اگه میتونی منو بگیر !
امروز بازار را در حالی آغاز کردیم که انگار روی تردمیل صبح تا ۱۲:۳۰ می دویم و بازهم از سرعت بازارهایی نظیر دلار و طلا جامانده ایم … سهامداران هم هاج و واج مشغول تماشا هستند ! بازار هر چه میدود ارزش بازار زیر ۱۰۰ میلیارد دلار باقی مانده و دقیقا انگار روی تردمیلی در حال حرکت است باز وضع بورسی ها بهتر است که در حال حرکت اند مردم که فقط تماشاچی و نظاره گر هستند !
به هر حال امروز بازار با هزار یک ترس و لرز و هزار سلام و صلوات که چه می شود و چه نمیشود کار را اغاز کرد ولی هرچه جلوتر رفت دید به گرد پای دلار و طلا نمیرسد و از فروش پشیمان شد . فقط همین را بگوییم همه چیز از حد و فهم و درک تحلیلی خارج شده به قول یکی وارد فضایی شدیم که تا کنون تکرار نشده و با الگوهای قبلی نمیتوان آن را قضاوت کرد …
امروز به وضوح میشد اینطور دید که فروشنده ها با دیدن این نرخ ها از فروش خود پشیمان میشدند و پیش خود میگفتند بفروشیم که چه کنیم و همین موضوع عاملی برای این شد که بازار در عین پر عرضه بودن با تقاضای نسبی هم مواجه باشد . البته این میان خبر تثبیت فرزین آن هم درست در حالی که شنیده میشد دلار نیما به ۸۲۶۰۰ رسیده و تالار توافقی زیر ۱۲۵ کسی فروشنده نیست یک شوک منفی وارد کرد ولی بازار خیلی زود از زیر این شوک نیز خارج شد …
روزهای قبل یک نکته را درمورد شخص رئیس کل گفته بودیم و بازهم تکرار میکنیم
بله از نظر روانی این تغییر به سود بازار ماست ولی بر این عقیدهایم که تغییر سیاست ارزی و به تبع آن تغییر احتمالی ریاست بانک مرکزی از بعد روانی شوک خوبی برای بازار است اما این اشتباه را نکنید فرد دیگر خیلی برای این جایگاه مهم نیست شاید البته حضور یک فرد هم راستا با دیدگاههای دولت و وزارت اقتصاد بتواند سرعت ببخشد اما معتقدیم این ریل سیاست گذاری است که باید تغییر کند از همین رو فرد و فردگرایی خیلی ملاک نمیتواند باشد و حتی همین فرزین که همه شکار هستند میتواند با تغییر سیاستهای ارزی طی همین مدت پالس خوبی برای تولید و اقتصاد صادر کند
مهم نیست چه اسمی باشد حرکت به سمت کاهش رانت ارزی مهمترین دستاورد افراد خواهد بود حالا یا فرزین باشد یا گرزین و زینی دیگر …
امروز بازار را در حالی آغاز کردیم که در کشاکش برخی اتفاقات و رویدادها قرار گرفته بود که مسیر او کمی با چالش و عرضه همراه شد البته همه چیز همچنان در وزن کشی بین عوامل مختلف پیش میرود اما از یک سو مانع تراشی برای بودجه و از سوی دیگر فشار فروش و و عرضه دیروز و قیمتهای پایانی بالا البته آن سو هم انتشار برخی گزارشهای خوب و همچنین روال تسعیر جالب در ابتدای وقت و اعلام نرخ نزدیک به ۸۲ هزار تومان برای نیما و حوالی ۱۲۰ هزار تومان برای توافقی و روند شتابان نرخ ارز جریان پول را همچنان برای حضور در بازار امیدوار میکرد. و در این رفت و آمدهای عرضه و تقاضا بود که بازار تا حدودی توانست بر جو منفی و عرضه غلبه کند
اما در این شرایط نکات مهمی وجود دارد که سهامداران باید به جد با آن توجه کنند و آن هم این است که ما به فضایی رسیدیم که دیگر چشم بسته حرکت کردن و شلیک کردن سخت و دشوار است باید با استراتژیهای متفاوت و شرایط شفافتری در بازار حرکت کرد و هدفگذاریهای کوتاه مدت و بلند مدت را تنظیم نمود.
بازار هنوز ترسی ندارد و این شرایط خاص و ویژه ارز و این تحولات نگرانی بابت اتفاقات عجیب را گرفته است اما یک نگرانی گوشه ذهن بسیاری وجود دارد و آن هم تصمیمات عجیب برای بودجه است در این شکی نیست که تا به این لحظه که با هم صحبت میکنیم چشم انداز رویدادهای بودجه و اصلاحات اقتصادی و سیاستهای ارزی محرک قوی برای بازار بوده اگر قرار باشد به هر دلیلی اعم از رانتخوری و لجبازی این جریان زیر سوال برود و به حاشیه رانده شود به نظر مسیر بازار هم سختتر خواهد شد و آن خوشبینی فعلی دیگر رنگ میبازد و البته معتقدیم نظام و سیستم حکومت به این جمعبندی رسیده که اصلاحات اقتصادی ناگزیر است و چیزی نمیتواند جلوی این ماجرا را بگیرد این اصلاحات از ارز آغاز شده و با بنزین پیش میرود و به نظر ادامه خواهد داشت .
و البته باز هم تاکید ما این است که این به معنی رشد همه جانبه و همه جوره و همه گیر سهام نیست و باید در این بازی نیز با دقت گام برداشت دلایل خود را برای بیان این حرف مینویسیم و امروز شاید این نوشته به مذاق برخی خوش نیاید اما بیان آن لازم و واجب است به خصوص حالا که هیچ چیز روشن نیست و در یک فضای مبهم اما پرتنش قرار داریم …
بخش پایانی بخش اول را با یک هشدار نسبی آغاز میکنیم
و البته در دل این هشدار یک حرکت بر روی لبه تیغ وجود دارد ما طی روزهای گذشته بارها و بارها از گزارشهای ماهانه و سپس میان دورهای به عنوان رالی گزارشها یاد کردیم که میتواند و این قابلیت را دارند که مسیر متفاوتی از رشد و صعود را برای بازار رقم بزند اما یک اتفاق این میان پیش آمده که به نظر گفتنش لازم است و آن هم مسیری است که برخی شرکتها در ارائه گزارش و شرایط دارند ما قبلتر هم این نکته را گفته بودیم که هرجا احساس کنیم
موضوع گزارشها موضوع اثرگذاری نیست آن را بیان خواهیم کرد اما ماجرا و نگرانی چیست
داستان از این قرار است که برخی شرکتها گزارش ماهانه را منتشر میکنند وقتی چشم انداز سودآوری را کنار قیمت میگذاریم به خصوص قیمتی که طی این مدت در اکثر اوقات ۴۰ تا ۵۰ درصد رشد کرده به این نتیجه میرسیم که با این نرخ بهره و این شرایط قیمت هم خیلی جای عجیب و غریبی از ارزندگی نیست یا خودمان را بخواهیم راحت کنیم و بگوییم تارگت را زده و برای از اینجا به بعد اتفاق و رویداد برگ برنده جدیدی میخواهد طیفی از نمادها در این شرایط هستند و معتقدیم فروش این دست نمادها چه سهم بزرگ باشد چه کوچک چه سهم پرطرفدار بازار باشد یا آنکه ان گوشه افتاده منطقیترین گزینه است
البته این موضوع را گوشه ذهن خود قرار دهید که بازار به این واسطه سراغ این نمادها می رود که انتظار دارد تغییراتی را در سودآوری سال آینده آنها ببیند و به نوعی جریان ارز باید بتواند سود سالهای بعد آنها را متحول کند به نظر باید اعتراف کرد که اگر تغییر ریل سیاستهای ارزی وجود نداشت و نبود امروز عین آب خوردن سر بازار را بسیاری از حقوقیها میبریدند و همین فشارهای فروش ، این جو مثبت ایجاد شده را خنثی میکرد
نکته بعد این که در دل این گزارش ما سه تقسیم بندی را خواهیم داشت
تقسیم بندی اول که شرکتها چه با سود امسال و چه سود سال بعد خیلی بر مدار ارزندگی نیستند و به نظر دست به فروش شدن روی آنها منطقیترین حالت است دسته دوم نمادهایی هستند که قیمت فعلی تابلوی آنها توجیه کننده فضای بنیادی فعلی نیست اما تغییرات ارزی سود سال بعد آنها را هدف گرفته و امیدواری بابت آن ایجاد کرده است
معتقدیم در این دسته نیز باید با احتیاط حرکت کرد و احتمالاً چند وقتی در جا زدن را در پیش خواهیم داشت و نهایت زمین بازی جریان پول ما باید نمادهای دست سوم باشند که با اطلاعات و رخدادهای جدید و چشم انداز سودآوری آتی همچنان در بازار ارزنده باشند و باز هم بدون تعارف تعداد این نمادها در حال کاهش است و ما به مانند روزها و هفتهها و ماههای قبل طیف وسیعی از نمادها را نداریم که در این دسته باشند پس کار ما هم دشوار است ببینید باز هم تاکید میکنیم این به معنی اینکه بازار را باید فروخت و این موارد نیست خیر به هیچ وجه اما یک آلارم بسیار مهم است که ما باید با چشمانی باز به سراغ انتخاب سهم برویم و هر سهمی را نباید در پورتفو قرار داد چرا که جریان سودآوری ممکن است توجیه کننده قیمت و سرعت رشد فعلی نباشد .
میدانیم خیلی این موضوع را قبول ندارند و رشد دلار و … را در سر بازار می کوبند ولی به هر حال قبله ما اگر کدال و مسیر ما ارزندگی است راه درست همین است .
نوشتن این جملات واقعا کار سختی بود و امیدواریم سوء تفاهم ایجاد نکند و البته این را هم بگوییم که نقطه عکس آن این است که از دل این گزارشها میشود نمادهایی را انتخاب کرد که اتفاقاً هنوز برای طی کردن رالی انرژی و انگیزه لازم را دارند که شاید حدود ۱۰۰ نماد در بازار این شرایط را به دست آورند و معتقدیم زمین بازی و جریان پول بین این ۱۰۰ نماد در روزها و هفتههای پیش رو خواهد چرخید و اتفاقا بازدهی خوبی را ثبت میکنند .
از دل این نوشتار چهار موضوع مهم به عنوان جمعبندی و نتیجهگیری بیان میشود موضوع اول ساختار انتخاب سهم و نحوه انتخاب آن از این به بعد باید به شکل متفاوتی پیش برود و همین طوری و الله بختکی نباید سهم خرید و با احتیاط باید رفتار کرد. نکته دوم این موضوع اهمیت کاهش نرخ بهره در سال بعد را بیشتر میکند
و ما نیز به این موضوع تاکید داریم که جریان کاهش نرخ بهره قابلیت تغییر این محاسبات و اتفاقات را خواهد داشت و از همین روست که آن را نکته مهمی در اصلاحات اقتصادی و بودجه میدانیم و البته در دل بودجه نکاتی وجود دارد که این را تایید میکند و فردا کمی بیشتر می نویسیم و این را هم در گوشه ذهن خود قرار دهید که بدون کاهش نرخ بهره این ماجرا سرعت لازم را نخواهد داشت و درست در این لحظات است که خود را نشان میدهد .
نکته سوم سقوطی در کار نیست با این جریان ارز و این اتفاقات ما نهایت یک اصلاح یا درجا زدن را داشته باشیم اما سقوط عجیب و غریبی را به نظر در بازار نمیتوان دید که برخی نگران آن باشند بسیاری از حتی همین دسته از سهمهایی که در مورد آنها صحبت میکنیم در صورت یک اصلاح دوباره به گزینه قوی خرید تبدیل میشوند .
و نکته چهارم
چیزیست که مبنای صحبت ما در مورد بازار و بخش دوم همین گزارش میشود و آن هم جریان نرخ ارز است
قبلاً نوشتیم که ما در جریان یک اصلاحات اقتصادی و ارزی قرار داریم که آنچه طی سالهای قبل رخ داده را تغییر میدهد به نظر آن چیزی که این نظم و این شرایط را به هم میریزد دست فرمان ارزی دولت است به واقع اگر با سرعت بیشتری اصلاحات ارزی را تجربه کنیم گزاره بالا یعنی احتمال عرضه و عدم رشد قیمتها زیر سوال خواهد رفت و ما شاهد حرکت دوباره همین دست نمادها به واسطه چشم انداز متفاوت سودآوری در سال بعد خواهیم شد یا بخواهیم سادهتر صحبت کنیم فرمان را پی بهای فوروارد گرفته و پی به ای تی تی ام و فعلی را کنار میزند و لازمه این ماجرا دیدن رخدادهای وجودی مهم در سیاستهای ارزی است که تا به امروز انرژی بازار در مسیر صعود بوده … مثل رسمیت یافتن نرخ توافقی …
و با همین ماجرا بخش دوم گزارش بازار را آغاز میکنیم که به موضوع ادامه جریان بودجه و روند نرخ ارز میپردازد
دیروز در مورد نرخ۲۸۵۰۰ و حذف آن و مبنا شدن نرخ نیما که احتمالاً حوالی ۹۰ هزار تومان است صحبت کردیم هیچکس نمیداند چه برنامهای در پیش است ناگهان دیدید سال آینده حتی همین ماههای باقیمانده سال چیزی دیگر به نام نیما وجود ندارد و تالار توافقی دوم میشود مبنای همه اتفاقات که اگر این موضوع رخ بدهد شک نکنید ما دوباره مسیر ویژهای در رشد را در دل بازار تجربه خواهیم کرد در حال حاضر چشم انداز چنین موضوعی دیده نمیشود
اما بحث امروز ما بر سر تالار توافقی و کارکرد آن و اثرات آن برای بازار و بودجه است در حال حاضر تقریباً اکثر شرکتها در این تالار حاضر هستند و ارز خود را میفروشند و یک مکانیسم نسبی عرضه و تقاضا نیز در این بازار وجود دارد قبل از هر چیز یک هشدار را بدهیم چرا که معتقدیم این اتفاق زیر پوست چهره سیاستگذار وجود دارد که ساز و کار عرضه و تقاضا در این بازار را هم دستکاری کند مثلاً سقفهای قیمت بگذارد و آن را دستوری کنترل کند که نتایج اسفبار فعلی دوباره تکرار خواهد شدامیدواریم یک اشتباه را صد بار تکرار نکنید چیزی که از چند روز گذشته برخی از تجار نسبت به آن گلایه داشتند همین موضوع نرخ گذاری هاست فعلاً با ان کاری نداریم اما یک هشدار مهم و جدی است
اما کارکرد آثار این تالار دوم برای بازار کجاست
قبل از هر چیز به نظر در سال جدید و حتی انتهای سال دولت با به رسمیت شناختن این تالار دوم حتی خودش نیز به عرضه کننده ارز خود در این بازار تبدیل شده و تقریباً همه شرکتها و صنایع به عنوان بازیگران عرضه و تقاضا اینجا جمع خواهند شد و روی تابلو و امیدواریم با مکانیسم عرضه و تقاضا قیمت ارز را مدیریت کنند یعنی شرکتهای پتروشیمی فولادی صادرکنندگان بزرگ و کوچک و وارد کنندگان روی این تابلو نرخ را مشخص میکنند و احتمالاً این نرخ که هر روز اعلام خواهد شد مبنای تمامی محاسبات قرار خواهد گرفت از محاسبه گمرک گرفته تا برق و گاز و خوراک و حقوق دولتی و سایر موارد دیگر یعنی احتمالاً نرخ تسعیر پالایش و بانک هم در سال بعد همین اعداد کشف شده در این تابلو است
به این موضوع دقت کنید این همان معجزهای است که میتواند بازار را یک بار دیگر نجات دهد و اعداد قوی در سودسازی ایجاد کند البته اثر و کارکرد یکسان بر همه بازار ندارد اما قطعاً میتواند شرایط متفاوتی را برای بسیاری از صنایع به خصوص صادر کنندهها که تا همین چند هفته پیش نرخ آنها حوالی ۷۰ هزار تومان بود شاهد باشد دقت کنید به گزارشهای ماهانه اگر نگاه کنید هنوز نرخ بسیاری از شرکتها ۷۲ هزار تومان درج شده آنها که تازه آزاد میفروشند اعداد زیر ۱۰۰ را دارند این دقیقاً همان پتانسیلی است که انگیزه ورود جریان پول به بازار است
ما معتقدیم این پالس از بودجه به بازار ارسال شده و اقدامات و رویدادهای آن به زودی عملیاتی و اجرایی میشود و ما شاهد ورود این نرخها به صورتهای مالی و گزارش فروش شرکتها هستیم و این را هم بیان کنیم اگر سیاست سرکوب ارزی کنار گذاشته شود و همه بر مبنای همین نرخ تابلو پیش بروند و این نرخ نیز منعکس کننده نظام عرضه و تقاضا باشد اتفاق مهمی رخ داده و کارکرد درست عرضه و تقاضا خود را در بازار نیز نشان خواهد داد بی شک بخشی از جریان پول که این روزها صندوق طلا میفروشد که البته معتقدیم آنجا هم دیگر با این شرایط آش دهن سوزی نیست راهی بازار میشود به همین دلیل است که یک پتانسیل رشد این چنینی را در جریان سودآوری و فروش شرکتها میبیند و تمام حرف و صحبت ما نیز همین است که بدون این افق تسعیر و رشد سود بازار همین نقاط باید بایستد اما این اثر جریان ارز است که او را به جلو هدایت میکند
و در پایان این پیشبینی را داریم که به زودی تحلیلگران باید اکسلها و محاسبات خود را با نرخ تسعیر ۱۲۵ هزار تومانی به روز کرده و جریان فروش و سودآوری شرکتها با این نرخ احتمالاً سال جدید را آغاز خواهند کرد و این را هم اضافه کنیم هر اتفاقی خلاف این ماجرا مانع جدی برای بازاری میشود که به این موضوع دل بسته و پی به ای میگیرد
بتا سهم
بازارهایی نظیر دلار و طلا/بازارهایی نظیر دلار و طلا/بازارهایی نظیر دلار و طلا/بازارهایی نظیر دلار و طلا/بازارهایی نظیر دلار و طلا/بازارهایی نظیر دلار و طلا/بازارهایی نظیر دلار و طلا/بازارهایی نظیر دلار و طلا











