کشتی شکستگانیم …
واقعا امروز این ترانه بانو هایده حال و روز بازار ماست که دیگه با چه غروری بگم خیلی صبورم … مگه می شه توو گریه بگم مسته غرورم … واقعا چه وضعیتی را برای بازار رقم زدید که امروز حتی اندک امیدهای بازار هم به یاس تبدیل شده و این طور این شرایط را داشتیم و بی رحمانه به مسلخ امیدواری در بازار رفتیم … امروز تازه داغ خبرها بیشتر و تلخی اش زهرمار تر بود . بازار جالبی شده هر روز با یک خبرو یک بهانه میریزیم امروز به بهانه خبرهای سیاسی اخیر و ماشه منفی بود و فضای تلخ و سختی را تحمل میکرد
بازار امروز در حالی آغاز شد که روزهای معمولی هفته جو خرید وجود ندارد چهارشنبه که جای خود دارد و از در و دیوار برای بازار مشکل و اتفاقات سخت و تلخ میبارد…
امروز هم یک روز تلخ بی روح و بیتفاوت و منفی را پشت سر گذاشتیم و یک بار دیگر شرایط منفی تکرار شد. البته چشم بازار به منفیها و دیدن اتفاقات بد عادت کرده اما در هر صورت آخر هفته را با شرایط تلخی پیش بردیم تا هفتهای را داشته باشیم که فقط یک روز اول آن کمی خوب بود و باقی روزها فضای منفی را تجربه کردیم
جالب است که دیگر صندوق های تثبیت و توسعه هم دست ها را بالا برده و کتف ها را پایین انداخته و بازار را به سباقر حواله داده اند …
نکته این روزهای بازار این است که هر روز صبح که با خود میآییم میگوییم دیگر بازار اینجای قیمتها را نمیفروشد!! بازار دیگر پی به هایهای ۳ و ۴ را کاری ندارد. با خود میگوییم بازار میخواهد بفروشد که کجا برود… اما هر روز که با این فکر به سراغ بازار میآییم همان روز دوباره فروشندهها همه ما را غافلگیر میکنند و دوباره فاز فروش روی سر بازار قرار میگیرد…
امروز در حال این شرایط را پیش بردیم که به نظر میرسد حتی فروشندهها نیز از شدت فروش خود خسته شده بودند و کمی عقب نشینی کردند ولی خریداری هم نبود. البته معتقدیم بازار هنوز از موضوع سیاسی ترس و واهمه عجیبی داشته و هر شب این ترس او با یک خبر و رویداد تازه میشود این خود عاملی برای فشار فروش در این روزها و این دقایق و ساعات شده و یک نکته را در نظر بگیرید که بیشک در عین اینکه به موارد مثبت کمی خوشبین هستیم اما خبرهای این چند روز آنقدر تند و عجیب شده است که ذهن برخی را دوباره درگیر جنگ کرده تا فضای منفی و متفاوتی را رقم بزند
در خبرهای اقتصادی هم که خبری از تغییر و تحول نیست و صد البته بدتر از آن هم تیم اقتصادی و سازمان است که با دستان خالی فضای تلخ پیش رو را به نظاره نشستند قبلتر هم بیان کردیم تا وقتی خبر سیاسی مثبت و قوی نرسد تنها راه برای نجات بازار دو چیز است یا باید تعطیل کنیم و در این کشمش خانه را ببندیم تا اوضاع بهبود پیدا کند و یا چارهای جز تزریق مداوم ولو اندک پول به بازار نداریم این عدم تداوم و یکی بود یکی نبودها در خرید است که بازار را به اینجا کشاند و همه اهالی بازار مثبتها را فرصت خروج و فرار میدانند …
یکی نیز استدلال جالبی میکرد
دیروز دوستی نمودار ۱۰ ساله ۲۰ ۳۰ شرکت را نشان میداد که در این مدت عجب بالا و پایینهایی داشته که از بالا و پایین دنیا و روزگار بیشتر بود. اما همیشه یک چیز در همه این نمودارها دائمی بود و آن هم این است که هیچ کاهشی مداوم و ادامهدار نیست و بالاخره جایی متوقف شده و برمیگردد اگر قرار باشد نمودارها به ما حرف راست و درست بزنند و شرایط بنیادی کمی دخیل باشد باید این جمله را گفت که به زودی بهانههای بساط عیش جور میشود گاهی و بازار میتواند در روند این نمودار شرایط بهتری را بگیرد اما یک چیز را نیز دقت کنید مقطعی که ما امروز قرار داریم در ۱۰ سال گذشته نیز بیسابقه بوده ماجرای اخیر دیگر ماجرای وعده صادق ۲ ،مهسا یا موارد این چنینی نیست که خیلی زود چالش آن برطرف شود چالش امروز چالش جنگ است که به جرات میگوییم چند مشخصه ویژه دارد که یکی از آنها این است که دیگر هیچ چیز مثل قبل نشده و نمیشود این چالشی است که باز هم به جرات میگوییم در بیش از ۳۰ سال اخیر حاکمیت تا به امروز تجربه نکرده و باز به جرات میگوییم تحمل فشار این ریسک و این اتفاقات امری سنگین برای بازار است که از پس آن تا به این لحظه بر نیامده…
پس اگر به تاریخ رجوع میکنیم بله هر پایینی بالایی دارد و هر منفی بالاخره روزهای شیرین مثبت را به همراه میآورد و همه نیز تقریباً متفق القول هستند که منفیهای فعلی به جایی رسیده که یک جرقه برای برگشت کافیست اما یک رفیق ناباب پیدا نمیشود که همین جرقه فندک تب دار را زیر سیگار گرفته و پکهای عمیقی به او بزند باران ریسکهای سیاسی این آتش را سرد کرده اجازه خودنمایی و مطرح شدن به آن را نمیدهد
هدف از گفتن مطالب بالا این است که درک کنیم در چه شرایطی قرار داریم…
همه و همه میدانیم اوضاع اوضاع جالبی نیست فضای تلخی حکم فرماست و شرایط شرایط پیچیدهای است همه ما میدانیم در مسیر فعلی باید جایی این کاهش متوقف شود و رشد جایش را بگیرد اما به نظر سرنوشت و تقدیر ما این است که با سیستم فعلی که وزیر اقتصاد در پیش گرفته و عدم جدی تزریق منابع بازار فقط و فقط باید شب و روز دعا کنیم تا اتفاق و جریان مثبت سیاسی همچون باد شرطه ای برخیزد و این کشتی به گل نشسته را از ساحل بدبختی و ریزش و افت قیمت نجات دهد.
و در نهایت اگر بخواهیم کمی خوشبینانه صحبت کنیم باید اذعان داشت که قیمتها به نقاطی رسیدند که باور کردنش سخت است و افت بیش از این در قیمت برای بسیاری باورپذیر نیست اما مشکل این است که انگیزه کافی برای خرید وجود ندارد و ماهیت اخباری که منتشر میشود ماهیت قوی و محکمی برای تکیه کردن و خرید کردن نیست
این شاید خلاصه مهمترین اتفاقات و رویدادهای بازار باشد جایی که فضا میتواند به سرعت با قدرت و به شکلی چکشی تغییر کند اما لازمه آن تغییر فاز سیاست است و البته این عدم تغییر در فرم سیاست کار را برای بازار دشوار خواهد کرد…
اما گزارش بازار امروز را با این سوال تمام میکنیم که بر فرض اگر در دنیای سیاست در کوتاه مدت اتفاقی رخ نداد تکلیف چه میشود سوال سخت پیچیده و عجیبی است قبل از هر چیز معتقدیم این شرایط و این ماجرا تا بدترین حالت بیش از ۳ الی ۴ ماه نمیتواند ادامه داشته باشد. البته همین حالا برای دو ماه پوست بازار کنده شده وای به حال ۳ الی ۴ ماه… اما در هر صورت در طی این مدت اخبار و اتفاقات متوقف نمیشوند و این عدم توقف این رویدادها میتواند بازار را نیز با خود بالا و پایین کند نکته دیگر اینکه ما به یک هسته سخت قیمتی خواهیم رسید به جایی که دیگر فروشنده از فروش خسته شده و سراغ آن نمیرود شاید خریداری هم آنچنان قوی ظاهر نشود اما فروشنده با خود میگوید بیندازیم ببینیم چه خواهد شد…
اما در این بین تنها عاملی که میتواند نجات بخش بازار حتی در روزهای بلاتکلیفی سیاسی باشد این است که وزنههای دیگر از پای بازار باز شود و در واقع بازار فقط چوب سیاست را بخورد نه چوب اتفاقات دیگر… اصلاح نرخ بهره اصلاح نرخ ارز نیما ادامه انتشار خوب گزارشها ادامه انتشار اخبار خوب از صنایع و شرکتها رویدادهای نظیر این میتواند علاوه بر اینکه جلوی افت و ریزش بیش از این را بگیرد حتی بازار را به سمت اندک رشد و بهبود نیز سوق دهد…
متاسفانه در حال حاضر علاوه بر وزنه سیاسی این وزنهها و شرایط هم به پای بازار بسته شده و او را هر روز پایینتر میکشد بله اگر قرار است با ادامه وضع فعلی سیاسی برای بازار نسخه نجات بنویسیم بیشک باید در پی حل این موارد باشیم و اگر هم قابل حل نیست راه حل همان دو موضوع است یا باید ببندیم تا رویداد سیاسی مثبتی رخ دهد و یا بیحساب و کتاب و بدون وقفه پول به بازار تزریق شود تا اسیر جو منفیها نشویم.
و اما بخش پایانی ادامه صحبت دیروز است و البته حتی ادامه بحث امروز ما به یک تحول اقتصادی در کنار مسائل سیاسی نیاز داریم .دیروز از حل و فصل ناترازی برق صحبت کردیم امروز سراغ یکی از بزرگترین چالشهای اقتصادی سیاسی و اجتماعی کشور میرویم و آن هم نرخ بنزین است…
تقریباً امروز همه اذعان دارند که بنزین یکی از ارزانترین کالاها در کشور است حتی از نوشابه و آب هم ارزانتر اما به واسطه سقوط سهمگین سرمایه اجتماعی و تجربه تلخ گذشته دست زدن به نرخ بنزین تبعات اجتماعی سیاسی بسیاری دارد و به شکلی مضاعف حالا که اوضاع به این شکل است کار سختتر هم شده…
اما بیایید ببینیم چه اتفاقی در حال رخ دادن است دولت از ترس تبعات اجتماعی تصمیمات سخت ،جدا از یارانه سنگین داخلی، بیش از ۴ میلیارد دلار به واردات بنزین اختصاص داده است .قیمت گذاری این چنینی بنزین قاچاق را گسترش داده و بسیاری بر این عقیدهاند روزانه تا ۳۰ میلیون لیتر قاچاق بنزین و گازوئیل وجود دارد
ادامه این شرایط به این معناست که دولت کسریهای بودجه بزرگتری خواهد داشت و برای حل آن وقتی نفت ثابت میماند و تغییری نمیکند و یا حتی با مکانیسم ماشه احتمال کاهش آن وجود دارد دولت دو راه در پیش میگیرد ۱ دست انداختن در جیب شرکتها برای افزایش درآمد و کسری بودجه خود و ۲ انتشار اوراق با سودهای بیحساب و کتاب که امروز طبق آخرین نرخی که داریم به ۴۵ رسیده است دقیقاً دو کاری که طی این سالها پیش گرفته شده و فشار روی بازار را بیشتر کرده است
یعنی دولت حتی حاضر نشد جریان بخور بخور برخی افراد را به واسطه دریافت نرخ ارز ترجیحی متوقف کند اما تمام عیار جیب شرکتها را زد و با چاپ اوراق اوضاع را در نرخ بهره به هم ریخت ولی خط به گوشه جیب این آقایان نیفتاد.
البته اوضاع دیگر الان فرق میکند حالا به نقاطی رسیدهایم که دیگر ادامه این شرایط امکانپذیر نیست معتقدیم ادامه جریان اقتصادی با وجود این ناترازیها یکی از ریسکهای بزرگ برای اهالی بازار است
دولت که نمیتواند بیحساب و کتاب به سمت چاپ پول برود هرچند چاپ میکند اما نرخ بهره را پایین نمیآورد و همین موضوع باعث میشود زیر ریسکهای دیگر، بازار سرمایه آخرین بازاری باشد که مورد توجه جریان پول قرار میگیرد.
ما باید هرچه سریعتر این ناترازی بنزین را به واسطه کمک به بودجه حل و فصل کنیم ادامه این شرایط یعنی ادامه نرخ بهره بالا و ادامه نرخ بهره بالا یعنی زمین گیر ماندن بازار .
پس وقتی از حل ناترازیها به خصوص بنزین که بخش عمدهای از بودجه را میبلعد صحبت میکنیم فقط یک موضوع اقتصادی نیست حیات و ممات بازار به آن بستگی دارد حال به قول عزیزان دلهای شما را ببریم کربلا تصور کنید زیر مکانیسم ماشه قرار داریم ،دولت از ترس تحولات اجتماعی و سیاسی دست به اصلاح نمیزند کسری بودجه نمایان میشود برای فرار از تورم نرخ نیما را نیز اصلاح نمیکند و فضا هر روز با شدت گرفتن ریسکها پیش میرود به نظر نتیجه چه خواهد شد بله نتیجه این میشود که امروز خریداران بازار با علم به اینکه میدانند در بهترین نقاط قرار داریم دست و دلشان به خرید نمیرود بله ما مشکل سیاسی داریم و رفع آن یک بازدهی تپل سی تا ۳۵ درصدی را به سرعت میدهد اما بدون حل این ناترازیها و اتفاقات راه به جایی نخواهیم برد.
از همین روست که معتقدیم مطرح شدن موضوع بنزین از سوی پزشکیان نه یک موضوع عادی که یک الزام برای روزهای پیش روست ما بورسیها باید حواسمان جمع باشد اگر این اتفاق یعنی اصلاح ناترازیها طی روزها و هفتهها و ماههای آتی پیش نرفت یک زنگ خطر برای ماست که بدون حل و فصل جریان سیاسی با وجود این ریسکها چشم امید را باید از آسمان پربارش بورس ببندیم و فقط خیره به در نگاه کنیم و منتظر معجزه باشیم ولی این را هم بگوییم که به قول شاعر اگرچه از نظر یار خاکسار شدم
رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند
نه تنها بازارهای رقیب که کل اقتصاد هم نمیتواند در کوتاه مدت این شرایط را ادامه دهد بلند مدت…
بورس سریعتر آلارم را صادر میکند سیلی قویتر را اقتصاد با گذر زمان دوباره به صورت سیاستمداران خواهد زد تا بوده چنین بوده و تا بوده کسی هم درس عبرت نگرفته است…
بتا سهم
خبرهای سیاسی اخیر/خبرهای سیاسی اخیر/خبرهای سیاسی اخیر/خبرهای سیاسی اخیر/خبرهای سیاسی اخیر/خبرهای سیاسی اخیر











