تب ترس فرونشست !؟

بازارامروز را منفی آغاز کردیم و تا حدودی هم منفی پیش رفتیم ولی این سوال مدام از خود می پرسیدیم که تب ترس از اسنپ بک فرونشست و بازار آرام خواهد گرفت ؟! معاملات نیم ساعت اخر وقت بازار امروز این را به ما میگوید که اگر اتفاق عجیبی رخ ندهد فردا بازار جمع و جور شده این ماشه داغ که جلوی ما  رقص میله میزد کم کم سرد  شده و کارکرد خود را از دست میدهد …و اما در گزارش بازار امروز به این بپردازیم که بازار چه می شود و چه چشم اندازی پیش روی ماست …

امروز در روزهای واپسین تابستان که نفس این ماه سخت و تلخ به شماره افتاده کار را در حالی آغاز کردیم که همچنان تب ماشه و رقص شمشیر ابهامات روی سر بازار بود و فشارهای روانی بر بازار وجود داشت البته امروز بازار به واسطه اصلاح این چند روز و حمایت های صندوق‌های تثبیت و توسعه کمی وضعیت بهتری را تجربه می‌کرد اما مشکل آنجاست که ما بعد از جمع و جور شدن بازار انگیزه‌های قوی خرید را نمی‌بینیم یعنی جریان پولی که بخواهد بیاید و بعد از هر جمع شدن توی گوش فروشنده ها بزند و سهم را بالا ببرد و مثبت کند دیده نمی‌شود

دقت کنید عزیزان  این دو هفته‌ای که بازار خوب و مثبت بود سه جریان به شکل پررنگ و قوی پیش روی بازار قرار گرفت

جریان اول آرامش سیاسی بود ما توافق قاهره را داشتیم که به بسیاری اینطور القا می‌کرد که در مسیر توافق قرار گرفته‌ایم و چشم انداز تمدید ماشه وجود دارد در بستر عامل اول عامل دوم رقم می‌خورد جریان پول نسبتاً خوب و مناسبی از بیرون بازار و برخی پول‌های داخل بازار شکل گرفته بود و در بازار حرکت می‌کرد و جولان می‌داد و آنقدر قیمت‌ها به نقاط عجیب و غریبی رسیده و ارزنده بودند که به راحتی بازدهی قوی و خوبی نصیب سهامداران شده است و عامل سوم خبرهای مثبت از صنایع و شرکت‌ها بود که مثلاً در خودروسازی یا پالایش یا بانک پتروشیمی و نظایر این اخبار خوبی به گوش می‌رسید که هر سه این عوامل دست در دست هم فضا را مثبت کرده و بازدهی خوبی برای بازار رقم زدند

اما شما به شرایط فعلی نگاه کنید وضعیت سیاسی در تهاجمی‌ترین و عجیب‌ترین شکل ممکن خود قرار دارد فردای بعد از جلسه ماشه شورای عالی امنیت ملی بیانیه می‌دهد و تهدید همکاری با آژانس را می‌کند موشک آزمایش می‌شود اظهار نظرها تند می‌شود زیر این رگبار خبرهای منفی سیاسی جریان پول چه واکنشی می‌تواند داشته باشد ؟!

دقیقاً حرف و نکته ما همین است که همه اذعان داریم و همه می‌دانیم قیمت‌ها در نقاطی قرار دارند که شاید طی ۱۰ سال گذشته در چنین سطوحی قرار نداشتیم ،ارزش دلاری بازار شاید در ۵سال گذشته در بسیاری از سهم‌ها چنین مواردی نبوده همه عوامل و اتفاقات نکات خوب و مثبتی را به ما نشان می‌دهد اما وقتی جریان پول می‌خواهد روی بیس خبرهای مثبت اعم از سیاسی و بنیادی شرکت ها حرکت کند هیچ چیز در دسترس او نیست … اهمیت خبرهای سیاسی را دست کم نگیرید همین نیم ساعت اخر با شایعه ای از یک فعال سیاسی امید در دل بازار زنده شد و رنج می زدند … از همین روست که دیروز هم نوشتیم روزنه امیدما به تحولات و اخبار نیویورک است

البته این فضای تلخ فعلی دارک تر هم می شود و شما در همین فضا در نظر بگیرید که یک فردی به نام دولت هم وجود دارد که سیخ داغی را هر روز به یک جای بازار فرو می‌کند یک روز با سیخ داغ خودرویی ها را می چزاند، روز دیگر گروه‌های دیگر … سرب داغ نرخ بهره و اتش سوزان سرکوب ارزی هم که هر روز در این جهنم به پاست!!

در چنین فضایی چه انتظاری از بازار داریم و تازه خنده‌دار آنجاست که هیئت دولت هم جدول می‌دهد که تا پایان ۱۴۰۴ ۸۰ همت عرضه اولیه و سهام پروژه در بازار عرضه شود خداوکیلی ساقی این‌ها را باید پیدا کرد حیف است این حجم توهم زدن از شرایط و ندیدن وضعیت !!  عجیب است واقعا  اصلا مگر می‌شود کسی در شرایط عادی چنین چیزهایی را بنویسد !!

ما در این شرایط و این فضا بازار را دنبال می‌کنیم و البته سوال و پرسش همه این است که نقشه پیش روی بازار چیست و چه مسیری در پیش داریم

در حالت عادی شیب خبرهای سیاسی منفی است که نمونه آن را دیشب دیدیم  در کمتر از ۶ روز دیگر رسماً تحریم‌ها باز می‌گردد و اسنپ بک فعال می‌شود پس ما قاعدتاً در یک مسیر رو به افزایش ریسک‌ها قرار داریم که سرعت آن هم بیشتر می‌شود در این بین و نکته و دو اتفاق می‌تواند بر هم زننده فضا باشد و همین را هم اینجا بگوییم که اگر این اتفاقات رخ ندهد نمی‌گوییم بازار سقوط عجیبی را دارد خیر همچنان معتقدیم کمی پایین‌تر از این قیمت‌های فعلی بازار دیگر توان منفی شدن و افت بیشتر را ندارد اما مشکل اینجاست که انگیزه رشد هم نیست اما دو عامل می‌تواند به این ماجرا کمک کرده و آن را تغییر دهند و زمین بازی را سبز و فضای فعلی را تغییر دهد …

عامل اول طی همین چهار پنج روز پیش می‌آید دیپلماسی باید فعال شود راه دیگری نمانده سفر رئیس جمهور به نیویورک اولین مهم‌ترین و محکم‌ترین مسیر برای متوقف کردن این ماشین رو به افول است که می‌تواند ترمز دستی آن را کشیده و مسیر را تغییر دهد تمام چشم امید ما به این موضوع است و البته بازار هم نیم نگاهی به آن خواهد داشت . نمیدانیم چرا به این موضوع امیدواریم … شاید دلخوشی ما به اندک عقلانیت فعلی باشد …

عامل دوم شاید از دید برخی مسخره به نظر برسد ولی وقتی در تحولات کلان اقتصادی نظیر نرخ بهره سیاست‌های دولت در ارز ، سیاست‌ها در مواجهه با شرکت‌ها تغییری ایجاد نمی‌شود تنها گیس و طنابی که می‌توان به آن چنگ زد و از این چاه کمی بالا آمد وضعیت بنیادی و شرایط سودسازی شرکت‌هاست

بسیاری بر این عقیده‌اند انتشار گزارش‌های ماهانه فروش و گزارش‌های مالی میان دوره‌ای می‌تواند سرعت این ریزش را به شدت کم کرده و آن را جایی متوقف کند این موضوع را در دفعات گذشته نیز بعد از انتشار گزارش‌ها شاهد بودیم درست است که بازار وقتی خبرهای سیاسی را می‌شنود کر و لال می‌شود اما می‌توان با همین زبان کر و لالی گزارش‌ها هم به او چیزهایی را فهماند از همین رو نقش این ۳۰ روز پیش روی مهر در جریانسازی و شکل دهی نگاه بازار بسیار تاثیرگذار است .حتی همین امروز هم موج اول متعادل شده ها همان بنیادی ها و قوی ترها بودند …

و البته باز هم تاکید می‌کنیم تا وقتی بستر خبرهای سیاسی درست و صحیح و مرتب و منظم نشود نمی‌توان انتظارات عمیق و عجیبی از بازار داشت.

اما معتقدیم حال و روز بنیادی و گزارش شرکت‌ها می‌تواند کمی فضا را بهبود بخشد البته اسب ۴ نعل بازارهای موازی از طلا و دلار و ماشین بگیر تا باقی در همین حین که ما مشغول کدال بازی و چک کردن خبرهای سیاسی هستیم می‌تازد و پیش می‌رود لوندی و دلبری این بازارهاست که سوهان روح سهامداران شده و صد البته این موضوع را به همه یادآوری می‌کند که نباید متعصبانه به بازارها نگاه کرد و باید فرصت ورود و خروج را برای خود فراهم کنید در مطالب گذشته وقتی می‌نوشتیم که از ابزارهایی مانند صندوق‌های طلا و صندوق‌های فیکس نباید دور شد و آنها را نفی کرد و غر زد به همین دلیل است وقتی حاکمیت از عقلانیت دور است خب طبیعیست شما هم می‌توانید از بازار سرمایه دور باشید و به این ابزارها چنگ بزنید .کمی به عقلانیت نزدیک شد شما هم  سهام را بغل بزنید !

از گزارش‌ها گفتیم یک نکته در ذهن ما شکل گرفت اگر در همین فضای فعلی انتشار گزارش‌های ضعیفی را شاهد باشیم به نظر بازار یکی از بزرگترین تکیه‌گاه‌های خود را در فضای فعلی از دست می‌دهد و ممکن است حتی سرعت ریزش برخی سهم‌ها در بازار زیاد شود نقش این گزارش‌ها نقش مدافعان فوتبال است که شاید کم پیش می‌آید گل بزنند به خصوص وقتی در فضای فعلی زیر سنگین‌ترین حملات و آماج ریسک‌های سیاسی قرار دارند ولی بی شک آنها می‌توانند مدافعان خوبی برای قیمت سهم‌ها بود و آنها را تا حدودی کنترل نمایند

و یک سناریوی خوشبینانه را هم بیان کنیم که دلخوش به همین گفتمان‌ها و گفتارها برای شما هستیم

خوشبینانه‌ترین سناریو برای بازار این است که دیپلماسی و توافق مسیر خود را پیدا کرده و در نیویورک یا هر جای دیگر توافقی شکل بگیرد و مسیر تغییر کند و ان وقت است که گزارش‌های خوب اتفاقات مثبت در حال و هوای بنیادی شرکت‌ها می‌تواند نقش یک توربو شارژ را ایفا کرده و ناگهان سرعت بازار را در برخی نمادها به شدت افزایش دهد .

این چهره و صحنه بازار فعلی است که شاید از چنگال صفوف فروش رها شود و متعادل شود اما با توجه به اتفاقات و تحولات پیش رو این طبیعی است که جریان پول چشم انتظار بماند و نخواهد دست به تصمیمات بزرگ و قوی بزند از همین رو  فردا قطعا حال بازار امروز بهتر ،تعداد سبزها بیشتر وفضا جذب تراست ولی اغاز یک روند نیست و روند وقتی آغاز می شود که شوک های سیاسی اقتصادی پولی را ببینیم …

برخی طی این روزها مدام مطرح می‌کنند که چرا از اثر مکانیسم ماشه بر بازار صحبت نمی‌کنید و آیا این مکانیسم می‌تواند آثار مثبتی هم به همراه داشته باشد در مورد ماشه و تحولات آن قطعاً بعد از روشن شدن وضعیت صحبت خواهیم کرد اتفاقا مفصل هم صحبت خواهیم کرد از آثار خرد و کلان این سناریو بر بازار و اقتصاد حرف می‌زنیم از کسری‌های احتمالی بودجه بگیر تا آثار آن بر فضای شرکت‌ها اما اجازه بدهید کمی فضا روشن‌تر شود و پیش پیش رگ خود را بابت این ماجرا نزنیم و از ترس مرگ خودکشی نکنیم …

در بخش پایانی به دو موضوع اشاره خواهیم کرد موضوع اول همین بخشنامه اخیر دولت است که یک بار دیگر در مورد آن صحبت می‌کنیم

که در آن آورده شده ۸۰ همت عرضه اولیه و سهام پروژه در بازار باید شکل بگیرد نمی‌دانیم کسانی که این موارد را نوشته‌اند در چه حال و هوایی بودند و کجا سیر می‌کردند ولی امیدواریم بقیه حساب و کتاب مملکت همین شکلی نباشد که اگر باشد باید فاتحه آن را خواند مگر می‌شود کسی بازار را نشناسد و نگاه نکند و این اعداد را بنویسد با این هم کار نداریم عزیزان حتی در شرایط نرمال هم چنین سطحی کمی غیرمنطقیست ابزار و نیازهای خود را می‌طلبد . حکایت این عدد و بازار ما شبیه حکایت شهریست که ویرانه شده و همه در حال فرار از آن هستند  و خرابه‌های آن را همه می‌بینند شهردار امده به مردم اعلام می‌کند پول بدهید تا برایتان پارک و فضای سبز و شهربازی بسازم !!

مرد ناحسابی شرایط حیات و زندگی در این بازار به خطر افتاده تو از سهام پروژه و عرضه اولیه حرف می‌زنی ؟! صدالبته این دودی است که آتش آن را خود دولت از مدت‌ها قبل بلند کرده و حالا دودش هم به چشم خودش می رود … بارها نوشته‌ایم که اقتصاد علمی است که زنجیروار حلقه‌های آن به هم متصل است نمی‌توانی تیشه به ریشه حاشیه سود و وضعیت شرکت‌ها بزنی فضای سرمایه‌گذاری را ناامن کنی بعد اینطور برنامه برای تامین مالی از بازار سرمایه داشته باشی
به نظر در شرایط نرمال و مناسبی نبوده‌اید که این موارد را نوشته‌اید …

اما موضوع دوم موضوع همیشگی است که هر بار می‌خواهیم در مورد آن بنویسیم و روی آن تاکید کنیم و  آن هم چالش و بحران صندوق‌های اهرمی و به طور کلی صندوق‌های سرمایه‌گذاری است بله ابزارهای غیر مستقیم که بی‌ تعارف امروز مستقیم دارند ترتیب بازار را می‌دهند همچنان و هنوز که اینجا قرار داریم معتقدیم ابزارهای سرمایه‌گذاری غیر مستقیم بهترین راه حضور عامه مردم در بازار است اما این موضوع هم راه و روش دارد نمی‌توان همه چیز را به حال خود رها کرد.  ما با صندوق‌هایی مواجه ایم که در اولین بحران و با اولین اتفاق منفی ، مهم‌ترین و بارزترین خصوصیت یک دارایی که نقدشوندگی باشد را از دست می‌دهد . 

عمده صفوف فروش فعلی بحران های اخیر بازار و به طور کلی عمده چالش بازار درگیر شدن جریان‌های پولی این صندوق‌ها و شکنندگی آنها در بحران‌هاست بخواهیم یا نخواهیم درست یا غلط پول بسیاری از فعالان بازار در اهرمی‌ها و یا صندوق‌های سرمایه‌گذاری درگیر شده است این صندوق‌ها به محض اولین بحران به خصوص در اهرمی‌ها به صف فروش می‌روند و آثار روانی منفی بر کلیت بازار خواهند داشت بسیاری از حقوقی‌ها و صندوق‌های تثبیت و توسعه نیز تمایلی به حضور در آنها ندارند و این صندوق‌ها بیشتر زمین بازی حقیقی‌ها شده است . برای همین هم هست که جمع و جور شدن آنها پالس های مهمی برای بازار است درست به مانند نیم ساعت اخر امروز …

به نظر سازمان بورس به عنوان متولی از بحران‌های اخیر باید درس مفصلی گرفته باشد و هرچه سریع‌تر آیین نامه‌ها و قوانین این صندوق‌ها را تغییر داده و عاملی به نام عامل نقد شوندگی را در آن پررنگ کند دوستان زیادی پیشنهادهای متفاوتی را داشتند وقتی عددی به عنوان ان ای وی در این صندوق‌ها تعریف می‌شود می‌توان راه‌های مختلفی را برای حفظ و دفاع از آن بیان کرد

به طور مثال اگر صندوقی سه روز زیر این عدد قرار داشت جریمه‌ها از کارمزد مدیر کسر شود یا امتیاز برای گرفتن صندوق‌های جدید ملاک عملکرد در صندوق‌های قبلی باشد صندوق‌ها توسط گروه‌ها ارزیابی و به نوعی رتبه‌بندی شوند و خلاصه می‌توان با ابزارهای مختلفی موضوع را تقویت کرد اما در حال حاضر شاهدیم که همه چیز به حال خود رها شده و در نهایت این جمله را یک بار دیگر باید متاسفانه نوشت که ابزاری که ایجاد شد تا مدل سرمایه‌گذاری غیر مستقیم را تقویت کند در روزهای بحرانی بازار مستقیم …. کرده است …  در بحران قبلی بعد از جنگ در مورد این صندوق‌ها نوشتیم و گوش کسی بدهکار نبود و به نظر حالا هم اگر تغییری ایجاد نشود بحران‌های پیش رو دوباره چالش‌های اساسی بازار خواهد شد. امیدواریم هیچ وقت بحران نباشد ولی در دوران ثبات باید فکری به حال آنها کرد …

بتا سهم

#گزارش_بازار

ترس از اسنپ بک/ترس از اسنپ بک/ترس از اسنپ بک/ترس از اسنپ بک/ترس از اسنپ بک/ترس از اسنپ بک/ترس از اسنپ بک/ترس از اسنپ بک/ترس از اسنپ بک/ترس از اسنپ بک

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *