گزارش بازار امروز دوشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۴
مسیرهای سخت سبز و سرخ !
بازار یک روزسبز و یک روز سرخ پیش می رود ولی روند دقیق و مشخص و انگیزه کافی برای یک جهش را در خود نمی بیند … قبل از شروع گزارش بازار این را بگوییم که هر روز صبح قبل از بازار با خود میگوییم امروز شاید به احترام کاظم سازمان عریض و طویل بورس ۱ دقیقه سکوت را آغاز کند ولی می بینم هیچ … البته سکوت هست ولی سکوت ترس از دست دادن میزهاست که می شنویم … کاظم فرزند این بازاربود و همه به او بدهکاریم این رسمش نیست عزیزان …
امروز بازار را در حالی آغاز کردیم که برخلاف بسیاری از پیش بینی ها خوب عمل کرد و بهتر بود ولی در مجموع در غیاب بزرگان در عین مثبت بودن اسیر ضعفهای معاملاتی این مدت اخیر بوده و از سوی دیگر دو رویداد فشار کم حجمی او را بیشتر میکرد
یکی توقف طیف گستردهای از نمادها در بازار بود که برخی تعداد آن را به بیش از ۲۰۰ نماد میدانستند که طی این چند روز متوقف شده و هنوز بازگشایی نشدهاند و از سوی دیگر تعطیلی روز چهارشنبه که البته بازار باز است و بقیه تعطیل دوباره فاز خریداران مردد را در خرید بیشتر و فضا را برای آنها سنگینتر کرد به نظر میرسد در این شرایط و این اتفاقات ضعف معاملاتی و بیرمقی بازار خود را نمایان کرده و البته مطابق انتظار افزایش حمایت از بازار و گزارش های خوب هم انرژی مثبت را بالا برده است
بسیاری هنوز بر این عقیدهاند اگر چند دقیقه یا مثلاً یک ساعت صندوقهای حمایتی اردرهای حمایتی را در بازار نداشته باشند فروشندهها کلک بازار را میکنند و دوباره همه چیز رنج به صف فروش میشود حقیقت ماجرا این است که بازار به خون تازه در رگهای خود نیاز دارد نزدیک به ۵۰ همت پول از بازار خارج شده و این پول به مانند همان جریان خون در رگهای بازار بود که امروز از تن او رفته و اینطور بی حال و بی جان منتظر خونی تازه در رگهای خود است
دیروز هم نوشتیم که شاید گزارشها و یا آرامش سیاسی اندک فضای مثبتی را بتواند ایجاد کند اما راهکار بلند مدت نیست و در بلند مدت قطعاً باید تعیین تکلیف شرایط سیاسی اصلی را تجربه کنیم و البته این را هم بگوییم آمارها و گزارشهای مختلف اقتصادی نشان میدهد عین این فضا در کلیت جامعه و اقتصاد و شرکتهای بزرگ نیز وجود دارد یک صبر استراتژیک و یک انتظار منتظر گونه باعث بروز این فضای رکودی شده است …
دیروز هم نوشتیم که قرار است از دو منظر مثبت و منفی به فضای فعلی بازار نگاه کنیم و نتیجهگیری را به شما واگذار نماییم و البته قطعاً هر کس با شنیدن این موارد و در نظر گرفتن ریسک پروفایل خود در بازار حرکت خواهد کرد چه جالب که دیروز بازار منفی بود و ما از عوامل چهارگانه مثبت موثر بر بازار صحبت کردیم که به قول برخی حداقل این عوامل مثبت هستند که قیمتها را در فضای فعلی با ثبات و کمی رو به بالا نگاه داشته و مانع از افت بیشتر آنها شده است
البته در بین شرکتهای مختلف انتشار گزارشهای خوب یک طول موج مثبت کوتاه را نیز رقم میزند اما آن موج دلخواه و دلچسب قابل پذیرش نیست که بخواهیم به آن تکیه کنیم آن موجی که سر آرامش ندارد و سرکش است را نمیبینیم و اینجاست که سناریوی دیگر و روی دیگر این سکه را بار دیگر صحبت خواهیم کرد که از قضا امروز بازار مثبت است و از فضای کمی منفی تر صحبت خواهیم کرد … بحث اصلی این است که چرا برخی نقد هستند و نقد میمانند و چرا باید احتیاط کرد و خرید نمیکنند به طور کلی افرادی که نقد کرده و بیرون ایستادهاند چه مواردی را میبینند که اینطور روی نظر خود همچنان مصر هستند …
از دید ما جریان تحولات منفی هم سه بعد مختلف و متفاوت دارد که این سه بعد و سه اتفاق فشار زیادی به بازار وارد میکند و همین سه بعد باعث ایجاد جو منفی یا طول موج های ناقص رشد می شود … بعد اول بعد معاملاتی و جریان نقد و تحولات بازاری پیش روست که ما در شرایطی و با بازاری مواجه ایم که هیچ چشم انداز روشنی پیش روی او نیست جریان پول از آن خارج شده صندوقهای سرمایهگذاری آن اسیر اتفاقات کوچک و بزرگ شده است
به طور کلی اگر بخواهیم فضا را ترسیم کنیم یک لشکر شکست خورده نصف و نیمه را دارد که سعی میکند قلعه را همچنان حفظ کند و پابرجا نگه دارد تا فرو نریزد از بعد اقتصادی هم به نظر کم کم روشن خواهد شد که فشار روی بازار زیاد است منظور از بعد اقتصادی بعد کلان است که این بعد کلان خود ۴ بخش را شامل میشود بخش اول بخش ناترازیهاست
یعنی ما مواجهیم با ناترازیهایی که هرچه میگذرد عمق بحرانش عجیبتر و عمیقتر میشود و آثار آن را در جامعه مشاهده میکنیم که قبلتر در مورد این ناترازیها مفصل صحبت کردهایم و البته یاسین به گوش … بگذریم. دومین موضوع بحث ارز است که نزدیک به یک ماه است وزیر اقتصاد نشسته و هنوز در بر همان پاشنه قبل میچرخد
موضوع سوم نرخ بهره است که شاید کمی آرام گرفته و کاهشی شده اما خبری از کاهش جدی آن نیست موضوع چهارم که در حال حاضر عمیقترین و وسیعترین ابعاد بحران اقتصادی روی سر بازار است بحران جنگ و رکود عجیب و دامنگیر این شرایط است که در آخرین آمار اقتصادی شامخ هم این موضوع به وضوح پدیدار شد و احساس میکنیم این داستان خیلی زود خود را در گزارشهای ماهانه و عملکرد شرکتها در فروش و سود نیز نشان میدهد
پس بعد از بعد معاملاتی ما با بعد وسیعی از مشکلات اقتصادی مواجه ایم که حل کردن هر یک از آنها انرژی عجیبی از بازار میگیرد و اما آنچه در حال حاضر آن مواجه ایم این است که این بحرانها نه تنها حل نشده که هر روز همراه بازار میشود و بحران جدیدی به آن اضافه میشود و کسی که در بازار نقد کرده و یا در حال حاضر تماشاگه بازار است میبیند که در دل این بحرانهای جهنمی چه لزومی دارد در میانه دام بلا و بحران باشد و بیرون ایستاده و تماشا میکند و بسیاری هم بر این عقیدهاند تا وقتی گامها برای حل این بحرانها برداشته نشود نظاره کردن بهترین اتفاق است
و بعد سوم بعد خبرهای سیاسی و تحولات سیاسی است برای اینکه از درک عمیق اثرات بحران سیاسی بر بازار صحبت کنیم کافیست کمی به حال و روز خودمان بنگریم که وقتی از ما سوال میکنند میدانید مثلاً دو هفته دیگر چه شرایطی را خواهیم داشت همه هاج و واج تماشا کرده و کسی قادر به پاسخی روشن و شفاف نیست هر روز خبرهای ریز و درشت مثبت و مفنی به بازار میرسد که شرایط تلخ و پیچیده اوضاع سیاسی را نشان میدهد
و البته تفاوت ماجرا این بار این است که ما یک بار ضرب سنگین و محکم جنگ را چشیدهایم و دیگر اتفاق عجیب و غریبی برای بازار نیست و بسیاری هم وقوع دوباره آن را محتمل میدانند و درست در همین شرایط و همین فضا که از یک سو مکانیسم ماشه روی سر بازار است و در سوی دیگر شیپور جنگ را آماده میکنند چه انتظاری از سهامدار است که با امید به بازار نگاه کند ؟!
بازار با این دست فرمان سیاست و با این ترس که هر شب ممکن است اتفاق جدیدی رخ دهد نمیتواند با قلبی آرام و مطمئن سرمایههای خود را راهی بازار کند و این موضوع طبیعی است که باعث دافعه در بازار ، ایجاد رکود و خالی شدن امید از فعالان میشود و متاسفانه باید گفت هیچ راه درمانی هم وجود ندارد و فقط و فقط میتوانیم امیدوار باشیم که بحران سیاسی با یک راه حل سیاسی به پایان برسد …
این جمعبندی بخش دوم ماجرا و یا بهتر است بگوییم آن روی سکه بازار بود که وقتی صحبت از نقد بودن برخی در بازار میشود دلایل آن را بدانیم که آنها چرا چنین دیدگاهی به بازار دارند و باز معتقدیم نه آن شوری شور خوشبینی به تحولات و نه این بینمکی رویدادهای منفی نمیتواند مبنای ما در بازار قرار گیرد و چیزی بینابین این دو روی سکه میتواند نقطه امن و بهینه حضور ما در بازار باشد که قطعاً توجه به اخبار و تحولات بنیادی اقتصادی و شرکتها را دوچندان خواهد کرد . پس باردیگر میرسیم به این که ان سناریو ۵۰ ۵۰ بد هم نیست و میتواند ادامه یابد …
و اما یک نکته تکمیلی در بخش پایانی … حقیقت ماجرا این است که تن نحیف اقتصاد ایران تا قبل از جنگ آنقدر جای زخم و ناترازیهای مختلف را تجربه میکرد که حالا جنگ این بحران را عمیقتر کرده و دیروز گزارش شامخ در روزنامه دنیای اقتصاد به خوبی عمق بحران و صد البته هشدار جدی را به سیاستگذاران داده است که اگر مسیر این لوکوموتیو را تغییر ندهید خیلی زود بحرانهای داخلی اعم از اقتصادی و اجتماعی دامنگیر کشور خواهد شد. بیکاری و رکود ،فقر و مسائلی از این دست شوخیبردار نیست آن جنگ ۱۲ روزه تمام شد اما به نظر حالا جنگ اصلی در صحنه داخلی و اقتصاد است
هدف ما از گفتن این موارد چیست هدف این است که به زودی این بحران که امروز در مورد آن صحبت میکنیم خود را در گزارشها روش و عملکرد شرکتها نشان خواهد داد و حقیقت امر امروز که با شما صحبت میکنیم انتظار این را داریم که در روزهای باقیمانده این موضوع را در گزارش ماهانه تیر بسیاری از شرکتها مشاهده کنیم اما هدف از بیان این مطالب این است که اگر قرار است با وجود تمام این مشکلات در بازار بمانیم باید چشمان خود را بازتر کرده و با دیدی عمیقتر به این ماجرا نگاه کنیم
حقیقتا به تغییر فرمان در دولت خوشبین نیستیم و معتقدیم آنها پرتتر و لخت تراز آن هستند که تصمیمات سریع بابت این بحران بگیرند پس سهامدار باید خود را در مواجهه با این بحران ایمن کند و شاید اولین و راحتترین راه دور بودن از بازار است اما اگر قرار بود در بازار بمانید به نظر بهترین کار رفتن سراغ صنایعی است که اسیر این رکود و کاهش تقاضا نشده و شرایط خوبی در همین روزهای تلخ خواهند داشت
شاید برخی از صنایع صادراتی ،غذایی ،دارویی ، سیمان، زراعت پالایشی و برخی از صنایع ریز و درشت دیگر جزو این دسته باشند که کم کم توجه آن بخش حتی کوچک جریان نقد را به خود جلب خواهند کرد هدف گفتن و نوشتن این بخش این بود که یک هشدار جدی به سیاستگذار برای دیدن شرایط داشته باشیم و مهمتر از آن افرادی که در بازار فعال هستند را نیز هوشیارتر کنیم که با چشمانی باز در بازار کار کرده و گزارش عملکرد شرکتها را در فروش ماهانه به دقت زیر نظر داشته باشند در فضای فعلی صنعت و شرکتی موفق خواهد بود که تقاضای او یا افزایش یافته و یا حداقل افت نکند در غیر این در صورت ماندن در بازار و انتخاب اشتباه شما هم چوب را میخورید هم پیاز بحران سیاسی و هم داستانهای بحران اقتصادی را …
پس با وجود اینکه افت عجیبی در قیمتها حاصل شده و پی به ای در نقاط خوبی قرار دارند اما ممکن است این موضوع چشم انداز سود را با مخاطره مواجه کرده و شما را در دردسر بزرگتری قرار دهد پس در انتخاب خود به شکل ویژه و دقت بالا موارد فوق را لحاظ کنید.











