پادشاه ریسک ها !! پاییز!
بازارامروز طبیعی بود که منفی باشد ولی انصافا و حقا ازانچه فکرش را میکردیم بهتر ظاهرشد و چند نکته مهم در دل بازار امروز بود اول این که به هر حال برخی خوش بین نیستند ، دوم افزایش جدی ریسک هاست ولی نکته مهم این است که نمادهایی که مثبت هستند دلایل خاص خود را دارند . فراموش نکنید انچه امروز شستا و پالایشی ها را در اوج بحران بازار نجات داده و مثبت کرده است شرایط بنیادی است پس انقدر نگویید گزارش ها بی تاثیر است و اثری ندارد ما کم کم با فروکش کردن تب ماشه و تحولات سیاسی میتوانیم ولو در کوتاه مدت به گزارش ها وزن بدهیم …
و اما بازار …
دیروز در گزارش بازار از قشنگیهای پاییز و رنگارنگ بودن آن و فضای رمانتیکش صحبت کردیم و در طالع بازار همان رنگ قرمزش نشسته و آغاز این فصل و ماه مهر با بیمهری تمام عیار همراه شده است حقیقتاً دیروز نوشتیم که ماه مهر و فصل پاییز فصل خبرهاست و اتفاقات و تحولات زیادی در پیش است اما فکر نمیکردیم سرعت تحول و تولد ریسک ها و اخبار انقدر زیاد و شدت آن با این حجم منفی باشد به جای پادشاه فصلها باید بگوییم پادشاه ریسکها پاییز ریسک هایی که از دیشب دوباره اوج گرفت و همچون طوفانی به ساحل خوشبینی سهامداران زد و همه چیز را در هم شکست و امروز خرابههای آن را در بازار جمع و جور میکردیم و اما سراغ بازار زخم خورده از خنجر سیاست امروز برویم اما بهتر است بدانیم که قبل از همه چیز چه اتفاقات و چه تحولاتی رخ داد و از کجا به کجا رسیدیم ..
دیروز وقتی بازار را آغاز کردیم یک موج خوشبینی نسبتاً زیاد به چند تحول و اتفاق وجود داشت مذاکره احتمالی با آمریکا، تمدید مکانیسم ماشه و مواردی از این دست که بسیاری امید داشتند در سفر رئیس جمهور به نیویورک این کورسوی امید بتواند فضا را کمی تلطیف کرده و اوضاع را بهتر کند و مکانیسم ماشه به تعویق بیافتد و بازار هم نفسی بکشد اما ناگهان از دقیقاً بعد از بازار و یا شاید بهتر است بگوییم در یک ساعت آخر بازار و بعد از احتمالاً صحبتهای لاریجانی در اتاق بازرگانی ورق جور دیگری چرخید لاریجانی صحبتهای نسبتا شفاف و روشن را در بین فعالان اقتصادی داشت تقریبا به همه فهماند که طرف مقابل دنبال براندازی بوده خلف وعده کرده است از همه بدتر و تلختر اینکه پیشنهادهای موشکی را هم اضافه کرده و همین موضوع کار را سخت میکند. کمی گذشت خبرهای عراقچی رسید که او هم با طرفین اروپایی صحبت کرده و از دل آن فعلاً چیزی بیرون نیامده . بعد مستر ترامپ پشت تریبون رفت و همان ابتدا چک افسری اتهامات را به صورت ایران زد و همانطور که ما الان برای شما روایت میکنیم دلار هم همینطور افزایش پیدا میکرد تا رسیدیم به صحبتهای رهبری به نظر صحبتهای رهبری کار را تقریباً روشن و تمام کرد و دو موضوع را به طور شفاف صریح بیان نمود که ۱ موضوع غنیسازی همچنان خط قرمز است و ۲ مذاکره با آمریکا فایدهای ندارد و این پایان شب گذشته بود که اتفاقات و تحولات تلخ آن را نشان میداد دلار و تتر هم به ۱۰۷ رسید و خلاصه همه چیز در هم پیچید و آن خوشبینی که وجود داشت به یاس تبدیل شد
و حالا ما ماندیم و خرابههای این موج سهمگین خبرهای منفی به ساحل امیدواری
حالا دیگر کم کم میتوان اینطور بیان کرد که احتمالاً آنچه بازار به عنوان امیدواری به آن دل بسته بود یعنی مکانیسم ماشه و تعویق آن به کنار رفته و شرایط شکل دیگری پیش میرود برخی در مورد ماشه این تاکید را دارند که بزرگنمایی میکنید و روی آن موکداً ایستادند که به دو دلیل نهایی شدن و تمام شدن ماشه به سود بازار است که دلیل اول رشد دلار و دلیل دوم خارج شدن بازار از فضای تعلیق و روشن شدن حال و روز آن است اما حقیقت امر اگر بخواهیم در مورد این موضوع امروز بیشتر صحبت کنیم باید به این نکته اشاره کرد که به همین راحتیها هم نیست فعال شدن تحریمها مکافات است و از دید ما هر کسی از این تحریمها استقبال میکند در آن طرف ماجرا احتمالاً بهرهای از نرخ ارز ترجیحی برده و این میان واسطه است و کاسبیاش داغ میشود والا تحریم چیزی جز فلاکت و بالا رفتن هزینه زندگی مردم نخواهد داشت و طی این سالها نیز به خوبی به این موضوع رسیدهایم که افزایش ریسکهای سیاسی حال بازار را بد میکند چون حال سیاستگذار خوب نیست و با بیفکری تمام عیار رفتار میکند
اما امروز میخواهیم در مورد همین موارد صحبت کنیم تا ذهن سهامدار کمی روشنتر شود و طی روزهای آتی به این موضوع خواهیم پرداخت که مکانیسم ماشه چه آثار و تحولاتی میتواند در بازار سرمایه داشته باشد و به اصطلاح پساماشه چگونه است ولی قبل از هر چیز یک نکته را یادآور شویم و آن هم این است که سرعت تحولات و اخبار از تصورات و انتظارات ما سریعتر است به خاطر داشته باشید همین چند روز پیش نوشتیم که سرعت تصمیم گیری اروپاییها در جلسه شورای امنیت عجیب بود و امروز دوباره باید بنویسیم سرعت پاسخ دهی و واکنش ایران هم عجیب است انگار همه چیز دور تند گرفته شبیه چرخ و فلکی شدیم که یکی آن را با سرعت میچرخاند و هرچه جلوتر میرود سرمان گیج میرود و دلمان آشوب میشود این آن حس بدیست که سهامدار از اخبار و اتفاقات میگیرد وگرنه کسی در ارزندگی بازار شک و شبه ای ندارد …
اما به هر حال این موضوع ماشه طرفداران خود را هم دارند و بسیاری معتقدند خارج شدن بازار از فضای تعلیق مهمترین دستاورد است و بعد از چند روز نوسان دوباره اوضاع به شرایط و روز اول خود باز میگردد و ان وقت است که میتوان با کمک گزارشها و دلار و کمی جریان نقدینگی فضا را بهتر پیش برد اما درست روبروی این دیدگاه موضوعی وجود دارد که معتقد است فعال شدن مکانیسم ماشه مشکلاتی را برای اقتصاد و بازار به وجود میآورد که تبعات آن یقه بازار و سهامداران را خواهد گرفت و از همین رو درست در نقطه مقابل آن فاز نوعی رفتار دوری از بازار و تشویق به تماشاگر بودن بازار شکل گرفته …
و این دیدگاه از این موضوع نشات میگیرد که معتقد است فعال شدن مکانیسم ماشه ۵ ریسک و اتفاق بزرگ را برای بازار رقم میزند
امروز سعی میکنیم تیتر وار به هر یک بپردازیم و حتماً روزهای آینده مفصل در مورد آن صحبت خواهیم کرد و البته آن روی سکه را می بینیم این پنج ریسک عبارتند از ۱ افزایش ریسک جنگ ۲ افزایش ریسک و چالش شرکتهای صادراتی در فروش و صادرات و یا تامین مواد اولیه وارداتی ۳ ریسک تصمیمات دولت در سرکوب نرخ ارز و اختلاف سهمگین دلار آزاد و نیما که از جیب سهامداران خواهد رفت ۴ ریسک کاهش درآمدهای دولت و کسری بودجه تصمیمات ناگوار برای شرکتها و همچنین افزایش انتشار اوراق و افزایش نرخ بهره ۵ ریسک خروج سرمایه و کوچ به بازارهای رقیب میتوان تا صبح ریسکهای دیگر را هم اضافه کرد اما سعی کردیم ۵ ریسک عمده را بررسی کنیم
به یکی گفتند چرا نمیتوانی بجنگی و چرا شلیک نمیکنی گفت به هزار و یک دلیل . گفتند هزار و یک دلیل را نمیخواهیم، یک دلیل را بگو گفت تفنگ داریم فشنگ نداریم!! گفتند همین یک دلیل بس است!! بسیاری بر این عقیدهاند که در تحولات و تعاملات فعلی همین یک دلیل افزایش ریسک جنگ به واسطه پر تنش شدن اوضاع و شکل فعلی برای فضای فعلی بازار کافی است .
حقیقت امر قبلتر هم این را نوشته بودیم که بسیاری به درست یا غلط کاری نداریم بر این عقیدهاند که چکانده شدن مکانیسم ماشه کشور را یک گام به سمت تقابل و رویارویی و جنگ دوباره سوق میدهد و اگر هم جنگی صورت نگیرد این ابر تهدید و فضای تقابل پدر صاحب بچه را در میآورد و دوباره بازار را قفل خواهد کرد و این خواهد شد که بازار از ترس مرگ خودکشی میکند هیچکس نمیتواند پیشبینی کند چه میشود اما حقیقت امر فضا فضای جذاب و جالبی از نظر خبرها و ریسک ها نیست طرفین به طرز عجیبی چنگ و دندان به هم نشان میدهند و این برای فضای فعلی بازار ما سمی مهلک و اتفاقی دردناک است تازه بماند که علاوه بر سایه جنگ از آن طرف میله داغ نرخ بهره و بیل سنگین سرکوب نرخ ارز هم بر همه جای بازار فرود میآید
به هر حال امروز بازار هرچه که بود با شنیدن اتفاقات و خبرها واکنشهای جالبی را نداشت و فضا بسیار مبهم و تلخ شده بود کار بازار هم سخت و دشوار است و فضای فعلی نشان میدهد پیشرفت و رشد بازار با این حجم ریسکها و اتفاقات کمی عجیب و بعید خواهد بود و به قول یکی در عین مظلومیت ارزندگی و شرایط بسیار خوب برای رشد به معجزه احتیاج داریم و شاید باید اعتراف کرد که در هیچ مقطعی طی این چند سال از تاریخ بازار اینطور از همه عوامل اعم از اقتصادی و سیاسی زیر فشار نبودیم و این ماهیت تلخ بازار را نشان میدهد ولی یک نکته را دقت کنید فرض کنیم اگر جنگی رخ ندهد نمیتوان تورم ایجاد شده را در همه بازارها دید و بازار سرمایه را فراموش کرد تجربه نشان داده که در بازههای زمانی ۵ یا ۶ ساله این موضوع به سرعت آثار خود را در قیمتها گذاشته و جبران کننده کاستیهای قبل میشود و حرف آخر بخش اول که نمیدانیم واقعاً چه بگوییم عقل و منطق و فضای عاقلانه به ما میگوید که باید در مسیر درستی حرکت کنیم و از ریسکها فرار کنیم اما این سطح ارزندگی روبروی ما قرار گرفته و وسوسه انگیزانه مسیر بازار را تغییر میدهد فقط باید نشست و دید و تماشا کرد و ببینیم چه میشود یکی از دلخوشی ها همین موضوعی است که معتقدیم بعد ماشه عامل مهم و قابل توجه برای بازار می شود …
و اما بخش دوم امروز که البته سر شما را هم درد میآوریم و طولانی میشود به موضوعی اختصاص دارد به نظر میرسد میتواند یکی از سکوهای پرش بازار شده و امیدواری به حرکت پیش روی بخش بزرگی از بازار باشد …
همونطور که مطلع هستید بازار دومی در سیستم ارز ایجاد شده به نام بازار ارز توافقی که در ساز و کار این بازار ما شاهد هستیم که شرکتهای کوچکتر صادر کننده و یا بهتر است بگوییم کلیه صادرکنندگان به غیر از پتروشیمیها فولاد و فلزات بزرگ ارز خود را در این بازار عرضه کرده و از سوی دیگر بخشی از تقاضا نیز به سمت این بازار سوق داده شده است اخیرا این را از برخی از فعالان واردات و صادرات میشنویم که بیان میکنند بانک مرکزی هم به شرکتها اعلام کرده برای اینکه پشت صف دریافت نرخ غیرمنطقی توافقی نمانند به سمت این بازار حرکت کنند و نرخ در این بازار طبق آخرین اعداد حوالی ۹۲ و ۹۳ هزار تومان است
مطلعیم که بسیاری از شرکتهای کوچک و حتی بخشی از شرکتهای بازار هم در این بازار فعالیت داشته و ارز خود را با این نرخ عرضه میکنند اما هدف از گفتن این مطلب چیست احتمالاً با فعال شدن مکانیزم ماشه تغییر و تحولات ارزی رنگ و شکل دیگری خواهد گرفت ما شاهد افزایش احتمالی نرخ ارز در بازار آزاد و تقاضای بسیار سنگین و پشت خط مانده برای دریافت نرخ توافقی خواهیم بود و طبق روال احتمالی آرام آرام زمزمه تغییرات نرخ ارز آغاز خواهد شد و درست به مانند سالهای قبل احتمالاً از نیمه دوم سال شاهد تغییرات در سیستم تخصیص ارز و نرخها هستیم
بسیاری بر این عقیدهاند که به مرور زمان بانک مرکزی بسیاری از درخواستهای تقاضای ارز را به سمت بازار توافقی سوق داده و صف دریافت ارز توافقی را خلوت میکند و از سوی دیگر آرام آرام به شرکتهای بزرگ هم اجازه میدهد بخشی از ارز خود را در این بازار عرضه نمایند یا به اصطلاح با ترکیبی از ارز توافقی و ارز نیمای فعلی پیش بروند و احتمالاً هرچه جلوتر برویم احتمال اینکه حتی ارز ۲۸ و ۵۰۰ هم به کنار رفته و نرخ نیمای ۷۰ هزار تومانی فعلی جای آن را بگیرد و تقاضای باقی به بازار توافقی برود بسیار است …
این رویداد عجیبی نیست و احتمال اجرایی شدن آن بسیار زیاد است و وجود دارد و صد البته این عقلانیترین و منطقیترین کار برای شرایط فعلی است قطعا تا به امروز حماقتهای ارزی آسیبهای بسیار زیادی به سیستم کشور وارد کرده است و رانت عجیب و غریبی را نیز نصیب وارد کنندگان متعدد نموده. دوستی که در حوزه تامین مالی فعال بود نکته جالبی میگفت میگفت تنها افراد و شرکتهایی حاضرند با نرخ ۴۰ و یا حتی ۵۰ درصد تامین مالی کنند که در سیستم ارز نیما آن طرف تقاضا قرار دارند و از یک رانت ارزی ستفاده میکنند و به قول خودشان در سال با تامین مالی ۴۰ درصد دو بار این نرخ را دریافت کنند گل خود را زده و بار خود را بستند و با کت شلوار دیگران داماد شدند!!
دو موضوع این میان وجود دارد یا سیستم عقلانیت اقتصادی وجود داشته و این موضوع را اجرایی خواهد کرد که به نظر اتفاق مهمی است احساس میکنیم کم کم شرایط کشور ناگزیر از اجرای آن است و یا بر همین مدار فعلی ادامه میدهد که بیشک اگر به همین شکل پیش برویم و با همین دست فرمان جلو برویم به زودی بحران ارز هم به سایر بحرانهای کشور اضافه خواهد شد
و نکته دوم اگر قرار بر تغییر و تحول در بازار باشد و بپذیریم که مکانیسم ماشه فعال بوده و ذیل این ساز و کار قرار است بازار حرکتی بزند بیشک سه بعد میتواند به آن کمک کند بعد اول شرایط بنیادی گزارش شرکتهاست بعد دوم کاهش نرخ بهره و بعد سوم قطعاً همین افزایش نرخ توافقی و منطقی شدن سیاستهای ارزی است و در این حالت است که ما میتوانیم اعتراف کنیم که بازار قابلیت یک حرکت تند و سریع و شارپ را حتی با وجود مکانیسم ماشه خواهد داشت.
این شانس فعلی بازار ماست و به نظر در شرایط فعلی هر تغییر و گام کوچکی به سمت این موضوع آثار بزرگی در بازار خواهد داشت این موضوع را یک بار دیگر عرض کنیم که نکات مطرح شده در مورد موارد نرخ ارز و بازار توافقی و اتفاقات دیگر حدس و گمان و تحلیل نبوده و اطلاعاتی است که از صادرکنندگان و وارد کنندگان گرفته شد و پیش روی ما قرار دارد . بی تعارف تا به امروز عقلانیتی در سیاستگذاریهای کشور اعم از خرد و کلان دیده نشده و نمیشود و دست فرمان تند و تیزی برای تصمیم گیریها گرفته شده امیدواریم حداقل در سیاستهای ارزی تغییراتی را شاهد باشیم که میتواند سرآغاز اصلاحات اقتصادی در مواجهه با بزنگاههای حساس کشور باشد
بتا سهم











