گزارش بازارامروزدوشنبه ۹ تیر ۱۴۰۴

شب های بی خوابی و روزهای جهنمی !

یک روزتلخ و جهنمی دیگر را پشت سرگذاشتیم فقط فرقش با روزهای قبل این بود که بعد از نزدیک به ۱۰% ریزش حجم و گردش بازارامروز کمی بیشتر و حدود ۲۰نماد متعادل ترو بهتر معامله میشدند ولی نزدیک به بیش از ۶۵۰ نماد همچنان در گرداب صفوف فروش گیر افتاده اند … امروزاولین روزی بود که بعد از مدت ها بازار کمی تحرکات قوی تری را به خود دید و کمی بیشتر معامله میشد ولی هنوز با شرایط نرمال و فرار از بحران فرسنگ ها فاصله دارد . امروز هم نوشتیم بزرگترین مشکل کسانی که قیافه و ژست کمک به بازار را میگیرند و تز میدهند و میخواهند کمک حال بازار باشند این است که از درک اصل اول آن غافل اند یعنی پذیرش بحران .این مطلب را روز اول هم نوشتیم تا وقتی نپذیرید بحران داریم کار پیش نمی رود وقتی صبح تا شب همه توهم پیروزی برداشته اند قطعا وقتی کلمه بحران در بازار سرمایه را می شنوند ممکن است توجهی نکنند . ولی حقیقت ماجرا لخت و عریان پیش روی شماست … این تابلوی قرمز رنگ هم حتما پرچم سرخ پیروزی کشور برنده در جنگ است !!
این سطح از رهاشدگی و بی تدبیری عجیب است  شبیه این مقطع با درجه اتفاقات ریسک سیاسی بسیار کمتر در زمان ترور سردار سلیمانی رخ داد یعنی از بحران فعلی ضعیف تر بود ولی همه پای کار بودند . بحران فعلی که به تمام عمنا جنگ است … در آن مقطع ۲ مولفه مهم از همان ساعات اولیه وجود دارد ۱- پذیرش بحران ۲-بسیج همگانی همه با تمام امکانات برای نجات بازار از بحران چیزی که تا به این  لحظه ما دیدیم هیچ  یک ازاین دو مولفه در حال حاضر دیده نمیشود و هیچ تلاشی هم صورت نمیگیرد … برخی هم نمیدانیم این میان چرا فاز روشنفکر پلاستیکی را گرفته اند که مثلا چرا دولت کمک کند و چرا و … ببنید اولا یک نگاه به رفتار همه دولت ها در مواجه با بازارها داشته  باشید همه در این فضا و شرایط کمک میکنند در ثانی کمی هم انصاف به خرج بدهید این بساط فعلی و ریسک تحمیل شده را چه کسی ایجاد کرده ! مگر دولت مجموعه ای جداست … در ثانی دارایی ارزانی را میخرد و بعد ها بیشتر به همین مردم واگذار میکند و در نهایت چطور برای بانک ها همه آستین بالا میزنند بورس بچه زن صیغه ایست!!؟ نمی شود صبح تا شب در این بازار اوراق خود را بفروشید و جیب حقیقی و حقوقی را بزنید و به وقت کمک سوت زنان بالا را تماشا کنید … بگذریم همه عصبانی هستیم و یکی از سخت‌ترین کارهای این روزهای بازار نوشتن گزارش بازار است در حالی که در طول روز پر خشم و کینه و عصبانیت هستیم باید همه را کنار بگذاریم و در مورد بازار صحبت کنیم و این کار را برای همه سخت و دشوار کرده است

امروز البته تلاش‌ها برای بهبود بازار بعد از حاشیه‌های به وجود آمده و انتقادهای فراوان کمی بیشتر بود و کمی شرایط بهتری را شاهد بودیم اما هنوز رد پای بحران آن هم به شکلی جدی روی نقطه نقطه این بازار وجود دارد و هنوز بازار نتوانسته شرایط خوبی را ایجاد کند و هنوز زخم عمیق سیاست تازه است و تمام تن و جان ما را می‌سوزاند اما قبل از اینکه گزارش بازار را شروع کنیم یک نکته را به عنوان درس عبرت و یک تجربه خاص مدیریتی برای اساتید و دانشمندانی که در این چند روز تصمیم‌گیری کردند بیان کنیم باور کنید این نکته را که می‌گوییم خودمان از گفتنش تعجب می‌کنیم که برخی در دل جنگ و درست در زمانی که فضا بسیار شکننده و پرچالش بوده تاکید می‌کنند که چرا اینقدر از تحولات بازار می‌ترسید و واهمه دارید !! حتی قبل از این موارد و بازشدن بازار روی این موضوع می‌ایستند که حتماً بازار باز شود اتفاقی رخ نخواهد داد و خلاصه همه چیز و گل و بلبل جلوه می‌دهند و به جای تصمیم گیری برای فرار از بحران به تماشای فضای بازار می‌نشینند اما رفتار بازار دقیقاً عین همان چیزی می‌شود که همه انتظارش را دارند به یکی از دوستان تصمیم گیر در این موضوع در روز جمعه که اعلام شد فردا تهران تعطیل است عرض کردیم اگر دستتان خالی از این فرصت که بهانه تعطیلی جور است استفاده کرده و باز هم به دنبال چانه زنی برای هماهنگی بیشتر باشید و پول جور کنید اما در پاسخ شنیدیم که نترسید نگران نباشید شما زیاده به بازار بدبین هستید و این موارد

عزیزان و دوستان ماجرا از سه حال خارج نیست یا به واقع می‌خواستید بازار باز باشد و همه چیز عادی جلوه کند و سرمایه مردم سپر بلای شما و عاملی برای خود شیرینی به مقامات بالاتر باشد که به واقع خیانت بزرگی به همه کردید یا در حالت دوم اصلاً درکی از بازار ندارید و نمی‌دانید رفتار بازار چیست که در این حالت هم شما دیگر صلاحیت نظر دادن و تصمیم گرفتن برای مقاطع بعد بازار را ندارید و یا اسیر حرف و وعده دروغین برخی از افراد شده‌اید که اگر حالت سوم هم باشد بدون هیچ تعارفی بیایید و بیان کنید که چرا و چه کسانی چنین شرایطی را رقم زدند با این رویداد شما خود را زیر سوال بردید و در آزمون بازار و از دید سهامداران دوباره بازنده و روسیاه شدید

و اما سراغ بازار و شرایط آن برویم که امروز بعد از آن همه انتقاد و فشار تازه دوستان از خواب و لاک دفاعی بیرون آمدند و کمی تزریق پول را بعد از ۱۰ درصد افت قیمت به بازار آغاز کردند  … البته ما هم می‌پذیریم که در روز اول هرچه تزریق می‌شد فایده‌ای نداشت اما این بی‌میلی و بی‌حرکتی آن هم بعد از آن همه وعده دروغ عجیب بود اما امروز دو پرسش و دو اتفاق پیش روی همه سهامداران است ۱ در چه وضعیتی قرار داریم و ۲ چه خواهد شد !

به نظر وضعیت اول روشن است ما ابتدا باید به یک نقطه تعادل در بازار برسیم نقطه تعادلی که اثر جنگ در آن لحاظ شده باشد و قیمت‌ها افت عجیب دیگری را نکنند قبل‌تر هم نوشتیم زیر ساختی زده نشده و آسیبی ندیده که بازار بخواهد نگرانی عجیبی داشته باشد اما به هر حال ریسک جنگ شوخی بردار نیست بازگشایی دیروز سایپا و جو امروز نشان می‌دهد ما چند روز دیگر درگیر این فضای بحرانی و صفوف فروش و منفی بودن هستیم و کماکان این جو ادامه دارد و با توجه به تعطیلات پیش رو انگیزه بازار برای حرکت در روزهای سه‌شنبه و چهارشنبه هم کم می‌شود و این کار را دشوارتر خواهد کرد و در واقع بخواهیم جمع بندی کنیم باید اینطور اذعان داشت که ما فاز اول فضای بحرانی را تا چهارشنبه باید تحمل کنیم و خواسته یا ناخواسته خود را به دل تعطیلات بسپاریم و ببینیم دوشنبه که بازار باز می‌شود چه در انتظار ماست البته دست خریدار باید بی محابا و یکی یکی در پی جمع و جور کردن  باشد نه با این اعداد کم با دستی قوی تروبزرگتر و صد البته افت و اصلاح بیشتر هم کار را اسان ترمیکند .

اما نکته بعد این است که چه در انتظار ما خواهد بود و چه خواهد شد … یک بار قبل از این بحران‌ها و اتفاقات و زمانی که هنوز به عاملی به نام مذاکرات خوشبین بودیم مثالی را نوشتی که بازار شبیه ماشینی است که قرار است از یک جاده پرپیچ و خم عبور کند جاده پر از گرگ‌های درنده نرخ بهره و ناترازی‌ها و مشکلات عجیب و غریب است و اگر لحظه‌ای از این ماشین پیاده شود این گرگ‌های درنده او را لت و پار خواهند کرد و حکایت امروز بازار درست شبیه این است که راننده با نامردی خود در این پیچ خم و تاریکی به مسافر تجاوز کرد و او را میان گرگ ها رها کرده است ! این دقیقاااا حال امروز بازار ماست …  ماشین خوش بینی سیاسی بازار را به گردنه مذاکرات آورد و درست در جایی که بیشترین خطر و رویداد منفی بازار را تهدید می‌کرد او را با گرگ‌های درنده‌ای نظیر نرخ بهره و ناترازی‌ها و سرکوب ارز رو قیمت گذاری دستوری تنها گذاشت و قطعاً نتیجه کار مشخص خواهد بود…  تازه فرض ما در آن مقطع عدم موفقیت در مذاکرات بود که فکر می‌کردیم در نهایت منجر به تحریم بیشتر شود و هیچ وقت فکر نمی‌کردیم شرایطی به نام جنگ و پس از آن تحریم  اینطور بی‌رحمانه و ناگهانی بازار را شخم بزند حالا هم تکلیف تا حدودی روشن است بدون چشم انداز روشن سیاسی درست است که قیمت‌ها در نقاط خوبی قرار دارند سوداوری‌ها جذاب است و فضای قیمت نیز اصلاح خوبی کرده اما بدون جریان بهبود  یافته سیاسی و در این جاده این گرگ‌های درنده و گرسنه برای لت و پارک کردن بازار آماده‌اند

همانطور که طی این چند روز چنگ و دندان نشان داد و هیچکس هم حامی بازار نبود ما عادت نداریم به بازار بدبین و یا نقاط تاریک و منفی او را بیش از پیش نشان دهیم اما حقیقت امر در فضای فعلی با این تنش و ریسک سیاسی که بازار را رها نمی‌کند و این تحولات و اتفاقات کنار بازار نظیر نرخ بهره ۴۰ درصد و سرکوب نرخ ارز و قیمت گذاری دستوری و ناترازی‌های مختلف خیلی باید کسی شجاع و دل شیر داشته باشد تا جریان پول به بازار بیاورد البته بی‌شک قیمت‌های فعلی قیمت‌های جذابی برای بلند مدت یک سرمایه‌گذاری خواهد بود و کسانی که ریسک امروز را به جان بخرند تجربه و تاریخ اثبات کرده بزرگترین برنده‌های بازار خواهند بود اما در فضای فعلی و با شرایط واقعی و فضای موجود کار بازار سخت و دشوار خواهد شد  به خصوص وقتی این حجم خبرهای منفی وجود دارد !

روی تلخ سکه را گفتیم آن روی روشن‌تر و امیدوارانه‌ترش را نیز بگوییم که به نظر می‌رسد اگر فضای سیاسی از ریسک بزرگی به نام جنگ عبور کند و این گمانه‌زنی‌ها و اتفاقات و تحولات از آغاز جنگ دوباره زد و خوردهای جدید دور شود شاید تاکید می‌کنیم شاید کمی فضا بهتر شده و شرایط منطقی‌تر پیش برود اما در فضای فعلی خوشبینی به این روی سکه کمی غیر منطقی است اما در هر صورت امیدواریم …  هرچند امید چیز خطرناکی است و تا امروز تمام بدبختی و زجر ما ازهمین امیدبوده …

در بخش پایانی به موضوع مهمی می‌پردازیم به نام رشد دلار … بسیاری بر این عقیده‌اند که از دیرباز هرگاه دلار در بازار رشد کرده پس از آن بازار سرمایه هم با رشدی خوب و منطقی همراه بوده است .دلار و بازار دو یار قدیمی بوده که ممکن است هرزگاهی قید هم را بزنند ولی هیچ گاه فراموش نمیکنند و جایی دوباره جفت می شوند ! این موضوع در بلند مدت همیشه صدق کرده اما طی سالیان اخیر موضوع ریسک سیاسی و چالش‌های بازار به سد محکمی برای محقق شدن این پیش‌بینی منجر شده و ما شاهد بودیم که افزایش نرخ ارزی که ناشی از ریسک‌های عجیب سیاسی بوده نتوانسته است به بازار کمک کند اما بیایید در مورد دو موضوع در نرخ ارز صحبت کنیم ۱ اینکه چرا دلار در حال افزایش است و به مرز ۹۰ و ۹۱ رسیده ؟!  طی روزهای گذشته سعی کردیم به این موضوع بپردازیم در روز اول نوشتیم که تجربه جنگ این موضوع را باعث خواهد شد که افراد از این بعد تمایل به نگهداری وجه نقد چه ریال و چه دلار کاغذ را افزایش دهند و شاید خروج پول از صندوق‌های طلا و یا حتی شمش و طلای آب شده به سمت دلار کاغذ را شاهد باشیم از سوی دیگر دیروز هم عرض شد که نبود سرمایه اجتماعی و ریسک جنگ باعث خواهد شد جراحی‌های اقتصادی و اصلاح ساختارها فراموش شود ماشین چاپ پول روشن خواهد شد و این بدان معنیست که تورم در پیش داریم و دلار هم بر همین مبنا مورد اقبال است اما آیا این گزینه به بازار کمک خواهد کرد ؟!  به نظر با توجه به فضای فعلی شاید رشد نرخ ارز اندک تحرکاتی را در بورس کالا رقم بزند و یا فضای برخی شرکت‌ها را بهبود بخشد اما به واسطه دو جریان این نرخ آن اثرگذاری ویژه را در بازار ندارد این دو جریان عبارتند از افزایش چشمگیر ریسک‌های سیاسی به خصوص ریسک جنگ و دومی که اتفاقاً آزمون فعلی وزیر اقتصاد هم هست بحث نرخ دلار نیماست که عععسسساتید با سیبیل و بی سیبیل و اساکیل موجود در اقتصاد کشور همچنان آن را با ثبات نگه داشت و از فرصت نزدیک کردن این نرخ به نرخ بازار در این مدت سر بار زدند و حالا دوباره نرخ در حال افزایش و اختلاف گرفتن است و تا وقتی این موضوع اصلاح نشود افزایش نرخ ارز خیلی فایده‌ای برای بازار نخواهد داشت و بیشتر خوش رقصی و دلبری بازارهای رقیب برای بازار سرمایه است وزیر فعلی اقتصاد در اولین آزمون بازار سرمایه که حسابی مردود شد باید ببینیم در آزمون نرخ ارز نیز حاضر است آنچه پیش از این به عنوان فکت و تحلیلی مهم و درست بیان می‌کرد را اجرا کند صد البته که همه به خاطر شرایط جنگی انتظاری از او ندارند اما مهم اجرای کار درست است …
بتا سهم

#گزارش_بازار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *