گزارش بازار امروز سه شنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۴
پایان تیرباران !!
تیر زیر تیرباران خبرهای منفی و مثبت به پایان رسید … تیری داغ با رویدادهایی عجیب …
امروز ۳۱ تیر به پایان یکی از پرحادثهترین و خاصترین ماههای سالهای اخیر رسیدیم و ترکشهای پر تیر تیر تن بازار را سوراخ سوراخ کرده بود و البته قلب همه از رفتن کاظم بیش از همیشه تیر میکشید. در هر صورت تیر را در حالی به پایان بردیم که ابتدای آن با روزهای عجیب و خاص جنگ همراه بود و هیچکس نسبت به آینده هیچ چشم اندازی نداشت و در آن سو پایانش را در حالی به نظاره نشستهایم که هنوز سایه جنگ روی سر بازار قرار دارد و ترامپ و باقی برای ما شاخ و شانه می کشد!
اما تا حدودی توانسته آن مسیر نزولی سنگین را جبران کند و کمی اوضاع بهتری نسبت به روزهای پس از جنگ داشته باشد البته طی این مدت نزدیک به ۵۰ همت پول از بازار خارج شده و ارزش بازار افت سنگینی داشته است اما آنچه به نظر طی این مدت توانست تا حدودی مسیر از دست رفته تیر را کمی التیام بخشیده و بهبود بخشد بیشک دو عامل بود .
عامل اول تزریق مداوم پول به بازار به خصوص بعد از سپری شدن هفته اول بود که تا حدودی بحران را متوقف و فضا را بهتر کرد و عامل دوم رسیدن امدادهای غیبی خبری مثبت و گزارشهای خوب از برخی شرکتها بود که حال بازار را روبهراه کرده و بهبود بخشید به خصوص گزارش صنایع مانند پالایشی غذایی نیروگاهی دارویی سیمان برخی پتروشیمیها و تک سهم ها فضای بهتری را به بازار بخشیده و شرایط را اندکی بهتر کرد طی دو روز گذشته از دو روی سکه بازار صحبت کردیم که یک روی آن عوامل مثبت را به ما یادآوری میکرد و روی دیگر تبعات و اتفاقات منفی …
بازار امروز و روزهای آتی نیز کماکان صحنه وزن کشی این دو روی سکه است که اگر بخواهیم به طور خلاصه یک بار دیگر بیان کنیم یک روی آن حمایتهای نصف و نیمه از بازار و گزارشهای خوب برخی شرکتها و اصلاح قیمت جذاب و جریان پی به ای خوب قرار دارد و روی دیگر آن دو عامل سایه جنگ و ریسکهای سیاسی و تبعات احتمالی بحران اخیر در بازار قرار دارد که البته وزن بحران سیاسی کماکان بیشتر و قویتر است.
با این حال فضای فعلی در وزن کشی بین این دو یک روز به سمت منفی و روز دیگر به سمت مثبت پیش میرود و به قول شاعر چون کشتی بیلنگر کژ میشود و مژ میشود و مسیر با ثباتی را نمیتواند داشته باشد اما در حال حاضر و طی چند روز گذشته با آرامش نسبی ایجاد شده در حوزه سیاسی و کاهش صدای تیر و ترقههای جنگ این گزارشها بودند که فضای بازار را در دست گرفته و شرایط را پیش میبرند و البته هیچ کسی هم انتظار معجزه ندارد !!
امروز در مورد گزارشها و آثار آن در بازار مفصلتر صحبت میکنیم و البته توجه داشته باشید که گزارشهای سه ماهه دو بحران عجیب قبلی را پوشش نمیدادند بحران اول بحران ناترازیهای برق است و بحران دوم که بحران عمیقتری بود بحران جنگ که ادامهدار هم بوده
اما در مجموع یک نکته را به همه ما یادآوری میکند که اگر به ثبات برسیم به این جمله خوب دقت کنید اگر به ثبات برسیم و شرایط نرمالی را پیش رو داشته باشیم این را با جرات و قطعیت خدمت شما بیان میکنیم که بیش از ۱۵۰ نماد در بازار قابلیتهای رشد دو برابری را در مقطع کوتاهی میتوانند داشته باشند منتها باز هم به این موضوع تاکید میکنیم که سایه ریسکهای سیاسی باید از سر بازار برداشته شود و حال و روز اقتصادی ما هم باید تغییر کند در این دو پیش شرط است که ما احتمالاً فضای خوبی را با گزارشها در ماههای آتی تجربه خواهیم کرد …
با یک گفت و شنود و یک گفتگو که دیروز با یکی از عزیزان که کل سهمهای خود را فروخته بود و نظارهگر بازار نشسته بحث را آغاز میکنیم وقتی دیروز برای او با حرارت از گزارشهای سه ماهه پی بهای بازار شرایط سودآوری طبقهبندی صنایع و شرکتهای مختلف صحبت میکردم مثال جالبی آورد گفت حرفهای تو مثل فوتهایی است که در این بادکنک میشود هرچه اوضاع آرامتر ، این گزارشها بیشتر و فوتهای تو در این بادکنک نمود بیشتر و شکل بزرگتری را در آن خواهد گرفت اما نقش خبرهای سیاسی شبیه یک سوزن به این بادکنک است که نمیدانیم کی کجا چه موقع و چه زمانی هر آن و هر لحظه ممکن است به آن بگیرد و همه چیز دوباره بترکد … !!
وقتی حرف او را شنیدیم به یاد آن شب کذایی افتادیم که در حوالی ۳:۲۰ همین حس سوزن خوردن به این بادکنک رویا و بازار را تجربه میکردیم . یعنی آن لحظه دیگر هیچ گزارشی و هیچ کدالی را به یاد نمی اوردیم … پس این دیدگاه که برخی نسبت به گزارشها بیتفاوت هستند از اینجا نشات میگیرد که حس هر لحظه سوزن خوردن به این بادکنک را داشته و این حس آنها را رها نمیکند
یک توضیح تکمیلی هم بیان کنیم منظور از بادکنک باد شدن غیرمنطقی بازار و قیمتها و سهام نیست در بالا نوشتیم که بیش از ۱۵۰ نماد قابلیتهای رشد دو برابری را در مدت کوتاه دارند و این نشان از ارزندگی عجیب و غریب بازار است
اما فضای سیاسی مانع از این ماجرا شده اگر این حس در بازار برتری داشته باشد که به نظر میرسد کماکان دارد ما دچار یک اتفاق خواهیم شد و آن هم این است که گزارشها یک اثر رشد کوتاه مدت در برخی نمادها داشته و آنها را شاید به روزهای قبل از جنگ هم برساند و بالاتر هم ببرد اما جایی متوقف خواهد شد و یک طول موج کوتاه خواهد بود و برای رشد بیشتر پول بیشتر و خبرهای مثبتتر نیاز دارد البته نقش این گزارشها میتواند نقش تثبیت کننده بسیاری از قیمتها باشد و مانع از افت جدی بازار شود اما وقتی میتواند محرک قوی رشد بازار شود که زنجیر خبرهای سیاسی از پای بازار باز شده باشد نه در حال حاضر که غل و زنجیر سنگین تراست…
این را یکی از عزیزان چارتیست با سناریوی جالبی بیان میکرد و میگفت هر چقدر هم گزارشها و شرایط خوب باشد ما نزدیکیهای ۳ میلیون دوباره زد و خوردهای عجیبی داریم و کار برای بازار سخت است موارد را برای این بیان میکنیم که قبل از هر چیز بدانیم چه فضایی پیش روی ماست با خوشبینی مفرط وارد نشویم و اسیر بدبینیها هم نباشیم که همه چیز را تمام شده بدانیم هنوز میشود در بازار کارهای بزرگی کرد منتهی باید انتظارات را نسبت به بازدهی انتظاری پایین آورد اما سراغ گزارشها برویم و نقش آن در شرایط فعلی …
نقش گزارشها همانطور که در بالا هم عنوان شد در سه شکل میتواند خود را نشان دهد ولی قبل از بیان این موضوع یک نکته را بگوییم که وقتی صحبت از گزارشها میکنیم فقط گزارشهای میان دورهای مد نظر ما نیست گزارشهای ماهانه تیر که طی چند روز آتی منتشر میشود را در امتداد گزارشهای میان دورهای میدانیم و معتقدیم آنها قابلیت خوب و منطقی برای پیشبرد بازار و بررسی شرایط فعلی دارند از همین رو چون معتقدیم گزارشهای تیر ماه احتمالاً گزارشهای ضعیفی خواهد بود این دو نوع گزارش را با نگاهی تلفیقی باید بررسی کرد و صرفاً چشم به گزارش سه ماهه دوختن و سهم انتخاب کردن را جالب نمیبینیم
و بهترین مدل برای انتخاب سهم این است که سراغ شرکتی برویم که هم میان دورهای خوبی داشته هم اصلاح خوبی کرده هم پی بهای فوروارد خوبی میگیرد و هم گزارش تیر آن منطقی بوده آنقدر بازار افت و اصلاح داشته که به نظر میتوان طیف گستردهای از نمادها را در این بخش قرار داد و به انتخاب سهم پرداخت …
اما اثرگذاری سه گانه گزارشها در بازار به این شکل است که طیف بزرگی از نمادها در اثر اول و قویتر دچار یک ثبات قیمت میشوند و در واقع گزارش میان دوره اخیر کف قیمت بسیاری از آنها را ساخته و حتی بدون حمایت صندوقهای تثبیت و توسعه نیز افت آنچنانی را تجربه نخواهند کرد معتقدیم در حال حاضر انتشار گزارشهای پیش رو بیشترین نقش را بر عهده گرفته و بیشتر ثبات بازار را رقم میزند .
طیف وسیعی از نمادها در این دسته قرار گرفته و قیمت آنها در فضای فعلی با ثبات نسبی پیش میروند و بسته به حال و کیفیت و خبرها کمی سرعت رشد آنها کم و زیاد میشود طیف دوم طیف نسبتاً بزرگتری نسبت به طیف اول نیست و آن دسته از نمادهایی هستند که آن شرایط ذکر شده در بالا را داشته میتوانند یک جهش قوی در پیش گرفته و حتی بالاتر از سقف قبل از جنگ بروند
گروههایی که در بالا ذکر کردیم این توانایی را خواهند داشت و یک شرط مهم برای اکثر آنها وجود دارد و آن هم این است که پاس روی تور گزارش خوب سه ماهه را گزارش تیر ماه خراب نکرده و او هم همراهی کند . در این حالت است که میتوان گفت اندک جریان پول حاضر در بازار روی این دسته از نمادها فعال شده و میتوان انتظار بازدهی خوبی از آنها داشت و این طیف از نمادها برای آن بخش از ۵۰ درصد پرتفوی سهم که دیروز صحبتش را میکردیم قابل پذیرش هستند البته گوشه ذهن خود داشته باشید قرار نیست طولانی مدت با این سهمها بمانیم ممکن است یک بازدهی کوتاه ۱۰ تا ۱۲ درصدی موقتاً دکمه خروج را بزند ولی طی همین مدت همین بازدهی بازدهی کوچکی نخواهد بود …
دسته سوم جهنمیهای بازار هستند که ریسکهای سیاسی را تحمل میکنند و کتک ریسکهای شرکت و گزارشهای ضعیف را هم گرفته و سهامداران آنها کلافهتر از قبل با آنها پیش خواهند رفت به نظر میرسد اگر بخواهیم بیتعارف و بی پرده نظر خود را بیان کنیم از فرصت حمایتهای احتمالی صندوقهای تثبیت و توسعه باید استفاده کرد و این دسته از نمادها را به طیف نمادهای پر پتانسیلتر تبدیل کرد چرا که حتی اگر اوضاع برگردد و همه چیز روبهراه شود باز هم آن طیف است که با سرعت بیشتری پیش میرود …
و در نهایت و در پایان باز هم به این موضوع تاکید میکنیم که گزارشهای میان دورهای را با گزارش تکمیلی گزارشهای ماهانه بسنجید و به تنهایی نمیتوان در مورد آنها صحبت کرد اما معتقدیم انتشار گزارشهای میان دورهای حداقل در مقطع فعلی یک کف سازی نسبی در اکثر صنایع انجام داد و حالا در برخی صنایع یک بازه ۱۰ تا ۱۵ درصدی را تعریف میکند و احتمالاً چشم به ماهانهها دوخته و آرام میشود و این را هم تکمیل کنیم که احساس میکنیم نقش گزارشها نقش بلند مدتی برای حرکت بازار نیست و کماکان عامل سیاسی مهمترین عامل در بازگشت پول و تغییر جهت اساسی بازار است
و اما حرف آخر
میدانیم شاید گفتنش هم خیلی جذاب نباشد اما دیروز در خبرها میخواندیم احمد توکلی فوت کرده است پشت سر کسی که رفته خیلی حرف زدن جذاب نیست اما بحث ما اصلاً این فرد نبود تفکر این افراد در دهه ۸۰ چنان بلایی بر سر اقتصاد مملکت آورد که امروز چوب آن را با صفهای طولانی آب و قطعیهای ۵ ساعته برق شاهدیم آنها قبل از اینکه اینطور از دنیا بروند اقتصاد را کشتند و با ندانم کاری تمام عیار خود در طرحهای من درآوردی تثبیت قیمتها آثار وخیم و دردناکی را در اقتصاد ایران رقم زدند
بسیاری از ناترازیها ریشه در آن مقطع و آن زمان دارد احمد توکلیها میروند اما آن تفکر پوچ و اشتباه دولتی نگاه چپگرایانه به اقتصاد همچنان وجود دارد و همچنان قربانی میگیرد تا جایی که معتقدیم اگر جنگ ما را از پا در نیاورد این ناترازیها دیر یا زود اقتصاد نصف و نیم بند کشور را زمین میزند جنگ اتفاقاً یک هشدار بود که بدانیم در چه وضعیتی قرار داریم و چقدر بحران تا مغز استخوان ما نفوذ کرده و باز این هشدار را همه باید جدی بگیرند که اگر این طرز فکر را در سیستم حاکمیت و حکومت نمیرانیم و از بین نبریم به زودی اقتصاد دچار مرگ مغزی و سکتههای پشت سر هم خواهد شد
و این را هم به بورسیهای عزیز بگوییم که آنها هم گرفتار این ترکشها خواهند شد و دیر یا زود خواهیم دید که به جای ۱۲ ماه کاری دو ماه ان قطعی برق تولید را میخواباند و دو ماه دیگر قطعی گاز تازه مشکلات آب بماند که هنوز تازه آغاز ماجرای ماست
یاد حرف بزرگواری میافتادیم که میگفت ای کاش مشکل ما فقط جنگ بود مشکل ما کم خردی و بیعقلی سیاستگذاران اقتصادی ست که همچنان فکر میکنند با دست فرمان قبل میتوانند کشور را اداره کنند…











