گزارش بازار امروز سه شنبه ۷ مرداد ۱۴۰۴
روزهای بهانه و تشویش !
و یک بار دیگر روز سخت و تلخی را پشت سرگذاشتیم …این روزها کار ما شده گذشتن از روزگار تلخ و به انتظار یک روز تلخ دیگر رفتن …
به قول شاعر با کمی تغییر صعود میکردیم به قله کتفات(نشد اصل مطلب را بزنیم …) و سقوط میکردیم مهم نبود برات !! واقعا این حکایت امروز بازار و تماشاگرانی بود که نشسته و با وعده های پوشالی و دروغ در بازار حرکت میکردند و چه عجیب که در خوش بینی و خوش خیالی مفرطی قرار داشتند که گویی در دنیای دیگیری سیر میکردند … البته در این وادی این که دوباره به همگی ما ثابت شد بازار سرمایه هیچ اهمیتی برای سیاست گذاران ندارد و آشکار دروغ میگفتند مهم ترین دستاورد ماجرای این نیم روزهای اخیر است …
در میانه اتفاقات و خبرها و ناامیدی سرشار از ترس و یاس روزهای تلخی را در بازار سپری میکنیم و این دو روز اخیر اوج این تلخی بود… روزهایی که به قول شاعر روزهای بهانه و تشویش بازار و سهامداران است بهانه برای ریزش که از تعطیلی آغاز شد و به موارد دیگر کشیده شد و تشویش ذهن هر شب مضطرب خوابیدن و با دلهره از خواب بیدار شدن و گوشی را چک کردن…
این حال و روز بازار این روزهای ماست ما اگر بخواهیم دقیقتر به بررسی ابعاد و اتفاقات بازار بپردازیم باید به دو موضوع اشاره کرد موضوع اول این است که چرا بازار به اصطلاح اسیر موج دوم فروش شد موج اول موجی بود که بازار از ابتدای روزهای پس از جنگ تا حوالی ۱۸ تیر ادامه داشت و بعد از آن حمایتها و کمک صندوقهای تثبیت و توسعه و البته با آرامش نسبی و کمک گزارش گزارشها کمی کفگیری صورت گرفت و بازار به تعادل رسید
اما موج دوم دقیقاً از روز چهارشنبه تا حدودی آغاز شد و تا امروز البته با شدتی کمتر و سرعتی ضعیفتر ادامه داشت تا به امروز رسید… هدف از گفتن این موضوع این بود که برخی تصور نکنند موضوع تعطیلی عامل این اتفاق بوده از دید ما تعطیلی تنها بهانه کوچکی برای فشار فروش در بازار شد…
چرا که معتقدیم اتفاقات و تحولات و عوامل بزرگتری در این موضوع دخیل هستند و صرف تعطیلی نمیتواند عاملی برای ریزش بازار شود و دیروز هم این موضوع را بیان کردیم فرض کنید همین حالا اعلام کردند تعطیل نیست و همه چیز برقرار است بازار برمیگردد خیر قطعاً اینطور نیست بازار از بیماریهای خطرناکتری رنج میبرد و درست مثل کسی میماند که ۱۲ گلوله خورده و روزهای سختی را سپری میکند بعد یکی میآید میگوید ممکن است از سرماخوردگی هم باشد…
با این مقدمه به سراغ این میرویم که چرا بازار به چنین وضعیتی در موج دوم فروش گرفتار شد که صد البته آرزو میکنیم و امیدواریم این موج دوم خیلی زود تموم شود و به پایان برسد وقتی صحبت از موج دوم فروش میکنیم ممکن است قیمتها خیلی هم کم نشوند و شدت آن مانند موج اول نباشد اما گرفتاری بازار را زیاد میکند و زمان زیادی از بازار میگیرد.
در روزهایی که سناریوهای دو روی سکه را بررسی میکردیم و استراتژی ۵۰ درصد نقد و ۵۰ درصد سهم را میدادیم (که البته این روزها مورد نقد و انتقاد بسیاری قرار گرفته اما همچنان معتقدیم میتواند استراتژی درستی باشد)، برای منفی شدن بازار و همچنین برای بهبود آن دلایل متعددی ذکر میشد اما سه موضوع دست به دست هم داد تا بازار بعد از طی کردن یک دوره نسبتا با ثبات دوباره در سراشیبی منفی قرار گیرد
موضوع اول این بود که گزارشها در عین اینکه خوب بود شرایط بنیادی را تقویت کرد فضای خوبی را رقم زد با چشم انداز رکود و افزایش نرخ بهره مواجه شد و کمی کمرنگ شد و اثر آن به سرعت در کوتاه مدت از بین رفت و این را هم اعتراف کنیم که معتقدیم گزارشهای ماه تیر که تا به امروز منتشر شده انصافاً گزارشهای بهتر از انتظار بوده فکر میکردیم اوضاع وحشتناکتر باشد هنوز روی میانگین ماههای اخیر حرکت میکنیم و به روزهای پیش رو میتوان امیدوارتر بود اما به هر حال بازار خیلی زود موضوع بنیاد شرکتها را از یاد برد موضوعی که یک بار دیگر لازم است تاکید کنیم که در حال حاضر در کف تاریخی تقریباً ۱۲ سال اخیر قرار گرفته است …
بخواهیم جمعبندی کنیم بازار خیلی عوامل بنیادی را به عنوان عوامل مستحکم و قوی در محاسبات خود لحاظ نکرد و دو عامل منفی دیگر که ذکر میکنیم سر عوامل بنیادی را زیر آب کرد و فضا به سود فروشندگان چرخید اولین آن موضوع سیاسی بود بر هیچکس پوشیده نیست که خبرهای هفته اخیر دوباره خبرهای تند و متفاوتی شده که همین موضوع باعث شده است بازار گارد بدبینانهای نسبت به شرایط داشته باشد
ترامپ دوباره دیوانه شده و اظهار نظرهای عجیبی نسبت به ایران بیان میکند و مدام در ادبیات او تهدید دیده میشود مذاکره سطح پایین استانبول هم به نظر خیلی موفق نبوده و ترس بازار از آنجا آغاز شد که درست بعد از این مذاکرات وزیر خارجه فرانسه اعلام کرد هم در هستهای و هم در موشک بالستیک ایران باید کوتاه بیاید و این طرف هم شفاف و روشن مواضع خود را بیان نمود روی غنیسازی کاملاً ایستاده و جدی است ان طرف هم جنگ روانی را خوب بلد است و اسرائیل هر آخر هفته که میشود فشار روانی روی مردم و نظامیان را به واسطه تهدیدها افزایش میدهد و قطعاً چهره بازار هم نمیتواند در چنین شرایطی چهره خوشحال و امیدوار کنندهای باشد …
در بین این رگبار منفی خبرهای سیاسی ما شاهد یک موضوع دیگر هم بودیم صندوقهای تثبیت و توسعه و بسیاری از حقوقیها که این روزها با حرکاتی چریکی و جنگی نامنظم بازار را کنترل میکردند و در واقع زمین میدادند و زمان میخریدند ناگهان دیدند خشابهایشان خالی شد و مجبور به عقب نشینی هستند
بی تعارف اولین سیگنال عقب نشینی از صحبتهای ناشیانه صیدی به بازار مخابره شد و در حرکتی عجیب این مصاحبه سراسر ایراد و اشکال برای بازار بیان شد که نه تنها در تقسیم بندی دورههای زمانی بازار مشکل داشت بلکه نشان داد احتمالاً دست بازار خالی شده و بازارساز در شناخت دورههای فعلی بازار نیز اشتباه میکند سازمان در نقش یک کنترلگر و حامی دچار بیش خوشبینی نسبت به بازار شده و بحران را نمیبیند و همچون قورباغهای در آب جوش تحولات و اتفاقات بیرونی را درک نمیکند و به تبع آن اینطور غافلگیر میشود …
این سه اتفاق و رویداد طی این مدت و به خصوص طی هفتهای که داشتیم باعث شد بازار با فشار سنگین فروش مواجه باشد و خیلی زود آن مسیری که رفته بودیم برگشت و اتفاقاً شدت فشار فروش در بازار نیز بالا بود و یک نکته را نیز به همگان نشان داد که اگر دست حمایتگر نامرئی پشت بازار نباشد چقدر ساختار بازار به واسطه خروج نزدیک به ۵۰ همت پول شکننده است …
اما راه چاره چیست؟! هرچه نگاه میکنیم دو راه بیشتر پیش روی بازار وجود ندارد یا مدیریت بازار باید در دستور کار قرار گیرد و یا رها شود… البته فعلا رها شده
روزهای معاملاتی ۳ روز اخیر نماد رها شدگی بازار را مشاهده کردیم که چطور همه چیز به حال خود واگذار شد و این بحران پدید آمد اما اگر قرار بر مدیریت بازار و کمک به بازار است این مدیریت باید با پیشبرد همزمان مدیریت اخبار و جریان پول صورت گیرد و تاکید میکنیم این دو باید در کنار هم قرار گیرند تا موفق عمل کنند در زیر رگبار خبرهای منفی و تهدیدات قطعاً هرچه پول بریزیم بازار راه به جایی نخواهد برد و دقیقاً باید شبیه یک چریک در این فضا مبارزه کرد و گاهی عقب نشست و گاهی دوباره با قدرت حمله کرد
اگر قرار است به بازار کمک شود باید طیف گستردهای از خبرهای مثبت از صنایع مخابره شده و از بعد روانی آثار مثبتی را ایجاد نماید و از سوی دیگر جریان پول مستمر نیز در خریدها در بازار تزریق شود نمیدانیم نظر خود را بگوییم یا خیر اما ساختار فعلی حاکمیت و تصمیم گیران سیاسی و اقتصادی را آنقدر قوی و سریع و چابک نمیبینیم که در کوتاه مدت بتوانند این برنامه را پیاده کنند و متاسفانه هرچه جلوتر میرود این بد شکلی در ساختار خود را بیشتر نشان میدهد …
از دل مطالب بالا در بخش پایانی به یک پیشنهاد میرسیم فردا دولت قرار است در مورد تعطیلی یک هفتهای یا به اصطلاح تعطیلات تابستانی صحبت کند میدانیم ممکن است بسیاری از عزیزان از این نوشتار ما خوششان نیاید اما همیشه سعی کردیم که هرچه به فکرمان میرسد و فکر میکنیم اندکی درست و صحیح است بیان کنیم و قطعاً ممکن است ایرادات و اشتباهاتی داشته باشد نکته ما در مورد تعطیلی پیش روی کشور و تصمیم بازار سرمایه نسبت به آن است.
اول نظر خود را بی پرده صریح و شفاف بیان میکنیم وقتی در چنین شرایطی قرار دارید که سایه جنگ و اخبار سیاسی منفی روی سر بازار است و سیاستمدار هم همه چیز را به کتف خود زده و ذرهای برای بازار سرمایه اهمیتی قائل نیست و خشاب شما عزیزان هم برای حمایت بازار خالی شده بهترین کار این است که ادای آدمهای برنده را در نیاورید و از این بهانه تعطیلی استفاده کرده و بازار را هم تعطیل کنید اینکه بورس کالا باز باشد یا نباشد یا صندوقهای فیکس ادامه دهند یا ندهند یا صندوقهای طلا کار کنند موضوع ثانویه است
بحث ما در مورد سهام است البته دلایل محتوا و عقلی بسیاری هم برای این موضوع وجود دارد اما اینکه دولت تاکید میکند تعطیلات تابستانه یعنی چیزی که حق همه مردم میباشد و مسائل فورس ماژور یا آلودگی و این موارد نیست که شکل این چنینی داشته باشد به قولی آنطور نشود که بعضی در تعطیلات تابستانه آفتاب بگیرند و عشق و حال کنند و اینجا بازار سرمایه به بهانه اینکه بله ما باید باز باشیم نباید متوقف شویم، هر روز منفی را تجربه کرده و هر روز غر بزنیم بی تعارف اگر نمیتوانید مدیریت بحران کنید از این فرصت تعطیلی پیش رو استفاده نمایید…
نکته بعد که اصل صحبت ما بر آن مبناست این است که از این فرصت تعطیلی یک هفتهای استفاده کنید در چند جهت ۱ بپذیرید که فضا فضای بحرانیست و دنبال مرحلهبندی تثبیت و رشد و این موارد نباشید ما همچنان در بحران قرار داریم و اصلاً وقتی شما درک درستی از این موضوع ندارید که چه پولی از بازار خارج شده نمیدانیم روی چه حسابی از تثبیت صحبت میکنید پس بپذیرید که بحران تا مغز استخوان نفوذ کرده و وجود دارد
و این فرصت یک هفتهای فرصت مهمی برای سیاستگذاران و تصمیم گیران است تا شرایط را تغییر دهند و طی این مدت به دنبال دو موضوع باشید اول از فرصت به وجود آمده ستفاده کرده و خشابهای صندوقهای حمایتی را پر کرده و جریان پول برای آنها جور شود و ۲ به دنبال ایجاد جو مثبت و خبرهای مثبت باشید تا در آغاز بازار فضا کمی بهتر عمل کند و در نهایت وقتی هیچ کدام از این اعمال را انجام ندادهاید و ندارید چارهای جز این نیست که زمان بخرید تا از این ستون با آن ستون فرجی شود و فقط گذر زمان به داد و فریاد بازار برسد…
این موضوع را عزیزان دقت کنید ما بحران به واسطه عدم ارزندگی نداریم اینکه برخی مدام تحلیل میکنند تعطیلی شرایط را بدتر میکند و این موارد خیر… معتقدیم این برای بازاری است که در بحران ارزندگی قرار دارد فقط کافیست یک روز وقت بگذارید نمودار ۲۰۰ تا ۲۵۰ شرکت بازار و شرایط بنیادی آنها و مقایسه با قیمت ها را مرور کنید نمیگوییم گل و بلبل و فضای عالی پیش روست اما ما بحران ارزندگی نداریم که احساس کنیم فضای فعلی در خرید زمان کاهش را فقط به تعویق میاندازد خیر حتی در همین دقایقی که ما با هم صحبت میکنیم یک خبر مثبت همه چیز را تغییر میدهد …
و نکته آخر این است که این پیشنهاد ممکن است به مذاق بسیاری هم خوش نیاید برخی هم ممکن است اصلاً با آن مخالف باشند اما به هر حال رها کردن بازار در این شرایط اتفاقی تلخ و تبعاتی تلختر خواهد داشت و معتقدیم این موضوع شرایط بازار را دشوارتر خواهد کرد امیدواریم یک خرد جمعی بین اهالی بازار برای این ماجرا به وجود آید و شرایط کمی عاقلانهتر پیش برود هیچکس از تعطیلی خوشش نمیآید به خصوص ما که معتاد و اعتیاد به کار داریم تعطیلی برای ما بحران روحی روانی است اما گاهی اوقات میارزد که این بحران را تحمل کرده تا از آب شدن سرمایهها جلوگیری کرد …
بتا سهم











