بزنگاه !!
روز جالبی بود؛ نه نگرانکننده بود و نه خوشحالکننده و مهمترین رویداد فعلی را شاید بشود حجم خوب بازار دانست. نمیدانیم فروختند یا خریدند، ولی هر چه که هست، اگر قرار بر ریزش سفت و سخت و هیجانی بود، بازار امروز اینطور مثبت نمیماند و بعد از نیم ساعت وا میرفت. این ایستادگی و تلاش برای بهبود نشان از این دارد که حتی اگر در بالا رفتن با سرعت کمی پیش برویم، در پایین آمدن خیلی تند و تیز نخواهیم آمد و صد البته همه چیز به اخبار بستگی دارد؛ همه چیز…
امروز، بازار را در حالی آغاز کردیم که به اولین بزنگاه حساس و حیاتی این چند روز اخیر رسیدیم و بعد از ۴ روز رشد چشمگیر بازار، امروز اولین موج عرضه خود را داشت. به قول شاعر به اولین بزنگاه رسیدیم که در میان چهل سوی پرآشوب بازار و خبرها قرار داشت و شرایط عجیبی را نشان میداد و در این مسیر هم، نه یک همدرد و همراه دانا و همیشگی کنار بازار است که بخواهد او را با خیال راحت از این شرایط عبور دهد و نه یک همسفر خوب…
اما به هر حال میتوان اینطور گفت که بازار امروز کارنامه قبولی از معاملات گرفت.
روز گذشته نیز نوشتیم که سه دلیل برای ادامه شرایط فعلی وجود دارد؛
اولی جریان پول بود که امروز مفصل در مورد آن صحبت میکنیم و گراهای قویتری از آن خواهیم داد. دومی، جریان نرخ ارز و خبرهای آن بود که در این حوزه نیز صحبت خواهیم کرد و سومی، گزارشهاست. معتقدیم در حال حاضر همگرایی هر سه رویداد میتواند بازار را از این فضای فعلی کمی به سمت جلو هول بدهد، اما یک نکته مهم وجود دارد.
از این نقطه به بعد را بگذارید دقیقتر صحبت کنیم؛ از نقطه فعلی تا محدوده ۳ میلیون واحد که بسیاری از آن بهعنوان هدف و تارگت بعدی شاخص یاد میکنند، ما هر مرحله با انرژی متفاوتتری حرکت خواهیم کرد. مرحله اول که مرحله فعلی بود، به دلیل افت سنگین نمادها و رسیدن خبرها و گزارشهای خوب سریع طی شد. مرحله دوم که مرحله فعلی است که در آن قرار داریم، با سرعت کمتری طی خواهد شد. البته آن یکپارچگی رشد در اکثر سهمها را نیز نخواهد داشت.
همچنین معتقدیم از این به بعد، تقسیمبندی بازار در سه رده صورت خواهد گرفت و رشد بازار در هر یک از این سه رده متفاوت است.
گروه اول، گروه لیدرها هستند. خیلی کار سختی برای شناسایی آنها ندارید. کافی است به معاملات سه هفته گذشته نگاه کنید و ۵۰ سهم برتر از نظر معاملاتی را جدا کنید و سپس اهرمیها را نیز به آن اضافه کنید، میشود لیست پیشروها که بازار فارغ از تحولات بنیادی وزن متفاوتی به این گروه و این دسته از سهمها میدهد.
اینکه چرا نقدینگی در دل آنها جریان دارد و بازار اقبال بیشتری به آنها دارد، خود موضوع متفاوتی است که بارها در مورد آن صحبت شده، اما به هر حال نمیتوان از لیدری مثلاً شستا یا غدیر یا صندوقهای اهرمی، نمادهای پالایشی، خودرویی، فولاد، فملی و یا برخی پتروشیمیها گذشت که آثار متفاوت و بزرگی در بازار خواهند داشت. البته این دسته نیز نیمنگاهی به گزارشها دارند و سرعت رشد و افزایش آنها با گزارشها تغییر میکند. معتقدیم همچنان جریان پول بزرگ و بازی اصلی در این نمادها در جریان است…
امروز هم دیدیم که اول این شرکتها و نمادها به صف خرید و رشد قیمت رسیدند و بعد، بقیه پشت سر آنها حرکت میکردند.
اما دسته دوم، طیف گستردهتر و بیشتری از نمادها را شامل میشوند.
عاشق این دسته هستیم که نمادهای کوچکتر متوسط را شامل میشود، اما بنا به دلایلی هنوز آن جریان پول قوی که نیاز است را جذب خود نکردهاند. اما یک ویژگی مهم و بارز دارند؛ آن هم این است که اکثر آنها در جریان بازار اصلاح خوبی کردند، P/E خوبی دارند و مهمتر از همه گزارشهای خوبی داشته و چشمانداز گزارش میاندورهای خوبی نیز دارند. طیف این دسته دوم هم بزرگ و کوچک دارد و رفتار متفاوتی را پیش میگیرد، اما در هر صورت به نظر میتوان به این گروه نیز در بازار امیدوار بود که در این مدت پیش رو، پرچم را در دست گرفته و بازدهیهای خوبی را بدهد. قطع یقین باید انتظارات بازدهی سنگین را از این گروه کمی پایین آورد.
اما دسته سوم، دسته رها و آزاد نمادهایی است که شامل آن دو گروه نمیشوند و به نظر در همین مرحله اول گرفتار خواهند بود و به سختی رشد میکنند که طیف وسیعی از بازار را نیز شامل میشود.
بیشک شما اگر قرار است در بازار با این حجم ریسک بمانید، زمین بازی شما گروه اول و دوم است و نه گروه سوم. گروه سوم برای زمانی است که همه رشد آنچنانی داشته و اینها جامانده باشند. وقتی قرار است در چنین آوار ریسکی کار کنیم، به نظر ترکیبی از گزینههای گروه اول و دوم میتواند برای ما در بازار مفید باشد.
اما یک نکته، فصل مشترک و وجه عمده آنهاست و آن هم این است که بازار علاوه بر گزارشهای قوی و چشمانداز مثبت از اخبار و اتفاقات، به حجم این گروهها نیز نگاه میکند تا بتواند با سرعت از آن خروج یا به آن ورود کند.
این چهره بازار ماست که احتمالاً طی یک ماه آتی نیز با آن درگیر باشیم و صد البته میدانیم برخی خوششان نمیآید، اما قطبنمای شما و چراغ راه این مسیر علاوه بر اینکه نباید خوشبینی مفرط داشت، بیشک کدال و گزارشهای مالی است که میتواند بازدهیهای خوبی را نصیب سهامداران کند.
یک نکته را توجه داشته باشید؛ بهعنوان کسی که صبح و شبش را در کدال و بازار میگذراند، عرض میکنیم که به این حرفها که کدال قبرستان فلان است و گزارشها تأثیری ندارد، توجه نکنید. شاید در کوتاهمدت جو اخبار و تحولات و اتفاقات اثرگذار باشد، اما در نهایت این فضای بنیادی و ارزندگی است که بازار را در رالیهای صعودی پیش میبرد. کافی است شما درست انتخاب کرده باشید. در اولین موج صعودی، جلوی لشکر بازدهی حرکت خواهید کرد و این موج شما را سریعتر و قویتر به جلو پیش میبرد.
در ادامه به دو نکته دیگر نیز اشاره خواهیم کرد که باید در گزارش فعلی بازار بیان شود و برای همه سهامداران مهم است؛ نکته اول این است که پرسش بسیاری از عزیزان هم بود که چرا از مدتها قبل، استراتژی ۵۰-۵۰ را بارها در گزارش بازار نوشتید و همچنان روی آن تاکید دارید؟ اولاً که خوشحالیم که اگر در مقطعی روی این موضوع تاکید کردیم، تاکنون هم خیلی رویداد بدی رخ نداده است.
شاید کسانی که ۱۰۰درصد در ریزش بازار طلا بودند، امروز بازدهی بهتری گرفته باشند، اما دقت کنید در همین دو هفته این بازار سهام بود که کمی فضای بهتری را پیش برد. یکی از مشکلات عمده این دسته از عزیزان این است که دست و دلشان به راحتی به خرید سهم نمیرود، اما چرا کماکان روی ۵۰درصد سهم و ۵۰درصد صندوقهای طلا تاکید داریم؟ دلیلش این است که بیتعارف و به شکل واضح و روشن، ما همچنان ریسکها را به شکلی جدی روی سر بازار میبینیم.
کسی ممکن است این حالت را نداشته باشد. به هر حال پرریسکتر کار میکند و بازدهی خوب بازار هم نوش جانش، اما وقتی مکانیسم ماشه فعال شده و تحولات نظامی و سیاسی هر روز و هر شب سهامدار را آزار میدهد، به نظر این استراتژی، استراتژی غلطی نیست. در ثانی حتی بدون جنگ و با صرفاً مکانیسم ماشه، تحریمها یکی پس از دیگری میبینید که وضع میکنند و این موضوع فشار احتمالی به بازار دلار را بیشتر خواهد کرد و از همین روست که معتقدیم بخشی از دارایی باید حتماً به همین شکل باشد و حالا در مقاطع مختلف میتوان وزن آن را کم و زیاد کرد.
در این موضوع نیز دو نکته وجود دارد که البته ما نظر خود را میگوییم و هر کسی ممکن است دیدگاه متفاوتی داشته باشد.
نکته اول این است که چرخش بین این ترکیب بسیار حساس، حیاتی و مهم است. زمان ورود و خروج را باید با دقت تنظیم نمود و با هر رویداد و خبری میتوان این موضوع را تنظیم کرد و تصمیم گرفت. شاید با وجود گزارشهای خوب، بد نباشد وزن آن را کمی بیشتر کرد و یا با نزدیک شدن به مرز ۳ میلیون وزن آن را کم کرد، ولی نکته اصلی این است که باید هر روز منفعل بود و این اعداد را کم و زیاد کرد.
نکته دوم، سه کلاس دارایی پیش روی ما تعریف میشود؛ سهام، اوراق درآمد ثابت و صندوقهای طلا یا بهاصطلاح طلا و دلار. ریسکپذیری افراد میتواند ترکیب بین این داراییها را تعیین کند. از دید ما، افراد بسیار ریسکگریز بیشک وزن سهام را کم میکنند، در صندوقهای طلا و درآمد ثابت بیشتر حضور دارند و افراد فعال و پرریسک حتی میتوانند در این مقاطعی که بازار میزند و میرود، فضای خوبی برای سهام ترسیم کنند.
اما ما بهعنوان یک نظر این را بیان میکنیم؛ معتقدیم بعد از مکانیسم ماشه و رویدادهایی که پیش روی ماست، نگهداری اوراق با نرخ سود ۳۵ و ۳۶ در حالی که تورمهای بالای ۴۰ داریم، عقلانی نخواهد بود و از همین روست که از مدتها قبل این را بیان کردیم که شاید دیگر استراتژی داشتن اوراق، استراتژی منطقی نباشد و بازهم در تکمیل این موضوع بیان میکنیم که این یک نظر شخصی بوده و ممکن است برای هر کسی با توجه به ریسک او متفاوت باشد.
اما تا به این لحظه که با هم صحبت میکنیم، به نظر استراتژی موفق و درستی بوده و میتواند ادامه داشته باشد. شاید برای ما که ریسکپذیری بالایی داریم، درصد بیشتری از سهام و کمتری از طلا منطقیتر و مطلوبتر باشد و برای یکی دیگر که جنگ را پشت خیمه بازار میبینند، برعکس کار کند. نه او اشتباه میکند و نه یکی دیگر. درست هر کسی بسته به ریسک خود پیش میبرد و قطعاً معتقدیم با این اصلاح سنگین بازار و این گزارشها و شرایط خوب، پذیرش ریسک بازار سهام و انتخاب گزینه درست، بازدهی مطلوب و منطقی خواهد داشت.
و موضوع دوم، موضوع مهم گزارشهای ماهانه بود که دیشب رالی انتشار آن به پایان رسید و گزارش شهریور شرکتها روی کدال رفت. دقت کنید که این گزارشها در حالی مطرح میشود که هنوز فضای جنگ بر فضای اقتصاد کشور حاکم بوده، همه از رکود در اقتصاد و بازارها صحبت میکنند و ناترازی برق هم همچنان در شهریور وجود داشت. از همین رو بر این عقیدهایم که کار شرکتها در شهریور کار بزرگی بوده است.
نکته مهم دیگر، جمعبندی این گزارشهاست که شاید چند موضوع و نکته را برای همه نمایان میسازد؛ اولین آن، این است که بهوضوح تغییر سیاستهای ارزی، ایجاد بازار توافقی دوم ارز و نرخ دلار بالای ۹۰هزار تومان به خوبی حال فروش برخی شرکتها را بهتر کرده و آثار آن را در گزارش فروش میبینیم. هرچه جلوتر برویم و این سیاست گستردهتر شود، آثار بهتری در فروش و وضعیت بنیادی شرکتها خواهیم دید.
نکته بعد اینکه بازار برای حفظ شرایط فعلی به یک اهرم قوی برای کفسازی احتیاج دارد؛
یعنی خیال جریان پول باید راحت شود که از این قیمتهایی که در حال حاضر قرار داریم، خیلی افتی در کار نیست و کم نمیشویم. به جد معتقدیم در اکثر شرکتها اگر حاشیه سود سه ماهه اول حفظ و به تابستان نیز کشیده شود، ما گزارشهای بسیار خوب میاندورهای را خواهیم داشت که بازهم P/E بازار را تنزل داده و از همه مهمتر، یک کف محکم قیمتی حمایتی را برای بسیاری از سهمها ترسیم میکند.
این یکی از مهمترین آثار انتشار گزارشهای ماهانه و میاندورهای است که میتواند کفسازی مهمی در قیمتها انجام داده و ریسک به ریوارد بازار را جذاب نماید و البته در حالت دیگر، سرعت رشد برخی نمادها را نیز بالا میبرد.
در مجموع جمعبندی معتقدیم که گزارشها پالس و آلارم خوبی برای بازار است و البته هنوز حرکت نهایی و بعدی مانده و انتشار میاندورهای است که میتواند این جریان خوب را تکمیل و موج ایجادشده را قویتر نماید. با انتشار گزارشهای ماهانه و میاندورهای، مهمتر از همه شجاعت خریداران بیشتر شده و فروشندگان هم به هر قیمتی حاضر به از دست دادن دارایی خود در این فضای تورمی نیستند…
و اما سراغ بخش آخر و بخش پایانی برویم که به یک رویداد اشاره دارد که در هفتههای گذشته اشاراتی از آن در گزارش بازار شد و امروز بهطور جدی و مفصلتر در مورد آن صحبت خواهیم کرد و آن هم ورود جریان پول از بیرون به بازار بود…
معتقدیم این جریان پولی که به بازار آمد، نه پول مدیریت شده دولتی بود که بخواهد نمایشی بازار را مثبت کند و نه از دید برخی دایی جان ناپلئونها، کار خودشان بود که بخواهند به ماشه زباندرازی کنند. خیر، هیچ یک از آنها نبود. اتفاقاً جریان پولی که وارد بازار شد، تماماً با هدف کسب سود و با اطلاع و نقشه قبلی راهی بازار شد.
تقریباً میتوان گفت از ابتدای شهریور بود که رگههایی از حضور برخی جریانات پولی در بازار آغاز شد. بهوضوح شاهد بودیم که در آن مقطع، برخی کدهای خاص نه با حجم بالا، که با حجم متوسط و بعد از آن هم برخی شرکتهای سهامی خاص و یا حقوقیها و منابع درشتتر وارد بازار شدند و اوج این جریان، صفنشینی سنگین پتروشیمیها، شستا و برخی نمادهای پالایشی بود و با جدیت و قطعیت خدمت شما این را عرض میکنیم که پول بچههای بازار درگیر این رالی چند هفتهای بازار نبوده است. شاید همراهی کرده باشند، اما آغاز این رالی با جریان پول بچههای بازار نبود
و البته برخی از حقوقیها از حق نگذریم که سنگ تمام گذاشتند و تماماً خریدار بازار بودند که صندوقهای تثبیت توسعه نیز بخشی از آن بوده و برای همین است که از فروش آنها در این روزها دفاع میکنیم. چون در تلخترین روزها زیر بازار بودند، اما سؤال اینجاست این جریان پول با چه هدف و با چه دیدگاهی راهی بازار شد؟
افرادی که معتقدیم هم بهواسطه ارزندگی، البته با درصد کمتر و بیشتر به واسطه اخبار نهانی جریان ارز، دل به دریای بازار زدند. افرادی که راهی بازار شدند، اطلاعات تغییرات سیاستهای ارزی را زودتر از همه داشتند و خریدار بازار بودند و رد پای آنها این روزها بیشتر در بین اهالی بازار به چشم میخورد…
از همین رو یکبار دیگر به این موضوع میرسیم که جریان پول با اطلاعات و اخبار رابطه معنادار و مأنوسی دارد که میتواند با دریافت اطلاعات و اخبار مهم به بازار بیاید.
طبق آنچه از همان روز اول از برخی کدها میشد دریافت کرد، میتوانستیم ببینیم که برخی افراد حقیقی مرتبط با این تصمیمگیری ارزی و همچنین بسیاری از تجار و واردکنندگان و صادرکنندگان بخش عمده خریدار بازار بودند. نکته مهم اینجاست که آنها نیز اثر قوی این موضوع را بر عملیات و سود شرکتها میدانستند و در اوج بحران سیاسی، بازدهی خوبی را از بازار کسب کردند…
این جریان پول هنوز از بازار خارج نشده، اما دلبستگی عمیقی به بازار هم ندارد و احتمالاً بهمحض کسب بازدهی نرمال به فکر خروج خواهد بود و البته یکبار دیگر بر همگان اثبات شد که دلیل بسیاری از حجمها، صفوف خرید و اقبال به برخی نمادها همین فضا و شرایط خبرهای خاص و ویژه است، وگرنه کجای بازار ما ۱۰۰۰ میلیارد تومان پشت صف شپدیس میگذاشت. نکته آخر و مهم این است که بپذیریم که این تحول ارزی در حال وقوع است و اتفاقات آن در روزهای آتی مهمتر و بیشتر به چشم خواهد خورد.
تازه آن وقت است که جریان پول حقوقیها و افراد بازار، آرام آرام پشت این مسیر قرار گرفته و او را همراهی میکنند. هدف از گفتن این مطلب این بود که رالی اخیر بازار، بازی پولهای بیرون و مطلعی بود که بازدهی نسبتاً نرمال را در مدت کوتاهی کسب کردند و احتمالاً ادامه رفتار آنها بر رفتار فعلی جریان پول مؤثر است…
بتا سهم
مهمترین رویداد فعلی/مهمترین رویداد فعلی/مهمترین رویداد فعلی/مهمترین رویداد فعلی/مهمترین رویداد فعلی/مهمترین رویداد فعلی/مهمترین رویداد فعلی











