گزارش بازار امروز یکشنبه ۸ تیر ۱۴۰۴
پز عالی،جیب خالی !
امروز هم بازار دقیقا رفتاری را داشت که همه از ان میترسیدیم و تازه امروز برهمگان آشکارشد که اساتید که اصرار بر بازگشایی بازار داشتند هیچ چیزی در چنته نداشته و فقط به امید زنده بودند. تازه امروز بازگشایی سایپا هم مزید برعلت شد که افت این سهم و ادامه صف فروش ان این جو را به کل بازار میرساند که این منفی ممکن است برای ۵ الی ۶ روز ادامه داشته باشد و این بازگشایی و باز هم باز شدن بدون برنامه حمایتی بازار را نگران تر کرد …
مصداق این روزهای بازار دقیقا مصداق همان پز عالی و جیب خالی است در واقع اصرار و فشار بربازگشایی بدون برنامه بازار که در صحبت های امروز یکی از اعضای هئیت مدیره سازمان به وضوح روشن بود به خوبی نشان میداد که هدف از بازگشایی سریع و السیر بیشتر سیاسی است … ،یعنی سرمایه مردم سپر انسانی اهداف سیاسی شود…
امروز بازار را در حالی آغاز کردیم که در یک دوگانه و تناقض جدی به سر میبرد از یک سو حال و روز او به واسطه چند رویداد پیش بینی میشد و انتظار می رفت که باید کمی بهتر بود و از سوی دیگر همچنان فضای بیخیالی و بیتدبیری در عدم همراهی به بازار به چشم میخورد به واقع اگر از دید عزیزان ما جنگ را بردهایم حال و روز بازار سرمایه کشور برنده در جنگ نباید این باشد !!
شاید در حوزه نظامی از دید برخی ما برنده بوده باشیم !!!! ولی اینجا باختیم بعد هم باختیم … به قول نقی آبروی بورس رو هم بردهایم و فقط اینجا این سوال را از خود مطرح میکنیم آن دانشمندان و عزیزانی که تز میدادند دوشنبه و سهشنبه هفته قبل بازار سرمایه باز شود با چه تفکر و امکاناتی قصد بازگشایی بازار را داشتند !!
با همین دستهای خالی میخواستند بازار را باز کنند؟!
تقریباً همه اذعان داشتند که صفهای فروش ۵۰ تا ۶۰ همتی برای بازار تشکیل میشود و خیلی پیش بینی سختی نبود اما به نظر دوباره همه اسیر حرف مفت و وعدههای پوشالی و توخالی شده و بازگشایی بازار به عنوان عادیسازی بخشی از شرایط در دستور کار قرار گرفت تا بار دیگر سرمایههای مردم شبیه سپر انسانی عمل کرده و همه چیز به سمت عادی شدن جلوه کند به قول نقی معمولی چرا میخواین همه چیز رو صحنهسازی جلوه بدید ما باختیم بدم باختیم اما کسی حاضر به پذیرش باخت در این فضای فعلی بازار سرمایه نیست
البته معتقدیم فردا با توجه به چهار رویداد و پیش زمینه حال و روز بازار شاید تاکید میکنیم شاید کمی بهتر باشد … همین که شدت منفی و شدت صفوف فروش اندکی کمتر از امروز باشد برای بازار پیروزی محسوب می شود … دلیل اول برای این موضوع این بوده که انقدر انتقاد ها زیاد شده و حرف ها بالا گرفته که احتمالا طبق معمول دست هایی برای کمک به بازار فعال شوند …
دوم آرامش سیاسی است ..
آرام آرام و با سرعتی لاک پشتی آرامش پیش میرود و آن ترس از تحولات جنگ دوباره درگیریهای احتمالی کاهش یافته البته حرف و خبر زیاد است ولی این ارامش در چهره واقعی کمی مشهود تر است … ببینید عزیزان حرف این نیست که همه چیز ختم به خیر شده و صلح برقرار است خیر دیروز هم نوشتیم یکی از اتفاقات این جنگ ۱۲ روزه این است که هیچ چیز بعد از آن به شرایط قبل باز نمیگردد به خصوص ریسکهای بازار اما در هر صورت فضا اندکی آرامتر از روزهای گذشته پیش میرفت و البته در مورد این یک عامل باید گفت که هر لحظه و هر ساعت و هر ثانیه ممکن است با یک رویداد و اتفاق همه چیز بر هم بریزد رویداد بعد فضای مذاکره بود
با اینکه تا به امروز مذاکره سراب و فریبی بیش نبود و طرف مقابل در یک فضای خارج از عرف و ناجوانمردی و شرف ایران را مشغول مذاکره کرد اما به هر حال دوباره مطرح شدن مذاکرات البته این بار با رفتار و گفتاری متفاوت کمی فضا را آرام تر و امیدوار تر کرده به این دلیل که بسیاری همچنان خوشبینند که وقتی مذاکرات مطرح میشود آتش بس برقرار خواهد بود اما روزهای بعد از مذاکره را کسی نمیداند چه میشود
دلیل بعد که معتقدیم در کنار جریان پول شاید کمی موثر باشد گزارشهای ماهانه میان دورهای و نزدیک شدن به مجامع شرکتهاست که برخی را به این موضوع ترغیب میکرد که وقتی حال و روز عملیاتی شرکت بد نیست فروش به هر دلیل و با هر قیمتی را تجربه نکند
و در نهایت دلیل آخر نیز فعالتر شدن صندوقهای حمایتی برای کمک به بازار برای روزهای آتی بوده … شاید همه اینها آرزو باشد ولی در هر صورت میتوان انتظار داشت اگر خبرو اتفاق عجیبی نرسد بازار فضای بهتری را داشته باشد و یا حداقل از شدت و حجم صفوف فروش کمتر شود به خصوص این که قیمت ها هم اصلاح میکنند … البته برخی خود را با نکنند …
به واقع اگر این اتفاق با این مدل پیش برود همه شاهدیم که آنچه نقش محوری در فضای متعادل شدن بازار ایفا کرد تزریق پول و کمکهای این چنینی نبود و بیشتر اصلاح قیمت بود که به داد سهامداران رسیده و البته هزینه بیشتری را به سرمایههای مردم وارد کرد …
اما در ادامه باید به این نکته پرداخت که ما برای خروج از این شرایط دو مرحله را داریم مرحله اول پایان یافتن بحران است که زنگ پایان آن زمانی زده میشود که شاهد صفوف فروش بسیار زیاد و جدی در بازار نباشیم و رنگ و زنگ تعادل در بازار شکل گرفته باشد اما این یک مرحله است
مرحله دوم مرحله مهمتری است که به روزهای بعد از تعادل اشاره میکند بازار اگر نتواند روزهای بعد از تعادل را به شکلی جدی پیش ببرد دوباره اسیر تحولات منفی خواهد شد و هر رویداد منفی او را دوباره گرفتار خواهد کرد ما نمیتوانیم در فضای استخوان لایه زخم فعلی سیاسی انتظار عجیب و غریبی از بازار داشته باشیم
از همین رو در عین اینکه میدانیم مذاکرات سراب و فریب بوده اما دوباره معتقدیم برای پایان دادن به ابهام و اتفاقات مذاکره لازم است و به هر حال باید این ماجرا جایی از این شرایط لنگ در هوا بودن خارج شود مذاکرات حداقل تکلیف را روشن خواهد کرد که یا رومی روم هستیم و یا زنگی زنگ یا قرار است به دالان جهنمی جنگ وارد شویم و دوباره روز از نو روزی از نو دوباره ریسکها افزایش یابد و یا حتی بازار متوقف شود و یا قرار است وارد دالان تحریم و اسنپ بک و مکانیسم ماشه و مواردی از این دست شویم که به نظر آن هم شرایط سختی را نشان میدهد
اما به هر حال تکلیف روشن است و در نهایت گزینه سوم راهی است که امیدواریم رخ دهد و همه چیز ختم به خیر شود و با یک اصلاحات داخلی و پذیرش برخی شروط توافق حاصل شود و ریسک جنگ دوباره از سر بازار برداشته شود هرچند همچنان این جمله را تکرار میکنیم که هیچ چیز به روزهای قبل از این اتفاق و جنگ ۱۲ روزه برنمیگردد
بازار روزهای سختی را دارد و بی تدبیری عزیزان در اداره بازار هم این سختی را بیشتر و تلخ ترکرده است …
و اما به بخش پایانی گزارش امروز میرسیم امروز برخی معتقدند بودند چرا دلار در حال افزایش است !! یکی دلایل سیاسی را ذکر میکرد آن یکی بهانه جنگ و خلاصه هر کسی از ظن خود یار این تحلیل ها میشد … اما در دل این اتفاقات معتقدیم که یک نگرانی عمده برای اهالی بازار وجود دارد …
اگر تاریخ را ورق بزنید بعد از اتفاقات جنبش مهسا نوشتیم که از این پس کشور گران اداره خواهد شد چرا که وقتی سرمایه های اجتماعی تضعیف میشود انجام اصلاحات قوی و ساختاری که به کمک اقتصاد خواهد آمد کار بسیار سخت و دشواری خواهد بود و به واقع همگان شاهد بودند از آن مقطع تا به امروز بارها و بارها فرصت اصلاح و تغییر وجود داشت اما نبود این سرمایه قوی اجتماعی اصلاحات ساختاری را به تعویق انداخت و به واقع بخش مهمی از هزینه این تعویق از جیب اهالی بازار سرمایه و شرکتها پرداخت شد .
گران اداره شدن کشور در روزهای پس از آن اتفاقات یکی از مهمترین دستاوردهای سیاسی و اقتصادی آن رویداد بود و حالا بعد از جنگ این اتفاق به شکلی جدیتر و خاصتر تکرار خواهد شد دوباره معتقدیم علاوه بر نبود سرمایههای اجتماعی فضای جنگ زده و شرایط سخت فعلی کار را برای اصلاح ساختارهای اقتصادی دشوار خواهد کرد و این بدان معنی است که وزیر جوان تازه از راه رسیده که اتفاقاً در اولین بزنگاه خود در مواجهه با بحران بازار سرمایه تقریباً مردود شده ،باید خود را در این شبیخون بلا قرار دهد و تصمیم بگیرد که چه کار خواهد کرد…
به هر حال فضای فعلی فضایی است که همراه اقتصاد کشور است البته شاید ماجرای ماینینگ و کسری تراز برق و اتفاقاتی از این دست درسهای بزرگی برای تصمیم گیران باشد اما در مجموع فضای فعلی کشور نشان میدهد رفتن به سمت اصلاحات ساختاری در اقتصاد اجتناب ناپذیر است و به واقع یکی از مهمترین درسهای این جنگ این است که اگر قرار است به صلحی قوی و پایدار و حمایت همه جانبه مردم دست پیدا کنیم راهی جز چرخش در درون نداریم چرخش در درون یعنی بها دادن به علم به دانش و پرهیز از توهم و شعار زدگی که تا به امروز این بلا را بر سر کشور آورده و به این معنی که اولویت با مردم و اقتصاد مردم باشد
و این راهی جز تن دادن به اصلاحات دردناک اقتصادی نخواهد داشت در غیر این صورت خیلی شرایط غیرقابل پیشبینی نیست به خصوص بورسیها و اهالی اقتصاد باید این موضوع را درک ککند که اگر قرار بر ادامه مسیر با فرمان قبل باشد اولین جایی که با سرعت و با قدرت شروع به کار خواهد کرد ماشین چاپ پول است
و این ماشین با به راه افتادن سعی در جبران کسریهای بودجه و جبران کردن ترازهای ریز و درشت مختلف خواهد داشت که نتیجهاش چیزی جز تورم دوباره کاهش ارزش پول ملی افزایش دلار و ماجراهای تکراری نخواهد بود این موارد را برای نوشتیم که اهالی بازار سرمایه و اقتصاد این موضوع را به وضوح درک کرده و آن را در کنار کسب و کار خود به عنوان یک چشم انداز احتمالی در صورت عدم چرخش برای اصلاحات اقتصادی قرار دهند چه در مسیر بازار و چه در مسیر تحولات روزانه زندگی خود …
بتا سهم











