاً به چالش خوردن مذاکرات اگر بازار را دوباره به سمت این ریسک سوق دهد همان اتفاقات و همان جریانات تلخ روزهای بهمن و اسفند در انتظار ما خواهد بود این موضوع را به عنوان تجربه در ذهن خود داشته باشید …
چرا روزهای بهمن و اسفند و حتی دی با شتاب عرضه میشد و ریزش داشت؟؟
یکی از دلایل آنها این بود که بسیاری از سهامداران در آبان و آذر سودهای خوبی کردند و با اولین جرقه رشد ریسکهای سیاسی فروشنده بودند و حالا نیز این رویداد اگر منجر به افزایش ریسکهای سیاسی شود قابل تکرار خواهد بود و این یک هشدار برای سهامداران است که با دقت و شدت بیشتری فضا را دنبال کنند البته شاید این بار فضای بنیادی نزدیک شدن به مجامع کمی شدت ریزش را کمتر کند اما به هر حال بازار همیشه نشان داده غیرقابل پیشبینی عمل میکند
قبول داریم که شرایط بسیار سختی است و بازار گرفتار عدم قطعیتهای بسیار زیادی شده و همین موضوع نیز چالشهای بازار را افزایش میدهد و به نظر بعد از سپری کردن گام اول رشد قوی بازار لازم است تا در گام دوم کمی با احتیاطتر تیزبینانهتر و با وسواس بیشتری در بازار حرکت کنیم این نکته را عرض کنیم که به هیچ وجه نه به مذاکرات و نه به بازار بدبین نیستیم و معتقدیم مسیری که تا به امروز طی شده ادامه خواهد داشت اما به نظر کمی از آن خوشبینی که همه منتظرش بودند فاصله گرفتیم البته دنیای سیاست دنیای ناشناخته هاست و نمیدانیم چند ساعت و چند روز دیگر چه چیزی رخ خواهد داد …
در مورد بازار با کمک خبرهای سیاسی باید حرف زد امروز بخشی از زهر فروشنده ها گرفته شد و به امید خبرهای بهتر باید بود …
و اما سراغ یکی از مهمترین اتفاقات و تحولات بازار برویم که روز چهارشنبه به وقوع پیوست و ان هم اثر کاهش ارزش تضمین اهرمی ها بود و برخی آن را حتی دلیل ریزش بازار میدانند که از دید ما کاملا اشتباه است .. .
برخی از اهالی بازار هم معتقدند نوع اعلام و تصمیم یکباره و یک شبه این چنینی آثار خوبی در بازار نداشت ؟! اما به واقع اگر اعلام میشد که مثلاً قرار است از هفته آخر اردیبهشت این کار اجرا شود آیا باز هم این تحولات و اتفاقات رخ نمیداد و ما شاهد صفوف فروش نبودیم؟؟ سازمان معتقد است این تصمیمات آثار مالی و انتقال منافع به همراه داشته و اجرای با تاخیر آن هم بی علت نبوده …
به نظر باید بپذیریم که همه بدشانسی اوردند و این تصمیم در یک مقطع خاص منفی سیاسی به بازار رسید که فشار فروش ناشی تصمیمات سیاسی روی آن لود شده بود و این موضوع بیشترین آثار تنش را در این فضا داشت . شاید سازمان اگر میخواست این ابلاغیه را روز جمعه اعلام کند کمی در تصمیم خود تجدید نظر میکرد و یا حتی ۱ روز صبر میکرد ماجرا چیز دیگری میشد اما به هر حال این موضوع اعلام شد و حالا سوالات بسیاری را برای همه به وجود آورده آیا این یک سیگنال مثبت برای بازار است یا منفی ؟!
برای بررسی بیشتر ابتدا به سراغ این بخشنامه برویم که به نظر این بخشنامه دو بخش داشت بخش اول بخش امیدوار کننده ماجرا بود که به همه میگفت ضریب سهمهای بورس و فرابورس از ۶۰ به ۷۵ درصد افزایش پیدا کرده است و این یعنی یک پالس مثبت به بازار که میتواند تقاضا در بازار را افزایش دهد و در روزهای منفی هم برای کسانی که در اعتبار هستند حاشیه امن و دامنه امنیت بیشتری را ایجاد کند اما هیچکس این تصمیم را انگار متوجه نشد و نگاه نکرد و همه سراغ موضوعی رفتند که چالش برانگیزتر بود و آن هم کاهش ضریب اهرمیها از ۶۰ به حوالی ۳۸ و این یعنی نصف شدن ارزش تضمین صندوقهای اهرمی …
حتماً مفصل در مورد این موضوع و ماجرا صحبت خواهیم کرد اما امروز در مورد یک بخش از این تصمیم صحبت میکنیم و فردا سعی میکنیم بخش دوم را بیان کنیم تا بحث تکمیل شود بخش اول این است که کمیتهای در سازمان ریسک بازار را مدام پایش و رصد میکند و به این جمعبندی و نتیجه رسیده است که بخش بزرگی از فعالان بازار در مقطع فعلی که اتفاقاً رشدهای زیادی را بازار داشته با ضریب اعتبار مضاعف سراغ صندوقهای اهرمی میروند که خود ضرایب دو برابری را دارند و تو گویی انگار آنها با ضریب ۴ و۵ در بازار حرکت میکنند و این برای بازاری که با چنین رشدی مواجه شده و تحولات سیاسی لغزانی زیر پای اوست کمی چالش برانگیز است
هیچکس از ابعاد بحران عمیق انتهای مهر و ابتدای آبان صندوقهای اهرمی هنوز مطلع نیست و به نظر تصمیم سازمان در راستای همان تجربیات است که البته میخواست در بازاری آرام و مثبت آن را پیاده کند ولی نشد و او قصد داشت زمانی را برای جراحی انتخاب کند که تن بازار صحیح و سالم و سلامتتر و سرزندهتر باشد که البته فکر نمیکرد به این ماجرا بخورد و برای همین است که ابتدا عرض کردیم شاید اگر جمعه قرار بود ابلاغ شود جلوی آن گرفته میشد و این حال رخ نمیداد …
نکته مهم دیگر هم این بود که گردش جریان پول قوی اهالی بازار در صندوقهای اهرمی شدت یافته بود و این موضوع نگرانی بابت تمرکز بیش از اندازه جریان پول در این صندوقها را افزایش میداد واز سوی دیگر برخی هم مدام انتقاد میکردندکه چرا بازار شده چند صندوق ، چرا کمسی سهم نمیخرد و …
برای همین در ابلاغیه اخیر یک موضوع دوگانه مطرح شده یعنی ضرایب ارزش تضمین سهمها را افزایش داده و صندوقهای اهرمی را کم کرده تا احتمالاً این پاس و چراغ را به فعالان بازار برساند که گردش متوازن پول بین این داراییها میتواند شکل بگیرد و یا به واقع به نظر میرسد سازمان با تمرکز بیش از اندازه جریان پول در بازار در این صندوقها کمی واهمه داشته و از ترس تکرار بحرانهای گذشته دست به چنین کاری زده است اینکه تصمیم درستی بوده یا خیر را باید بعدتر قضاوت کرد
اما به نظر میرسد طرز فکری در جریان است که روی صندوقهای اهرمی نظارت بیشتری کرده و به آنها مهار قویتری بزند و کمی فضا را در اختیار بگیرد که ماحصل آن احتمالاً گردش بیشتر جریان پول در سهمها و وارد کردن قویتر جریان پول در اثرگذاری تعداد بیشتری از نمادها در بازار و جلوگیری از تمرکز خاص در ۵۰ یا ۶۰ نماد دیگر خواهد شد .
این موضوع در کنار موارد دیگر که فردا توضیح خواهیم داد تصمیمی است که سازمان گرفته است و به نظر تصمیمی است که در مقطع فعلی شاید فشار فروش روی اهرمیها را بیشتر کند اما تمرکز جریان پول در سایر سهمها را گسترش خواهد داد البته به نظر حالا کسانی که این دایه را داشتند که دامنه نوسان اهرمیها باید بالاتر از بازار باشد را یک پله بالاتر میآورد و آنها حالا میتوانند در مورد این موضوع بیشتر بحث کنند ولی دقت کنید که عمده فشار فروش ناشی از این اتفاقات در اهرمی ها فشار بازار بود …
در کل بازی با چنین ابزارها و اتفاقهایی در این فضای بازار کمی سخت و پیچیده است و باید با احتیاط گام برداشته شود شاید اگر وضعیت مثبت در بازار ساری و جاری بود و مذاکرات هم مسیر عادی خود را پیش میرفت این موضوع اتفاقاً به بازار کمک میکرد و وزن جریان پول در سهمهای کوچک و سایر سهمهای بازار را افزایش میداد و در نهایت بازی به سود اهرامیها نیز تمام میشد اما در این فضای فعلی و با این اخبار به نظر اجرای همزمان آن کمی با بدشانسی پیش خواهد رفت فردا سعی خواهیم کرد در مورد این موضوع و بخش مهم آن یعنی اهمیت کارکرد این ضرایب در بازار و رفتار جریان پول با صندوقهای اهرمی بیشتر صحبت کنیم
#گزارش_بازار
بتا سهم
تحولات و تغییرات سیاسی/تحولات و تغییرات سیاسی /تحولات و تغییرات سیاسی /تحولات و تغییرات سیاسی /تحولات و تغییرات سیاسی /تحولات و تغییرات سیاسی /تحولات و تغییرات سیاسی











