هتریک ناقص روزهای مثبت …

چشم ما کم به این که ۳ روز متوالی بازار مثبت باشد عادت کرده و این ۳ روز اتفاق خوبی در فضای تلخ فعلی شد هرچند هتریک ۳گانه امروز کامل نبود و ناقص بسته شد ولی بازهم در یک ساعت اخر بازار کمی امیدوار شده بود . حالا با این عرضه چشم  بازار به دو روز آتی است که باردیگر فضای منفی تکرار می شود یا منفی نمی شویم … یکی میگفت جو مثبت فعلی انگار حس زوری بودن و مصنوعی بودن را میدهد و گردش واقعی جریان پول در آن دیده نمی شود و پول حقیقی سنگینی درگیر نشده است و امروز در مورد همین موضوع بیشتر صحبت میکنیم…

بازار را در حالی امروز آغاز کردیم که فضا کمی امیدوارانه شده و شرایط اندکی بهتر پیش می‌رود ولی امروز حجم عرضه ها بالاگرفت و برای فردا و چهارشنبه کار سخت شد …

هنوز البته مولفه مهمی به نام جریان پول و گردش آن در بازار شکل نگرفته و تردید بسیاری از سهامداران به روند پیش رو باعث شده است تا همچنان فضای بدبینی به بازار وجود داشته باشه بازار مصداق بارز شعر یه دل می‌گوید بروم یه دل دیگر می‌گوید نروم شده که قیمت‌های فعلی مثبت‌های سه روزه اخیر برخی را وسوسه می‌کند که بعد از مدتی بیرون گود نشستن با اندکی از پول راهی بازار شود و یک دل دیگر همچنان ریسک‌ها را یادآوری می‌کنند و معتقدند اتفاقی رخ نداده که بخواهیم آن ریسک‌های تلخ و سهمگین سیاسی را فراموش کنیم و دوباره راهی بازار شویم…

البته کماکان روی استراتژی ۵۰درصد نقد و ۵۰ درصد سهم هستیم و فکر می‌کنیم این موضوع این روزها وزن ذهنی قلقلک‌وار خرید سهم را برای بسیاری کاهش می‌دهد

ولی در هر صورت احتمال دخالت حقوقی‌ها و ورود جریان پول تازه می‌تواند تا حدودی این تردید را برای بسیاری تبدیل به ترید کرده و راهی بازار کند و البته هنوز افراد حتی اگر وارد بازار شوند با تمام قوا وارد نمی‌شوند و کمی صبور هستند دو نکته در این میان می‌تواند جالب توجه باشد نکته اول اینکه بازار به دنبال خبرهای کوچک و بزرگ سیاسی و اقتصادی و جریان پول کمی امیدوارتر شد و فضا را بهتر می‌بیند و درست در نقطه مقابل برخی به بازار یادآوری می‌کنند که چطور ریسک‌ها هنوز روی سر بازار قرار دارد و وقوع ماشه قریب الوقوع است .با این طرز فکرها امروز قصد داریم دو سناریو از تحولات پیش رو را بیان کنیم و قضاوت و نتیجه‌گیری را به عهده شما بگذاریم که این دو سناریو جمع‌بندی نظرات تکنیکالیست‌ها و بنیادی‌هاست که می‌تواند روی تابلو خود را نشان دهد

در اولین سناریو شرایط و فضای فعلی را خوشبینانه ترسیم می‌کند و معتقد است قیمت‌های تاریخی فعلی، ارزندگی بی‌نظیر بازار ،ارزش دلاری وحشتناک و تاریخی، احتمال تغییر نرخ دلار نیما، احتمال دخالت دولت و کاهش نرخ بهره، حمایت‌های نصف و نیمه و ادامه‌دار صندوق‌های درآمد ثابت و سایر حقوقی‌ها از بازار همه و همه باعث می‌شود این دیدگاه به این جمع‌بندی برسد که کف بازار را زده‌ایم و خود را برای مهمانی رشد بازار باید آماده کنیم مهمانی که در فضای خوشبینانه فعلی کمی تصورش سخت است اما بعید نیست این طرز فکر همه تکه‌های پازل را درست می‌چیند اما یک ایراد بزرگ دارد و آن هم این که در مقابل ریسک‌های سیاسی که در پیش است پاسخی نداشته و آن را چشم پوشی می‌کند

یا به عبارت دیگر در فضای آزمایشگاهی به ماجرا نگاه می‌کند و ریسک سیاسی را کنار می‌گذارد بله با تمام این فضا و شرایط و بدون در نظر گرفتن ریسک سیاسی ما از اینجا باید یک استارت قوی در رشد بازار بزنیم اما همه می‌دانیم چه تحولات پیش روی بازار است و این را هم باید اذعان کنیم که واقعاً اگر ریسک سیاسی برطرف شود یک فنر آزاد شده قوی و سریع را برای همه به نمایش خواهد گذاشت که انگشت به دهان می‌مانند این یک سناریوست که این روزها تقویت شده و می‌بینیم که برخی در مورد آن صحبت می‌کنند

اما با کمال احترام سناریوی قالب بازار نیست حجم معاملات و شرایط معاملات امروز هم به خوبی این موضوع را نشان داد که هنوز بسیاری به این موارد تردید دارند ترجیح می‌دهند در فضای بهتری موارد را سنجیده و حرکت کنند و در واقع اکثر آنها سناریوی دوم را برای خود لحاظ می‌کنند و بر آن حرکت خواهند کرد …

اما سناریوی دوم چیست که برخی چارتیست‌ها نیز روی آن تاکید دارند و امروز را هم گواه تحقق آن میدانند …

نمی‌دانیم بیان آن با این شیوه درست است یا خیر اما آنها معتقدند یک دوره نوسان مثبت کوتاه مدت پیش روی بازار است که ما در حال سپری کردن آن هستیم اما این دوره نوسانی دوره پایداری نیست دوباره افت و کاهش قیمت‌ها آغاز می‌شود

و حتی برخی از آنها آنقدر بدبین هستند که این مثبت فعلی را فرصت فروش دوباره در بازار می‌دانند این بعد تکنیکالی ماجرا بود از بعد بنیادی هم برخی بر این عقیده‌اند هنوز هیچ یک از مشکلات بازار حل نشده وزیر وعده داده نرخ بهره ثابت مانده نرخ دلار نیما خیلی تغییری نمی‌کند بحران‌های سیاسی شب و روز روی سر بازار خراب می‌شوند و در نهایت جریان پول هنوز با بازار آشتی نکرده در این شرایط آنها فضای فعلی بازار و فضای رشد قوی و موقت نمی‌دانند و معتقدند این جشن خیلی زود خاتمه خواهد یافت آنها برای این موضوع یک دلیل قوی بنیادی را نیز دارند که البته سیاسی است

و باز هم عذرخواهی می‌کنیم که انقدر سریع و روشن دو سوال آنها را بیان می‌کنیم که البته هر خریداری باید با خود به این سوالات پاسخ دهد

سوال اول این است که از کجا معلوم آتش بس برقرار باشد و چرا ما باید ریسکی را بپذیریم که یک شب بخوابیم و صبح بیدار شویم و همه چیز تغییر کرده باشد همین حالا نیز کم خبرها نشان دهنده درگیری و آمادگی طرفین نیست!!هر دو طرف چنگ و دندان نشان می‌دهند 
سوال دوم این است که افرادی که در حال حاضر خوشبینانه به بازار نگاه می‌کنند ریسک مکانیسم ماشه را در نظر نمی‌گیرند که می‌تواند آثار و تبعات عجیبی در اقتصاد ایران گذاشته و شرایط را بغرنج‌تر کند افزایش فشار بر ایران، تنگ‌تر شدن حلقه اقتصادی تحریم‌ها و مشروع شدن حمله نظامی به ایران و متحد شدن طرف های مقابل همه و همه نشان دهنده این است که ایستگاه توقف همچنان وجود دارد و درست در همین شرایط است که وقتی به دو سوال بالا فکر می‌کنند عطای بازار را به لقایش بخشیده و فعلاً تماشاچی آن هستند…

برآیند تمام دیدگاه‌ها این می‌شود که ما در حال حاضر دو دیدگاه در بازار داریم که برخی رشد فعلی را موقتی می‌دانند و برخی دیگر آغاز دوره رشد بازار را نوید می‌دهند

حقیقتا نمی‌توانیم با قطعیت در مورد هیچ یک صحبت کنیم ولی معتقدیم جمع‌بندی موارد بالا دو موضوع را می‌توان به عنوان نتیجه‌گیری برای خود کنار بگذاریم
موضوع اول این است که حتی در فراز و فرودهای پیش رو باز هم کف بازار همین حوالی کمی دور و نزدیک است و خیلی ریسک عجیبی را بازار متحمل نمی‌شود و در واقع ریسک به ریوارد بازار در این نقاط جذاب است و نکته دوم این است که وقتی صحبت از استراتژی نقد و سهم می‌کنیم و ترکیب آن را پیشنهاد می‌کنیم برای همین است…

معتقدیم کماکان می‌شود به استراتژی ۵۰ درصد نقد و ۵۰ درصد سهم پایبند بود دقت کنید از آغاز فضای جنگ تاکنون صندوق‌های طلا بازدهی آش دهن سوزی ندادند حالا باز اوراق ،بهره بدون ریسک را نصیب بازار کرده اما رقیب بازار که صندوق‌های طلا باشد خیلی خاص عمل نکرده از همین رو شاید ترکیبی از این مدل برای ما بتواند جذاب‌تر عمل کند و صد البته دقت کنید که آن ۵۰ درصد نقد می‌تواند بسته به ریسک و دیدگاه هر کسی در اوراق و یا صندوق‌های طلا باشد و آن ۵۰ درصد سهم قطعاً باید در سهم‌های بنیادی برنامه‌ریزی شود دقت کنید در همین روزها نمادهایی قفل صف خرید و بازدهی پشت سر هم را ثبت کردند که پی به ای‌های جذاب و گزارش‌های خوبی داشتند و برای همین هم است که معتقدیم فضای خرید اگر هم قرار است شکل بگیرد باید در نمادهای بنیادی باشد و سراغ هر سهمی نرفت

در پایان بخش اول سه نکته را می‌گوییم و کار را تمام می‌کنیم در فضای پیش‌بینی پیش رو چند عامل کوتاه مدتی وجود دارد که می‌تواند شرایط را تغییر دهد اولین عامل بی‌شک گزارش‌هایی است که از هفته آینده راهی بازار می‌شود نقش این گزارش‌ها در شجاعت خریداران و یا فرار آنها موثر خواهد بود نمی‌خواهیم قضاوتی داشته باشیم اما انتظار گزارش‌های قوی را نداریم البته در تیر همین دیدگاه را داشتیم اما خدا را شکر گزارش‌ها آن دیدگاه را شکست داد ووخوب بود

رویداد دوم اتفاقات و رویدادهای تحولات اوکراین و روسیه و آمریکاست که از امشب اوج می‌گیرد و به نظر این موضوع نیز در فضای کلی بازار می‌تواند موثر باشد و امیدواریم ایران جزئی از این معامله نباشد و رویداد سوم که فقط حدس و گمان است ولی مطرح شدن آن کار را خراب می‌کند تعطیلی احتمالی روز شنبه است که اگر اعلام گردد بازار از فردا فاز احتیاط گرفته و دوباره کار سخت می‌شود با این سه موضوع این سه جریان بخش اول را تمام می‌کنیم و سراغ بخش دوم می‌رویم

خیلی وقت بود که قرار بود در مورد قانون مالیاتی جدید صحبت کنیم قانونی که قرار است سفته بازی و سوداگری روی هر چیزی اعم از طلا رمز ارز، ملک، ماشین ،دلار را مشمول مالیات کند و کار را برای کسانی که این کسب و کار را دارند سخت نماید به قول یکی دولت سراغ شغل دوم ۸۰ درصد افراد رفته تا از ان هم مالیات کسب کند

برخی از بورسی‌ها از دو وجه این قانون خیلی خوشحال بودند وجه اول اینکه خوب بازار سرمایه از این موارد معاف شد چشم ما روشن!! واقعاً قرار بود مالیات هم بدهیم!!!

این یک وجه خوشحالی بود که البته عقلانیت سیستم قانونگذار را نشان می‌داد اما وجه دوم این وجه بود که این قوانین می‌تواند بخشی از سرمایه‌ها از سایر بازارها را به سمت بازار مولد و یا بازار سرمایه سوق دهد به واقع فکر می‌کنیم در مورد این موضوع کمی اهالی بازار اشتباه فکر می‌کنند آن کسی که از دولت چند گام جلوتر است و از این بازارها نوسان می‌گیرد راه در رو نپرداختن مالیاتش را پیدا خواهد کرد هرچند در نهایت گیر می‌افتد اما مسیر برای او متوقف نمی‌شود سنگلاخ‌تر و سخت تر می‌شود اما متوقف نمی‌شود

با ذکر یک مثال و داستان به این موضوع انتظار اهالی بازار و قانون جدید مالیاتی ب‌پردازیم و پایان می‌دهیم

آن قدیم و ندیم‌ها دو شهر زیبا کنار یکدیگر قرار داشت یکی شهر بازارهای دلالی و موازی و دیگری شهر بورس و بازار سرمایه این دو سال‌های سال کنار همدیگر فعالیت می‌کردند گاهی اوقات قیمت ملک این شهر رشد می‌کرد و گاهی آن یکی قطعاً جمعیت آن شهر بیشتر بود اما کلاس و پرستیژ شهر بورس چیز دیگری بود…

هر دو شهر در خوبی و خوشی داشتند کار می‌کردند البته پول بزرگ و سرمایه‌های بزرگ در شهر بورس بود .صنعتگران و تولیدکنندگان اینجا بودند و آن طرف هم نیمچه فعالیتی داشتند خلاصه همه چیز با صلح و خوبی پیش می‌رفت زندگی‌ها آن طرف کم ریسک‌تر و کم تنش‌تر و اینجا پر تنش‌تر بود اما ناگهان به قول شاعر سیل غارتگر اومد و زد و از رودخونه گذشت .مشتی بی‌سواد و از مسلک دلالی مسئولیت شهر را به عهده گرفته و همه چیز در مدت کوتاهی به هم ریخت و طی ۵ سال آن شهر زیبا و قشنگ را به حلبی آبادی ویران تبدیل کرد که امروز شاهدش هستیم

با قطعی‌های برق و گاز گسترده اول صنعتگران را فراری داد هزینه‌های ریز و درشت بر آنها تحمیل کرد درآمد ارزی‌شان را گرفت و هرچه می‌خواست تحویلشان داد دزدی زیاد شده خود شهردار دست در جیب و خانه اهالی شهر می‌کرد و خلاصه این شهر را به مزارآباد شهر بی تپشی تبدیل کرد که امروز روی ویرانه‌های آن ایستاده‌ایم و شهردار هم روی این ویرانه‌ها هر روز نماز می‌خواند اما از آن شهر برای شما بگوییم که هرچه پول‌ها از اینجا رفت آنجا بزرگتر شد کوخ ها کاخ شدند، پراید ها پرادو، ارزهای ترجیحی به ویلاهای لوکس و استخر و سونا و جکوزی تبدیل شد و خلاصه هرچه از این طرف ویرانی آن طرف آبادی … کار به جایی رسید که آنها از شهردار هم قدرتمندتر شدند و حالا شهرداری مانده بدون شهر و اختیار

آنها آنقدر گردن کلفت شدند که هیچ مالیاتی پرداخت نمی‌کنند و کار شهردار برای اداره شهرها روز به روز سخت‌تر می‌شود…

عاقلانشان دور هم جمع شدند که بله قانون بر علیه فعالیت‌های سفته بازی این شعر وضع کنیم تا شاید اهالی این شهر کمی به سمت فعالیت های مفیدی بروند که مالیات بدهند و درآمد ما بیشتر شود سوق پیدا کنند

و اینجا دقیقاً همان نقطه ماجراست فرض کنید اجاره‌های آن شهر دلالخانه را ۲۰ درصد هم بالا بردید کسی حاضر می‌شود آنجا را ترک کرده و به حلبی آبادی پر از ریسک و خطر و تلخی بیاید و آن خانه را رها کرده و به این ویرانه پناه ببرد؟!! اگر این خیال را کردید زهی خیال باطل و البته معتقدیم دولت با وضع قوانین مالیاتی هدفش سوق دادن مردم به فعالیت‌های مولد نیست او خود بزرگ‌ترین ضد مولد فضای اقتصادی است هدف او این است که از آن فضای سفته بازی و تورمی که ایجاد می‌کند درآمد کسب کند پس تصور اینکه با ویرانی آن شهر ما آباد می‌شویم تصور غلطی است…

البته برخی هم دیدگاه سومی دارند که جالب است که ارچه از نظر اقتصادی ما خاکسار شدیم شرایط سختی را در این ۵ ۶ سال تحمل کرده‌ایم حداقل با این قانون رقیب نیز محترم نخواهد ماند و آنها هم از این به بعد به مشکل خواهند خورد کار را با این جمله تمام می‌کنیم که اگر دولت قصدی برای کمک و ایجاد و شکل‌گیری و تجهیز درست سرمایه‌های خرد داشت قبل از هر چیز باید خود را تغییر می‌داد
تا وقتی طرز فکر دولت کثیف و چپ گرایانه و زدن جیب تولید کننده و بخش خصوصی باشد هیچ چیز این فضا تغییر نخواهد کرد

بتا سهم

#گزارش_بازار

گردش واقعی جریان پول/گردش واقعی جریان پول/گردش واقعی جریان پول/گردش واقعی جریان پول/گردش واقعی جریان پول/گردش واقعی جریان پول/گردش واقعی جریان پول

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *