گزارش بازار امروز شنبه ۱۵شهریور ۱۴۰۴
شروع شیرین ،پایان تلخ …
روز عجیبی بود. شنبه ای که شروعش شیرین و پایان با رنج های منفی تلخ و دردناک بود تا بازار مثبت چند روز گذشته با اولین چالش عرضه خود موجه باشد و البته همچنان مهم ترین سوال همه در مورد روند بازار است که این منفی یعنی آن مثبت تمام شد یا هنوز برقرار است !
انتظار ما از بازار کمی بیشتر بود که دوام بیشتری بیاورد ولی خبرهای اژانس و … کار را کمی سخت و تلخ و دشوار کرد . با این حال بازار امروز دو روی یک سکه بود روی اول نیمه اول و ۱ ساعت اول بود و روی تلخ نیمه دوم و انتهای بازار که بد پیش رفت …
امروز بازار را در حالی آغاز کردیم که نیمه اول با انرژی و قوی پیش رفت . دو سه باری بازار عرضه شد ولی خوب دوام اورد و حال بازار کمی از نظر شنیدن خبرها بهتر بود. ببنید خبرها تا قبل از اغاز بازارامروز بد نبود . بعد از مدتها سایه جنگ و جنگنده و اتفاقات نظیر این در این آخر هفته کمتر شده بود و ما فضای بهتری را شاهد بودیم و آرامش نسبی بهتری را داشتیم و در همین فضا بود که جریان پول خودنمایی بیشتری کرده و به طور کلی امیدوارانهتر به این روزهانگاه میکند ولی نیمه دوم خبرهای آژانس و شناسایی سود توسط برخی کار را کمی سخت کرد .
بسیاری بر این عقیدهاند ما در این چند روز مثبت ، بازار به واسطه ارزندگی ناشی از افت قیمت و گزارشهای خوب بالا آمده و از این به بعد فرمان دست خبرهای سیاسی است که کمی فضا را بهتر کرده و این دو هفته شاید اوضاع بهتری را رقم بزنندو شاید هم عقب نشینی و درجا زدن را داشته باشند . دو هفتهای که از دید بسیاری روزهای پرخبری برای کشور خواهد بود و به تبع آن بازار هم تاثیر خواهد گرفت…
با این مقدمه به استقبال آغاز هفته میرویم که انتهای آن بریده شده و در چهار روز کاری قرار خواهیم گرفت مطابق رسم معمول به مهمترین رویدادهای در طول هفته میپردازیم که از دید ما میتواند قابلیتهای مهمی برای تغییر روند در بازار داشته باشد به نظر میرسد در دو روز ابتدای هفته ما آرامش نسبی سیاسی را داشته باشیم اما کم کم تحولات مذاکره ایران و آژانس و ترویکای اروپایی برجستهتر میشود
هیچکس نمیتواند دیدار آخر هفته عراقچی در قطر را کتمان کند که یک دیدار مهم در یک کشور ثالث مهم بوده است این رویداد جالبیست که در طول این هفته با آن مواجه ایم که به نظر میرسد آژانس و مذاکرات آن به عنوان یکی از شروط مهم اروپا برای مکانیسم ماشه میتواند مورد توجه باشد بعد دیگر خبرها به منطقه برمیگردد که جنگ غزه و اظهار نظرهای اسرائیل در مورد یمن و ایران نیز مهم است و البته معتقدیم از آخر هفته با اعلام خبر سفر احتمالی رئیس جمهور به نیویورک ما روزهای سیاسی داغ و پرخبر و پرحاشیه را خواهیم داشت
بسیاری از سفر رئیس جمهور به عنوان یکی از تاریخیترین سفرها یاد میکنند چرا که در اوج تنش بین دو کشور هستیم و این اولین سفر رئیس جمهور بعد از حمله نظامی آمریکا به ایران است پس به هر حال فضا به طور کامل و به خوبی مشخص است که دوباره در اوج تحولات سیاسی خود قرار گرفته و شاید این زد و خورد و افزایش انگیزه برای کنار نشستن هم بخشی بابت همین باشد …
در مورد این موضوع یعنی تحولات سیاسی و آثار آن در بازار بسیاری بر این عقیدهاند اگر تحول مثبتی رخ ندهد و بازار این خوشبینی ایجاد شده را در اخبار لمس نکند همین جریان پول اندکی که در بازار میچرخد و میگردد هم دوباره عقب نشینی خواهد کرد و با یک شناسایی سود سعی میکند به حفظ این سود بپردازد و فعلاً نظارهگر باشد پس ما برای جلوگیری از فضای ایجاد شده و ادامه این جو مثبت به ادامه اخبار مثبت و پاره نشدن نوار پیروزیهای خبرهای مثبت احتیاج داریم چیزی که به شدت احساس می شود …
امروز بسیاری بر این عقیده بودند که این دنده معکوس عجیب و تلخ ناشی از ۲ جریان بود اول این که نشان میداد عمق مثبت ایجاد شده قوی نبوده و وقتی عمق قوی نباشد و ریشه دار نباشد با کوچکترین حرکتی متوقف می شود و دومین دلیل این است که وقتی یک جریان میتواند ر ادامه مسیر پیش برود که ۲ موضوع را همراه خود داشته باشد
اول جریان پول دوم جریان خبر که هیچ یک همراه نشدند و نبودند… بر این عقیدهایم که با توجه به خلا فعلی دو هفتهای گزارشها ، ما تا انتهای شهریور عاملی که بخواهد اثرات بنیادی عجیبی در بازار بگذارد نخواهیم داشت یعنی بعید است تغییراتی در راستای نرخ بهره و نرخ ارز طی این دو هفته داشته باشیم صد البته اگر داشته باشیم رویداد ویژهای خواهد بود اما به هر حال در نبود این جریان و البته نبود گزارشهای تکمیلی که هرماه به بازار میرسد
تنها عاملی که میتواند فرمان را به دست گرفته و پیش ببرد عامل سیاسی است از همین روست که بر این عقیدهایم این روزها و این هفتهها عامل سیاست عامل تاثیرگذاری در جریان روند بازار میشود و جریان پول چشم به خبرهای سیاسی دارد .
اما امروز سراغ این پرسش و این تهدید هم خواهیم رفت که این روزها مدام در ذهن برخی از فعالان بازار قرار گرفته که آیا از بازار که خارج شدهایم دوباره بخریم و فرصت خرید است ؟! یا خیر نظارهگر باشیم ؟! این سوال شاید هر روز بسیاری از کسانی است که طی این مدت رشد اخیر بازار را به چشم دیده اما دست و دلشان برای خرید نمیرود و نمیلرزد .
البته امروز در نیمه دوم کمی راحت تر بودند ولی در هر صورت سوال همیشه هست … البته تحمل اینکه بازار جلوی چشم آنها بی دردسر ۱۵ تا ۲۰ درصد بازدهی بدهد بسیار دشوار است به خصوص آنکه بازدهی صندوقهای طلا در این مدت عجیب و بالا نبود و اوراق هم که سود مشخصی را دارد این مخ مخه ی ذهن این روزهای اکثر کسانی است که با پولهای پارک شده در بیرون بازار سهام نظارهگر آن هستند و مدام از خود سوال میکنند که آیا وارد شوند یا خیر ؟!
به نظر پاسخ به این سوال میتواند نقش مهمی در استراتژی معاملاتی ما در روزهای آتی داشته باشد برای پاسخ به این سوال باید به این موضوع توجه کرد که اصلاً چرا در روزهای تیر و مرداد بسیاری از فعالان بازار تصمیم به خروج از آن گرفتند و معتقدیم در آن مقطع رفتن به سمت استراتژی خروج و یا ۵۰-۵۰ کردن پرتفوی از نقد و سهم استراتژی درستی بوده.
بیشک در آن مقطع قیمتها و فضای قیمتی همچنین ریسکهای سیاسی و ریسک جنگ آنقدر عجیب قوی و بالا بوده که به طور کامل نقد کردن و دور بودن از بازار را توجیه میکرد این موضوع تا همین هفتههای پیش هم ادامه داشت اما انتشار گزارشهای ماهانه و همچنین افت عجیب و بی ترمز قیمتها و رسیدن به نقاطی که دیگر منطقی برای فروش ندارد ریسک به ریوارد بازار را به نقاطی رساند که بسیاری دیگر فروش را در این شرایط و این نقاط منطقی نمیدانستند و طبق روال ، ما اولین واکنش به این نقاط را در مثبت چند روز اخیر شاهد بودیم اما آیا این مثبت میتواند ادامهدار باشد ؟!
همه چیز به پاسخ همین سوال بستگی دارد که آیا جریان پول پارک شده وسوسه چنگ زدن دوباره به موهای این دلبر عشوهگر را خواهد داشت یا خیر ؟! امروز برای دقایقی داشت عنان از کف میداد که باز به نظر برخی پول های بیرون پارک شده نظاره گر بود …
به نظر همه چیز به همین جریان پول بستگی دارد اگر او خود را کنترل کند این دلبری و رقص هم موقت خواهد بود و اگر چنگ بیندازد و اسیر عشوههای او شود به نظر ماجرا ادامه خواهد داشت اما فراموش نکنید این جریان پول برای فرار از ریسکهای سیاسی از بازار دور مانده بود که در دل این جمله دو نکته وجود دارد
نکته اول این است که قیمتهای آن زمان با ریسکهای سیاسی آن مقطع همخوانی نداشت و اصلاح قیمت نیاز بود و حالا بسیاری بر این عقیدهاند چون قیمتها اصلاح کرده و کاهش داشته پس آن ریسک سیاسی هم در قیمتها لحاظ شده و خطری در این قیمتها متوجه بازار نیست و برخی دیگر هم درست در نقطه مقابل بر این عقیدهاند هنوز هیچ ریسک سیاسی از سر بازار نه تنها برداشته نشده که بیشتر هم شده است و از همین رو بسیاری هنوز نقد کردن و نقد ماندن را توصیه میکنند هنوز جو خبرهای سیاسی تغییر اساسی و خاصی نکرده که بخواهیم استراتژی را تغییر دهیم و بسیاری برای این عقیدهاند این چند مثبت هم نباید ما را گرفتار دوباره بازار کند …
تصمیم گیری بین این دو فکت و این دو رویداد بسیار دشوار است یک سو قیمتهای تاریخی و ارزنده همه را وسوسه میکند و از سوی دیگر شرایط سیاسی منع دارد که در بازار حضور داشته باشیم . البته معتقدیم این اصلاحات در بازار طبیعی است و قیمت ها هم خیلی جای عجیب و غریبی نمیتواند برسد .
آن دسته از نقدینگی که نقد بوده و نظارهگر است میتواند با بخشی از پورتفو به شکلی بسیار محافظهکارانه و آرام در بازار حضور داشته باشد ،البته این قیمتها قیمتهای جذاب هفتههای قبل نیست اما به هر حال نقاطی است که در شرایط جذاب و منطقی پی بهای و سود قرار دارد
نکته دیگر بحث دست به ماشه بودن است …
اینکه فیتیله این تصمیمات را باید جایی روشن و استارت زد یا ضربتی خاموش کرد و آن هم دقیقاً نقطهای است که سنس و حس مثبت یا منفی از خبرهای سیاسی بگیرید شما چارهای ندارید جز اینکه یا همچنان از بازار دور باشید و دور باشید و دور باشید تا رویدادهای منفی سیاسی هم از بازار دور شود و این خیلی دور شما زمانی خیلی نزدیک خواهد شد که این ریسک تعیین تکلیف شده و از سر بازار برداشته شود اگر چنین چیزی در سر دارید، که قاعدتاً در این سناریو جنگ را نیز محتمل ، ماشه را داغ، تحریمها را صعودی و خلاصه همه چیز را درهم و برهم و مهر را ماه بیمهری سیاسی میدانید ،بی تعارف حضور در بازار برای شما سم است و هیچ توصیهام نمیتوان کرد …
اما اگر چنین دیدگاه بدبینانهای وجود ندارد و قابلیتهای مذاکره و توافق و کاهش ریسک را پیش رو میبینید به نظر قیمتهای فعلی قیمتهای بدی نخواهد بود و میتواند در راستای همان سناریوی ۵۰۵۰ شما را پیش ببرد اما وقتی در چنین شرایطی راهی بازار میشوید دست به ماشه بودن مهمترین استراتژی شما باید باشد
بدین معنی که در هر لحظه با کوچکترین خبر بدون اینکه حساب و کتاب کنید چقدر در سود و ضرر هستید باید ماشه را چکانده و دوباره از بازار خارج شوید . احساس میکنیم با این عرضه هافرصت ورود در قیمت های جذابی برهی سهم ها دوباره به دست می دهد …
قطعاً رقص در بازار در این شرایط رقص در آتش و خون است و ریسکهای خاص خود را دارد اما بدون پاداش هم نخواهد بود در نهایت در جمعبندی باید اذعان داشت که بدون هیچ تعارفی سود نصیب کسانی میشود که ریسک کرده و این فرصت را به جان بخرند برخی قدرت و فضای ریسک فعلی را مهیا و آماده نمیدانند و همچنان تماشاچی هستند و برخی برعکس مسیر را جور دیگری ترسیم میکنند و در بازار حضور دارند
اما معتقدیم طی دو روز آتی ما دوباره به بزنگاه حساسی خواهیم رسید که همین جریان پولی که طی یک مدت راهی بازار شده با کسب بازدهی ولو کوتاه مدت حتی ۱۰ درصدی تمایل به فروشش بیشتر میشود و اینجا درست همان نقطه تصمیم گیری و نقطه پر زد و خورد بازار است نقطهای که صفوف تقاضا ضعیفتر شده و عرضه ها دست قویتری پیدا میکنند و جریان پول بیرون که تماشاچی این مدت بازار بوده با چشمانی تیزتر و هیجان زدهتر نظارهگر این صحنه خواهد بود
و باز درست در این نقاط است که خبرها به داد بازار خواهد رسید و اگر بخوای مطالب بالا را جمعبندی کنیم به این نتیجه میرسیم که ما طی دو سه روز آتی به نقاطی خواهیم رسید که دیگر آن عطش سنگین خرید وجود ندارد تمایل به فروش شناسایی سود برخی جریانهای پولی که ان پایین خریدند و حالا در سود هستند بیشتر میشود و از همه مهمتر قیمتها نیز در جایی قرار گرفتند که کمی از آن فضای ارزندگی تاریخی فاصله میگیرند
در چنین شرایطی و چنین فضایی جهتگیری اخبار حرف اول را خواهد زد و معتقدیم خیلی زود به این نقطه خواهیم رسید که دوباره چشم همه به خبرها خواهد بود و این خبرها هستند که در این نقطه توازن و تعادل دوباره حاضر و بارز شده و در وزن کشی جریان مختلف فضا را تعیین تکلیف میکند
از همین رو بود که در ابتدای گزارش بازار قید کردیم که تا به امروز و احتمالاً در چند روز آتی این جو مثبت گزارش و تحولات خوب بنیادی بود که بازار را می بالا آورده از این به بعد به دست فرمان اخبار به شکل قویتری احتیاج داریم تحولات بازار نشان میدهد مسیر آسانی پیش رو نیست و هرچه این روزها جلوتر برویم احتمالاً ساز تعادل بلندتر و فضای اتفاقات سیاسی نیز با اهمیتتر میشود











