پول رسید اما …
امروز بازار را در حالی آغاز کردیم که مهم ترین خصوصیت آن این بود که حاکمیت بعد ازگذشت ۴ روز جهنمی بالاخره لزوم حمایت از بازار و حل بحران اخیر را پذیرفت و برای اولین بار به شکلی گسترده در بازار مداخله کرد و به حمایت در بازار پرداخت و جنس این حمایت امروز متفاوت بود به شکلی که البته حجم خوبی را سهم های کوچک هم داشتیم و این برای اولین بار بود که صندوق های توسعه و تثبیت پروتکل های خود را کنار گذاشته و خرید میکردند .
این موضوع باعث شد تا امروز یکی از قویترین حجم های بازار طی این مدت را داشته باشیم و یک سیگنال خاص و ویژه برای بازار بود … امروز سعی میکنیم مفصل تر در مورد سناریوها و اتفاقات صحبت کنیم ولی دقت کنید ما اولین فاز بحران را تمام کردیم هنوز مرحله نهایی یعنی جمع و جور شدن صندوق های اهرمی را داریم که به نظر مرحله پایانی موج اول بحران است که ضرب آهنگ جنگ را گرفته و زهر فروش ناشی از جنگ ۱۲ روزه را خنثی میکند … البته در مورد نحوه حمایت و خرید و پول و موارد دیگر مفصل بحث خواهیم کرد منتظریم تا اطلاعات دقیق تری را دریافت کنیم …
سراغ بازار برویم …
امروز در حالی بازار را پیش میبریم که میان دو چالش عمده قرار گرفته بود و حرکت بین این دو جریان برای او سخت و دشوار بود از یک سو چالش خود بازار و تصمیم گیری بود که بعد از افت نزدیک به ۱۵ درصدی نمادها و تلاشها برای متعادل شدن را میدید و مردد بود بفروشد یا نفروشد و از سوی دیگر با توجه به تعطیلی پیش رو و تحولات خاص دست و دلش نه تنها به خرید نمیرفت که ترجیح میداد کمی به واسطه اتفاقات و تحولات غیرقابل پیشبینی از بازار دور باشد و یا حتی برای فروش ترغیب میشد! این مهم ترین چالش بازار بود …
امروز تقریباً اولین روزی بود که بعد از مدتها ما در اکثر نمادها قابلیت فروش و متعادل شدن را شاهد بودیم و این نکته مهمی است که بازار بعد از مدتها به آن رسیده و امروز فرصت تصمیم گیری بیشتر و قویتری را داشت اما شرایط فعلی تردیدها و تعطیلیها مانع از حرکت قطعی افراد در بازار شده بود سهامداران در پارادوکس عجیبی گرفتار شدهاند از یک سو تکلیف مسائل سیاسی را نمیدانند و نمیدانند حتی تا یک ساعت دیگر چه اتفاقی رخ میدهد! از خود میپرسد جنگ در پیش است یا آتش بس مذاکره در پیش است یا صلح و سازش و خلاصه بازار در سردرگمی این ماجرا گرفتار شده و درست در نقطه مقابل و در وزن کشی بین این جریان ها که همه به خوبی نشان دهنده ابهام بازار فعلیست ما با قیمتها و سهمهایی مواجه ایم که از نظر بنیادی هم شرایط بدی نداشته و فضای قابل قبولی در شرایط بنیادی و اصلاح قیمتها داشتند …
برای همین بود که اصلاً امروز بعد از این اصلاح ۱۵ درصدی کار بازارساز در جمع و جور کردن بازار راحتتر بود و این را هم فراموش نکنید به طور کلی خرید بازار طی چند مرحله و پلکانی از ابتدا از سوی بازارساز دنبال میشد و چیزی نبود که ابتدا کسی از آن آگاه نباشد اما انتظار همه این بود که این پلهها پلههای قویتر و قدرتمندتری باشد نه اینکه تازه از دیروز همه ناگهان به این فکر افتادند که پنیک سل و بحران فروش بازار عمیقتر میشود اگر به داد بازار نرسند !
در برگشت ها هم همیشه رفتار vشکل وجود داشته به خصوص وقتی با این شدت کم می شود با همین شدت هم برمیگردد … البته این موضوع یک شرط دارد که هنوز برای ترسیم وی شکل برگشت زود است …
این را همین جا نگه دارید سراغ نکتهای برویم که به نظر میتواند در روزها و هفتههای آتی کمک بازار شود و آن هم پای کار آمدن انواع و اقسام دستهای نامرئی و امدادهای غیبی برای کمک به بازار است صندوق توسعه ملی ،بانک ها ،بانک مرکزی و خلاصه لاینهای اعتباری مختلف و تلاش دوباره حقوقیها برای بازگشت دوباره اعتماد به بازار تازه از امروز با شکل و فرم جدیتر و قویتری آغاز شده و احتمالاً در هفته بعد نیز ادامه خواهد داشت حتی صحبت از یک بسته ۱۰۰ همتی برای بازار در یک بازه بلند مدت است که بتواند در مواقع بحران با آن تکیه کرده و فضای منطقی متعادل شدن را شاهد باشد که ۱۰ همت امروز زده شد ، ۶۰ میلیون دلار در راه است و ۶۰ همت هم طی چند هفته آتی …این ترسیم چهره بازار بود …
حالا بعد از این ماجراها ما به دو نقطه میرسیم بازاری که نزدیک به ۱۵ تا ۲۰ درصد اصلاح کرده به راحتی و با حتی جریانهای پولی کمتر متعادل میشود پس ما به زودی شاهد متعادل شدن اکثر نمادهای بازار در قیمتهای حوالی ۲۰ درصد اصلاح خواهیم بود و در واقع در آن مقطع بازار به تصمیمگیری خواهد رسید یک نکته را بگوییم ماهیت پول فعلی که از آن صحبت میکنیم ماهیت پول هیجانی و بزن بالا ببر نیست ماهیتی است که وظیفه اول و مهم آن همانطور که بارها تعریف شده جلوگیری از افت قیمتهاست و دقیقاً تمام بحث ما این است که ما بر فرض در روز دوشنبه به این نقطه رسیدیم که تعادل در بازار حکمفرما شد انگیزه خرید چیست آیا پس از برقراری تعادل ما وارد فاز رشد بازار میشویم؟!
این موضوعیست که اگر بتوان به آن پاسخ داد خیلی زود همین پولهایی که از بازار بیرون رفته راهی بازار میشود و دوباره شاهد بهبود اوضاع و شرایط خواهیم بود اما مشکل اصلی این است که در یک فضای غبار آلود عجیب سیاسی قرار گرفتهایم که حتی برخی از یک ساعت بعد خود نیز خبر ندارند
هرچه با خود میگردیم و میچرخیم دو راه را بیشتر برای بازار پیش روی او نمیبینیم و باز هرچه فکر میکنیم تکیه بر این عوامل برای حرکت بعدی بازار سخت و دشوار است
بازار اگر نتواند مسیر صعود را دوباره آغاز کند و فضای مجدد در رشد را از سر بگیرد خیلی زود با کوچکترین اتفاقات و تحولات سیاسی سرازیر میشود بازاری که مدام خروج پول داشته باشد و اعتماد از آن سلب شده و فضای سیاسی تمام حرکات او را قفل کرده باشد و پول جدیدی راهی بازار نشود به خصوص پول سهامدار حقیقی و یا پولهای از جنس غیر حمایتی ، نمیتواند روند منطقی و خوب را آغاز کند و دوباره دچار رخوت و طول موجهای کوتاه و حرکات کوتاه خواهد شد
به واقع هرچه نگاه میکنیم در روزهای باقیمانده تیر و اوایل مرداد فقط و فقط میتوان به عوامل بنیادی دلخوش بود که مثلاً در پیش بودن مجامع یا گزارش میان دورهای و یا افت و اصلاح قیمت تاریخی انگیزههای خوبی برای توجه به بازار رشد شود و الا فضای فعلی ایجاد شده به سختی بشکند البته شما تصور کنید تا وقتی این سایه غبار آلود و مبهم گونه روی سر بازار است همه با سرعتی بسیار کم این ماشین را میرانند و کسی از حرکت با سرعت بالا صحبت نمیکند …
بخواهیم جمع بندی کنیم ما به زودی و طی دو روز آتی اگر اتفاق عجیب و غریبی رخ ندهد مرحله اول بحران را پشت سر میگذاریم یعنی مرحلهای که همه چیز به شکل چکشی غیر قابل اجتناب و با قدرت منفی شد و فشار را بیشتر کرد و دوباره بعد از یک اصلاح کوتاه و خاص به پایان میرسد در واقع ما وارد فاز تعادل بازار میشویم تعادلی شکننده که شاید تحولات بنیادی و اتفاقات خوب بتواند آن را حفظ کند اما بعید است با وجود وزنه سنگینی به نام سیاست و سایه جنگ کفههای این ترازو به سمت صعود میل کند پس مهمترین اتفاق و تحول فعلی این است که ما ممکن است دیگر خیلی اسیر افت قیمتهای هیجانی و این چنینی نباشیم اما برای رشد باید به دنبال دلایل قوی محکم و کامل بگردیم به خصوص دلایل سیاسی …
یک نکته مهم دیگر را نیز بیان کنیم و آن هم این است که در حال حاضر به عقیده بسیاری تا وقتی مسائل سیاسی وجود دارد و حل نشود بازار جایی نخواهد رفت اگر قرار بر فرض و رفتار این چنینی باشد کار بازار دشوار خواهد بود چرا که نمیدانیم این موضوع تا کی ادامه خواهد داشت بازار اسیر یک سناریوی سه گانه میشود که دو تای آن به سود او نیست
در سناریو اول اگر قرار بر ادامه جنگ و ادامه تنش باشد که تکلیف بازار روشن است احتمالاً دوباره فاز توقف یا فاز صفوف فروش به هم فشرده را شاهد باشیم اگر سناریوی دوم را در نظر بگیریم که نه جنگی میشود و نه صلح خاصی داریم و او تک و توک میآید و میزند و ما هم تک و توک کاری میکنیم ان طرف هم اساتید اروپا ماشه را فعال خواهند کرد یعنی ما زیر سایه جنگ هستیم اما نمیجنگیم و تمام ریسکهای آن را به اضافه ریسک تحریم روی سر بازار خواهیم دید شاید در این فضا رشد دلار و یا اتفاقات این چنینی نوسانهای موقتی را ایجاد کند اما احتمالاً بازارهای رقیب جلوی چشم بازار رژه میروند و رشد میکنند اما بازار هم ویران نمی شود ولی پر تنش است …
در این دو سناریو عقل سلیم و منطق حکم میکند فضای خرید فضای کم رمق و فضای کم تحرکی باشد و درست در آن سو سمت فروش و توپخانهاش همچنان فعال است ما فقط در یک سناریو سومی میتوانیم بازار را نجات یافته ببینیم و آن هم این است که ریسک جنگ با یک آتش بس مذاکره قوی و یک صلح پایدار پیش برود و فضا آرام شود درست در چنین سناریویی است که ما همانطور که چکشی کاهش پیدا کردیم با سرعت شد خواهیم کرد و جریان پول حتی با قدرت بیشتری دوباره راهی بازار میشود تمام بحث و حرف و نقل ما امروز این است که بین این سه سناریو وزن هر یک را بیشتر میبینید رفتار شما باید بر همان مبنا تنظیم شود و البته قطعاً دست پنهان و آشکار نهادهای حمایتی هم این موارد را میبینند و احتمالاً خشاب حمایت خود را به شکل یکپارچه در یک روز خالی نخواهند کرد و دلیل عدم خرید آنها طی این روزها نیز همین بوده که احتمالاً در این سناریوها آنها نیز وزن دو سناریوی اول را بالاتر میبینند اما همه میدانیم راه نجاته نه بازار سرمایه،که اقتصاد و کل کشور سناریوی سوم است که امیدواریم این بار عاقلانه پیش برویم و در مسیر درستی قرار بگیریم … البته در دنیای سیاست هرچیزی ممکن است و هر اتفاقی ممکن است رخ دهد …
و اما بخش پایانی امروز به موضوعی میپردازد که حرف برای گفتن بسیار دارد امروز فقط به نکتهای از آن اشاره میکنیم و یک توصیه بسیار مهم داریم اگر قرار است بازار سرمایه با حل بحران فعلی پیش برود به نظر از همین امروز به مدلی برای حل نه کوتاه مدت که حل بلند مدت جریان صندوقهای اهرمی و یا سایر صندوقها پیش بروید
چه بخواهیم چه نخواهیم اهرمیها تبدیل به لیدرها و یا در حال حاضر دردسرهای بزرگ بازار شدهاند و خطرات جدی آنها را تهدید کرده و ماهیت آنها را زیر سوال برده است اینکه برخی پیشنهاد دادند برای آنها نیز حجم مبنا تعریف شود یا تعدیل ان ای وی و … جای خود ، با این موارد کاری نداریم … بحث اصلی و امروز ما این است که ماهیت نقد شوندگی این صندوقها به شدت زیر سوال رفته.. به چه معنی ؟!
به این معنی که شما امروز با یک تناقض بزرگ در رفتاری که تا به امروز داشتهاید مواجهاید زمین و زمان را بسیج کردهاید این شعار را تکرار کردید که سرمایهگذاری غیر مستقیم بهترین راه برای سهامداران غیر حرفهای است !! حالا کسانی که در نمادهای مختلف و نه صندوقها ، سهامدار بودند فرصت فروش و نقد شونده بودن پیدا کردند اما صندوقها دقیقاً شبیه جهنمی شدند که درهای آن بسته و همه در حال سوختن هستند
به نظر عاملی به نام عامل نقد شونده بودن به طور کلی فراموش شده و این ضربه بزرگی به ماهیت این صندوقها خواهد بود این را به عنوان یک هشدار بزرگ هم به نهادهای متولی و هم به سازمان میگوییم که عدم فکر بابت این جریان به زودی مرگ زودرس این صندوقها را رقم زده نه صندوقهای اهرمی که آن طرز فکر که سرمایهگذاری غیر مستقیم میتواند ناجی افراد غیر حرفهای و تازه وارد به بازار باشد به طور کلی زیر سوال میرود و این هشدار بزرگتری برای نهادهای مالی است که از این صندوقها سود میبرند و در زمان خوبی و خوشی بازار با کارمزدهای ریز و درشت مدیریت ، سودهای خوبی نصیب خود کردند امروز باید برای حفظ ماهیت و زنده بودن اصل ماجرا بجنگند… این تنها جنگ سازمان نیست از دل این بحران آنها نیز شکست خورده و زخم خورده بیرون خواهند آمد
این موضوع را شوخی نگیرید این ماجرا تا سالها در ذهن سهامدار خواهد ماند در روزهای بعد مفصلتر در مورد این موضوع صحبت میکنیم اما همین امروز هم در مورد این ماجرا اگر تصمیمی گرفته نشود شاید تلاشهای چند روزه برای نجات کل بازار بینتیجه باشد … بگذریم بازهم زیاد حرف زدیم بهتر است شنونده و بیننده اخبار در تعطیلات باشیم …
بتا سهم
لزوم حمایت از بازار/لزوم حمایت از بازار/لزوم حمایت از بازار/لزوم حمایت از بازار/لزوم حمایت از بازار/لزوم حمایت از بازار/لزوم حمایت از بازار











