خودرویی ها چپ کردند !
واقعا چه کسی فکرش رامیکرد درحالی که تمام هوش و حواس بازار به ریسک ها و خبرهای سیاسی بود در یک حرکت رونالدینیویی بازار این طور عجیب محکم و فجیع از خودرویی ها سیلی بخورد . سیلی که شدت واکنش بازار در مقابل ان عجیب بود و همه چیز را به صف فروش برد و شاید حتی توافق روی هوا میرفت هم این شدت فشار فروش وجود نداشت …
امروز حاکمیت و دولت و سران قوا با یک نامه نه تنها خودرو که کل بازار را واژگون کرد و به این وضعیت انداخت … از آن روزهایی است که حسابی عصبانی هستیم ولی چاره ای جز بیان نیست ! دقت کرده اید چه ریسک عجیب و غریبی از سمت موجود زبان نفهمی به نام دولت بر سر بازار وجود دارد . دقت کنید یک روز با نامه نرخ خوراک ،یک روز پالایش ، یک روز برق یک روز گاز یک روز خودرو به این بازار آسیب میزند و بعد هم اسم سال را میگذاریم سرمایه گذاریکه با این حرکات و اتفاقات بیشتر شبیه شوخی است …
به هر حال بازار هزینه گره خوردن به خودروییها و لیدر بودن آنها را یک بار دیگر پس داد و ما یک بار دیگر شاهد بودیم که با ندانم کاری دولت و احتمالاً در میان بودن پای مافیای مدیریت این شرکتها بازار سرمایه و سهام قربانی شد و هیچکس هم پاسخگوی این اتفاقات و تحولات نیست البته به قول یکی مگر در رفتارهای قبلی پاسخگویی وجود داشت خیر فقط آن یکی روحانی بود و این یکی جراح قلب که باز درد ضربههای این یکی قویتر است چرا که اصلاً انتظارش را نداریم که چنین تصمیمات غیرمنطقی و یک شبه گرفته شود و شاهدش هستیم که بله میشود…
به هر حال یک بار دیگر این سرنوشت تلخ ما بورسیها را میرساند که با خوش خیالی به عقلانیت و تصمیمات عقلانی طرف مقابل اعتماد کرده بود … نمیتوان اذعان داشت که هرکه خربزه میخورد پای لرزش هم ننشیند و این لرز امروز بازار ناشی از گره خوردن سرنوشت ما به خودروییهاست که البته تا بوده همین بوده و این بار اول این گروه نیست که این چنین کاسه کوزه بازار را بر هم میزند اگر به خاطر داشته باشید در چند وقت گذشته نسبت به تحولات دو گروه خودرو و پالایش هشدارهایی دادیم که مراقب سنگ اندازی و دخالتهای این چنینی باشید و سازمان ورود کند اما کار به بدترین شکل ممکن پیش رفت و حالا این نخ تسبیح فتنههای بازار و جوجه اردکهای زشت این چنین شانه به شانه تحولات سیاسی بازار را به گروگان گرفته و فضای منفی را ایجاد کردند
اما بد نیست هم که ببینیم چه اتفاق و چه رویدادی در حال وقوع است و چه شد که به این نقطه رسیدیم
در مورد خودرو همه به یاد دارید که چه مقاومتهایی برای عدم واگذاری مدیریت ایران خودرو صورت گرفت اما همتی تمام عیار پای این موضوع ایستاد و در نهایت این موضوع با حمایت سران قوا واگذار شد البته همتی هزینه این ایستادگی را هم داد با همین مدل قرار بر واگذاری سایپا بود که احکام قانونی برای این موضوع وجود داشت اما به نظر داستان چیز دیگری است و این احتمال را میدهیم که دو سناریو برای برهم خوردن این بازی به وجود آمده باشد
سناریو اول به خوش نشینی خود مجموعه سایپا باز میگردد که گفته میشود مدیران این شرکت برای جلوگیری از واگذاری این شرکت راهی مجلس شده و فرصت خواستند تا یک سال با طرحهای تحولی واگذاری سایپا را به تعویق انداخته و بعد از یک سال با ارزش بیشتری آن را واگذار نمایند برخی هم معتقدند که در سناریو دوم خریداران بالقوه که قدرت لابی سیاسی را داشتند مانع از این ماجرا شدند تا بلوک گیر کسی غیر خودشان نیاید …
هرچه باشد بازی بازی قدرت و مافیای به دست آوردن این شرکت است که دوباره چوبش را سهامداران روی تابلو میخورند … به واقع نمیدانیم چرا درکش برای برخی سخت است که این چنین تصمیماتی اعتماد را از بازار دور میکند و ان وقت نباید گلایه داشت که چرا مثلا مردم سرمایه خود را به بازار نمی آورند و سراغ طلا می روند … بله حداقل در آنجا چشمشان به ترامپ است نه این تصمیمات هر روزه و هر ساعته …
در هر صورت چه سناریوی اول و چه سناریوی دوم سران قوا هم با مستندسازیهایی که صورت گرفته بدون توجه به تاثیر این رویداد بر بازار سرمایه و خود شرکت تصمیم به لغو واگذاری سایپا کردند و بسیار عجیب و جالب است که بازار سر هر دو را برید …
به عنوان یک شنیده البته عرض میکنیم که اصلاً نامه سران قوا خطاب به سایپا بوده نه ایران خودرو اما رونوشتی هم به ایشان زده شده اما کله صبح اول ایران خودرو شفاف سازی مبهم را گذاشت و بازی را به هم ریخت والا اصلاً او وارد این بازی نشده بود و فقط توصیه این بود که خگستر هم واگذار نکند که البته برنامهای هم برای این موضوع نبوده و البته چوب این ندانم کاری را نه تنها خودرو که کل بازار با منفی امروز پس داد
و البته یک بار دیگر به همه ما ثابت شد که مافیای خودرو و مدیریت این شرکتها چه مافیای عجیب و غریبی است که حتی تا میز سران قوا نیز رخنه میکند و اینطور تصمیمات را تغییر میدهد و البته ما هم چقدر امیدواریم که دل بستهایم که با این شرایط این مملکت راه خود را پیدا کند و پیشرفت میکند !!
اما در بخش دوم به این موضوع اشاره خواهیم کرد که خب چه خواهد شد و بازار چه سناریویی در پیش دارد
خوشبینانهترین حالت این است که مشکل از سمت خودرویها ایجاد شده و باید از همین سمت هم حل شود خیلی بعید میدانیم چنین چیزی به وقوع بپیوندد اما این احتمال وجود دارد که با بررسی آثار و تبعات این موضوع ماجرا شکل دیگری به خود بگیرد و تکذیبها بابت این اتفاق آغاز شود باز هم تاکید میکنیم به این سناریو اصلاً خوشبین نیستیم چرا که مافیای قدرت ولکن این ماجرا نیست اگر این مافیا از ورود خودرو به بورس کالا جلوگیری کرد حالا هم قدرت و تواناییاش را دارد که جلوی این واگذاری را بگیرد
در سناریو بعد به نظر ماجرا شکل دیگری دارد و همه این بحران را میپذیرند و در پی جمع و جور کردن آن برمیآیند که صندوقهای حمایتی و برخی حقوقیها در سمت جمع شدن صف فروش خودروییها وارد میشوند و خلاصه همه طی روزهای آتی دست به دست هم میدهند تا این بحران حل و فصل شود ضربه مذاکرات کم بود ابهام و تردید آن روی سر بازار به اندازه کافی فشار میآورد این بحران هم به بحرانهای قبلی اضافه میشود و فشار را بیشتر میکند و به نظر شاید در ظاهر بازار از این بحران عبور کند اما چالشهای این ماجرا تا مدتها همراه او خواهد بود و حجم و ارزش معاملات را تحت تاثیر قرار خواهد داد
اما یک اتفاق در کنار این ماجرا رخ میدهد و آن هم اینکه بخشی از بازار کم کم خود را با این بحران همراه کرده و از نمادهای خودرویی جدا شد و وضعیت بهتری را خواهند گرفت
برای چنین موضوعی به دو ابزار نیاز داریم ابزار اول جمع شدن صف خودروییهاست و ابزار دوم رسیدن اخبار مختلف و جورواجور و رنگارنگیست که بتواند این فاجعه اخیر را تا حدودی کم عمقتر کرده و التیام ببخشد اتفاقاتی نظیر خبرهای خوب از سایر صنایع بازار و به خصوص اخبار خوب از توافق و سر و شکل گرفتن دوباره مذاکرات میتواند کمک کننده این جریان باشد .
در هر صورت باید بپذیریم که شوک بزرگی بوده و بحرانی جدی و حل این بحران با ابزارهای ویژه و خاص میسر میشود و به راحتی قابل برطرف شدن و بهبود نیست البته که بازار همیشه راه خود را بعد از مدتی از گروه خودرو جدا کرده اما این موضوع هزینههای زیادی را طی این مدت به سهامداران وارد خواهد کرد . به نظر باید کمی خوش شانس باشیم که دو اتفاق در بازار رخ بدهد اول رسیدن خبرهای نسبتا مثبت سیاسی است و دوم رسیدن گزارشهای ماهانه خوب که شاید این دو جریان دست در دست هم کمی از شدت فشار فروش بازار فردا به کاهند و بازار را آرام آرام در مسیر بهتری قرار دهند
به هر حال چیزی نمیتوان گفت و امروز بازار به شدت منفی شد که تلخ و سنگینی عجیبی را از این بابت چشید. بسیاری بر این عقیدهاند تجربه تلخ چندباره چنین نامهها و چنین اتفاقاتی در بازار و ریزش ادامهدار بازار بعد از آنها باعث شد امروز بسیاری با چشمان بسته سهمهای خود را بفروشند و به عواقب و تبعات و اتفاقات بعد از آن اصلاً فکر نکنند سابقه این نامهها و دولت در مواجهه با بازار سرمایه بسیار شفاف و روشن است سهامداران آنقدر فراموشکار نشدهاند که این اتفاقات تلخ را فراموش کنند
قبل از اینکه سراغ بخش آخر برویم یک نکته و موضوع را تکمیل کنیم و آن هم نقش سازمان بورس در این وادی است …
شاید وقتی موضوع هستهای یا سیاسی یا جنگ یا اتفاقاتی نظیر این رخ میدهد خیلی کسی با سازمان بورس کاری ندارد و به هر حال یک ریسک سیستماتیک غیرقابل کنترل برای بازار به میان آمده و واکنش بازار هم طبیعی است نمونه این موضوع را همین هفته قبل روزهای سهشنبه و چهارشنبه شاهد بودیم اما جنس این بحران فعلی و اتفاقی که رخ داد کمی جنس متفاوتی است درست است که تصمیمات دولت به نوعی ریسک سیستماتیک ما به شمار میرود
اما سهامداران این انتظار را دارند که سازمان بورس مدافع حق و حقوق آنها باشد مگر میشود با این بازار یک شبه و با یک نامه بازی کرد این همه قانون و مقررات نوشته میشود که مثلاً فلان کار باید انجام شود واگذاریها دستور کار دولت است مدیران سایپا و وزارت صمت مصاحبه میکنند و اگهی جذب و مزایده و … خلاصه همه چیز بر این مدار میچرخد بعد ناگهان نامه این چنینی میرسد ؟!! بازار و سهامداران مسخره و بازیچه شما هستند ؟!
پس جایگاه شما کجاست کی قرار است از منافع سهامداران دفاع کنید مگر غیر از این است که این تصمیم و نامه ناگهانی شبانه باعث این ماجرا شده ! واقعاً سازمان بورس قرار نیست جلوی این ماجرا بایستد ؟!
برادر بزرگوار آقای صیدی مبدانیم که دنبال کننده مطالب هستید و میخوانید … این اولین و جدی ترین بزنگاه شماست …
حتماً در ماههای قبل به خاطر دارید که در همین گزارشها به آقای عشقی ریاست قبلی سازمان توصیه میکردیم که اگر میخواهید عاقبت بخیر شوید سمت درست ماجرا قرار بگیرید روز رفتن ایشان و حرف و حدیثهای آن روز را به خاطر داشته باشید … این آینه امروز روبروی شماست !
اگر میخواهید عاقبت بخیر شوید آن صندلی که روی آن نشستهاید ارزش این اتفاقات را ندارد یک بار نقش واقعی خود را بازی کنید و از آن صندلی در مقابل ظلمی که به سهامداران میشود بایستید و دفاع کنید شک نکنید چهار حالت بیشتر ندارید یا شما را همان فردا اخراج میکنند که والله عاقبت بخیر شدید و یا حرف شما را میشنوند و کاری هم ندارند که در دومی هم شما سربلند شدید چون به هر حال دفاع خود را انجام دادهاید و در حالت سوم اگر به هر حال تلاش شما فریادهای شما نتیجه بخش بود نزد سهامداران به عنوان یک مدیر و رئیس سازمان دلسوز قرار میگیرد
راه چهارم هم روشن است سکوت که روسای قبل هم بر همین مدار پیش رفتند که البته آخر عاقبت آنها نیز مشخص است حال شما میدانید و این چهارراهی که پیش روی شماست و البته این اولین بزنگاه این چنینی بود و از این موارد بسیار پیش میآید بهتر است تکلیف خود را حداقل با خودتان روشن کنید که آیا قرار است در سمت درست ماجرا بایستید یا خیر …
و اما حرف آخر
نکتهای که بسیار عجیب است و برای ما جالب این است که حاکمیت به طور کلی بازیهای اقتصاد و علم اقتصاد را به کتفش حساب میکند و شوخی گرفته در چند هفته و چند ماه گذشته روی این بخش تاکید میکنیم که ما به بزنگاههای حساس تصمیم گیری رسیدهایم به جایی که باید تکلیف خود را روشن کنیم یا حاضر به تصمیمات عقلانی خواهیم بود و یا علم اقتصاد جور دیگری با ما برخورد خواهد کرد که نمونهاش را در موضوع برق و گاز و بنزین شاهد هستیم
این بزنگاهها چند مورد بود موضوع هستهای و توافق ، موضوع fatf و رابطه مالی با دنیا ، موضوع نرخ ارز و ناترازی ارز و رانت بیحساب و کتاب برخی از این شرایط ، موضوع ناترازی انرژی اعم از برق و گاز و بنزین و گازوئیل و در نهایت موضوع مدیریت و نگاه حاکمیت به شرکتها و اقتصاد و به نوعی مدیریت دولتی…
حاکمیت و دولت به خوبی در همه شعارها چیزی را عنوان میکند که حرکت بر مسیر حل و فصل این مسائل است اما در تمامی اعمال خود قیقاً مخالف این موضوع حرکت میکند بحث ما امروز این است که حتی با وقوع توافق هستهای نگاهمان به سایر عوامل و اتفاقات مهم است و آنهاست که میتواند مسیر اقتصاد را پیش ببرد بحث ناترازی انرژی درست است به تحریمها بستگی دارد اما در کوتاه مدت ماجرا چیز دیگریست یا همین بحث مدیریت دولتی پر واضح است و بر همگان روشن که بخشی از افراد چه مدیران دولتی چه مافیا چه کسانی که دل در اداره و گرو مدیریت این شرکتهای دولتی دارند حاضر به از دست دادن این صندلیها نیستند و هر طور شده سعی در حفظ آن دارند به مشکلات فملی که فسادهایی در آن انجام شده نگاه کنید شک نکنید چند برابر آن در بسیاری از شرکتها وجود دارد و همین چسبندگی است که باعث چنین مواردی شده است…
اینکه دیگر به تحریم و توافق ربطی ندارد نگاه حاکمیت است و به واقع در مورد سایپا هم به همین شکل اگر نگاه دولت تغییری نکرده و با همان شکل پیش میرود…
به نظر خیلی زود باید منتظر سیلیهای سخت اقتصاد روی صورت خود باشد فقط فراموش نکنید سیلی زدن به صورت یک جراح متخصص سختتر و تلختر است سایر افراد است !!! چرا که انتظار از آدمی با این سطح تخصص این است که حداقل اصول اولیه بسیاری از این موارد را درک کند به هر حال حرکت امروز دولت زنگ خطری برای اهالی اقتصاد و بازار سرمایه است . نگذارید این طرز فکر ایجاد شود که فرقی نمیکند چه لباسی تن چه کسی است روپوش پزشکی یا ردای روحانیت کشور را اداره میکند… تبعات این بحران ها در صف اول اهالی اقتصاد و بعد از آن مردم پس خواهند داد …
بتا سهم
ریسک ها و خبرهای سیاسی /ریسک ها و خبرهای سیاسی/ریسک ها و خبرهای سیاسی/ریسک ها و خبرهای سیاسی/ریسک ها و خبرهای سیاسی











